امروز شنبه 07 شهریور 1405

Saturday 29 August 2026

«خداحافظ بچه» سلام به کلیشه‌های مخرب


1401/08/01
کد خبر : 72801
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 60 نفر
بادکنک‌های رنگی، تیله‌های رنگی، لباس‌های کودکانه، کودکانی که لبخند می‌زنند، پس‌زمینه سفید، موسیقی ملایم، همه از وارد‌شدن به نوعی فانتزی خبر می‌دهند: وارد‌شدن به یک رویا، که با زندگی واقعی بسیار متفاوت است. در این فانتری و رویا، تنها مشکل موجود بچه‌دارنشدن است. با اینکه مرتضی کارمندی ساده است، آنها مشکلات اقتصادی ندارند. مرتضی و لیلا با یکدیگر نیز مشکلی ندارند، با خانواده‌ها و دوستان هم صلح و صفا برقرار است. فقط اگر یک مشکل (بچه‌دارنشدن) رفع شود، زندگی آنها دیگر گلستان می‌شود. تقلیل تمام مشکلات و پیچیدگی‌های زندگی به یک مشکل و تمرکز بر آن کاری ناسنجیده و غیرواقعی است. این عمل بین واقعیت و خیال شکافی ایجاد می‌کند که ممکن است فرد درون آن بیفتد. به‌همین دلیل، فانتری‌ها به‌میزان افزایش فاصله‌ای که از زندگی واقعی می‌گیرند، خطرناک‌تر می‌شوند. از این‌رو، «خداحافظ بچه» به‌نوعی «سلام فانتزی خطرناک» است. از طرفی دیگر، تنها دلیل زندگی مشترک این زوج داشتن فرزند است. در جایی از فیلم، لیلا به مرتضی می‌گوید: «اگه این کار رو نکنیم، بچه نداریم دیگه.» مرتضی می‌گوید: «خب نداشته باشیم.» لیلا پاسخ می‌دهد: «پس چرا دیگه با هم زندگی کنیم؟» این سخن یعنی با‌ هم‌ بودن آنها معنای دیگری برایشان ندارد و نداشتن بچه دلیلی است کافی برای جدایی‌شان. اگر درباره زوجی که می‌شناختید و به علاقه میان آنها شک نداشتید، بشنوید که به‌دلیل ناباروری از هم جدا شدند، احتمالا تعجب نمی‌کنید چرا که ناباروری در کشور ما جزو پنج علت اول طلاق است و در قانون ما نیز ناباروری یکی از علت‌های موجه طلاق اعلام شده است. حال این سوال پیش می‌آید که چرا بچه‌دارنشدن در ایران، این‌همه قدرت مخرب دارد و می‌تواند حتی باعث گسسته‌شدن خانواده از هم شود؟ می‌توان گفت به‌علت جایگاه خانواده در ایران و اهمیتی که نقش مادری برای زن دارد، در جامعه ناباروری را نوعی نقص می‌انگارند و به شخص نابارور صفت‌هایی از قبیل ناقص، عیب‌دار و ناسالم اطلاق می‌کنند. در جامعه سنتی ایران، نقش زن فقط همسری و مادری بوده است. در گذشته، چنانچه زنی یکی از این دو نقش را در سن معینی نداشت، در اثر قضاوت‌های اطرافیان، دچار بحران نقشی می‌شد. طی زمان و بر اثر تغییرات اجتماعی، زنان هویت خود را بازتعریف کردند و عواملی نظیر نقش شغلی، پیشرفت حرفه‌ای و اجتماعی را به آن افزودند. در جامعه کنونی، چنانچه زنی نقش مادری را نداشته باشد، مانند زمان گذشته دچار تضعیف هویت نمی‌شود، زیرا راهکارهای جایگزین و بدیل مانند پیشرفت حرفه‌ای و شغلی برای ساختن هویت او وجود دارد. با اینکه چنین تغییرات اجتماعی روی داده و منابع سازنده هویت برای زنان افزایش یافته است، گاهی نگاه به ناباروری همان بار منفی و نقصان‌دهنده هویت را در جامعه ما دارد. برای مثال، در بسیاری از فیلم‌های سینمایی و سریال‌ها، از نازایی به ‌منزله گره داستان استفاده می‌کنند و بقیه ماجراها حول واقعه نازایی رخ می‌دهد: همسر دوم، طلاق، پنهانکاری، عشقی ناتوان در مقابل نازایی، تحقیر از سوی اطرافیان و... رسانه یکی از تاثیرگذارترین عوامل فرهنگی در جامعه است. رسانه‌های ما به‌جای برداشتن بار فاجعه از روی ناباروری، آن را به نوعی فاجعه تبدیل می‌کنند: لیلا به منشی دکتر زنگ می‌زند، از او می‌پرسد شوهرش چرا برای او وقت دکتر گرفته است؟ منشی می‌گوید: «به‌ علت نازایی.» ناگهان موسیقی دردناکی پخش می‌شود، دست‌های لیلا سست می‌شود، گوشی تلفن از دستش می‌افتد، لیلا روی مبل می‌افتد و... . این نوع نگاه فیلم به ناباروری، بازتولید نگاه فاجعه‌بار‌بودن به این مشکل است. طبق آمار پژوهشکده‌ ابن‌سینا حدود ۱۵‌درصد زوجین در ایران مشکل ناباروری دارند و این آمار در حال افزایش است. با توجه به این مساله، آیا رسانه‌ها نباید به این موضوع اندکی منطقی‌تر نگاه کنند و رویکرد رفع مشکل را به‌جای رویکرد بزرگ‌کردن آن برگزینند؟ آیا کارگردان و نویسنده فیلم در قبال چند میلیون زوجی که این مشکل را دارند، تعهدی ندارد؟ آیا فیلم صرفا باید بینندگان را سرگرم کند و گاهی آنها را بخنداند؟ آیا دست‌اندرکاران سریال نباید به تاثیرات سریال‌شان ‌بر جامعه بیندیشند؟ آیا این سریال ناباروری را نوعی فاجعه و ننگ نمی‌نمایاند و ناباروران را همچون آدم‌هایی جلوه نمی‌دهد که همیشه در حسرت‌اند و حتی ممکن است دست به دزدیدن بچه‌های دیگران بزنند؟ آیا این سریال زن نابارور را انسانی بی‌هویت نشان نمی‌دهد؟ چرا کل هویت لیلا در بچه‌داشتن خلاصه می‌شود؟ چرا او درس نمی‌خواند؟ چرا کار نمی‌کند؟ چرا دوستانی ندارد؟ چرا مطالعه نمی‌کند؟ چرا اینقدر بی‌هویت است؟ آیا زنی که بچه ندارد، هیچ منشاء و عامل هویت‌ساز دیگری ندارد؟ از طرف دیگر، چه اتفاقی افتاده است که لیلا و مرتضی بچه‌دارنشدن‌شان را از دیگران پنهان می‌کنند و حتی برای این پنهان‌کاری هزینه‌های گزافی، مثل تعویض خانه و زندگی پنهانی در شهر، متحمل می‌شوند؟ گویی نویسنده و کارگردان، به‌نوعی ننگ‌بودن ناباروری را پیش‌فرض قرار داده‌اند و کل فیلمنامه بر این پیش‌فرض دور می‌زند که ناباروری ننگ است و این زوج تلاش می‌کنند این ننگ را پاک کنند و به زندگی عادی برگردند. در واقع، آنها با بچه خداحافظی و به کلیشه‌ها و پیشداوری‌های مخرب اجتماعی سلام می‌کنند.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/72801
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید