امروز جمعه 09 مرداد 1405

Friday 31 July 2026

خانه عنکبوتی اسرائیل


1401/08/01
کد خبر : 36655
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 91 نفر
دیر زمانی پیش، پیشوای جنگ افروز آلمان در مانیفست سیاسی خود گفته بود «دروغ هر چه بزرگتر باشد باورپذیرتر است». شاید در بادی امر پذیرفتن سخن رهبر نازی دشوار به نظر رسد، اما تجربه دیرینه تاریخ خواهد گفت که دروغ های بزرگی به فراخنای سال ها و قرن ها گفته شده و باور پذیرفته است. اما به راستی چگونه می توان باور کرد که دروغی به بزرگی ۶۱ سال باور مردمان چنین عصری را به بازی گرفته باشد. ۶۱ سال پیش دروغی بزرگ به نام اسرائیل جعل شد. در گیر و دار پایان جنگی خانمان سوز، جنگ افروزان دیروز پوستین عوض کرده، در هیبت و هیئت حامیان به اصطلاح حقوق بشر بر قربانیان مجهول افسانه ای مجعول به نام «شوآ»۱ اشک تمساح ریختند. در عوض پیکر نیمه جان حقیقت را در گور کرده و با نمایشی شیادانه در بازی سازمان ملل تردستی شگفت آور خود را رو کردند. هولوکاست اگر افسانه هم نبود اما افسانه شد. چه، پرده نشین دور از چشم اغیار و دسترس پژوهندگان کاوشگر شد تاکسی به کنه آن دست نیابد و حقیقت و دروغ آن را درنیابد. هولوکاست اگر بود یا نبود، دستاویزی شد تا پرده آخر نمایش خیمه شب بازی را آغاز کند که کلید آغازش در شهری کوچک در قلب اروپا یعنی بال سوئیس زده شده بود. هرتزل - سناریونویس اصلی نمایش- اگرچه نماند تا میوه نهال شومی را که کاشته بود، بچیند اما اخلافش با تکیه بر سرمایه هنگفت اقتصادی و سیاسی آرزوی او را برآوردند، و بر بندهای پروتکل های صهیونیزم جامه عمل پوشاندند. اما بازیگر و صحنه گردان این تراژدی شوم کسی نبود جز روباه پیر بریتانیای کبیر تا به دسیسه و ترفند آخرین تیر را بر پیکر زار و نزار امپراتوری بیمار اروپا بزند و بدین طریق بر پیشانی دنیای اسلام بوسه یهودا نواخته شد تا فلسطین- دارالسلام اسلام- تقدیم لرد روچیلد و همپالکی های صهیونیستش گردد. فلسطین به نیرنگ زورمداران دو رنگ به طریقی نامشروع به اولاد یهودا سپرده شد، و اتاق های گاز و کوره های آدم سوزی هیتلری دستاویزی شد تا این قباله نامشروع با توشیح ملوکانه صاحبان جدید گیتی از مجرای سازمان به اصطلاح ملل رنگ مشروعیت بگیرد و دروغ پشت دروغ، جعل پشت جعل، تا فلسطین پاره جهان اسلام گوشت قربانی آمال استعمارگران جدید شود. روز نکبت نه فقط فلسطینیان، بلکه تمامی عالم اسلام فرا رسیده بود. فلسطین خوراک کرکسان ایرگون و اشترون و هاگانا شد و دیر یاسین و کفر قاسم راویان بیعتی شدند که خاطره چنگیز و تیمور و نرون را زنده می کرد. بذر توطئه ای در عالم اسلام کاشته شده بود که بالغ بر ۶۰ سال مایه ضعف و عقب ماندگی و آشوب و بلوای آنان گردد. اکنون ساکنان جدید ارض موعود نقش آفرینان بی نظمی تعریف شده در نظم نوین جهانی شده بودند تا هژمونی کلانتر جدید دهکده مک لوهان را بر تمامی عالم تحقق بخشند و عجیب نیست اگر بیشترین و طولانی ترین جنگ های قرنی که گذشت در همان منطقه ای حادث گردد که توطئه آفرینان بر آن پای نهاده و ریشه محکم کرده بودند. در خلال این ۶۱سال چه دروغ هایی با تکیه بر لابی های پول و سرمایه صهیونیستی و از بلندگوی بنگاه های دروغ پراکنی و رسانه های خبری و سینما و تلویزیون غربی جعل نشد. حاصل آن اسرائیل به روایت غربی بود. راویان این روایت جعلی فلسطین را همان ارض موعودی می دانستند که خداوند به قوم برگزیده اش- یهود- وعده داده بود. از اینروست که میراث داران موسی و داود و سلیمان پس از گذشت قرن ها رجعت دیگرباره شان را به آن سرزمین در انتظار ظهور ناجی آخرالزمان به سرور نشسته اند. سال هاست مسیحیان بنیادگرای آمریکایی- اروپایی، راویان این روایتند، گویی یهود خدای تبعیض گری است که قومی محدود و معدود را آقای جهانیان کرده، آن ها را دائر مدار عالم قرار داده است تا روزی حاکمیت و سیطره خود را بر آن به تحقق بنشیند. درنظر این جماعت مسیحی صهیونیست، اسرائیل همان داود جوان کتاب مقدس است که فلسطین را در هیئت جلیات به ضرب فلاخنش از پای درآورده است، به زیر می کشد و عجیب آن که این اغلوطه و اباطیل به نام عقائد دینی و مذهبی نه در اروپای کلیسایی قرون وسطی که در غرب پست مدرن سکولار تبلیغ می گردد. اما این تنها روایت دروغین سینه چاکان و عاشقان صهیونیست نیست. بلکه بیش و پیش از آن، از سرزمینی بدون ملت گفته بودند که برای ملت بدون سرزمین موضعی شایسته و سزاوار بود. به زعم آنان فلسطین هم می توانست سرزمین بدون ملت باشد و هم وادیی که ساکنانش مردمان بی هویت باشند که اراضی شان را به بهای گزاف به مهاجرین فروخته اند. اسرائیل در دید غربی، نماد تمدن مدرن و پیشرفته غربی است که در مقابل جماعت عقب مانده و وحشی دستار بر سر ایستاده است و می خواهد شهد شیرین دموکراسی و مدنیت را به آنان بچشاند. بوقچی های غرب سال هاست در اشاعه این باور به جهان کوشیده اند که اسرائیل منادی صلح و اخلاق و ترقی در میان جماعت شرقی دور از تمدن است. هر چند این صلح و دموکراسی و تمدن به ضرب و زور توپ و تانک و بولدوزور و بمب های خوشه ای و هلی کوپترهای آپاچی و کلاهک های هسته ای به کودکان فلسطینی و لبنانی فهمانده شود. و کسی نیست بپرسد که به امر موهوم ارض موعود و قوم برگزیده چگونه می توان سرزمینی را به زور غصب کرد و ساکنانش را آواره ساخت؟ به کدام دلیل موجه، مردمان با نژادهای گونه گون از سراسر عالم تنها به اتکای هم مذهبی و هم مسلکی داعیه جانشینی قومی باستانی می نمایند؟ چگونه می توان ملتی با پیشینه چند هزار سال سکونت در سرزمین آبا و اجدادیشان با فرهنگ و تمدنی عظیم را انکار کرد و آنجا را سرزمین بدون ملت نامید؟ به اتکای کدام اصل بشری، مردم را می توان از خانه هایشان راند و قتل عام کرد و سپس ندای حقوق بشر و آزادی سرداد؟ حقوق بشر چگونه با کشتار غیرنظامیان و قتل عام کودکان در اردوگاه های جنین و قانا و یا ترور رهبران فلسطینی و عرب از مجرای تروریسم دولتی سازگار است؟ پاسخ این پرسش ها هر چه باشد، روی روسیاهان فاجعه فلسطین را سفید نخواهد کرد. ● غزه شهر بی دفاع روزگاری در اوج قدرت نمایی اشغالگران و درهمان زمانی که رژیم اشغالگر درپی جنگ فاتحانه یوم کیپور، هل من مبارز می طلبید، بن گورین - سردسته فاتحین- درپیش بینی شگرفی گفته بود: «اسراییل با نخستین شکست سقوط را آغاز خواهدکرد و مرگ آن نیز نزدیک خواهدبود.» شاید سالها نیاز بود تا این پیش بینی جامه عمل بپوشد. اما دست تقدیر الهی تحقق آن را در آغازین سالهای هزاره سوم قرار داد، و عجیب آنکه طلیعه این شکست در زمانی پدیدار می شود که کسی در آن اندیشه نمی کرد. سالهای واپسین دهه هشتاد میلادی که اندک اندک پایه های آهنین ابرقدرت شرق درحال فروریختن بود و حنای ناسیونالیسم عربی درحال رنگ باختن بود و اسراییل یکه تاز عرصه خالی از رقیب در اندیشه رنگ کردن خوش باوران، استراتژی صلح خاورمیانه را طراحی کرد و نادمین، پشیمان از گذشته خویش عزت و سلاح خود را به ورق پاره های صلح می فروختند. جنبشی در سرزمین های اشغالی نضج گرفت موسوم به انقلاب سنگ، به تأسی از انقلاب تاریخی که فقط چندسال قبل و درفاصله ای نه چندان بعید در ایران حادث گردیده بود. فرزندان معنوی خمینی کبیر درلبنان و فلسطین بذری کاشتند تا فرداروز نخست در حماسه ۳۳ روزه ماشین جنگی رژیم تا بن دندان مسلح صهیونیست در اراضی جنوب لبنان در کشتزارهای شبعا و درکرانه های رودخانه لیطانی، به گل بنشیند و دیگر روز این بار درمقاومت بی نظیر ۲۲ روزه نام غزه را در تاریخ جاودان نماید. باریکه غزه اگرچه دراین جنگ نابرابر تنهای تنها بود و اگرچه ۲۲ روز زیر آتش بی امان اشغالگران خون کودکان و جوانانش را بر سنگفرش های خیابان ها و کوچه هایش دید. اما در پی آن ۲۲روز سرخ، سپیده دم فتح را به چشم دید. آنچه اشغالگران قدس درطول سال ها دروغ و دروغ پردازی از شکست ناپذیری دروغین ارتششان از یکسو و مظلومیت کاذبشان درپی ادعاهایی چون هولوکاست از دیگر سو رشته بودند، پنبه شد، دود شد و به هوا رفت. بدین گونه از یک سو مهابت پوشالی اسراییل در کوچه پس کوچه های ویرانه غزه شکست و از سوی دیگر مجسمه کید و فریب صهیونیزم در داووس فرو ریخت و بوی الرحمان اسراییل از همان روز پایان جنگ بی فرجام ۲۲ روزه بلند شد. پایان اسراییل آغاز شده بود و نشانه های آن آشکار، تنها چشمانی تیزبین می خواست تا به فراست روند روبه اضمحلال غاصبان وادی ایمن را ببیند اما شگفت آن که بیش و پیش از آنکه حامیان غربی اسراییل به یاری رفیق درمانده و زخم خورده شان بشتابند، خائنین عرب مبهوت و متحیر از حماسه مردم بی پناه غزه سراسیمه، پوزه بر پوتین های اربابان مالیدند تا مبادا ذره ای از ارادت ناپاکشان به ساحت ارباب ناپاک ترشان کاسته شود. سران مرتجع عرب که بجای مبارزه با دشمن در خانه خفته مدام انگشت اتهام را به سوی معدود صداهای راستین ضددشمن نشانه می رفتند و از خطر هلال شیعی گفته و طامع و شامات به هم می بافتند، بار دیگر کینه و حقد دیرینه شان را نسبت به ملت های مسلمان و آزادی خواه منطقه نشان دادند و از سرحماقت در کنار همقطاران صهیونیست شان قرارگرفتند تا دستشان به خون کودکان مظلوم فلسطینی آغشته باشد و مگر جرم رئیس جمهور نامبارک مصر در بستن گذرگاه رفح و همکاری صمیمانه او با صهیونیست و دم به دم اتهامات بی پایه و اساس او به حامیان حقیقی ملت فلسطین در ایران و لبنان کمتر از جنایت های ضدبشری ارتش صهیون بود و عجیب نیست اگر دست نادرست خلف قاتل فلسطینی ها دردست ناپاک جانشین قصاب فلسطینی ها قرارگیرد تا داغ خیانت برپیشانی، همنوا با سوگواران دیوار براق در عزای کشته شدگان شهرک نشین ندبه کند. بازی روزگار فرزندان دو رقیب پیشین را در کنار هم قرار داد تا دو عبدالله یکی سعودی و دیگری هاشمی درخیانت و جنایت از یکدیگر سبقت گیرند و روی صهیونیست ها را سفید کنند. اما این پایان بازی نبود. زیرا کوس رسوایی رژیم صهیونیستی و حامیان عربی و غربی اش در اقصا نقاط عالم زده شد تا مردم دنیا همدوش و همنوا با ایران و لبنان و سوریه و دیگر مبارزان خط مقدم مبارزه با نژادپرستان صهیونیزم فریاد مرگ بر اسراییل را سردهند. داود این بار در کسوت نوجوانی فلسطینی، جالوت را در هیبت ماشین جنگی اسراییل در مصاف فلاخن سنگ انداز خود برخاک مذلت نشانده بود.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/36655
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید