۵۰ درصد آمار خودکشی مربوط به افرادی است که سابقه اختلال روانی دارند. همچنین ۴۰ درصد از افرادی که اختلال شخصیت دارند، ۸۵ درصد از افرادی که افسردگی دارند، ۴۰ درصد دچار سابقه اختلال روانی در خانواده هستند و ۳۰ درصد نیزاعتیاد دارند، اقدام به خودکشی میکنند. شایعترین اقدام به خودکشی مربوط به افسردگی است و به ترتیب اعتیاد، اختلالات شخصیتی، سابقه ژنتیکی و... از علتهایی است که افراد اقدام به خودکشی میکنند. (امینی، ۱۳۸۴)
خودکشی در بیماران روان پزشکی ۳ تا ۱۲ بار بیشتر از افراد طبیعی است و میزان این خودکشیها بسته به سن و جنس، نوع بیماری و وضعیت سرپایی و بستری آنها تفاوت میکند. میزان خودکشی در مردان با سابقه بستری در بیمارستانهای روان پزشکی پنج برابر گروههای همسن در جمعیت عادی است و این آمار برای زنان دچار اختلال روانی و سابقه بستری ده برابر گروههای همسن است. (آذر، نوحی و شفیعی، ۱۳۸۵)
▪ افسردگی: خودکشی بیشترین ارتباط را با افسردگی دارد. افسردگی پیشدرآمد اکثر خودکشیها است. ۸۰ درصد بیماران خودکشیگرا به طور معناداری افسرده میباشند بیماران افسرده حداقل ۲۵ بار بیشتر از جمعیتهای گواه دست به خودکشی میزنند. بیماران مبتلا به افسردگی هذیانی دارای بالاترین میزان خطر خودکشی هستند. (سپهوند، ۱۳۸۶)
میزان شیوع افسردگی و خودکشی در دوران بلوغ به شدت افزایش مییابد. میزان خودکشی در میان نوجوانان در مقایسه با کل جمعیت بسیار بیشتر است. نکته قابل توجه این است که اقدام به خودکشی (در اثر افسردگی)، در بین نوجوانان عمدتاً از قبل برنامه ریزی می شود و به دلیل واکنشهای فرد بر اثر احساس درماندگی نیست. (دوستی، ۱۳۸۴)
سرانجام اعتقاد بر این است که رابطه قابل توجهی بین افسردگی و خودکشی وجود دارد ولی افسردگی همیشه منجر به خودکشی نمیشود. از سوی دیگر، بسیاری از رفتارهای خودکشی گرایانه همراه با افسردگی نیست. (آذر، نوحی و شفیعی، ۱۳۸۵)
▪ اسکیزوفرنیا: حدود ۱۰ درصد از بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی خودکشی میکنند که معادل ۴۰۰۰ نفر بیمار اسکیزوفرنی است که سالانه در آمریکا خودکشی میکنند. اکثر بیماران اسکیزوفرن سابقه خودکشی در جوانی داشتهاند. این بیماری در سنین نوجوانی نیز دیده می شود و بیشترین خودکشی اسکیزوفرنها در چند هفته اول بیماری اتفاق میافتد. (همان منبع).
در ایران حدود ۲۰ درصد جمعیت کشور به نوعی دچار یکی از انواع اختلال روانی خفیف تا شدید هستند که از این میزان حدود یک تا ۵/۱ درصد جمعیت کشور مبتلا به بیماری اسکیزوفرنیا به عنوان یک بیماری شدید روانی هستند. (صابری زفرقندی، ۱۳۸۳) ۵۰ درصد کل اسکیزوفرنها اقدام به خودکشی میکنند و معتقد هستند عاملی که در این بیماری کمتر مورد توجه قرار میگیرد افسردگی آنهاست که به اشتباه حالات عاطفی تحت اثر دارو تشخیص داده میشود. پس از افسردگی سایر عوامل تسریع کننده خودکشی در این گروه بیماران عبارت است از: احساس پوچی و نیاز به فرار از شکنجه این بیماری، توهمات شنوایی آمرانه، باخبر بودن از نوع بیماری، تنها زندگی کردن، تغییر در روند بیماری، عودهای مکرر، مذکر بودن، سن پایین و تحصیلات بالا. (آذر، نوحی و شفیعی، ۱۳۸۵) اختلالات شخصیت: اکثر افرادی که خودکشی میکنند با مشکلات شخصیتی گوناگونی روبرو هستند، زیرا اختلالات شخصیت از چند بعد قادر به ایجاد رفتاری انتحاری است:
۱) اختلالات شخصیت زمینه ساز اختلالات خلقی و مصرف الکل است.
۲) اختلالات شخصیت موجب بروز ناسازگاری شدید در روابط اجتماعی و روابط بین فردی میشود و تواناییهای فرد را در کنار آمدن با اختلالات جسمی و روانی تضعیف میکند.
۳) حدود ۵ درصد از موارد اختلال شخصیت ضد اجتماعی خودکشی میکنند، زیرا شکل گیری شخصیتهای ضد اجتماعی سیری مستمر و روندی پابرجا دارد. اوج رفتارهای ضداجتماعی افراد در اواخر نوجوانی بروز میکند. پیش آگهی آن متغیر است و حدود ۳ درصد مردان و ۱ درصد زنان در اجتماع دارای چنین شخصیتی هستند. شیوع آن در زندانیان بسیار زیاد بوده و اعتقاد بر این است که ۷۵ درصد زندانیان دارای شخصیت ضد اجتماعی هستند. به این دلیل خودکشی در بین زندانیان سه برابر شایع تر از جمعیت عادی است. حدود ۳۰ درصد زندانیانی که خودکشی می کنند از ۶ ماه قبل تر تهدید به خودکشی و اقدام قبلی داشتهاند. (آذر، نوحی و شفیعی، ۱۳۸۵)
شخصیت مرزی در بین دیگر اختلالات شخصیت در به بازی گرفتن دیگران همتا ندارد. بیماران مرزی تنهایی را خوب تحمل نکرده و جستجوی همنشین را هر چند نامطلوب به تنها نشستن و احساس پوچی و بی کسی ترجیح میدهند. این افراد نسبت به شرایط محیطی نیز بسیار حساس هستند. حتی ممکن است هنگام اتمام یک جلسه نیز خشم نامناسبی از خود نشان دهند چون گمان میکنند که این تنهایی و ترک شدن دلالت بر بد بودن آنهاست. خرج کردن پول بدون احساس مسئولیت، رانندگی بیاحتیاط، سوءمصرف مواد، پرخوری دورهای و افکار مکرر خودکشی به طور دائم همراه با شخصیتهای مرزی است. به طوری که خودکشیهای موفق در بین ۸ تا ۱۰ درصد از این افراد رخ میدهد و خودآزاری (مثلا بریدن یا سوزاندن) نیز در میان آنها بسیار شایع است. (شرافتی، ۱۳۸۶)
▪ اختلالات اضطرابی: در بین اختلالات اضطرابی حملات هراس بیش از سایر اختلالات موجب اقدام به خودکشی میشوند و به نظر میرسد که ۲۰ درصد از بیماران مبتلا به اختلال هراس اقدام به خودکشیهای ناموفق میکنند ولی در صورت همراهی با افسردگی شدت اقدام به خودکشی افزایش مییابد. (آذر، نوحی و شفیعی، ۱۳۸۵)
در سال ۲۰۰۲ در بررسی ۲۰۰۷۶ بیمار دچار اختلال اضطرابی در مرکز بررسی بِلِوا آمریکا خطر خودکشی این بیماران را ۱۹۳ در یک صد هزار نفر اعلام کردند که میزان اقدام به خودکشی شش بار بیشتر بود و به ترتیب اختلال هراس، ترس اجتماعی، اختلال اضطراب اساسی، اختلال PTSD و وسواس در صدر خودکشی این تحقیقات قرار داشتند. (همان منبع)
▪ صرع:صرع شایعترین بیماری عصبی مزمن در جمعیت عمومی است و ۳۰ تا ۵۰ درصد افراد مبتلا به صرع در طول بیماری خود مشکلات روان پزشکی پیدا میکنند. خطر خودکشی موفق در بیماران مصروع ۴ تا ۵ برابر جمعیت عادی است خودکشی به خصوص در صرعهای لوب گیجگاهی بیشتر و خطر مرگ و میر بالاتر است. بعضی از صاحبنظران این خطر بالا را تا ۲۵ برابر ذکر کردهاند.
خودکشی در صرع به تنهایی به واکنش بیمار در برابر عوامل تنش زای روان شناختی مربوط نمیشود بلکه بیشتر در اثر تغییرات شخصیتی این بیماران (مرزی) و بروز سایکوزهای گذرا و توهمات پارانوئیدی و بی قراریهای شدید آن رخ میدهد. در یک بررسی در ممفیس آمریکا در سال ۲۰۰۲ مشخص شد که خودکشی در افراد مصروع میتواند برابر با خودکشی بیماران دوقطبی باشد. در این بررسی که ۱۰۷۳۹ بیمار مصروع در مرکز نگهداری ممفیس از سال ۱۹۸۷ تا سال ۱۹۹۹ مورد مطالعه قرار گرفتند مشخص شد که تمایلات خودکشی در بیماران دچار صرع مزمن که تحت درمان افسردگی قرار میگیرند، کاهش می یابد. بیشترین اختلال خلقی دیسفوریک گزارش شده و میزان خودکشی ۵ نفر در طول ۱۲ سال بوده است. (آذر، نوحی و شفیعی، ۱۳۸۵)
▪ سوء مصرف مواد: حدود ۹۰ درصد افراد مبتلا به وابستگی مواد افیونی تشخیص روانپزشکی دیگری نیز دارند که شایعترین آن اختلال افسردگی اساسی است. پانزده درصد افراد مبتلا به وابستگی مواد افیونی حداقل یک بار مرتکب خودکشی میشوند. میزان خودکشی در معتادین به هرویین بیست برابر جمعیت عادی است. (آذر، نوحی و شفیعی، ۱۳۸۵)
علت بالا بودن رفتارهای انتحاری در دسترس بودن مواد کشنده، استفاده داخل وریدی و مشکلات شخصیتی و افسردگی افراد معتاد است. مصرف مواد آمفتامینی به خصوص مصرف مستمر آن به دنبال ترک شایعترین علامت افسردگی و به خصوص رفتارهای خودکشی است. در سال ۲۰۰۰ حدود ۴ درصد جمعیت آمریکا از داروهای محرک استفاده میکردند. در مصرف فن سیکلیدین و کوکایین نیز رفتار انتحاری و دیگرکشی گزارش شده است. (همان منبع).
▪ سوء مصرف دارو: علاوه بر اثرات مستقیم مصرف نا به جای دارو بر بهداشت عمومی، این امر تا حد زیادی مسئول تغییرات رفتاری است که غیر مستقیم منجر به بیماریزایی و مرگ و میر فزاینده میگردد، که فقط بدیهی ترین آنها شامل خودکشی، حوادث، غیبت از کار، اثر بر روی زندگی خانوادگی و اعتماد به نفس، فحشا و بزهکاری میباشد. (فرجاد، بهروش، وجدی، ۱۳۷۸)
خطر خودکشی در کلیه وابستگیهای دارویی به استثنای مصرف دخانیات، افزایش مییابد. این پدیده بعضاً ناشی از ناپایداری اساسی فرد دستخوش وابستگی میباشد، اما از طریق از دست دادن کنترل عاطفی در طول اضمحلال شخصیت ناشی از مصرف دارو، به مقدار قابل ملاحظهای افزایش مییابد. (همان منبع).