● علی نیکفرجام
سالهای پایانی دهه ۶۰ شمسی بود و تنها دلخوشی ما و سایر کودکان آن سالها برنامههای کودک و نوجوانی بود که از صدا و سیما به مدتی محدود روی آنتن میرفت. تمام جذابیتهای آن برنامه کودک وابسته به کارتونهای ژاپنی بود که در آن پخش میشد و ما را برای دقایقی وارد دنیای قصهها و ماجراها میکرد، البته تعدادی هم سریال عروسکی در برنامه کودک پخش میشد که (شاید برای امروزیها زیاد جذاب نباشد) نمیشد از آنها گذشت، انصافا کسی نبود که مجموعه «پت پستچی» و «افسانه سه برادر» را دوست نداشته باشد.
اما تمام اینها برای بچههای دهه شصت و هفتاد که نه «پلیاستیشن» داشتند و نه «ایکسباکس» کافی نبود، هنوز هم نیاز به سرگرمی احساس میشد، آن هم از نوع ایرانیاش (البته منظورم گل کوچیک با توپ پلاستیکی نیست) و اینجا بود که پای برنامهسازان ایرانی به میدان میآمد، آنهایی که با عروسکهای بانمکشان که همزبان ما بودند، ساعتها ما را سرگرم نگه میداشتند.
پس از این مقدمه دوست داشتم که یادی بکنم از برنامههای جذاب و دوستداشتنی مانند «اوستا بابا» و «عموقناد» ولی فعلا فضا و البته زمان اقتضا میکند که به موضوع مشهورترین و محبوبترین عروسک دوران کودکیمان که تا به امروز همراه ما مانده است بپردازیم؛ یعنی به این دو دههای که «کلاه قرمزی» و «پسرخاله» هر از گاهی به ما سر میزنند؛ انگار که هر زمان دل ما برای آنها تنگ میشود، خودشان میفهمند به سراغمان میآیند.
● صندوق پست
اوایل دهه هفتاد بود و ایرج طهماسب با یک برنامه جدید مهمان بعدازظهرهای چهارشنبه ما بچه دبستانیها شده بود. اسم این برنامه «صندوق پست» بود و در آن از کلاه قرمزی و پسرخاله خبری نبود و دو عروسک خیلی کوچک بهنامهای «جغجغه» و «فرفره» درکنار آقای مجری، این برنامه را میچرخاندند. در هر قسمت از این برنامه، آقای مجری نامههایی که بچههای ایرانی به تلویزیون میفرستادند را میخواند و در همان برنامه به آنها جواب میداد. کمی بعدتر پای دو عروسک بزرگتر و عجیب و غریب (که هرگز برای من معلوم نشد اینها چه موجوداتی هستند) به برنامه باز شد؛ «ژولی پولی» و «گلابی» دو عروسک زرد و صورتی بودند که یکی از آنها اصلا حرف نمیزد و عروسک دیگر به جای حرف زدن، با دهانش صدای تق تق تولید میکرد و آقای مجری صحبتهای او را برای بچهها ترجمه میکرد. ویژگی مشترک تمام این شخصیتهای جدید و دوست داشتنی این بود که سربههوا و بازیگوش بودند و با کارهای اشتباهشان بهانهای به دست آقای مجری میدادند تا با زبان شیرینش نکات تربیتی را به کودکانی که با علاقه پای تلویزیون نشسته بودند منتقل کند. البته ماجرا به همینجا ختم نشد و چندی بعد و بهطور ناگهانی سروکله یک پسربچه بازیگوش در برنامه آقای مجری پیدا شد.
● عروسکی با کلاه قرمز
یک موجود سربههوا که به حرف کسی گوش نمیداد و یکسره میپرید وسط صحبتهای آقای مجری که سعی میکرد با متانت و ملایمت او را آرام کند. صحنههای تلاش بینتیجه آقای مجری برای آرام کردن این موجود عجول که موقع حرف زدن، دهانش را تا بینی آقای مجری جلو میبرد، همه ما را به خنده میانداخت بهخصوص در آن زمانهایی که آقای مجری، این پسربچه را با زور از خودش دور میکرد و صورتش که از آب دهان عروسک خیس شده بود را با دستمال پاک میکرد.
این عروسک همان کلاه قرمزی خودمان بود و قرار نبود بماند ولی در همان جلسه اول حضورش بهواسطه شخصیت جذابش که مدیون صداپیشگی هنرمندانه «حمید جبلی» بود آنقدر جلوه کرد که گوی سبقت را از سایرعروسکهای برنامه ربود و به ستون اصلی برنامه تبدیل شد. حالا دیگر کلاه قرمزی فقط محبوب آقای مجری نبود، فقط محبوب ما بچهدبستانیها هم نبود بلکه یادم میآید پدر و مادرهای ما هم پای برنامه «صندوق پست» که حالا دیگر در بین مردم به برنامه «کلاه قرمزی» مشهور شده بود مینشستند و از ته دل میخندیدند.
● گام دیگری در تکمیل صندوق پست
کلاه قرمزی برای ما کافی بود ولی تیم ایرج طهماسب، حمید جبلی، پروین شمشکی، عروسکسازها و عروسک گردانهایشان یک برگ برنده دیگر هم در آستین داشتند که پس از مدتی وارد برنامه شد. شخصیت (عروسک) جدید، درست در نقطه مقابل رفتارهای کلاه قرمزی بود، نه پررو بود، نه سربههوا و نه پرحرف، اتفاقا خیلی کمرو بود و به ندرت حرف میزد، از زیر کار دررو و تنبل نبود و هر زمان که بیکار میشد به هر طریق ممکن به دیگران کمک میکرد، بهطور کلی از کلاه قرمزی خیلی عاقلتر بود ولی ایرادش در این بود که به حرف کسی گوش نمیکرد و کار خودش را انجام میداد، طاقت سئوال و چونوچرا نداشت و با هرنوع مخالفت یا سئوالی به صورت تهاجمی برخورد میکرد. حضور پر سروصدای این دو عروسک محبوب ایرج طهماسب و حمید جبلی را به فکر ساخت یک فیلم سینمایی با محوریت کلاه قرمزی انداخت.
● کلاه قرمزی در قاب تلویزیون
سال ۱۳۸۸ خبر رسید که طهماسب و جبلی دوباره قصد دارند با همان عروسکهای محبوبشان به تلویزیون بیایند و مهمان نوروز ۸۸ خانههای مردم باشند. این خبر درحالی اعلام شد که حتی بدبینترین صاحبنظران هم معتقد بودند که مجموعه نوروزی کلاه قرمزی و پسرخاله بهاحتمال زیاد پربینندهترین برنامه نوروزی سیما خواهد شد و این پیشبینی درست از آب در آمد. کلاه قرمزی نوروزی به هیچ عنوان بوی تکرار و کهنگی نمیداد و از چنان طراوتی برخوردار بود که انگار برای اولین بار است که این عروسکها با یک ایده ناب پا به تلویزیون گذاشتهاند. در این میان ایده دعوت از مهمانان سرشناس نوروزی مانند «آتیلا پسیانی» و خانوادهاش، «امین حیایی»، «باران کوثری» و حتی «ابراهیم حاتمیکیا» سبب شد تا طهماسب یک برنامه جدید را اداره کند و درنهایت یک شخصیت بانمک دیگر برای اولین بار به تیم کلاه قرمزی و پسرخاله افزوده شد.
● پسرعمه زا
«محمدرضا هدایتی» یکی از با استعدادترین هنرمندان عرصه سینما و تلویزیون است، هنرپیشهای که به لحاظ تعدد نقش و انعطافپذیری صدا و چهره تاحدی هنر «اکبر عبدی» را در ذهن تداعی میکند و زمانی که او بهعنوان صداپیشه شخصیت جدید مجموعه کلاه قرمزی یعنی «پسرعمهزا» قرار گرفت در کنار خود این مجموعه تبدیل به یک پدیده جدید شد. در مجموع کلاه قرمزی ۸۸ نهتنها چیزی از یک مجموعه نوروزی تمامعیار کم نداشت، بلکه طراوت و تازگی آن به تمامی سریالهای نوروزی آن سال طعنه میزد.
● برای سال ۱۳۹۰
تجربه موفق سال ۸۸ زمینه چالشبرانگیزی برای طهماسب، جبلی و گروهشان بود، وقتی خبر حضور دوباره کلاه قرمزی در برنامههای نوروزی سال ۱۳۹۰ در رسانهها منتشر شد همه در این فکر بودند که طهماسب و جبلی این بار میخواهند چه چیز جدیدی به مخاطبان قدیمی و جدیدشان ارائه کنند و این بود که گمانهزنیها در مورد موفقیت یا عدم موفقیت کلاه قرمزی ۹۰ آغاز شد ولی پس از پخش اولین قسمت آن، روشن شد که امسال نیز پر مخاطبترین برنامه سیما همین کلاه قرمزی خواهد بود، که البته گذشته از توانمندیهای کلاه قرمزی، ضعف و افتادن سریالهای نوروزی به ورطه کلیشهای شدن نیز در موفقیت مجموعه جدید کلاه قرمزی بیتاثیر نبود. کلاه قرمزی و پسرخاله امسال همان رنگ و بوی شیرین دو دهه پیش را داشتند ولی پسرعمهزا به روز شده بود و شخصیتهای جدید «فامیل دور» و «ببعی» نیز به آن اضافه شده بودند که هرکدام بهتنهایی یک بمب خنده بودند.
در کنار تمام اینها شخصیت دوستداشتنی آقای مجری که با واقعیت بسیار منطبق بود و مهربانی، عصبانیت و درسهای اخلاقیاش هیچکدام رنگ و بوی شعارزدگی و اغراق نمیداد موفق شد تا مخاطبان چندین و چندساله کلاه قرمزی را هنوز در اطراف خود نگه دارد.