امروز جمعه 13 شهریور 1405

Friday 04 September 2026

دمکراسی در جهان سوم / بخش اول


1401/08/01
کد خبر : 79405
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 53 نفر
همانطور که از معنای لغوی واژه دمکراسی پیداست (دموس: مردم؛ کراتوس: قدرت)، دمکراسی به نوعی از نظام سیاسی اطلاق می گردد که از اراده مردمی شکل گرفته باشد، از این رو این نظام همواره در مقابل با نظام های مطلقه فردی و استبدادی تعبیر گشته است. با این حال به علت کثرت استفاده این واژه توسط نظام های مختلف برای تعبیر نمودن حاکمیت های خویش، این واژه دچار آشفتگی معنایی خاصی گشته است. بدین معنا که به علت مقبولیت ذاتی دمکراسی، تمامی حکومت ها، حتی حکومت های استبدادی و توتالیتر سعی می نمایند تا حاکمیت خویش را نوعی حاکمیت دمکرات و برخاسته از آراء مردمی بیان دارند. به طور مثال مارکس در نظریه اش دوره گذار حکومت دیکتاتوری پرولتری خویش را نوعی دمکراسی می نامد. بسیاری از نظریه پردازان سیاسی آنچه را که امروز در غرب شکل گرفته است نوعی دمکراسی لیبرالی می نامند و معتقدند که این جوامع ابتدا لیبرال و سپس دمکراتیک گشته اند. به بیان دیگر پیش از آنکه دمکراسی در غرب قدم بگذارد اقتصاد، سیاست و جامعه غربی تماماً در طی یک فرآیند نه چندان کوتاه مدت، لیبرالیزه گشته بودند. شاید به همین دلیل است که برخی دمکراسی را تنها محصول دولت های لیبرال می دانند و لاغیر. با توسعه صنعتی شگفت انگیز غرب در دو سده اخیر، مدل دمکراسی لیبرالی از مطلوبیت خاصی در میان کشورهای توسعه نیافته برخوردار گردید. زیرا بیشتر کشورهای این حوزه پیشرفت صنعتی غرب و رفاه حاصله را محصول ماهیت حاکمیت سیاسی کشورهای غربی می دانستند. با این حال به عللی که ذکر خواهد شد جوامع جهان سوم به صورتی کاملاً گزینشی ارزش های لیبرال دمکراسی غربی را در کشورهای خود پیاده نموده اند و به علت این گرته برداری ناشیانه، در طی چند دهه اخیر حاکمیت سیاسی در اغلب این کشورها با چالش هایی متناوب مواجه گردیده اند. گرچه برخی از کشورهای این حوزه از نظام سیاسی با استفاده از عقلانیت ابزاری و همچنین روش آزمون و خطا و با دادن هزینه های بسیار از این چالش همه گیر خارج گردیدند اما مابقی این کشورها همچنان در حال دست و پنجه زدن با این مشکل اساسی می باشند. غالب نخبگان سیاسی کشورهای جهان سوم یا در غرب تحصیل نموده اند و یا با سنت های غربی تحصیل نموده اند و لذا غالب این نخبگان خواسته یا ناخواسته آشنا ارزش های دمکراسی لیبرال غربی می باشند. نخبگان سیاسی این کشورها در سده اخیر در برخورد با این ارزشها سه رویکرد را در پیش گرفته اند. عده از این نخبگان با نفی کامل ارزشهای سنتی جامعه خود خواستار جایگزینی کامل ارزش های غربی به جای ارزشهای سنتی گردیده اند و در مقابل این عده برخی از نخبگان با نفی کامل ارزشهای غربی خواستار تقویت ارزشهای سنتی در مقابل ارزشهای غربی گردیده اند. این گروه با پیوند با رهبران سنتی این کشورها، با محکوم نمودن جناح مقابل به بیگانه پرستی و خیانت به مبارزه و پیکار با گروه نخست پرداخته اند. گروه سوم راه اعتدال را در پیش گرفته اند. این گروه با انتخاب گزینشی ارزشهای غربی و تطبیق و با استحاله آن برای جوامع خود، سعی نموده اند تا با عقلانیت ابزاری مدلی مطلوب را برای جوامع خود به وجود اورند. تقربیاً می توان گروه سوم را پیروز این نبرد نابرابر در غالب کشورها دانست و در هر کشوری از جوامع جهان سوم این گروه پیروزی را زودتر به دست آورده و مدیریت بومی سازی دمکراسی غربی را به درستی به انجام رسانده و تناقضات درونی الگوی بومی سازی شده را به حداقل رسانده است پیشرفت سیاسی و اقتصادی زودتر به این جوامع رسیده است. البته موانع ذاتی و درونی بر سر راه نهادینه نمودن دمکراسی در کشورهای جهان سوم وجود دارد. بزرگترین مانع درونی عدم توسعه یافتگی اقتصادی این کشورها می باشد. امروزه ثابت گشته است که سرآغاز رسیدن به یک جامعه آزاد و پیشرفته توسعه اقتصادی می باشد. تنها در یک جامعه ای که توسعه و رفاه اقتصادی شکل گرفته است می توان به مفاهیمی چون انتخابات آزاد، آزادی مطبوعات، آزادی احزاب سیاسی و ... دست یافت. لذا اغلب کشورهای جهان سوم به علت نرسیدن به توسعه اقتصادی نمی توانند به اصول اولیه دمکراسی در کشورهای خویش دست یابند.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/79405
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید