امروز شنبه 10 مرداد 1405

Saturday 01 August 2026

دردم از احساس و درمان نیز هم


1401/08/01
کد خبر : 36773
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 91 نفر
به محض اینکه با همکارش جر و بحث کرد و احتمال به میان کشیدن پای رییس مطرح شد؛باز هم همان اتفاق همیشگی افتاد. وقتی به خانه رسید، دوباره دل‌درد به سراغش آمد. شب، موقع خواب سردرد عجیبی گرفت و صبح فردا حس ‌کرد فک و دندان‌هایش درد می‌کند. تا چند روز، دردهای عجیب و غریبی در همه بدنش خودنمایی می‌کرد. خیلی‌ها بلافاصله بعد از هیجان روانی، با مشکلات جسمی متعدد دست و پنجه نرم کنند. شما هم جزو این گروه هستید یا نه؟ ... اینکه در حین تنش‌های عصبی و روحی سیستم جسمی هم دچار تغییر و پاسخ‌‌های خاصی می‌شود از نظر فیزیولوژیک موضوعی کاملا طبیعی است؛ مثلا تند شدن ضربان قلب، افزایش فشارخون و قندخون و آمادگی بافت‌های عضلانی برای فرآیند جنگ و گریز. به همین دلیل خشکی گلو، تپش قلب، عرق سرد و علایمی از این قبیل در این‌جور مواقع کاملا عادی است. مشکل وقتی شروع می‌شود که بعضی‌ها در برخورد با هر تنش روحی، مشکلات و دردهای گوناگون در مناطق مختلف بدن خود حس می‌کنند و چون در دنیای امروزین، تنش‌های کوچک و بزرگ یاور همیشگی آدم‌ها شده این افراد همیشه مریض و دردمند هستند. ● جسمی کردن درد این مشکل که به آن سوماتیزاسیون یا جسمی کردن می‌گویند، از قدیمی‌ترین مشکلات روان‌شناسی است. اولین نمونه‌های آن به ۱۹۰۰ سال قبل از میلاد در مصر برمی‌‌گردد. یونانی‌های باستان هم به آن اشاراتی داشته‌اند. در شکل مدرن اولین بار در فرانسه در سال ۱۸۵۹ توسط بریکوئت شناسایی و تعریف شد. این اصطلاح به بیمارانی اطلاق می‌شود که به طور مزمن و مداوم از علایم مختلف جسمی شکایت دارند و نکته مهم اینجاست که هیچ منشأ جسمی مشخصی برای مشکلات آنها وجود ندارد. به عبارتی، مشکلات روانی درونی آنها، ناخودآگاه و ناخواسته به صورت علایم جسمانی بیان می‌شود. این افراد مشتریان پر و پا قرص انواع مطب‌های پزشکی هستند. معمولا هم دردها و ناراحتی‌ها در این موارد است: مشکلات گوارشی، جنسی، سردرد، درد شکم، پشت، مفاصل، اندام‌ها و قفسه‌سینه، گرفتگی گلو و مشکل در بلع، احتباس ادرار، تاری دید و حتی کاهش تمرکز و حواس. ● دردهایت را نخور! بعضی‌ روان‌شناسان معتقدند بروز علایم جسمی در شرایطی که تنش روحی وجود دارد وسیله‌ای است که عواطف تنش‌زا بروز داده شوند. برای بعضی آدم‌ها بیان عواطف و احساسات، مشکل است و ممکن است آنها یاد گرفته باشند در عوض، از طریق علایم جسمانی، ناراحتی خود را بروز دهند. این روش یا از طریق تجربه‌های شخصی خود فرد یاد گرفته شده و یا اطرافیان و به خصوص پدر و مادر این‌طور رفتار کرده و آن را غیرمستقیم و ناخواسته به فرزندشان یاد داده‌اند. معمولا میزان و شدت علایم به ضعف فیزیولوژیک خود فرد بستگی دارد. ● دردی که با نوازش خوب می‌شود گروه دیگری از متخصصان، تئوری رفتاری را می‌پسندند و معتقدند ممکن است فرد یاد گرفته باشد تا از رفتارهای با مدل بیمارگونه پیروی کند چون هر وقت بیمار شده و یا این‌طور رفتار کرده، توجه بیشتری دریافت کرده و به عبارتی تایید شده است. به این ترتیب باز هم ماجرا به دوران کودکی برمی‌گردد که وقتی کودک در برابر فشار، این‌طور رفتار کرده مورد توجه و ناز و نوازش قرار گرفته یا برعکس، آن‌قدر نسبت به کودک بی‌توجه بوده‌اند، آن‌قدر از او زیاده از حد انتظار داشته‌اند و یا با او بد برخورد کرده‌اند که برای فرار از فشار وظایف ناخواسته دست به این کار می‌زند، بعد از اینکه این ماجراها تکرار می‌شود کودک رفتاری بیمارگونه را یاد می‌گیرد و برایش به عنوان رویه‌ای ثابت تا بزرگسالی می‌ماند. در این بین اجتماع نه تنها بی‌تاثیر نیست بلکه نقشی حیاتی دارد. این نقش از همان کودکی که شامل رفتارهای والدین است، شروع می‌شود. والدین مثل یک مدل رفتاری، واکنش‌های خود را به تنش‌های محیطی ابراز می‌کنند. حتی وقتی مساله بیماری واقعی مطرح است رفتار خانواده و اطرافیان بسیار با هم متفاوت است. بعضی‌ها فورا خود را باخته و درخواست کمک آنها با آه و ناله و درماندگی است و بعضی دیگر تحمل بیشتری دارند و حتی در درخواست کمک و حمایت هم با صبر و تحمل رفتار می‌کنند. تمام این رفتارها در باورهای کودک در مورد بیماری موثر است و آنها را عینا کپی کرده و بعدها بروز می‌دهد. مربیان مهد و افراد مختلفی که وظیفه نگهداری از کودک را دارند هم بسیار تاثیرگذارند. ● احساسات منفی و دردهای جسمی در گستره بزرگ‌تر اجتماع پای مسایل فرهنگی هم باز می‌شود. به عبارت دیگر شناخت و باورهای افراد را در این موضوع نباید فراموش کرد. مثلا خانواده به خانواده و فرهنگ به فرهنگ باورهای مربوط به بیماری فرق می‌کند. پذیرش بیماری، میزان خطرناک بودن آن، جبهه‌گیری در مورد آن و میزان واکنش‌های رفتاری و هم‌دردی با بیمار کاملا به فرهنگ هر جامعه بستگی دارد. انتظارات و توقعات در مورد بیماری در کودکی یاد گرفته می‌شود. اگر پدر و مادر حین بیماری هر چند اندک از وظایف خود سرباز می‌زنند همین موضوع در بچه‌ها هم تقلید می‌شود. باورهای منفی در مورد بیماری ناشی از فکر بیمار است و این باورها احساسات منفی هم ایجاد می‌کنند که یکی از بارزترین آنها اضطراب و افسردگی است. این افراد حساسیت بسیار زیادی نسبت به درد و ناراحتی‌های جسمی دارند و کوچک‌ترین ناراحتی جسمی را حس می‌کنند. بیشتر از هر عاملی باید افکار منفی و تاکید بسیار زیاد روی ترس‌ها را دلیل سوماتیزاسیون دانست. افرادی که فکر می‌کنند حتی کوچک‌ترین گرفتگی عضلانی در شانه آنها یعنی تومور، کمی ناراحتی تنفسی مساوی است با آسم، فقط به این دلیل این افکار به سراغ‌شان می‌آید که منفی‌نگر و اسیر انواع ترس‌ها هستند. بعد از چنین تفکراتی خودشان را مریض احساس کرده، از فعالیت‌های طبیعی بازمانده، تنش و اضطراب می‌گیرند و وخیم‌تر از حالت قبلی در یک چرخه معیوب گرفتار می‌شوند و گاهی آن‌قدر اوضاع کش پیدا می‌کند که چشم‌شان به جمال یک بیماری واقعی هم روشن می‌شود.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/36773
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید