امروز یکشنبه 18 مرداد 1405

Sunday 09 August 2026

جنگ صلح است، تجاهل توانایی!


1401/08/01
کد خبر : 45735
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 62 نفر
اوباما که به تازگی برنده جایزه نوبل صلح سال ۲۰۰۹ نیز گردیده، علی رغم چهره متفاوتی که تلاش می شود از او ارائه شود، در همان ماه های نخست ریاست جمهوری خود، با زیر پا گذاشتن بسیاری از وعده های انتخاباتی اش و تداوم بسیاری از سیاست های هژمونی طلبانه این کشور، نشان داده که از بسیاری جهات تفاوت چندانی با اسلاف جنگ طلب خود ندارد. باراک اوباما برنده جایزه صلح نوبل سال ۲۰۰۹، در حال برنامه ریزی یک جنگ دیگر برای افزودن بر سابقه چشم گیر خود است. عوامل او در افغانستان به طور منظم در حال از بین بردن مردم در جشن های عروسی، کشاورزان و کارگران ساختمانی، با تسلیحاتی همچون موشک نوظهور «هل فایر» هستند که هوا را از درون شش های انسان بیرون می مکد. طبق اعلام سازمان ملل، سیصد و سی و هشت هزار کودک افغانی، در شرایطی که اتحاد تحت رهبری اوباما این کشور را اداره می کند، در حال جان باختن هستند؛ اتحادی که اجازه می دهد، در این کشور سالانه در ازای هر نفر، فقط بیست و نه دلار هزینه مراقبت های درمانی شود. در هفته های نخست پس از مراسم تحلیف اوباما، او جنگ جدیدی را در پاکستان آغاز کرد که موجب آوارگی بیش از یک میلیون نفر از مردم این کشور از خانه هایشان شده است. اوباما در تهدید ایران ـ که وزیر امور خارجه اش هیلاری کلینتون گفته بود، او خود را آماده امحای ایران کرده است ـ به دروغ گفت که ایرانی ها به طور پنهانی سرگرم ساخت «یک تأسیسات هسته ای سری» هستند؛ با علم به اینکه ساخت این تأسیسات، پیشاپیش از سوی این کشور به آژانس بین المللی انرژی اتمی گزارش شده است. او در تبانی با تنها کشور مسلح به سلاح هسته ای در خاورمیانه، به مقامات پاکستان رشوه داد تا این قضاوت سازمان ملل را که اسرائیل با تهاجم به غزه مرتکب جنایت علیه بشریت شده، رد کند؛ جنایاتی که با استفاده از سلاح های آمریکایی که اوباما پیش از مراسم تحلیف خود محرمانه دستور ارسال آنها را داده بود، امکان پذیر شد. این مرد صلح، در داخل کشور بودجه ای نظامی را به تصویب رسانده که از تمام بودجه های نظامی سالانه این کشور از زمان پایان جنگ جهانی دوم به بعد بیشتر است و در عین حال، رهبری نوعی سرکوب داخلی را بر عهده دارد. در طول نشست اخیر گروه ۲۰ در پتزبورگ که اوباما میزبان آن بود، پلیس مسلح به معترضانی که در یک اعتراض مسالمت آمیز حضور یافته بودند، با چیزی به نام « آکوستیک دوربرد» حمله کرد که قبل از آن در خیابان های آمریکا دیده نشده بود. این وسیله که روی برجک یک تانک کوچک سوار شده بود، با صدایی تیز و برنده، گاز اشک آور و گاز فلفل را به طور بی هدف شلیک می کرد. این بخشی از یک زرادخانه جدید «مهمات کنترل ازدحامات» است که توسط پیمانکاران نظامی همچون «ریتئون» تولید شده است. در«وضعیت امینت ملی» تحت کنترل پنتاگون دولت اوباما، اردوگاه متمرکز در خلیج گوآنتانامو که او وعده تعطیل کردنش را داده بود، همچنان به فعالیت خود ادامه می دهد و شکنجه های محرمانه ادامه دارد. آخرین جنگ این برنده جایزه نوبل، به شدت سری است. در پانزده جولای، واشنگتن معامله ای را با کلمبیا نهایی کرد که بر اساس آن، این کشورهفت پایگاه نظامی بسیار بزرگ را در اختیار ایالات متحده قرار می دهد. آنطور که «آسوشیتدپرس» گزارش کرده، «ایده پشت این اقدام این است که کلمبیا به مرکزی منطقه ای برای عملیات های پنتاگون تبدیل شود...نزدیک به نیمی از این قاره را با یک سی ـ ۱۷ ( هواپیمای ترابری نظامی) بدون نیاز به سوخت گیری مجدد، می توان تحت پوشش قرار داد؛ امری که به آمریکا کمک می کند تا راهبرد مشارکت منطقه ای خود را عملی کند.» ترجمه سلیس این جمله این است که اوباما در حال طراحی یک برنامه برای«سرکوب» استقلال و دمکراسی مردم بولیوی، ونزوئلا، اکوآدور و پاراگوئه است؛ دمکراسی و استقلالی که آنها با وجود تمام مشکلات به آنها دست یافته اند، همراه با یک همکاری منطقه ای تاریخی که مخالف ایده «حوزه نفوذ» ایالات متحده است. رژیم کلمبیا که جوخه های مرگ را دوباره احیا کرده و بدترین پیشینه حقوق بشری را در این قاره دارد، حجمی از پشتیبانی نظامی آمریکا را دریافت کرده است که فقط با اسرائیل قابل مقایسه است. انگلیسی ها نیز آموزش های نظامی این کشور را بر عهده گرفته اند. اکنون شبه نظامیان کلمبیایی، تحت هدایت ماهواره های نظامی ایالات متحده، در حال نفوذ به داخل ونزوئلا با هدف سرنگون کردن دولت دمکراتیک هوگو چاوز هستند، هدفی که جرج دابلیو بوش در سال ۲۰۰۲ در نیل به آن ناکام ماند. جنگ اوباما با صلح و دمکراسی در آمریکای لاتین، پیرو سبکی است که او از زمان کودتا علیه رئیس جمهور دمکراتیک هندوراس، مانوئل زلایا در ماه ژوئن، آن را به نمایش گذاشته است. زلایا حداقل دستمزدها را افزایش داده، یارانه هایی را در اختیار کشاورزان کوچک قرار داده است، نرخ های بهره را کاهش داده و از میزان فقر در این کشور کاسته است. او در نظر دارد، انحصار دارویی ایالات متحده را در هم بشکند و داروهای ژنتیک ارزان قیمت تولید کند. اگرچه اوباما خواستار بازگشت مجدد زیالا شده، اما از محکوم کردن کودتاگران، فراخواندن سفیر آمریکا یا نیروهای نظامی آمریکایی که نیروهای هندوراسی را که برای در هم شکستن یک مقاومت مردمی در نظر گرفته شده بودند آموزش می دادند، امتناع می کند. گفته می شود، زلایا از انجام ملاقات با اوباما که یک وام بانک جهانی به مبلغ صد و شصت و چهار میلیون دلار برای رژیم غیر قانونی هندوراس را به تصویب رسانده، خودداری کرده است. پیام این حرکت، شفاف و آشناست: اراذل می توانند با بخشودگی از مجازات، به نفع آمریکا عمل کنند. اوباما این عامل نرم و ملایم از شیکاگو به واسطه هاروارد، برای احیای آنچه که او آن را «رهبری» جهان نامیده، اعلام آمادگی کرده است. تصمیم کمیته جایزه نوبل، از همان نوع نژاد پرستی وارونه ای است که این مرد را به هیچ دلیلی جز عضویتش در یک اقلیت و جذابیتش برای حساسیت های لیبرال، تقدیس نکرده است. حال اگر او برای کودکان افغانی که به خاک و خون می کشد جذابیتی ندارد، چه کسی اهمیتی می دهد؟ صدای رسای رهایی سیاهان، فرانتس فانون این نکته را به خوبی درک کرده بود. او در «ادبار زمین» این گونه می نویسد: «واسطه هایی که مأموریت آنها هیچ ربطی به تغییر و تحول ملت ندارد؛ امری که به شکلی بی روح، در بر دارنده خط انتقال بین ملت و سرمایه داری است و اگرچه استتار دارد، شایع است.» چون گفتمان سیاسی در تک فرهنگ رسانه ای ما چنین پست شده، نژاد، جنس و طبقه می تواند به عنوان ابزار تبلیغاتی فریبنده و گمراه کننده به کار گرفته شود. در مورد قضیه اوباما، آنچنان که فانون یک نسل پیشتر اشاره کرده، آنچه اهمیت دارد، ارتقای «تاریخی» واسطه نیست، بلکه طبقه ای است که او در خدمت آن است. در درجه نخست، احتمالاً حلقه داخلی بوش، چند نژادی ترین حلقه در طول تاریخ ریاست جمهوری های آمریکا بوده است. در این حلقه، کاندولیزا رایس، کولین پاول و کلارنس توماس قرار داشتند که همگی با وظیفه شناسی در خدمت یک قدرت خطرناک و افراطی بودند. بریتانیا عرفان اوباما گونه خاص خود را دیده است. روز پس از انتخاب بلر در سال ۱۹۹۷، «آبزرور» پیش بینی کرد که او«قواعد جهانی جدیدی در ارتباط با حقوق بشر» را وضع خواهد کرد؛ در حالی که «گاردین»، «شتاب بی نفس همراه با گشوده شدن ناگهانی دریچه های آب بند تغییر» را رد کرده بود. زمانی که اوباما در نوامبر گذشته انتخاب شد، دنیس مک شین یکی از سرسپردگان حمام های خون بلر، نادانسته به ما هشدار داد که «من زمانی که به حرف های اوباما گوش می دهم، چشم هایم را می بندم و احساس می کنم، کسی که این حرف ها را می زند، تونی است. او در حال انجام همان کارهایی است که ما در سال ۱۹۹۷ انجام دادیم.»
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/45735
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید