امروز جمعه 23 مرداد 1405

Friday 14 August 2026

حج، امام زمان(عج ) و احرام دگربستن


1401/08/01
کد خبر : 52609
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 41 نفر
درمقاله حاضر نویسنده به مسأله احرام و فلسفه آن پرداخته و احرام آیینی و احرام تأویلی را تشریح کرده است. وی دراین مطلب به برخی لطایف و حقایق باطنی عمل احرام اشاره نموده و پیرامون احرام لقاء امام سخن گفته است که با هم آن را از نظر می گذرانیم. درآموزه های قرآنی، بسیاری از آیین ها و مناسک، حالت نمادین دارند وحتی در روایات معتبری که از مفسران و تاویل کنندگان واقعی و بیانگران حقایق آن نقل شده، هریک از حرکات و سکنات نماز، نمادی از معنا و یا معانی چند است. براین اساس می توان به سادگی از ظاهر مناسک و آیین های حج گذشت و آنها را نمادهایی از مقاصد و معانی دانست که در پس این اعمال وحرکات وجود دارد. روایات بسیاری برای تبیین و تاویل هر یک از اعمال نمادین وارد شده است که مطالعه آن برای همگان سازنده و مفید و برای حاجیانی که قصد احرام دوست کردند لازم و ضروری است. همچنین حاجیانی که قصد کعبه را دارند باید قصد حقیقت آن کنند و هریک از اعمال و مناسک را بی شناخت و دانستن تاویلات آن انجام ندهند؛ زیرا شناخت درست و بینش صحیح داشتن نسبت به مسایل موجب می شود تا نگرش ها و رفتارها نسبت به یک عمل معنا و مفهوم دیگری باید و اصولاً بینش درست و نگرش راستین، آدمی را به سوی حقایق و لطائفی رهنمون می سازد که می تواند عشق و علاقه شخص را به آن افزایش داده و لذت عمل را دوچندان سازد. قرآن براساس این اصل که همواره پس از بیان حکمی می کوشد تا افزون بر بیان آثار و کارکردها به علل و فلسفه آن نیز اشاره کند و به هر شکلی شده حکمت و باطن اعمال و احکام را تبیین و آشکار سازد. از آن جایی که آیات قرآنی به شکل جوامع الکلم و کلیات جامع بیان شده لازم است با بهره گیری از روایات تفسیری و تبیین راسخون درعلم به این معانی لطیف و حقایق نهان و دقیق دست یافت. با این همه بررسی آیات قرآنی به همین قصد و منظور می تواند برخی از لطائف و حقایق را برای خواننده آن روشن سازد. از این رو در نوشتار حاضر به یکی از اعمال حج به نام احرام توجه می شود تا افزون بر ظاهر آن، برخی از حقایق و لطائف عمل و فلسفه آن معلوم گردد و شوق و ذوق حقیقی برای انجام آن و نیز تغییر نیت و قصد برای دست یابی به اهداف عمل احرام درحاجیان پدید آید تا با شناخت جدید و بینش تازه به تغییر نگرش های خویش نسبت به این عمل عبادی و آیین الهی اقدام کرده و به سخن دیگر احرام به قصد امری برتر و کامل را نیت کنند. ● احرام آیینی احرام از «حرم» به معنای بازداشتن خود و یا دیگری از کاری است (مقاییس اللغه .) و از نظر برخی فقیهان، احرام، عبارت از نیت، پوشیدن دو جامه خاص، تلبیه یا اشعار و تقلید (علامت گذاری قربانی) در اعمال و مناسک حج یا اعمال و مناسک عمره است که موجب تحریم مجموعه ای از محرمات احرام شود. (زبده البیان، ص ۳۴۳ و ۴۴۳). به سخن دیگر، احرام بستن همانند تکبیره الاحرام گفتن در نماز است که شخص با تکبیر گفتن وارد نماز می شود و نمی تواند برخی از امور چون خوردن و آشامیدن و پشت کردن به قبله و یاسر را به سوی راست و چپ کردن و سخنان بیهوده و لغو گفتن به جز ذکر خداوندی و حرکات و سکنات خاص که در نماز به عنوان اعمال واجب و یا مستحب بیان شده را انجام دهد. شخص با بستن احرام حج و پوشیدن دوجامه ندوخته و نیت و قصد احرام کردن درحریمی وارد می شود که دیگر نمی تواند هرکاری را انجام دهد و برای خود محدودیت هایی را ایجاد کند که بیرون رفتن از آن موجب می شود تا عمره و یا حج وی باطل و افزون برآن کفاره بر گردن او آید. خداوند در آیه ۵۹ سوره مائده بیان می کند که شخص اگر قصد حج دارد با احرام بستن و لبیک گفتن با ذکر خاص وارد این حریم می شود و به عنوان حاجی تلقی می گردد. بنابراین حاجی کسی است که با احرام خویش قبل از میقات های مشخص شده و یا در میقات، خود را محرم کند و نیت حج نماید. در آیه ۵۹ سوره مائده مقصود از «فمن فرض فیهن الحج» کسی است که با احرام، حج را بر خود واجب می کند. البته به سبب نوعی اختلاف در انواع حج تنها پوشیدن دوجامه موجب احرام نیست ولی از آن جایی که مخاطب در این نوشتار گروه خاصی از حاجیان هستند سخن از محرم شدن با دو جامه و لبیک گفتن است. به سخن دیگر، تحقق احرام در تمام انواع حج با لبیک گفتن است و در بعضی اقسام آن با اشعار و تقلید هم تحقق می یابد. از آن جایی که دوره کامل حج دوره خودسازی و تزکیه نفس و آموزش های عملی برای کسب تقوای الهی است، برخی از اعمال برای محدودیت سازی حرام می شود و حاجی نمی تواند آن ها را انجام دهد (مائده آیه ۶۹) که از آن جمله می توان به حرمت صید و شکار جانوران (مائده آیات ۱ و ۲ و ۴۹ تا ۶۹)، خوردن گوشت شکار صحرایی (همان) آمیزش جنسی (بقره آیه ۷۹۱: در حدیثی از امام صادق (ع) آمده: رفث، آمیزش است. نورالثقلین، ذیل آیه؛ کافی، ج ۴، ص ۷۳۳ ، ح ۳) تراشیدن موی سر (همان)، دروغ گفتن (همان)، سوگند خوردن(همان)، فحش گفتن و ناسزا و دشنام دادن (همان و نیز از امام صادق (ع) روایت شده که فرمود: الفسوق، الکذب، فسوق به معنای دروغ است. نورالثقلین، ذیل آیه؛ کافی، ج ۴، ص ۷۳۳، ح۳ و هم چنین آن حضرت فرمود: قال الله عزوجل فمن فرض فیهن الحج... و لا جدال فی الحج، و الجدال قول الرجل لا والله و بلی والله. مقصود از جدال در حج گفتن «لا والله» و «بلی و الله» است. نور الثقلین، ذیل آیه؛ کافی، ج ۴، ص ۷۳۳، ح ۳) در روایات برای کارهایی چون سر تراشیدن و صیدکردن و مانند آن که مخالف اعمال حج است کفاراتی بیان شده است که در این جا بدان ها اشاره نمی شود. خواننده می تواند در این باره به کتاب های مناسک حج و توضیح المسایل رجوع کند. اگر به علل و فلسفه ای که برای هر یک از محرمات بیان شده توجه شود به خوبی روشن می شود که مسایلی چون محافظت بر محیط زیست گیاهی و جانوری و احترام به حقوق همه موجودات از ریز و درشت مانند پشه و شپش و کک و مانند آن تا آهو و قوچ از چارپایان و پرندگان و چرندگان از جمله اهداف این احکام است. انسان با خودداری از انجام این گونه اعمال یک دوره عملی و آموزشی را می گذارند که زمینه ای عملی برای دست یابی به تقوا است. هر یک از این اعمال آدمی را چنان تربیت می کند که خود را از بسیاری از وسوسه های شهوانی حفظ کند و قوا و غرایز خویش را کنترل و مهار نماید. بنابراین دست یابی به تقوا یکی از اهداف و فلسفه این گونه اعمال است. همه اموری که به عنوان محرمات در این جا و کتاب های تفصیلی و خاص حج و عمره بیان شده در حقیقت بیان گر اموری است که بسترساز دست یابی انسان به تقوای عملی است. محرم با بستن احرام خویش می کوشد در حریمی وارد شود تا وی را اهل تقوا سازد. تاکید بر برخی از امور در حج به عنوان محرمات نشان می دهد که بیش ترین آسیب هایی که شخص در زندگی خویش می بیند و یا آسیب هایی که به دیگران از انسان و غیرانسان می رساند همین اموری است که به عنوان محرمات از آن یاد شده است. بنابر این لازم است که حاجی پس از خروج از احرام حج و عمره و بازگشت به شهر و دیارش، خود را به گونه ای تربیت کند که نسبت به آزار و اذیت دیگران اقدام نکند و قوای جنسی و غریزی و گفتاری و فکری و پنداری خویش را مدیریت و محافظت کند و در مسیر الهی حرکت نماید. ● احرام تاویلی هر چند که این گونه اعمال خود به عنوان اهداف و فلسفه حج مطرح می شود ولی نباید فراموش کرد که این مسائل کف مقاصد و اهداف و یا بخش میانی اهداف است و اگر بخواهیم سطح غایی و نهایی آن را دریابیم می بایست از احرام ظاهری و اهداف میانی آن تجاوز کرده به احرام تاویلی توجه یابیم. همان گونه که ولایت به عنوان اکمال دین و اتمام نعمت الهی مطرح شده، در مساله حج نیز چنان که روایات بسیاری وارد شده «تمام الحج لقاء الامام» دانسته شده است. این بدان معنا خواهد بود که در احرام بستن نیز انسان افزون بر دست یابی به این مقاصد، باید در اندیشه مقاصد کمالی باشد و مقصد خویش را از این احرام تمام الاحرام بشمارد. این گونه است که مفاهیم عرفانی و ولایی خود را دوباره ظاهر می کنند و نگرش آدمی به حج افزون بر مقاصد نخستین و میانی که می توان آن ها را عبارات و اشارات احرام و حج دانست به سوی مقاصد نهایی و غایی که همان حقایق و لطائف آن است جلب و جذب می شود. هدف از بستن احرام این است که شخص خود را در مسیر کمالی و در حریم دوست بیابد و هنگامی که قصد خانه کعبه و بیت الله الحرام می کند قصد عبودیت نماید که باطن آن ربوبیت است و بکوشد تا با تقرب بیش تر و بهتر به کمالاتی که خداوند به شکل اسمایی در وی به ودیعت نهاده خود را به خدا نزدیک سازد و ربوبیت خویش را نسبت به همه موجودات نشان دهد. کسی که احرام می بندد باید خود را در حریم دوست بیابد و چنان رفتار کند که شایسته حضور در حریم اوست. از این رو می بایست با احرام بستن خویش نه تنها دل از دنیا و علایق آن بشوید بلکه از خود نیز بیرون رود و در محور توحید به گونه ای سیر و حرکت کند که تن ها از میان رود و به وحدت حقه حقیقی دست یابد. در هر حرکتی که محرم انجام می دهد تقوای الهی را به شکل تقوای از خود بریدن و به وحدت حق پیوستن بروز و ظهور دهد. هر چه گردش در محور وحدت افزایش یابد خلسه وحدتی در تن ها نیز ظاهر می شود و از جان و باطن به ظاهر می رسد. به سخن دیگر هر چه حاجی خود را با تن ها می آمیزد و می کوشد تا اندک اندک در خلسه هفتگانه وارد شود، باید خود را نخست به وحدت و یگانگی روحی رسانده و سپس دوباره از وحدت روحی به وحدت تن ها برساند. در این حرکت دوری است که از خود به خدا و از خدا به خلق می پیوندد و در مسیری قرار می گیرد که من ها محو می شود و وحدت انسانی ایجاد می شود و در ادامه به وحدت الهی می رسد و دیگر چیزی از وحدت انسانی نمی ماند و همه خود را تجلیات الهی می یابند. ● دیدار امام زمان(ع) کعبه یک سنگ نشانی است که ره گم نشود حاجی، احرام دگر بند ببین یار کجاست درحقیقت احرام برای کعبه بستن به معنای احرام به قصد خدابستن است که براساس «من تمام الحج لقاء الامام» آن را در مرحله نخست وحدت یابی با امام (ع) دانست؛ زیرا کسی که احرام دیدار امام زمان خویش (ع) را که مظهر اتم و اکمل است درجان، قصد نکند نمی تواند قصد خداوند نماید. اگر کعبه نشانی است که گم نشود، خود آن نشان کاملی است که نه تنها جلوی گم شدن را می گیرد بلکه به عنوان هادی و حبل الله و عروه الوثقی دستگیر مردم و دستگیر استوار و ریسمان اتصال زمین و آسمان و خلق و خداست. شخص با نیت دیدار و زیارت خانه واقعی خداوند یعنی اهل بیت عصمت و طهارت می تواند به خداوند تقرب جوید. براین اساس می بایست همواره در هنگام احرام بستن دراین اندیشه باشد که قصد دیدار امام زمان(عج) را دارد و در حریم او وارد می شود. اگر در روایات مقام و منزلت مؤمن از کعبه بالاتر و حرمت و حریم برتری دانسته شده است به طریق اولی باید گفت که حرمت و حریم امام(ره) از کعبه است و در حریم امام(ع) به گونه ای بهتر مراعات احترام و تکریم امام(ع) را رواداشت. در روایات است که امام زمان(ع) در ایام حج در آن جاست و دیدار او به عنوان وظیفه و مسئولیت بر همه حاجیان لازم و ضروری است. بنابراین همان گونه که در نماز سلام آنان را مخاطب نهایی خویش قرار می دهیم و برایشان سلام خاص می فرستیم، برماست که در احرام نیز قصد ایشان کنیم و نیت دیدار آنان را در سر بپرورانیم. دیدار ایشان بر هر محرم و حاجی فرض است و اگرچه حاجی او را نبیند ولی باید در دل و نیت خویش چنان قصد کند که دیدار وی مقصود و مقصد اوست. این همانند ایستادن در هنگام نماز است که انسان قصد دیدار و گفت وگو با خداوند را دارد به گونه ای عمل کند که هرچند که خود او را به چشم نمی بیند ولی بداند که خداوند او را می بیند. بنابراین حاجی اگر از ابتدای احرام قصد دیدار امام را کند یقین کند که اگر زمان زمان خویش را نمی بیند ولی امام زمانش او را می بیند و از قصد و نیت او آگاه است و بر اعمال و رفتار وی شاهدبوده و درقیامت در این دیدن گواهی و شهادت می دهد و در دنیا نیز نیازهای تقربی او را برآورده می سازد. قاصد خانه خدا و کعبه معظم می بایست نخست در هنگام احرام قصد امام زمان خویش کند که خداوند فرموده است: «ابتغوا الیه الوسیله» برای رسیدن به خداوند و تقرب به وی وسیله را جست و جو کنید. همه امور دنیا وسیله ای می توانند باشند که وی را به خداوند نزدیکتر سازند ولی برخی از وسایل استوارتر و کوتاهتر و مطمئن تر است. از این رو باید آن وسیله ای را جست که از ویژگی های از این دست برخوردار می باشد و اگر نماز و خانه کعبه وسایل خوبی هستند، بی گمان باطن نماز و خانه که ولایت است بهتر و قوی تر وکوتاه تر است. بنابراین محرم می بایست نماز، احرام لقاءالله داشته باشد که به لقاء امام تحقق می یابد و اگر این گونه نبود چرا باید در نماز برکسی سلام کرد که ارتباطی با نماز ندارد؟ سلام کردن بر اهل بیت در پایان نماز دلیل کاملی است که آنان مقصد و مقصود در نماز بوده اند تا ازطریق این وسایل محکم به خدا رسید و تقرب جست؛ زیرا خداوند به صراحت می فرماید که بازگشت همه امور به سوی خداوند ازطریق پیامبر(ص) است. الی ربک الرجعی و الی ربک المنتهی؛ بنابراین آن چه که تصریح آیه مباهله است، امیرمؤمنان(ع) جان و نفس پیامبربوده و وحدت نوری و وجودی با او دارد. پس همه امور از راه آنان به خدا می رسد و اعمال حج همانند نماز نیز اینگونه است. از این رو همواره در همه چیز حتی اعمال حج، باطن اعمال مراد و مقصود بوده است که همان ولایت است. از امام باقر(ع) روایت شده که فرمود: «بنی الاسلام علی خمسه اشیاء، علی الصلوه و الزکاه و الحج والصوم و الولایه» اسلام بر پنج چیز استوار است، بر نماز و زکات و حج و روزه و ولایت (فروع کافی- ج۴ ص۲۶) و نیز از وی روایت شده است. (بنی الاسلام علی خمس: اقام الصلوه وایتاء الزکاه و حج البیت و صوم شهر رمضان و والولایه لنا اهل البیت فجعل فی اربع منها رخصه و لم یجعل فی الولایه رخصه، من لم یکن له مال لم تکن علیه الزکاه و من لم یکن له مال فلیس علیه حج و من کان مریضا صلی قاعدا و افطر شهر رمضان، والولایه صحیحا کان او مریضا او اذ مال او لا مال له فهی لازمه». (مواضع العددیه، ص۳۶۱) اسلام بر پنج اصل بنا شده است: برپاداشتن نماز، پرداخت زکات، حج خانه خدا، روزه ماه رمضان و ولایت و پیروی از ما اهل بیت. در آن چهار چیز رخصتی داده شده است ولی در ولایت هرگز رخصتی نیست. کسی که مال ندارد زکات بر او واجب نیست و حج نیز از او ساقط است و کسی که مریض است نشسته نماز می خواند و روزه بر او لازم نیست ولی ولایت بر همه واجب است چه مریض باشد و چه سالم، چه دارا و چه فقیر. بنابراین می توان گفت که حج گذار باید در احرام خویش قصد دیدار با ولی الله و عهد و بیعت بستن با وی را داشته باشد تا بتواند در مسیری گام بردارد که اعمال و مناسک وی، او را به خداوند نزدیک ساخته و از حج و آثار آن بهره مند گردد وگرنه نباید امید به پذیرش و مقبولیت حج خود داشته باشد. باشد با بستن احرام واقعی خود را در مسیر کمالی و ولایت عظمای الهی و ربوبیت طولی خداوند به خلافت انسانی قرار دهیم.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/52609
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید