امروز پنج‌شنبه 22 مرداد 1405

Thursday 13 August 2026

در مسیر پردست‌انداز زاینده‌رود


1401/08/01
کد خبر : 51215
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 77 نفر
پیش از ماه رمضان امسال که خبرها حاکی از پخش سریال جدید و مناسبتی حسن فتحی به نام «در مسیر زاینده‌رود» بود براساس ذهنیت قبلی از سریال‌های پیشین او که در مجموع نمره قابل قبولی از مخاطب عام و کارشناسان و منتقدان عرصه فیلم و سریال گرفته بودند، در انتظار یک اثر جذاب که برای ساختار و داستان و اجرای آن حسابی فکر شده، ماندیم. حسن فتحی به اعتبار سریال‌هایی چون «پهلوانان نمی‌میرند»، «میوه ممنوعه» و «مدار صفر درجه» نزد مخاطبان جایگاه ویژه‌ای یافته و تایید نسبی هم از سوی مدیران صداوسیما، هم از سوی منتقدان دریافت کرده و بدیهی است که انتظار پیشرفت و ارائه کار بزرگ‌تر، کامل‌تر و منسجم‌تر و به‌طور کلی بهتر از او چندان بی‌راه نباشد. به نظر می‌رسد سریال آخر حسن فتحی از استانداردهایی که خود او با ظریف‌کاری‌ها، انتخاب و همکاری با یکی از بهترین دیالوگ‌نویسان حال حاضر سینما و تلویزیون (علیرضا نادری)، اجرای دقیق و هدفمند صحنه‌ها و ریتم مناسب برای خویش تعیین کرده، پایین‌تر قرار گرفته است. اکنون که سریال به‌طور کامل پخش شده می‌توان به درستی و به دقت، ضعف و قوت «در مسیر زاینده‌رود» را واکاوی کرد. فتحی و همکار فیلمنامه‌نویس‌اش با انتخاب سوژه‌ای عجیب و حتی چالش‌برانگیز در جامعه و به‌خصوص جامعه ورزشی (فوتبال) ایران از ابتدا کاری پر از دست‌انداز اما بکر را انتخاب کردند. البته ایرادها و اعتراض‌هایی از سوی برخی از فوتبالیست‌ها و دست‌اندرکاران این حوزه نسبت به نحوه پرداخت سریال به مسائل پشت پرده فوتبال و دلالی در آن ایراد شد. اما از خاطر نباید برد که فتحی به خوبی توانسته پرده از واقعیتی کنار بزند که سال‌هاست به صورت درگوشی و غیرشفاف در محافل و برنامه‌های ورزشی از آن حرف زده می‌شود و حتی بزرگان و برخی مدیران فوتبالی در موقعیت‌های دفاع از خود و حوزه مدیریتی خود، به آن استناد کرده‌اند و درباره این موضوع اشاره‌های فراوانی داشته‌اند. اگر دو اصل جذابیت و به‌روز بودن را جزو محسنات یک فیلمنامه بدانیم هر دوی این ویژگی‌ها را در اثر آخر فتحی پیدا می‌کنیم. اگر چه باید گفت که می‌شد داستان زودتر به فراز و انجام خود برسد و لازم نبود تا سی و چند قسمت ادامه و به تعبیر بهتر «کش» بیابد. با وجود آنکه قوت در فیلمنامه و تاکید و تمرکز بر خط سیر داستان و شخصیت‌های سریال‌های فتحی جزو نقاط قوت و ویژگی آثار محسوب می‌شود اما در سریال آخر او به نظر می‌رسد دقت لازم در این امر صورت نگرفته و این اتفاقی است که در پرداخت بعضی از شخصیت‌ها مثل شخصیتی که پردیس افکاری نقش‌اش را ایفا کرد، افتاده است. اساسا شخصیتی که افسانه ماهرو بازی کرده چرا باید حاضر به ازدواج با مردی شود که جای پدر بزرگ او محسوب می‌شود؟ می‌گویید این بخشی از نقشه و توطئه فرهاد (با بازی مهرداد ضیایی) و همسرش بوده پس چرا بعد از چند قسمت و در میانه سریال او به همه چیز و همه وعده‌ها و خواسته‌های شخصی‌اش پشت می‌کند و در جبهه مقابل قرار می‌گیرد؟ آیا باور اینکه تحول و تغییر دختری جوان طی فقط چند روز می‌تواند رخ دهد، پذیرفتنی است؟ این موارد از آنجا برجسته می‌شوند که به جرات می‌توان گفت در آثار تلویزیونی فتحی، فیلمنامه و داستان رکن اساسی و نقطه قوت و ستون اصلی به شمار آمده‌اند و فتحی دقت و تاکید فراوانی روی مسئله پرداخت داستان و شخصیت‌پردازی کاراکترهای آثارش دارد. شاید مشکل بیشتر سریال‌های مناسبتی (عدم برنامه‌ریزی و تعجیل در رساندن کار)گریبانگیر او هم شده است. اما در مورد سریال «در مسیر زاینده رود» یک ویژگی وجود دارد که واقعا حیرت‌انگیز است و آن بازی فوق‌العاده «حسین محجوب» است. به شخصه در آن صحنه‌هایی که محجوب پس از مطلع شدن از مرگ پسر و دیدار با قاتل او از کلانتری بیرون آمد و آشفته و شوریده در خیابان‌های اصفهان بی‌هدف و گنگ قدم می‌زد و با خود واگویه می‌کرد، تحت تاثیر بازی او قرار گرفتم. بقیه بازیگران هم اعم از مسعود رایگان، مهرانه مهین‌ترابی، بهنوش طباطبایی، مهدی سلطانی و... کارشان قابل قبول به نظر می‌رسد. البته بازی هومن برق‌نورد اگرچه در بیشتر صحنه‌ها اغراق‌آمیز بود و به تیپ نزدیک اما او هم نمره قبولی می‌گیرد. به نظر می‌رسد فتحی پس از سال‌ها تجربه کار تصویری، حالا به یک سبک خاص در کارگردانی و یک سلیقه ویژه در نمابندی صحنه‌ها و زوایای دوربین رسیده که نه به قوت کارهای قبلی خود در تلویزیون، در سریال «در مسیر زاینده‌رود» هم این سبک و سیاق مشاهده می‌شود. اما یک نکته در چند قسمت سریال پخش و تکرار شد که نه کارکرد و علت آن معلوم بود و نه دلیل تکرار آن؛ پخش کلیپ واره‌های لابه‌لای صحنه‌های سریال با صدای احسان خواجه‌امیری آن هم در حالی که به هیچ وجه نمی‌شد این آواز و صحنه‌های مربوط به آن را به صحنه‌های قبل و بعد از آن صحنه ربط داد. اما موضوع آخر این نوشته به بحث مطرح شده پیرامون لهجه اصفهانی نه چندان خوب بازیگران و سوء‌تفاهم پرداخت بد و نامناسب از فرهنگ اهالی اصفهان مربوط می‌شود. استاندار اصفهان به رئیس صداوسیما نامه نوشت و اعتراض خود را مطرح کرد، حتی حجت‌الاسلام رهبر نماینده مردم اصفهان هم در مجلس به این موضوع اشاره و انتقاد کرد. اما به راستی فتحی در این مورد اشتباهی مرتکب شده بود؟ آیا کارگردان یک اثر، چنانچه به مسائل پزشکی بپردازد و بخواهد فرآیند یک عمل جراحی را برای پیشبرد اثرش تصویر کند باید بازیگرانش را آموزش جراحی دهد یا از یک پزشک جراح به عنوان هنرپیشه بهره بگیرد؟ این موضوع در سینما و تلویزیون ایران سال‌هاست که محل مناقشه و بحث و گاهی اعتراض بوده که هر صنفی به نمایش تصویری اعضای خود چنانچه مطابق نظرات آنها نباشد اعتراض کند. اما یادمان نرود که موضوع مورد بحث در ساحت داستان و تخیل قرار دارد و هر پدیده آورنده‌ای می‌تواند مخلوق داستانی خود را آنگونه که متقضای اثر خود است، خلق کند و این موضوع ربطی به واقعیت عینی ندارد. در تیتراژ سریال نام مهرداد ضیایی که خود اهل اصفهان است، به عنوان مشاور لهجه اصفهانی آمده و بر این اساس به نظر می‌رسد که فتحی به‌عنوان پدید آورنده اثر به این موضوع از قبل اندیشیده و برای واقع‌نمایی بیشتر راهکاری برای آن پیدا و انتخاب کرده است. بحث خدشه‌دار شدن فرهنگ اصفهانی‌ها در این اثر هم چندان وارد نیست چرا که این داستانی است که در بستر وقایع و روابط انسانی شخصیت‌ها در هرجا و در هر شهری می‌توانست اتفاق بیفتد.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/51215
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید