کتاب در ستایش دیوانگی اثر اراسموس، یکی از مهمترین و برجستهترین کتب قرن ۱۶ میلادی است. در واقع تالیف این کتاب در زمانی صورت گرفت که بتازگی دوران قرون وسطی از اروپای آن زمان رخت بربسته بود. مطالب بیان شده در این کتاب تلنگری میزد به اوضاع اجتماعی، استبداد و بیداد مقامات مذهبی مسیحیت در قالب تفتیش عقاید. او تمامی دستگاه پاپ و فرقههای پرقدرت مسیحی را با زبان طنز و شوخی مورد انتقادی صریح و شکننده قرار داده است.
در این اثر ارجاعات فراوانی به اساطیر ادبیات لاتینی و یونانی و اسامی خاص شده است که مترجم این اثر تمامی این موارد را بیکم و کاست در ترجمه خود به صورت یادداشت یا حاشیهای مختصر بر متن، تحت عنوان حواشی و توضیحات آورده است که برای فهم بهتر خواننده فارسی زبان که ممکن است با تمامی این موارد آشنایی نداشته باشد، بسیار مفید است. اما نویسنده این کتاب دسید ریوس اراسموس که غالبا به نام اراسم رتردامی معروف است، در سال ۱۴۶۹ در شهر رتردام هلند زاده شد. او که در کودکی والدین خود را از دست داده بود تحت سرپرستی خانوادهای قرار گرفت که به تعلیم و تربیت او اهمیت بسزایی قائل شدند.
او مدتی را نیز در دیر اشتاین سپری کرد و با توجه به استعداد و هوش سرشاری که داشت در آنجا به مطالعه و بررسی آثار کلاسیک ادبیات لاتینی آن روزگار پرداخت، به طوری که پس از مدتی در جرگه استادان بنام ادبیات لاتینی درآمد. مدتی هم در پاریس به تحصیل علوم مذهبی و حکمت الهی پرداخت اما زندگی واقعی او زمانی شروع شد که با حمایتهای مالی دو تن از اعیان و اشرافزادگان، دست به سفرهای علمی و پژوهشی زد و در نهایت در سوئیس رحل اقامت افکند تا حاصل این تحقیقات خود را به صورت تالیف و تصنیف درآورد که از آن جمله میتوان به همین اثر، پندها یا اندرزها، تعلیم و تربیت یک شهزاده مسیحی، مباحثات، مناظرات و... اشاره کرد که اکثر آنها حتی با گذشت قرنها آثاری ماندگار شدند.کتاب در ستایش دیوانگی اثر اراسموس با ترجمه، مقدمه و حواشی دکتر حسن صفاری توسط انتشارات فرزانروز منتشر شده است.
● سنتگرایی دینی
کتاب «سنتگرایی دین در پرتو فلسفه جاویدان» نوشته کنت الدمدو، ترجمه رضا کورنگ بهشتی در سال جاری به همت انتشارات حکمت در اختیار علاقهمندان قرار گرفته است.
این کتاب با ۱۴ فصل از معدود آثار توصیفی ـ تحقیقی مفیدی است که به معرفی و بررسی اصول اندیشه سنتگرایان یا منادیان حکمت خالده در دوران ما میپردازد.
سنتگرایان شرح و بیان فلسفه جاویدانی که در بطن ادیان مختلف و در پس صور متکثر سنتهای مختلف جهان قرار دارد را به عهده دارند و در عین حال خود را وقف حفظ و تبیین صور سنتی ساختهاند که علت وجودی هر میراث دینی است و بر همین اساس اثر بخشی معنوی آن را ضمانت میکند.
با نگریستن به فهرست عناوین کتاب، بدیهی است که مولف در بخش نخست اثر خود، تصویری روشن و نسبتا کامل از زندگی و آثار نمایندگان برجسته سنتگرایی ارائه میکند.
وی علاوه بر تاکید بر رسالت مشترک و فرافردی این چهرهها در احیای مجدد مبانی سنتی و اصول حکمت خالده، سعی میکند جایگاه و نقش خاص هر یک از این چهرهها را در انجام رسالت مذکور روشن سازد.
مولف در فصل ششم تا دهم کتاب مورد بحث، به تبیین و تشریح مولفههای اصلی چشمانداز سنتگرایی، هم در بعد اثباتی و هم در بعد سلبی ـ انتقادی آن پرداخته است.
در فصل دوازدهم، انتقادهایی را که متوجه دیدگاههای سنتگرایان است، طرح میکند و سعی مینماید با تکیه بر آرای خود سنت گرایان به آنها پاسخ دهد.
در ۲ فصل نهایی کتاب نویسنده بر اهمیت توجه به چشم انداز سنتگرایی پافشاری میکند.
به عقیده وی تنها با تکیه بر این چشمانداز و تنها با تمسک به مبانی حکمت خالده میتوان دین پژوهی معاصر را در مسیری روشن هدایت کرد و گفتگوی میان ادیان را مثمر ثمر نمود. گستردگی و تنوع مطالب مندرج در این کتاب، مولف را واداشته تا در طرح دیدگاه مزبور اصل ایجاز را رعایت کند اما این بدان معنا نیست که وی به توصیف و مرور کلی بسنده کند، بلکه خصلت علمی ـ پژوهشی و تحلیلی ـ انتقادی اثر خود را حفظ کرده است.
این امر باعث شده تا این اثر، فراتر از یک درآمد کلی باشد و در نتیجه هم برای خوانندگان ناآشنا با این عرصه سودمند است و هم برای محققان و دانش پژوهان، الهام بخش تحقیقات ژرفتر در این زمینه خواهد بود.
● کسوف خداوند
یکی از آثار مطرح مارتین بوبر، فیلسوف متاله اتریشی کتاب «کسوف خداوند» است، اما آنچه باعث نگارش این اثر شد دو عاملی بود که ذهن بوبر را به خود مشغول کرده بود. اولی مواجهه او با جنگ جهانی دوم و به تعبیری پدیده شر و دیگری مساله فقدان روزافزون اعتماد بین انسانهاست. به عبارتی عدم توانایی ما برای داخل شدن در گفتگویی راستین با یکدیگر منبعث از عدم اعتماد به یکدیگر است و از نظر او به خاطر این عدم اعتماد است که خداوند از چشمان ما پنهان میگردد. نگرانی عمده بوبر از فقدان ابعاد روحانی و اخلاقی در زندگی انسان است و این همان چیزی است که او کسوف خداوند مینامد. بوبر در تلاش بود که راهی را نشان انسان امروزی بدهد تا او بتواند دوباره آن فضای روحانی از دست رفته را به دست آورد که این گشایش میتواند در تغییر طریق زندگی، تفکر، ارتباط با یکدیگر و... باشد.
بوبر کسوف خداوند را، کسوف نور الهی نیز مینامد. درست مانند کسوف خورشید که چیزی بین خورشید و ما حائل میشود، نه آن که در نفس خورشید مشکلی واقع شده باشد.
مضمون اصلی این اثر مبتنی بر این است که ذهنیتگرایی بنیادین اندیشه مدرن امکان دسترسی به عنصر مافوق تجربه را ممتنع میسازد که این مساله باعث نابینایی روحانی نسبت به حضور حی خداوند میگردد.
این کتاب در ۹ فصل تدوین شده است. ازجمله میتوان به این فصول اشاره کرد:
دین و واقعیت، عشق الهی و ایده الوهیت، دین و اخلاق، خدا و روح انسان و... برای نمونه بوبر در بخش دین و تفکر مدرن، ۳ متفکر بزرگ یعنی مارتین هایدگر، ژان پل سارتر و کارل گوستاو یونگ را به عنوان اندیشمندانی که نمیخواهند وجود واقعی یک حقیقت مطلق را که منشأ غیربشری دارد، بپذیرند، برمیگزیند.
مثلا در مورد هایدگر میگوید: هایدگر با همه مباحث جذابی که در زمینه ماهیت وجود مطرح میسازد، کماکان در دام ذهنیت مدرن که مانع از مواجهه با خداوند است، گرفتار میماند یا نیز با پرداختن به نظرات یونگ، توجه خود را بر اشارات مابعدطبیعی روانشناسی دین از نظر یونگ متمرکز میسازد. بوبر در تحلیل آخر بر محور اساسی فلسفه در زمان کانت که همانا چگونگی آشتی دادن بین عین و ذهن، عالم و معلوم، پدیده و شیء فینفسه میپردازد و در فصل ۹ که ضمیمه انتهایی کتاب است، پاسخ او به یونگ، یادداشتهایی درباره دین و تفکر مدرن و در نهایت واژهنامه قرار دارد.در نهایت پیام بوبر در پس آثارش این است که مستمع باید آنچنان خود را بشناسد که خداوند او را بدان سان مخاطب قرار میدهد و فقط آن گاه است که هویت کامل انسانی او جلوه مینماید.
کتاب «کسوف خداوند» تالیف مارتین بوبر با ترجمه عباس کاشف و ابوتراب سهراب توسط انتشارات فرزان روز منتشر شده است.