امروز پنج‌شنبه 22 مرداد 1405

Thursday 13 August 2026

در مسیر پر فراز و نشیب حاشیه‌ها


1401/08/01
کد خبر : 51291
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 74 نفر
از آن کارگردان‌هایی است که خیلی خوب می‌داند چه‌چیزی را قرار است به مخاطبانش ارائه دهد. سریال‌هایی که تا به‌حال برای تلویزیون ساخته این را نشان داده است. مخاطبانی که مجموعه‌های فتحی توانسته کشف کند، خیلی بیشتر از بینندگان سایر سریال‌هاست. نمی‌توان منکر این شد که سریالی مثل «شب دهم» با خیل عظیم از طرفداران روبه‌رو شد و سریالی مثل «پهلوانان نمی‌میرند» هم توجه عام را به خود جلب کرد و هم توجه خاص. گرچه بعضی از آثار او جزو آثار فاخر تلویزیون به حساب می‌آید اما ساخت مجموعه‌های تلویزیونی برای او همیشه پ ● ساخت سریال، متاثر از علایق حسن فتحی کارگردان خوش قریحه‌ای است که با شناخت و دانش از فرهنگ و رسوم مردم سرزمینش آثارش را می‌سازد. او در گام نخست با این علم و دانش از عادت کهن و حماسه‌پروری‌های ملتش «پهلوانان نمی‌میرند» را ساخت. با شناخت مناسب اجتماعی و آسیب‌های اجتماعی جامعه «فردا دیر است» را به نمایش گذاشت. به‌جهت میل وافر به فلسفه اسلامی و گرایش‌های فلسفی و دینی‌اش به سراغ «روشن‌تر از خاموشی» و صدرالمتالهین رفت. او همچنین به‌‌دلیل مناسبات دینی، مذهبی در فقه شیعی و دغدغه‌های ملی، باستانی و ارزش و اهمیت نوروز در سنن و آداب رسوم ملتش اثری ساخت به نام «شب دهم» تا هم شب اول محرم و شب‌های نخست نوروز را در خود داشته باشد. او با این سریال به هر دو متعهد و پایدار بود. فتحی در ادامه به مناسبات سیاسی و بنیادین صهیونیست در «مدار صفر درجه» حمله کرد، به‌طوری که مقامات بلند پایه این کشور در شبکه‌های خود به اظهار نظر درباره این سریال پرداختند. ● میوه‌ای که برای تلویزیون ممنوعه بود حسن فتحی در گام بعد به سراغ ادبیات شرق رفت و با نگاه به داستان شیخ صنعان سریال «میوه ممنوعه» را ساخت. اثری که هم در سطح و هم در لایه‌های زیرینش مباحثی را مطرح می‌کرد که تامل برانگیز بود. این سریال هم به داستان عشق پیری در جامعه اشاره می‌کرد. میوه ممنوعه یکی از سریال‌هایی بود که حسن فتحی آن را ساخت و توانست با نشان دادن زوایایی از زندگی یک حاج‌آقای بازاری و معتقد به دین اسلام، مخاطبان را به این سریال علاقه‌مند کند. فتحی خیلی خوب می‌دانست که برای همراه کردن مخاطبان تلویزیونی در ماه مبارک رمضان و رقابت شبکه‌ها با هم برای دیده شدن بهترین سریال، چه سوژه‌ای را انتخاب کند. تابه‌حال پیش نیامده بود که کارگردانی با این صراحت چنین موضوعی را مد نظر قرار دهد. در میوه ممنوعه هم حسن فتحی با کمک علیرضا نادری دیالوگ‌هایی را برای بازیگرانش انتخاب کرد که با داستان فیلم به شدت تجانس داشت. ● حاتمی‌گونه در اشک‌ها و لبخندها فتحی در سال گذشته نیز سریال طنزی را با نام «اشک‌ها و لبخند‌ها» ساخت. سریالی از جنس ادبیات و دیالوگ‌نویسی خاص فتحی. دیالوگ‌نویسی که دیگر به‌تدریج می‌رود تا همچون «علی حاتمی» که دیالوگ نویسی خاص خودش را داشت و در آن منحصربه‌فرد بود تبدیل شود. دیالوگ‌های ریتمیکی که مانند توپ پینگ‌پنگ میان بازیگرانش رد و بدل می‌شود. دیالوگ‌هایی گوش‌نواز و تاثیر‌گذاری که اگر مخاطب لحظه‌ای آن‌ را دنبال نکند سررشته سخن و داستان و وقایع آن را از کف می‌دهد. ● دیالوگ‌نویسی چیره‌دست فتحی بی‌شک دیالوگ‌نویسی چیره دست و قهار است. خاص بودن دیالوگ‌ها به این معناست که اگر نویسنده یا کارگردانی دیگر بخواهد آثارش را به شیوه نگارش و کارگردانی فیلمساز دیگری بسازد اثری ضعیف و مضحک به نظر می‌رسد. همان‌گونه که پس از سریال موفق «شب دهم» بسیاری از کارگردانان تلویزیون تلاش کردند تا اثری با آن سازگار و دیالوگ‌ها بسازند اما آثارشان به‌‌عنوان کپی دست چندم از سریال «شب دهم» شد. البته حسن فتحی نیز در ابتدای راه خود نیز دچار این اشتباه شده بود. او در مورد سریال «پهلوانان نمی‌میرند» قصد شبیه‌سازی دیالوگ‌های این سریال با اثر فیلمسازی دیگر را داشت که چون در نگارش به آن پختگی نرسیده بود، دیالوگ در دهان بازیگرانش نمی‌چرخید و حاصل کار ساخت اثری نه‌چندان موفق شد اما در ادامه به این خود آگاهی از خود و کارهایش رسید و حاصل آن دیالوگ‌های زیبای «شب دهم» یا «اشک‌ها و لبخند» است. البته فتحی در پرونده کاری‌اش آثاری را دارد که به جهت کسب تجربه دچار نقص شده‌اند. به‌عنوان مثال سریال «روشن‌تر از خاموشی» اثری ارزشمندتری می‌شد اگر لهجه‌‌های مختلف اصفهانی، شیرازی و ترکی و... را در کار وارد نمی‌کرد و از لطمات زیادی که به آن زده شد، جلوگیری می‌کرد. ● آزموده‌ای آزموده شده میل به استفاده از لهجه گویا یکی از علایق خاص فتحی است. او قصد دارد با به‌کارگیری آن در دیالوگ‌های اثرش به نوع خاصی از نگارش و دیالوگ‌نویسی برسد. اصرار بر این امر در نهایت منجر به ساخت سریال «در مسیر زاینده رود» شد. نکته مهم در خصوص لهجه‌سازی این است که لهجه و گویش‌ها همواره برخاسته از عادات و ادای خاص کلمات است که به مرور زمان برای مردم و اهالی خطه خاصی از کشور به صورت‌های مختلف بیان می‌شود. برخی هجاها را محکم و برخی کشدار و ممتد ادا می‌کنند اما هنگامی که بازیگری غیربومی برای ساختن آن تنها براساس شنیده‌ها و سراغ شل و سفت بیان کردن کلمات می‌رود این ساختگی بودن کاملا آشکار می‌شود. علت اصرار عجیب فتحی برای استفاده از گویشی خاص در این سریال در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. این اصرار آن‌هم برای داستانی که می‌توانست در تهران یا هر شهری دیگری بدون گویش صورت گیرد عجیب است. این سریال به‌جای «در مسیر زاینده رود» می‌توانست در مسیر شمال و تهران یا در مسیر هر جای و هر چیز دیگری باشد. ● روایت کهنه با نقلی نو روایت کهنه قتل غیر عمد و شبه عمد و مقوله دیه و ولی دم و گرفتن رضایت خانواده ضارب از اولیای‌دم داستانی است کم و بیش آشنا که در سریال فتحی شکل و فرم دیگری به خود می‌گیرد. او با وارد کردن شخصیت فوتبالیست عصبی که تسلطی بر اعصاب خود ندارد، نگاهی نیز به فساد حاکم بر جامعه ورزشی به‌خصوص فوتبال دارد. جامعه‌ای که افراد عضو آن به غلط لفظ الگوی جوانان را به دوش می‌کشد. در حالی که بازیگران این بازی تاثیر‌گذار فاقد هرگونه ارزشی برای خود و اهالی جامعه کوچکشان هستند تا چه رسد به جامعه بزرگ جوانان یک کشور. این موضوع پس از داستان قتل مسعود و خانواده سارنگ مهم‌ترین موضوع مطرح شده سریال است. از این رو روایت کهنه با نقلی نو بیان شده است. همین‌که فتحی این سوژه را انتخاب می‌کند و در این مورد سریال می‌سازد نشان از جسارت او می‌دهد. یعنی پیگیری سوژه‌هایی که کمتر کارگردانی به‌سراغ آن می‌رود. ● گره افکنی که برای مخاطب دغدغه نشد اتفاق‌های داستان چندان گره‌ای نمی‌افکند. سوالی را در ذهن مخاطب ایجاد نمی‌کند. او را به کنش وا نمی‌دارد و وادار به اندیشیدن نمی‌کند. اگر هم چنین اتفاقی در پاره‌ای موارد روی دهند چنان در سطح رخ می‌دهد که مخاطب را کنجکاو نمی‌کند. داستان و رابطه پدر، پسر عموی همسر سارنگ (میترا)، حاج بهزاد، گذشته خانواده سارنگ، همسر مسعود آنقدر ساده طرح و بازگو می‌شوند که مخاطب را مشتاق نمی‌کند. مثلا تلفن‌های مشکوک خواهر سارنگ به پدر هیچ‌گاه برای مخاطب مسئله نشد که او را به سمت و سوی خاص هدایت کند. این ضعف شاید با ریتمی تندتر از آنچه در سریال دیدیم و سرعت بروز اتفاق‌ها می‌توانست تمرکز مخاطب را به خود جلب کند اما ریتم کند اثر این فرصت را نیز از سریال گرفت. ● سعه‌صدری لازم است فتحی در سینما نیز آثار قابل تامل ساخته است. آثاری چون «پستچی سه بار در نمی‌زند»، «کیفر» و «ازدواج به سبک ایرانی» اما با وجود تلاش فراوانش به‌نظر می‌رسد او ساز و کار‌ها و روابط در تلویزیون را بیش از سینما می‌داند و در این عرصه موفق‌تر به نظر می‌رسد. متاسفانه موفقیت‌های او در تلویزیون در سینما هرگز تکرار نشده. اگر قرار باشد فتحی در سینما مسیری را که در تلویزیون طی کرده بپیماید و آثار موفقی خلق کند باید همان سعه‌صدری را که در تلویزیون در پیش گرفته، در سینما به خرج دهد تا نهال کاشته شده‌اش به‌ثمر بنشیند.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/51291
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید