● کامیار خوشکردار
۹۴ ساله، کارمند بانک
خانواده مادریام، نسل اندر نسل دیابت داشتند. برای همین، من سالی دوسهبار آزمایش خون میدادم تا اینکه سال ۷۱ متوجه شدم این ارثیه مادری به من هم رسیده است! میدانستم که احتمال ابتلایم به دیابت زیاد است. برای همین، خیلی درباره این بیماری مطالعه کرده بودم و زیاد نمیترسیدم. اولین بار برای شروع روند درمان، پیش دکتر استقامتی رفتم و کارهای درمانی را با خوردن یک عدد قرص گلیبنکلامید در روز آغاز کردم. وقتی کمکم بیماریام سیر پیشرونده خودش را طی کرد، پزشک مجبور شد برای مبارزه با آن، تعداد قرصهای گلیبنکلامید را به ۳ عدد در روز افزایش دهد و به تدریج قرصهای دیگری مانند متفورمین و آکاربوز ۱۰۰ را هم وارد برنامه درمانیام کردند. طی این چند سال اخیر، بیماریام اینقدر پیش رفته بود که دکتر به من گفت باید برای جنگیدن با آن، روزی ۹ عدد قرص بخورم؛ یعنی ۳ تا گلیبنکلامید، ۳ تا متفورمین و ۳ تا آکاربوز! این همه قرص خوردن و به خاطر آوردن زمان مصرف آنها، برایم بسیار خستهکننده و حتی دردناک شده بود. به پیشنهاد دکتر استقامتی، از شهریورماه سال گذشته، تصمیم گرفتم درمانم را به جای قرص، با تزریق انسولین ادامه بدهم.
دراینباره هم خیلی تحقیق کردم؛ حتی در کلاسهای مربوط به بیماران دیابتی هم شرکت کردم و متوجه شدم که تزریق انسولین، حداقل برای من، بهتر از خوردن روزی ۹ تا قرص است. تنها مشکلم برای این کار، این بود که خانواده و مخصوصا همسرم راضی نمیشدند که من روند درمانم را با تزریق انسولین ادامه بدهم. آنها از اطرافیان و کسانی که اطلاعات درستی در زمینه دیابت نداشتند، شنیده بودند کسانی که انسولین تزریق میکنند، بیشتر از سایرین به سرطان و بهخصوص سرطان روده مبتلا میشوند و به علاوه، امکان بهبودی کامل در افرادی که انسولین تزریق میکنند، کمتر از کسانی است که قرص میخورند! به هر حال، کلی تلاش کردم تا خانوادهام راضی شدند درمانم را با انسولین ادامه بدهم.
اما شاید برایتان جالب باشد که بگویم من هنوز به همکارانم نگفتهام دیابت دارم و انسولین تزریق میکنم چون همیشه احساس بدی نسبت به این موضوع داشتهام و فکر میکنم اگر آنها متوجه بیماری من بشوند، با حس ترحم با من برخورد میکنند و مدام میخواهند پشت سرم پچپچ کنند که: «بیچاره فلانی هم دیابت دارد و انسولین تزریق میکند!» بزرگترین مشکلم این است که نمیتوانم از نظر روانی، نگاه ترحمآمیز دیگران را تحمل کنم. در حال حاضر، روزی ۳ نوبت و جمعا ۳۲ واحد انسولین تزریق میکنم و این کار را هم خودم انجام میدهم چون با دستگاههای جدیدی که به بازار آمده، تزریق انسولین هم به سادگی استفاده از دستگاه گلوکومتر در خانه شده است. به طور کلی، حال عمومیام خیلی بهتر از قبل است و احساس خوبی دارم و برای بهتر شدن روند درمانم، مسایل تغذیهای و انجام فعالیت بدنی را چه در محل کار و چه در خانه، رعایت میکنم.
● معالج
نگاه اول
دکتر علیرضا استقامتی
فوقتخصص بیماریهای غدد و متابولیسم، دانشیار دانشگاه علوم پزشکی تهران
وقتی قند خون به قرص جواب نمیدهد...
با پیشرفت بیماری، مسیر درمان یک بیمار دیابتی عوض میشود و فرد مبتلا باید سیر درمانش را با مصرف روزانه قرصهای مخصوص آغاز کند و تازه اگر یک نوع قرص در دوز تعیینشده جواب ندهد، از بیمار میخواهیم بیماریاش را با مصرف ترکیبی قرصها، مهار کند. همانطور که آقای خوشکردار هم در ابتدا تنها گلیبنکلامید مصرف میکردند و بهتدریج و با پیشرفت بیماری مجبور شدند که از داروهای دیگری مانند متفورمین یا آکاربوز هم کمک بگیرند. گاهی برخی بیماران مجبور میشوند مانند این بیمار ما، روزی ۹ تا قرص بخورند و تازه این مقدار دارو برایشان فایده چندانی هم ندارد، بنابراین این افراد باید با پیشرفت بیماری، نوع درمانشان را تغییر دهند و از سمت درمان دارویی به سمت تزریق انسولین بیایند تا روند درمانشان بهتر طی شود و بیماری آنها راحتتر تحت کنترل قرار بگیرد. در این بین، کم نیستند بیمارانی که مانند کامیار خوشکردار، با هجوم حرف و حدیث اطرافیان که درمان با انسولین چنین است و چنان، مواجه میشوند و نمیدانند که باید چه کار بکنند. ما به این گروه از بیماران میگوییم که نمیشود بهخاطر برخی باورهای غلط که هیچ پایه و اساس علمی هم ندارند، اختلالی در کار درمان به وجود آورد و دست روی دست گذاشت تا بیماری پیشرفت کند و عوارض آن گریبانگیر فرد شود! تزریق انسولین هم یک نوع درمان مورد نیاز برای برخی از دیابتیها است که اگر پزشک معالج تشخیص دهد، باید انجام شود. از طرف دیگر، هرکدام از روشهای درمانی عوارض جانبی خاص خودشان را دارند و ما نمیتوانیم بگوییم که تزریق انسولین بیشتر عارضه دارد یا مصرف قرص. نکته آخر اینکه آقای خوشکردار معتقدند از وقتی درمان با انسولین را شروع کردهاند، حال عمومیشان بهتر است و احساس بهتری هم دارند. این حال عمومی بهتر به این دلیل است که قند خون وی با مصرف دارو کنترل نمیشد و او حس میکرد که دارد وقتاش را تلف میکند و نتیجهای هم نمیگیرد. اما از وقتی درمان با انسولین باعث شده وضعیت قند خونش تحت کنترل درآید، هم حال عمومیاش بهتر شده و هم ضعف و کاهش انرژی ناشی از بیماری هم در او از بین رفته است.
● دیگران
نگاه دوم
دکتر محمدرضا خدایی
روانپزشک، عضو هیات علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی
خانواده دیابتیها دیابت را بشناسند
واکنش به بیماری در افراد مختلف، با توجه به باورهای فرهنگی، اجتماعی و خانوادگی، متفاوت است؛ یعنی ممکن است فردی به راحتی یک بیماری را بپذیرد و اطرافیانش را هم در جریان آن قرار دهد و فرد دیگری مانند آقای خوشکردار، بهرغم پذیرفتن بیماری، تمایل نداشته باشد که اطرافیان و به خصوص همکاران او از بیماریاش آگاه شوند. اولین نکته که باید به این بیماران عزیز گفته شود، این است که نباید بیماریشان را غلوشده و بیشتر از آنچه که هست، ببینند و بیجهت از آن بترسند. نکته دوم این است که نباید بیماری خود را انکار کنند و آخرین نکته هم اینکه نباید به فکر فرار از آن باشند. اگر یک بیمار دیابتی، یا هر بیمار دیگری، بیماریاش را همانطور که هست، ببیند، بشناسد و بپذیرد و درصدد درمان برآید، خیلی سریع میتواند با روشهای درمانی مختلف کنار بیاید و بر آن غلبه کند. آقای خوشکردار مانند بسیاری از بیماران، دوست ندارند که همکارانشان از بیماری او خبردار شوند تا حس ترحمی نسبت به ایشان نداشته باشند.
اما این ناآگاهی همکاران و دوستان ممکن است در مواقع افزایش یا حتی افت قند خون به ضرر ایشان تمام شود چون دیگران از بیماری وی خبر ندارند و نمیدانند باید برای بهبود وضعیت او چهکار کنند. پس ما به ایشان توصیه میکنیم اطرافیانشان را در جریان بیماری خود قرار دهند و آنها را با دیابت و عوارضاش آشنا کنند و به آنها بگویند که با توجه به پیشرفت علم در زمینه پزشکی، این بیماری کاملا قابلکنترل و درمان است تا دیگران بیجهت برایشان دل نسوزانند و احتمالا حس ترحم آزاردهندهای هم پیش نیاید. مساله دیگری که ممکن است تعداد زیادی از دیابتیها با آن روبهرو باشند، اصرار اطرافیان به نپذیرفتن ادامه روند درمان به وسیله تزریق انسولین است. همان طور که همسر کامیار خوشکردار هم نمیخواستند با این مساله کنار بیایند. بهترین راه برای بیمارانی که میخواهند نوع درمانشان را از مصرف قرص به تزریق انسولین تغییر دهند، این است که حتما همسر یا حتی فرزندانشان را با خود به مطب پزشک معالج، کلینیکها یا انجمنهای دیابت ببرند تا آنها هم از عوارض دیابت و اینکه چه نوع درمانی برای بیمارشان بهتر و کمعارضهتر است، آگاه شوند و بتوانند به راحتی نوع درمان جدید را بپذیرند و خودشان هم نقشی را در کار درمان در منزل ایفا کنند. خانواده بیماران دیابتی میتوانند با بالا بردن سطح کیفیت زندگی که شامل داشتن یک رژیم غذایی مناسب، انگیزه دادن برای انجام فعالیتهای بدنی بیشتر و دور نگه داشتن محیط خانه از استرس است، تاثیر مستقیمی روی بهبود روند درمان بیمارشان داشته باشند.
● نگاه سوم
دکتر شهرام آگاه
فوق تخصص بیماریهای گوارشی، عضو هیات علمی دانشگاه
محل تزریق انسولین باید عوض شود!
آقای خوشکردار در شرح حالشان به یک باور عامه که تزریق انسولین باعث ابتلا به سرطان، مخصوصا سرطان روده میشود، اشاره کردهاند. این باور کاملا غلط و بدون هیچ دلیل علمی است! همانطور که میدانید، مشکل بیماران دیابتی، کمبود انسولین در بدن است.
قرصهای خوراکی مانند گلیبنکلامید، متفورمین یا سایر قرصها، یا جذب قند خون را کاهش میدهند یا اینکه اثر انسولین طبیعی بدن را افزایش میدهند. اما انسولین تزریقی خودش به تنهایی جایگزین کمبود انسولین بدن میشود و فردی که انسولین میزند، عملا اگر به شیوهای آن را تزریق کند که کنترل قند خونش مناسب باشد، از نظر شرایط فیزیکی بدن، شرایط به مراتب بهتری نسبت به فردی که قرص مصرف میکند، خواهد داشت.
بنابراین شاید بتوان گفت بهترین درمان برای بیماری دیابت، تزریق انسولین است. از زمانی هم که انسولینهایی با ترکیب انسانی به بازار آمده، عوارض تزریق انسولین به طرز چشمگیری کاهش پیدا کرده است.
مشکل عمده در مورد انسولین، خطر کاهش قند خون است که در صورتی که بیمار به این مساله توجه داشته باشد و از انسولینهای جدید و شیوههای جدید تزریقی مناسب استفاده بکند، با مشکل افت قند خون هم مواجه نمیشود.
در مورد محل تزریق هم باید بگویم از آنجا که انسولین به صورت زیر پوستی تزریق میشود، ممکن است تغییراتی در بافت چربی آن ناحیه ایجاد شود. بهعنوان نمونه، امکان دارد بافت چربی آن ناحیه از بین برود یا برعکس، رشد چربی در آن ناحیه بیش از اندازه بشود یا تغییراتی در شکل ظاهری ناحیه تزریق، ایجاد شود.
برای جلوگیری از بروز چنین مشکلی، توصیه میکنم دیابتیهایی که درمانشان را با تزریق انسولین دنبال میکنند، محل تزریق خود را هرچند وقت یکبار عوض کنند تا دچار عارضههای اینچنینی نشوند.
● نگاه چهارم
دکتر خسرو صادقنیت
متخصص طب کار، دانشیار دانشگاه علوم پزشکی تهران
دیابت در محل کار
مهمترین مخاطرات ناشی از ابتلا به دیابت را میتوان به ۲ دسته تقسیم کرد: خطراتی که فرد دیابتی با توجه به فعالیتهای روزانه بهخصوص فعالیتهای شغلی ممکن است با آنها روبهرو شود و مشکلاتی که بدون توجه به شغل فرد میتواند هر فرد مبتلا را در معرض خطر قرار دهد. یکی از مهمترین نگرانیها برای فرد دیابتی بهخصوص آنها که انسولین تزریق میکنند، احتمال کاهش یا از دست رفتن هوشیاری است. این بیماران باید این احتمال را همیشه مدنظر قرار دهند و ضروری است نه تنها خود بیمار بلکه اطرافیان وی نیز با عوامل، علایم، نشانهها و مهمترین اقدامات اولیه برای مقابله با این اتفاق آشنا باشند.
بهترین اقدام برای این افراد، کنترل دقیق قند خون (تزریق دقیق و تنظیمشده انسولین) تحتنظر پزشک است. در ارتباط با فعالیتهای شغلی نیز توصیه و تاکید میشود که این افراد از فعالیت در مشاغل حساس و پر مخاطره همچون رانندگی، فعالیت در ارتفاعات، کار با ابزار برنده و... منع شوند و اما فعالیت در مشاغل اداری همچون اشتغال در بانکها برای مبتلایان به دیابت، (در صورت کنترل دقیق قند خون) مشکل خاصی ایجاد نمیکند و منعی برای فعالیت شغلی آنها نخواهد بود. باید به خاطر داشت که اطلاع همکاران از بیماری مبتلایان و آشنایی آنها با اقدامات اولیه صحیح، در صورت بیهوشی ناشی از کاهش ناگهانی قند خون میتواند مفید و تضمینکننده سلامت بیمار باشد.