بنا به دلایل شخصی می خواستم این مقاله را بیان نکنم و از ارائه ی آن سر باز زنم، چرا که خود را در مقامی نمی بینم و نخواهم دانست که در این باره سخن به میان آورم. اما از آنجا که این روزها، روزهای ماتم و سوگواری اباعبدالله الحسین می باشد، لازم دانستم، هر چند بر خلاف میل شخصی ام است، آن را بیان کنم، تا شاید شکی برای هوشیاری و بیداری مردم به حساب آید.
امیدوارم که این مطلب را با درایت و تفکر کامل مطالعه کنید.
مقدمه :
خداوند برای هدایت انسان ها به سوی اصل خود، و برای فهماندن هدف اصلی از زندگی، که همانا پرستش و عبادت خداوند است، به مرور زمان پیامبران مختلف با کتب مختلفی آورد و بر بشر نازل کرد. آخرین و کامل ترین دین و شریعت آسمانی، همانا دین اسلام می باشد، که توسط پیامبر اکرم، حضرت محمد(ص)، از طرف خداوند، بر بشر عرضه شد و به نوعی اتمام حجت خداوند بر تمام ادیان می باشد.
قرآن نام کتاب این دین آسمانی است. کتابی که سراسر است از راهنمایی و ارشادها و دستورات و داستان ها و تاریخ و سیاست و اقتصاد و فرهنگ و ... غنی، برای هدایت انسان به اصل و هدف اساسی.
نگاهی به زندگی کنونی بشر، خیلی از مفاهیم کتاب آسمانی را دچار انحراف نامحسوسی کرده است که ما از آن به عنوان شرایط کنونی و موقعیت کنونی به هیچ گرفته و از کنار آن ها می گذریم. چیزهایی که باور داریم به اقتضای زمانه است و جلوداری برای آن ها نداریم و آنها را به راحتی پذیرفتیم و در زندگی برایمان عادی شده است.
در این مقاله سعی دارم تا به این انحرافات نامحسوس توجه خاصی داشته باشیم و پیرامون آنها صحبت کنیم.
امیدوارم مورد رضایت صاحب نظران قرار گرفته و التفات نمایند.
پیرامون دین اسلام و قرآن :
همه می دانید که کتاب آسمانی قرآن، ادامر و دستورات خداوند است برای اتمام حجت پیامبران و ادیان. این را هم می دانیم که کتاب قرآن، آخرین کتاب آسمانی است و زندگی معنوی انسان در گرو اوامر و دستورات و تجربیاتی است که از همه لحاظ(اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، هنری و ...) در این کتاب بیان شده است.
در این کتاب آسمالنی در آیه های مختلف بیان شده است که حق زن و مرد مساوی است. در روایات امامان و پیامبران هم همین قول مصداق است.
در این کتاب آسمانی و روایات پیامبران و ائمه ی معصوم، توجه خاصی به عفاف و حجاب چه از نظر مرد و چه از نظر زن، شده است.
در این کتاب آسمانی و روایات پیامبران و امامان معصوم، توجه خاصی به وظایف خاص و عام زن و شوهر و فرزندان نسبت به همدیگر، شده است.
در این کتاب آسمانی و روایات پیامبران و ائمه ی معصوم، توجه خاصی به قوانین صادره برای جرم مجرمان و گناهکاران، شده است.
و هزاران نکته ی دیگر که مجال بیان آن نیست و هدف از بیان این چند مورد، بررسی انحرافات امروزی دین اسلام می باشد.
آیا مطابق احکام قرآن و سخنان پیامبران و ائمه، دست دزد بریده می شود؟
آیا مطابق احکام قرآن و سخنان پیامبران و ائمه ، با تهمت زنان و حتک حرمت ها برخورد می شود؟
آیا مطابق احکام قرآن و سخنان پیامبران و ائمه ، زنان و مردان به حجاب خود رسیدگی می کنند؟
آیا مطابق احکام قرآن و سخنان پیامبران و ائمه، زنان و مردان به وظایف خود رسیدگی می کنند؟
آیا مطابق احکام قرآن و سخنان پیامبران و ائمه ، علیه ظلم و ستم و جور جباران و زورگویانریال قیام می شود؟
و هزاران آیای دیگر.
این است انحرافات دین اسلام! این است انحرافات کتاب آسمانی!!
اکنون به جامعه ی انسانی خود نگاهی بیاندازید. ببینید کدام دزد مطابق احکام فرآنی به ترتیبی که بیان شده، انگشتانش یا مچش یا دستش قطع شده است؟؟!! یا ببینید که کدام زن و شوهر مطابق احکام قرآن و اسلام حجاب خود را رعایت می کنند؟؟!! یا ببینید کدام زن و مرد مطابق وظایفی که قرآن و پیامبران و ائمه بیان کردند، رفتار می کنند؟؟!! آیا زنان در خانه خانه داری می کنند و مردان بر سر کار می روند یا نه زنان بر سر کار می روند و مردان خانه داری می کنند؟؟!!
یا ببینید در جامعه ی کنونی در برابر ظلم و جور و ستم جباران و زورگویان، کدام ملت طبق قوانین قرآنی و دستورات پیامبران و ائمه پیش رفتند؟؟!! همان دستورانی که ابتدا به مذاکره و امر و به معروف و نهی از منکر منجر می شد و بعد با قطع روابط و در آخر با جنگ علیه جبر و زور ظالمان و جباران. مگر آمریکا و اسرائیل از جباران و ستمگران این دوره نیستند؟! مگر این دور به مانند یزید و معاویه نیستند؟!
و چه خوب شیطان در جلد ما نفوذ کرده است و چه نامحسوس و سفسطه وار در جلد ما نفوذ کرده است تا احکام قرآن را و سخنان پیامبران و ائمه را دچار انحرافی بس نامحسوس کند!!!
چه عجب وسوسه هایی که احکام را نامحسوس دچار انحراف کرده است.
شاید باور نکنید اما عین حقیقت است این مقاله قصد دارد حقیقت انحرافات نامحسوس را بیان کند.
مطابق احکام قرآن و پیامبران، شخص دزد ابتدا انگشتانش قطع شود. بعد مچ و ... . حال اینجا را به دقت بخوانید و تفکر کنید : « انسان از طریق وسوسه تحریک می شود به دلسوزی و آینده نگری که اگر انگشتان این دزد قطع شود، دیگر توانایی انجام کارهای روزمره اش را ندارد، دیگر نمی تواند به اعمال شخصی و اجتماعی اش رسیدگی کند. عجب وسوسه ی دلسوزاننده ای است!!!! اگر انگشتانش را قطع کنم زندگیش نابود می شود! زن و بچه اش چه گناهی دارند!! و ... . همین وسوسه وقتی قوت پیدا می کند که این اندیشه در بشر وسوسه می کند که دین اسلام اهل خشونت نیست!! دین اسلام خشونت را رد می کند!! استغفرالله!!
اگر قرار است در دین اسلام خشونت نباشد، زنا کار که سنگسار نمی شود!! و ... .
می بینید، چه راحت با یک وسوسه ی دل رحمانه احکام انحرافی می شوند!!
حال به مسئله ی دیگر می پردازیم. به مسئله ی حجاب زنان و مردان و از همه مهمتر زنان. در دین اسلام و روایات پیامبران و ائمه بیان شده است که زن از نگاه نامحرمان کاملاً پوشیده باشد و فقط و فقط برای محارم زیبایی های او نمایان باشد. به جامعه ی کنونی نگاه کنید و ببینید کدام دختر یا زن حجاب را رعایت میکند. مثل آب خوردن زیبایی های دختر و زن برای نامحارم مشخص شده است. سینه های برجسته از زیر لباس های تنگ، باسن های برجسته از زیر لباس های تنگ. سینه ی پیدا از زیر روسری های شال گونه. موهای بیرون زده از زیر روسری و مقنعه ها.
این جا وسوسه ببین چگونه دستورات اسلامی را منحرف می کند : بابا زمانه عوض شده است، دیگر دوره ی جدید شده است و اینا مد روز هستند، ما باید طبق مد روز باشیم، دختر تا دیده نشود، شوهر گیرش نمیاد، من دلم میخواد همه بفهمند که چقدر زیبا هستم، برای این که شوهر گیرم بیاد باید زیبا نمایی کنم، و ... حرفهایی که نمی توان گفت.
بله!! اینجاست که وسوسه به طور کاملاً نامحسوس حجاب را کنار می زند تا به خواسته ی خود برسد.
از این که بگذریم، مسئله ی وظایف زن و مرد جلوه می کنند. لازم نیست توجه شما را به جایی جلب کنم، چرا که هر انسانی می داند که امروزه زنان دست از کار خانه برداشته و بر سر کار می روند و با هر نامحرمی رابطه ای در حد صمیمیت های حرف زدن و شوخی های خنده دار و ... دارند که گاهی منجر به انحراف جنسی هم می شود چون کنترل وسوسه در این گونه موارد بسیار سخت است و کم تر کسی به این وسوسه تن نمی دهد. روابطی که به جای اینکه با شوهر خود باشد، با دیگران است.
اما وسوسه ی نامحسوس این مسئله : وسوسه از آنجا شروع می شود که دستور خداوند و پیامبران را بزرگ جلوه می کنند و به آن حالت سفسطه می دهند و می گویند که خداوند و پیامبران فرمودند زن و مرد مساوی هستند و منظور از این تساوی را گمراهانه و سفسطه وار، در هر امری می دانند. یعنی تساوی زن و مرد را در مسائل سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و ... برابر می دانند. یعنی ادعا می کنند که همان طور که مرد در سیاست دخالت دارد، زن هم باید در سیاست دخالت داشته باشد. یعنی ادعا دارند زن مانند مرد باید سر کار برود. یعنی ادعا دارند زن باید مثل مرد شود. آیا این چیزی نیست که روایت می گوید برای ظهور حضرت مهدی یکی از شرایط این است که زنان مثال مردان می شوند.
چه عجب وسوسه و سفسطه به جان احکام اسلام افتاده است و زنان را به چنین روزی افکنده است که هر چه مرد می کند، زن هم بکند!!!!
قرآن تساوی مرد و زن را بدین لحاظ بیان کرده است که زحمات زن در خانه و خانه داری، مساوی زحمات مرد در بیرون از خانه و کار کردن برای خانه است. قرآن تساوی مرد و زن را در این دانسته است که هر کس وظیفه ی خود را در مکان خود به درستی انجام دهد و از این وظیفه طغیان نکند. قرآن تساوی را به برابری انجام وظایف زن و مرد در مقابل هم دانسته است.
حال که متوجه این انحرافات نامحسوس شده اید، قبل از این که باقی انحرافات نامحسوس را بیان کنم، جا دارد اشاره ای به بحران کنونی اقتصادی هم بیندازیم :
اگر وسوسه ی نامحسوس و سفسطه گونه زنان را از اصل و هدف خود دور نمی کرد، اصل و هدفی که همانا خانه داری است، شاید تا حدودی بر بحران اقتصادی کاسته می شد. شاید این حرفی را که می زنم، سبب خنده ی شما شود. اما اگر به دقت به این مسئله نگاه و تفکر کنید، متوجه می شوید که به خاطر همین انحراف نامحسوس نیمی از کارمندان کاری، زنان هستند. چنانچه زنان به وظیفه ی شرعی و اسلامی خود که همانا خانه داری است می پرداختند، امروزه مردان بی کار فراوان و جوانان بی کار فراوان نداشتیم. همین می تواند تا حدودی در بحران نقش داشته باشد.
اما مسئله ی مهم دیگری که سبب انحرافات نامحسوس اسلامی شده است، در رابطه با مبارزه با ظلم و جور و ستم است. قرآن و پیامبران و ائمه ی اطهار، بالاخص اباعبدالله الحسین علیه السلام، سفارشات اکیدی در مقابله ی با ظلم و جور و ستم ظالمان و جباران روزگار بیان کرده اند. بیان فرمودند که ابتدا با مشورت و گفتگو سعی در آگاه کردن آنها کنید. اگر نشد، با امر به معروف و نهی از منکراین کار را ادامه دهید.اگر باز نشد، از راه طرد و دوری رابطه با آنها این کار را کنید و در آخر اگر هم جواب نداد، با جنگ رودررو علیه ظلم و ستم آنها قیام کنید.
چه زیبا و اسطوره ای امام حسین علیه السلام در برابر ظلم و جور و ستم جباران و ظالمان دوره ی خویش قیام کرد. ایشان مطابق با احکام قرآن و احکام اسلامی پیش رفتند و ابتدا با مشورت و سخنرانی های مکرر سعی در آگاه کردن مردم داشت. حتی با فرستادن پیک ها و بیان سخنان از زبان ایشان اقدام فرمودند. وقتی اثر نداشت، با امر به معروف و نهی از منکر اقدام فرمودند. در برابر اصرارهای ایشان برای آگاهی مردم، امر به معروف و نهی از منکر هم فایده نداشت. ایشان به مرحله ی بعد دستورات اسلامی عمل کردند و با ایشان قطع رابطه کردند که متاسفانه واقعه ی حزن انگیز صحرای کربلا را دربرداشت. واقعه ای که منجر به مبارزه با ظلم و جور و ستم ظالمان و جباران شد.
اکنون ما در چه نقطه ای هستیم. در این شکی نیست که روال احکام اسلانمی را ادامه داده ایم اما به مراحل بالا که رسیده ایم با وسوسه های نامحسوس دست کشیدیم و به عقب خیز برداشتیم. ما گفتگو کردیم، سخنرانی کردیم، امر به معروف و نهی از منکر کردیم، قطع رابطه کردیم، اما برای قیام علیه ظلم و جور و ستم ظالمان کنونی، قیام نکرده ایم. قیام علیه ظلم ظالمان آخرین مرحله از دستورات چند لایه ی مبارزه با ظلم و ستم بود که قرآن و دین اسلام آنها را به ترتیب بیان کرده است.
آری!! این ها گوشه ای از انحرافات نامحسوس دین اسلام و کلام خداوند هستند. باشد که مورد عنایت و رضایت خداوند قرار گیرد.