امروز جمعه 16 مرداد 1405

Friday 07 August 2026

حج؛ صحنه ای به پهنای آفرینش


1401/08/01
کد خبر : 44429
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 58 نفر
در نوشتاری که می خوانید نویسنده می کوشد ابعاد مختلف حج ابراهیمی را با عناصر هنر نمایش تطبیق دهد و آن را همچون صحنه ای در نظر آورد به پهنای آفرینش. نخست به مهمترین عنصر هنر نمایش بیندیشیم؛ یعنی مضمون. حج برای هدایت انسانهاست در جهت تکامل. همانی که انسان در پی آن است؛ سعادت. همانی که انسان در دعا و نماز از خداوند طلب می نماید؛ خدایا ما را به راه راست هدایت فرما، طریق آنان که به ایشان انعام فرمودی، نه (راه) آنان که به ایشان غضب کردی و نه (راه) گمراهان. پیام حج دقیقا به این خواسته بشری لبیک می گوید؛ «در اثنای حج اگر بخواهید خرید وفروش کنید حرجی بر شما نیست و چون از عرفات کوچ می کنید در مشعرالحرام به ذکر خدا بپردازید و به شکرانه اینکه هدایتتان کرده، یادش آرید. چه قبل از آنکه او هدایتتان کند از گمراهان بودید.» علامه طباطبایی در تفسیرالمیزان در معنی حج می نویسند: حج به تمام معنی هدایت است. در حقیقت حج هدایت مطلقه است. هدایت به سوی سعادت دنیا و هدایت به سوی سعادت آخرت. همچنانکه حج را مصداق آیه «انی ذاهب الی ربی سیهدین» ذکر کرده اند: من به سوی پروردگارم حرکت می کنم. او مرا هدایت خواهد کرد. درحج، حج گزار از خلق بسوی خالق سیر می کند (سیر انسان به سوی حق) و پس از ساخته شدن در حریم خالق (سیر در راه حق با اهل حق) دوباره به سوی خلق رجعت می کند (سیر از حق به سوی خلق) و با تعهدی که از سوی خدا دارد، برای ترقی و تکامل خلق تلاش می کند. انسان در حج با طی مراحل و کسب شناخت، شعور و عشق به هدایت می رسد. بنابر این «هدایت» فکر (ایده) کلی نمایش بزرگ حج است. ● عوامل و عناصر اجرایی (نویسنده و کارگردان): اگر می شود، در مثل، خداوند متعال را مهندس ساختمان نامید، پس می شود هم او را نویسنده و کارگردان نیز نامید. « مسجد الحرام، مسجدی (است) که احترام مخصوص دارد. مهندس آن خدا، معمارش ابراهیم علیه السلام و کارگرش اسماعیل علیه السلام است.» پیام نویسنده و کارگردان نمایش الهی حج، همان طور که ذکر شد، برای مخاطب «هدایت» است. پیامی که در متن و کارگردانی در لایه های متعددی پییچیده شده است. چنانکه کوچک و بزرگ، عارف و عامی و مومن وغیر مومن را مفید افتد. متن و کارگردانی این نمایش همچون تار و پود یک قالی ابریشمی آنچنان درهم تنیده شده که این دوعنصر یک عنصر به نظر می رسد. این در اثر هماهنگی و یکدستی فوق العاده این دو عنصر است، که گویی یکی بدون دیگری نمی تواند حضور داشته باشد. متن برای اجرای پدید آمده و دقیقا برای این اجرا نوشته شده است. البته این یگانگی و هماهنگی منحصر به نمایشنامه و نمایش نیست. بلکه همچنانکه خواهیم دید، در مورد کلیه عناصر تشکیل دهنده آن صدق می کند. کلیه عناصر مانند؛ متن، دستورات صحنه، حرکتها، زمان دقیق اجرا، حد و حدود مکانها به همراهی طراحیها و در یک کلام کارگردانی آن به وسیله خداوند متعال به پیامبران منتقل شده و از طریق خاتم پیامبران، حضرت محمد (ص) به امامان معصوم (ع) و سپس به مراجع تقلید رسیده و مخاطبان از طریق تقلید از رساله های عملیه و یا به وسیله روحانی کاروان و یا معین او به اجرای درست و دقیق اعمال و بیان گفتار و حرکتها می پردازند. یعنی مخاطب (زائر) علاوه بر دستورات مکتوب (رساله های عملیه) توسط روحانی کاروان (همچون کارگردان) و معین (دستیار کارگردان) با دقت و وسواس رهبری می شوند. کارگردانی نمایش دقیقا در پنج دسته اعمال طبقه بندی و تشریح شده است؛ ۱) واجب؛ که سرپیچی از آن امکان ندارد و موجب خسارت و گناه می گردد ۲) حرام؛ که عمل به آن موجب خسارت و گناه است ۳) مستحب؛ که انجام آن ثواب دارد اما اجباری نیست ۴) مکروه؛ که انجام ندادنش بهتر است۵ - مباح؛ که انجام آن و عدمش تفاوتی ندارد. مصداق اعمال مذکور را می توان در رساله های عملیه به وفور یافت. در اینجا بیشتر به حضور این دو عنصر اشاره شده است، نه بررسی تجزیه و تحلیل و کشف شیوه های آن، که خود، پژوهشهای مفصل و خاص خود را می طلبد. نویسنده امید آن دارد که با یاری اساتید متعهد و متخصص، به این مقولات نیز به طور مبسوط پرداخته شود تا دریچه های دیگری نیز به باغ بهشت گشوده آید. ● بازیگران: اعمال عمره گویا به منزله مقدمه و آماده باش و مانور تمرینی و حالت انتظار برای ورود همه حجاج در اعمال حج است. عمره به منزله مقدمه است. حج به منزله ذی المقدمه، عمره به منزله آماده باش است، حج به منزله عمل. زائر (ایفاگر)، قبل از عمره نیز تمرین می کند وبعضی آمادگیها را کسب می نماید. روحانیون کاروانها، زائران را عملا تمرین طواف می دهند و احکام آن را برای آنها بازگو می کنند. اما در واقع تمرین نهایی و جدی که طبق احکام انجام می گیرد، در اعمال عمره است. که یک بار با وسواس و دقت نظر تحت رهبری روحانی کاروان به انجام می رسد. زائر تا فرارسیدن حج تمتع، فرصت دارد تا به اعمالش بیندیشد و بارها به صورت انفرادی و نه لزوما با کاروان، به اعمال بپردازد، برای خود، یا به نیابت دیگران، تا خوب احکام آن ملکه ذهنش می گردد. او فرصت دارد تا به فلسفه اعمال بیندیشد، قصه و اعمال قهرمانان داستان را مرور کند. مکانها و موقعیتهای آنها را ورانداز نماید و در مورد آن مطالعه و یا با دیگر زائران به بحث و گفتگو بنشیند. مسئله واجب بودن حج و احکام حلال و حرام آن که برای انسان، ثواب و یا گناه به بار می آورد، و بویژه مقبولیت یا عدم مقبولیت آن، از مواردی است که زائر را در انجام دادن درست وبا دقت اعمال حساس می کند. دوری راه، مخارج سنگین و ازدحام بیش از حد در روزهای مراسم، از مواردی است که زیارت دوباره را مشکل می کند، هر چند عشق ولذتی که زائر را تا مدتها در حالت خود دارد، همیشه باعث می شود که زائر یکی از خواسته هایش از خداوند کعبه آن باشد که بار دیگر توفیق زیارت بیابد. تمرکز و تمرین تنها به موارد ذکر شده محدود نمی شود. بویژه شبهای قبل از مناسک، روحانی و معین کاروان با تشکیل جلسه های منظم به توجیه و ارشاد زائران می پردازند و در بعضی موارد، احکام را به طور عملی با زائران تمرین می کنند. مرحله بعدی، اجرا و ایفاگری نقشهاست که از میقات شروع می گردد. از میقات، وارد حرم (صحنه) می شوی. با لباس احرام (نمایش)، با کلام وموسیقی ویژه (تلبیه) و احکام مربوطه. ریزترین مسائل پیش بینی شده است. یعنی تقریبا غیر ممکن است که زائر حکمی را بپرسد که روحانی نداند و یا در کتابهای توضیح المسائل مجتهدین نیامده باشد. زائر در طواف، به ملائک شبیه می گردد که عرش خداوند را طواف می کنند. دوعملی که در ذهن ما متضاد است، در اسلام با هم جمع شده و دنبال هم و مکمل هم است؛ یکی ادای نقش هاجر را به تن و روح در روزهای خاص زندگی نمایش دادن و دیگری طواف بر گرد خانه ای که خاطره هاجر و خانه هاجر در کنارش است. یعنی نمایش دادن وفاداری و ایمان ما به توکل هاجر به طور مطلق و درعین حال سعی یعنی کوشش مادی برای انجام زندگی این جهان. سعی عبارت است از نمایش دادن عمل هاجر و شخصیت هاجر در خودمان. از ظهر تا غروب روز نهم ذی حجه در صحرای عرفات در نقش آدم (ع)، آدم دورشده از درگاه خدا با نشستنی روحانی متوجه گناهان و دوری خود از خدا می شویم و با توبه واقعی به سوی خدا بازمی گردیم، باشد که در طبیعت اصیل و صحرای عاری از ساختمانها و بناها و قفسهای مصنوعی وزندگی ماشینی و امتیازات مادی، شخصیت معنوی و فطری و طبیعت مسخ شده خود را باز یابیم؛ ومنظره قیامت و اجتماع خلایق را در محشر در نظر آوریم. اکنون که در نقش آدم، درصحرا ی عرفات رو به خدا نشسته ایم، باید بدانیم که خداوند ما را به عنوان خلیفه و جانشین خود در زمین آفریده و ما باید به وسیله عبادت، دعا و ذکر نامها و صفات الهی، خود را با اخلاق و صفات خدایی بسازیم. مسئولیت روشنفکران، مسئولیت ادامه نهضت پیامبران در طول تاریخ است، و برای همین هم ما هر سال، یا در یک عمر لااقل یک بار، موظف هستیم که بیاییم در این مناسک و مراسم شرکت کنیم و هر کدام مان چند روز، در نقش ابراهیم بازی کنیم، به این شکل شخصیت او را در خودمان حلول بدهیم و به این شکل خودمان را هنر پیشه ای بسازیم که در یک لحظه از زندگی، یک شخصیت را در خودمان تجسم می بخشیم و این شخصیت برای همیشه الگوی ما و پیشوای ما و نمونه زندگی عملی و فکری و اعتقادی ما باشد. برخلاف این نمایشنامه های دیگر که فقط بزرگترین هنرمندان را اجازه می دهند نقش بزرگترین شخصیتها را بازی کنند، به هر کدام از ما ولو عاجزترین و بی ارزش ترین آدمها اجازه دادند تا نقش ابراهیم را بازی کنیم. یعنی همه مسئولیتهای مساوی در احیای حقیقت ابراهیم و نهضتش داریم. بزرگترین تفاوتی که نمایش حج با سایر نمایشهای امروزین دارد، در برخورد با مخاطب است. نمایش حج برای انتقال پیام در حد اکثر ظرفیت؛ مخاطب را تماشاگر باقی نمی گذارد و با واگذاری نقش به او، او را وارد صحنه می نماید و نیز نسبت به ظرفیتی که زائر (ایفاگر) از خود نشان می دهد، او را با حفظ فاصله از «ایفاگر» نقش به «شخصیت» متحول می نماید. به بیان دیگر درنمایش حج برای زائر سه هجرت برنامه ریزی شده است؛ از صحنه زندگی به صحنه نمایش، از صحنه نمایش به حلول در شخصیتها و حلول شخصیتها به صحنه زندگی نوین. در بحث «بازیگران» تا کنون به دو مورد زیر اشاره شد؛ یکی تمرین و آمادگی برای خروج از صحنه زندگی و ورود به صحنه نمایش حج و دیگری ورود به صحنه و ایفاگری نقشها در صحنه نمایش. اکنون درادامه بحث به تحول زائر، از ایفاگری به حلول در شخصیت و هجرتش به زندگی نوین می پردازیم؛ مهاجر یعنی کسی که خودش مثل هاجر می شود. ما که در اینجا به طور نمونه برای زندگی خودمان ادای هاجر را در می آوریم، و به میزانی که بتوانیم این نقش را خوب بازی کنیم، در طول زندگی مان اثر خواهد داشت. هنرمند خوب، در شخصیتی که نقش او را بازی می کند، حل می شود و اگر خوب بازی کرده باشد، کار صحنه پایان می گیرد و کار او پایان نمی گیرد. هنرمندانی بوده اند که از نقشی که ایفا کرده اند، دیگر بیرون نیامده اند و در آن مرده اند! و تو ای که نقش ابراهیم را بر عهده داشتی، نه به بازی، که به عبادت، به عشق، از خانه خدا به خانه خود بازنگرد، از نقش ابراهیم، به نقش خویش رجعت مکن. درحج ما باید یک دور تاریخ بشریت را بر اساس فلسفه تاریخی که داریم و عقیده ای که ما داریم، طرز فهم زندگی انسانی که داریم و آرزویی که برای عدالت و برابری و صلح داریم در اینجا نمایش بدهیم و خودمان در این نمایش شرکت فردی داشته باشیم و هر فردمان بازیگر این نمایش عظیم ومقدس و متعالی باشد، نمایشی که دیگر شخصیت درجه اول و دوم و سیاهی لشکر ندارد، بلکه نمایشی است که هر فردی خودش ادای آدم و ادای ابراهیم را در اینجا در می آورد. یعنی هر فردی و هر کسی که در کشور خودش و طبقه خودش و جامعه خودش هست، اینجا که می آید شخصیت اول است، و آن نمایش عظیم تاریخ را در اینجا نشان می دهد. به کی؟ به خودش و به همه دیگرانی که همان نقش را با او در مکان واحد و زمان واحد نمایش می دهند. چرا و به چه وسیله ما به آدم برمی گردیم و به چه وسیله به ابراهیم؟ درحج، وقتی ما دور خانه طواف می کنیم، توحید را، ابراهیم را، هاجر را و اسماعیل را در ذهن خودمان مجسم می کنیم. اینجا خانه ای است که به دستور خدا ساخته شده، به دست ابراهیم ساخته شده، اسماعیل به او کمک کرده و هاجر در کنار آن دفن شده است. «سعی» که می کنیم، نقش تجسم کوششهای اعجاب انگیز هاجر را بازی می کنیم. بسیاری از بازیگران ماهری که یک نقش را در یک داستان خوب بازی می کنند، به قدری هنرمندانه درهمان شخصیتی که ادای او را در می آورند و زندگی وی را نمایش می دهند و نقش او راخوب بازی می کنند که بعد از تمام شدن این بازی، تا آخر عمر تحت تاثیر آن شخصیتند. چه می شود اگر ما در اینجا نقش خودمان را خیلی خوب وماهرانه بازی کنیم؟ تمام حج نمایش است، نمایشی که هر کس دراینجا بازیگر اول است و رل ابراهیم را بازی می کند. هر کس به اندازه ای که رلش را می فهمد، حجش قبول است، و الا خوب بازی نکرده است. این به آن معناست که وقتی در این نمایش، ما لباس این تئاتر را می پوشیم و مجموعه اعمالی را انجام می دهیم، اگر این رل را خوب بفهمیم و خوب حس کنیم، شخصیتی که رلش را بازی می کنیم در بازیگر حلول می کند و دیگر برنمی گردد و اگر هم برگردد، به هر حال اثری بر جا می گذارد. مراسم حج عبارت است از نمایشی که هر فردی در این مراسم و مناسک، خودش را به عنوان یک بازیگر و نمایشگر جدی در قالب این شخصیتهای بزرگ حلول می دهد و در تاریخ، پا جای پای آنها می گذارد و کاری را که آنها عملا و واقعا در تاریخ انجام داده اند، او در یک دوره تمرینی نمایشی و اشاره ای از زندگی اش، از لباس درونی و بیرونی خودش در روزمرگی، بیرون می آید و در سرزمینی که از زندگی، از دردها و عقده ها و نفرتها و خاطرات و لذتهایش اثری نیست، می آید و خودش حوادث عظیم وعمیق تاریخ را که انسان امروز را ساخته، به صورت نمایشی انجام می دهد. همان طور که در یک فیلم و یا در بسیاری از نمایشها، بعضی از بازیگران و نمایشگران اصلی که سخت هنرمندانه و با ایمان دقیق و قاطع نقش خودشان را بازی می کنند؛ نقش این شخصیت را و متن آن تاریخ را چنان خوب نمایش داده و بازی کرده اند که بعد که نمایشنامه پایان پذیرفته، آثار شخصیت آن شخص حقیقی، که آنها نقش او را بازی می کردند، در زندگی این بازیگر بر جای می ماند. ما که نقش بزرگترین شخصیتهای تاریخ را و نقش بزرگترین حوادث بشری را وعالیترین درسهای آموزنده معنویت و سازنده روح انسانی را در این نمایشگاه بزرگ جهان برای تماشای خودمان بازی می کنیم، اگر تمرین داشته باشیم و آگاهی داشته باشیم و به این شخصیتها عشق بورزیم و بدانیم که نقش آنها چه بوده، نقشی را که به این شکل بازی می کنیم تا مرگ بازی خواهیم کرد و آنچه را که امروز به شکل نمایش انجام دادیم، در زندگی به شکل واقعی و حقیقی دنبال خواهیم کرد. اکنون که در نقش آدم در صحرای عرفات رو به خدا نشسته ایم باید بدانیم که خداوند ما را به عنوان خلیفه و جانشین خود در زمین بیافریده و ما باید به وسیله عبادت و دعا و ذکر نامها و صفات الهی، خود را با اخلاق وصفات خدایی بسازیم. و بنابر این خواندن اسماء الهی نه به این معنی است که تنها بر زبان جاری شوند، بلکه باید آنچنان با توجه و تامل ادا گردند که در قلب و جان ما منعکس و درعملمان ظاهر گردند و ما را مهربان، بخشنده، دانا، توانا، بینا، شنوا، با اراده، عزیز، قوی و مومن گردانند. و در نتیجه به تعالی و تکامل روحی و معنوی و اخلاقی ومقام خلافت الهی نایل شویم. ● طراحان: در مورد طراحی صحنه، لباس، گریم و موسیقی، نویسنده قصد آن ندارد که تنها به موارد ذیل بسنده کند که؛ - صحنه باز است و کعبه، حجراسماعیل (ع)، مقام ابراهیم (ع)، مسعی و جمرات؛ دکور. - سه سنگریزه برای رمی جمرات، گوسفند برای قربانی، قیچی برای گرفتن ناخن و کوتاه کردن موی سر و...؛ وسایل صحنه. - خورشید، ماه و ستارگان؛ منابع نور. - دو تکه پارچه سفید ندوخته؛ لباس. - کوتاه کردن موی، گرفتن ناخن و تراشیدن سر؛ گریم. - آهنگ بیان تلبیه ودعا خوانیها؛ که موسیقی است. ● تماشاگر : نمایش حج در همه ابعادش، وسعت و عمق شگفت انگیزی دارد. اگر مبدا آن را زمان ابراهیم علیه السلام محاسبه کنیم که به فرمان خداوند، کعبه را ساخت، قدمتش به چهار هزار سال می رسد. نمایشی که چهار هزار سال بی وقفه، شب و روز اجرا می گردد! چند اجرا و یا چند بازیگر؟ به راستی که از شماره خارج است! در کلیه کتابهای تاریخ نمایش و پژوهشهایی که ریشه نمایش را در مناسک مذهبی یافته اند، ذکر کرده اند که در مراسم آیینی، تماشاگر به معنای امروزی وجود نداشته است. دربازیهای نمایشی کودکان نیز تماشاگری وجود ندارد. اما اینکه این عنصر از چه زمان و با چه زمان و با چه انگیزه هایی از نمایش جدا می گردد و از بازیگر به تماشا گر و از نمایش جدا می شود و از بازیگر به تماشاگر و از درون نمایش و صحنه به بیرون و صحنه و در مقابل آن انتقال یافته، مقوله ای است قابل بررسی که در حوصله این مبحث نیست و تحقیق جدا گانه ای را طلب می نماید. امروزه «تماشاگر» در تقسیم بندیهای شناخت عناصر تئاتر، جایگاه ویژه ای دارد، چنانکه اگر این عنصر نباشد اصلا تئاتری تولید نمی شود. باید اذعان کرد کمتر دیده می شود که تماشاگری با دیدن نمایش، دچار تحول و دگرگونی گردد. مثلا زندگی اش زیرو رو شود. بلکه در صورت موفقیت نمایش، همذات پنداری تماشاگر تقویت شده و با قهرمان داستان همدردی می نماید و این عمدتا در حد یک ارتباط حسی و برانگیختن احساسات تماشاچی محسوب می گردد. در روش «تئاتر حماسی» این تاثیر از مرز ارتباط حسی فراتر رفته و کارگردان به ارتباط فکری می اندیشد تا بتواند با برانگیختن تفکر تماشاگر، شاید در قضاوت و شناخت او تغییری ایجاد نماید. اما در «نمایش خلاق»، مربی به تغییر زندگی شرکت کننده (بازیگر) ازطریق تربیت، پرورش به رشد خلاقیت او می اندیشد. یعنی با برانگیختن حس و به تفکر واداشتن او، برای رشد شناخت وخلاقیت بازیگر (مخاطب) و سپس عمل او به تجربه در زندگی. این روند به گونه ای دیگر در نمایش درمانی نیز دیده می شود. یعنی درمانگر، مخاطب (بازیگر) را در موقعیتهای ویژه نمایشی قرار می دهد که او با اجرای آن نقشها خود را به نمایش گذارده و به این وسیله با شناخت مقوله و درک توانایی خود به درمان می رسد. جالب اینجاست که تمامی موارد مذکور، در نمایش حج، به اوج تاثیرگذاری و تاثیرپذیری خودش می رسد. یک فرصت طلایی برای هدایت؛ از بی تفاوتی تا «حس» مقوله، از «حس» تا «تفکر» او «قضاوت» آن، از «تفکر» و «قضاوت» تا «عمل» و اجرا و بالاخره از رشد خلاقیت (آموزش، تربیت) تا درمان که زائر به اندازه، شناخت و ظرفیتش از آن بهرمند می گردد. در این نمایش الهی، همچون «نمایش خلاق» و «نمایش درمانی»، تماشاگر وجود ندارد که کناری بنشیند و تنها نظاره گر باقی بماند. بلکه واگذاری نقش به تماشاگر (مخاطب) به عنوان زائر، او را به صحنه می کشاند تا خود تجربه گر صحنه شود و با «عمل» و «اجرا» به اهداف از پیش تعین شده نمایش؛ یعنی «هدایت» آگاهی یابد. شناخت نابی که از مراحل حس، تفکر وعشق می گذرد. بنابر این عمل و به کارگیری این نوع شناخت پس از نمایش، بسیار محتملتر خواهد بود، تا انواع نمایشهای رایج. مخاطب با شرکت در نمایش و پذیرش نقش اول (قهرمان)، نسبت به باور نقش، در حقیقت، تماشاگر باقی بماند و تنها نوعی همراهی فیزیکی با رهروان (زائران) دیگر داشته باشد، اینکه بازیگر شود و از پس اجرای نقش به خوبی برآید و یا اینکه چون مریدی باشد، که مرادش را یافته است. یعنی چنان با او به وحدت برسد که در واقع مراد تکثیر یابد و او خود به « مراد»، متحول گردد. این قدرت انتخاب به زائر داده شده، و او خود جایگاهش را تعیین می نماید.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/44429
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید