آلمانی ها در بیستمین سالگرد فروپاشی دیوار برلین رهبران جنگ سرد را گرد هم آوردند برای ستودن زمان اتحاد دو آلمان به عنوان «لحظه خوشبختی در تاریخ»؛ آنگلا مرکل صدراعظم آلمان، هلموت کهل سلف خود را در کنار بوش پدر و گورباچف نشاند به عنوان سه چهره برجسته کلیدی واقعه تاریخی نهم نوامبر ۱۹۸۹. قرار است روز نهم نوامبر (آبان ۷۸ ) مراسمی بزرگ با عنوان «فستیوال آزادی» در آلمان برگزار شود که انتظار می رود گوردون براون نخست وزیر بریتانیا، دیمیتری مدودوف رئیس جمهور روسیه، نیکلا سارکوزی رئیس جمهور فرانسه و هیلاری کلینتون وزیر خارجه امریکا در آن شرکت کنند.
در همین روز در کالج اورکا در واشنگتن هم فستیوال نوامبر برپاست برای یادآوری برچیدن دیوارهای جدایی و جنگ؛ همان کالجی که ریگان از آن فارغ التحصیل شد و سمبل صلحی است برای آلمانی ها و در سال ۲۰۰۰ آلمان چهار تا پنج فوت از تکه های دیوار برلین را به عنوان هدیه به آنجا فرستاد به عنوان نماد باغ صلح. دانشجویانی از ۲۰ کشور جهان همراه با کودکانی که در این تاریخ به دنیا آمده اند و نیز فرمانده نیروی دریایی ایالات متحده طی سال های ۱۹۸۷-۱۹۸۳ مهمانان فستیوال نوامبر هستند. صحبت از دیواری است که اکثر جهانگردان تعجب می کنند که از آن بقایای اندکی بر جای مانده و آنها در نقاط دیگر شهر به دنبال آثارش می گردند. البته به گفته گابریله کمپ هاوزن تاریخدان آلمانی، تنها بتون و سیم خاردار نیست که مهم است، بلکه درک ما از تاریخچه دیوار اهمیت دارد.
همزمان ایرانی ها هم سی امین سال بالارفتن دانشجویان پیرو خط امام از دیوارهای سفارت امریکا در تهران را جشن می گیرند. سفارت موزه شده، دیوارهایش پابرجاست، هر ساله هم مراسمی در روز ۱۳ آبان (چهارم نوامبر) در مقابل آن برگزار می شود اما برخلاف رسم ممالک راقیه در غیاب خالقان حادثه یی که امام آن را انقلاب دوم نامیدند، کار به دست دولتی ها افتاده؛ البته دولتمردانی که آن سال ها نه در اندیشه تسخیر سفارت امریکا که در فکر اشغال سفارت شوروی بودند و حالا نگران سفارت روسیه تا مبادا تجمعی از سوی اخلاف فکری تسخیرکنندگان سفارت امریکا روبه رویش برگزار شود.
بر این طنز تلخ تاریخی باید افزود فهرست سخنرانان مراسم ۱۳ آبان که نه تنها از خالقان زنده و حاضر آن واقعه دعوتی نمی شود که یادی هم از آنان نمی کنند و سنخیت فکری هم با آنها ندارند. حتی در سال ۷۶ که دانشجویان سال ۵۸ در کسوت فارغ التحصیلان دکترا و مهندسی، ردای دولتمردی پوشیده بودند، قرعه سخنرانی به نام ناطق نوری افتاد که چند ماهی از شکستش در مقابل خاتمی می گذشت؛ سال های ۷۷ و ۷۸ محسن رضایی سخنران شد. روز ملی مبارزه با استکبار در سال ۷۹ جمعه بود، البته تجمع مقابل سفارت سابق امریکا برگزار شد. احمد جنتی سخنران مراسم ۱۳ آبان سال ۸۰ بود که در فضای متاثر از وقایع ۱۱ سپتامبر برگزار شد ولی ترجیح داد علاوه بر محکومیت این واقعه تروریستی، به این موضوع هم اشاره یی خاص کند که؛ «این حرکت نیز ثابت کرد قدرت امریکا متزلزل است و توهمی بیش نیست.» سال ۸۱ قدرت الله علیخانی نماینده آوج و بوئین زهرا در مجلس ششم (و نماینده کنونی عضو فراکسیون اقلیت مجلس) سخنرانی کرد. او هم به مانند سخنرانان سال های قبل به رابطه ایران و امریکا پرداخت و گفت امریکا در پی ریشه کنی انقلاب اسلامی است. سال ۸۲ ناطق نوری به جایگاه ناطقی روز ۱۳ آبان برگشت و سابقه دشمنی ایران و امریکا را نه به بعد از انقلاب که مقارن با تاریخ مشروطه دانست. سال ۸۳ نوبت به علیرضا زاکانی نماینده اصولگرای مجلس هفتم رسید. محمود احمدی نژاد هم به عنوان «عضو دفتر تحکیم وحدت در زمان تسخیر لانه جاسوسی» در مراسم حاضر بود، ولو آن زمان کمتر کسی می دانست که او از مخالفان تسخیر سفارت امریکا بود و به شورای مرکزی تحکیم وحدت پیشنهاد کرده بود سفارت شوروی در اولویت است.
سال ۸۴ نوبت به یکی از دانشجویانی رسید که در جریان تسخیر سفارت امریکا نقش داشت اما به مانند اعضای اصلی آن حادثه به زمین چپ سیاست نغلتید؛ به مانند کمال تبریزی هم هنری نشد، در دستگاه حاکمیت ارشادی شد و بعداً صدا و سیمایی و شد عزت الله ضرغامی رئیس سازمان صدا و سیما و سخنران مراسم ۱۳ آبان در اولین سال دولت احمدی نژاد. سال ۸۵ غلامعلی حدادعادل رئیس مجلس هفتم رشته سخن به دست گرفت و گفت؛ «هیچ کس فکر نمی کرد سفارت امریکا که بحق لانه جاسوسی نام گرفت، روزی محل اجتماع جوانان پرشور آزادیخواه و استقلال طلب این کشور شود و دیگر در این کشور جای پایی برای امریکا باقی نماند.» اما نه یادی از آن دانشجویان کرد و نه نشانی داد. انگار نه خانی بوده و نه خانه یی.
سال ۸۶ مراسم با سخنرانی پورمحمدی و فرشیدی وزرای وقت کشور و آموزش و پرورش دیگر کاملاً دولتی بود. حرفی که پورمحمدی گفت، سربسته ماند ولی نکته ها در خود داشت؛ «ما صرفاً برای تکریم از یک حادثه بزرگ اینجا نیستیم و نمی خواهیم خاطره ها را باز بکنیم. ما برای تداوم این حرکت و الهام گیری از آن حادثه اینجا جمع شده ایم.» سال ۸۷ رشته سخن به دست ابوترابی فرد نایب رئیس مجلس هشتم سپرده شد، صرفاً با این تکریم که؛ «اقدام دانشجویان پیرو خط امام در سال ۵۸ باعث ایجاد روحیه مقاومت در بین امت اسلامی به ویژه در لبنان، فلسطین و عراق شد.»
در همه این سال ها خالقان اصلی حادثه ۱۳ آبان ۵۸ یا حاضران مراسم غیردولتی بودند یا سخنرانان نشست های پراکنده دانشگاهی و حزبی. حتی در سال های حضور آنها در دولت هم کسی تریبون مراسم رسمی ۱۳ آبان را به آنان نداد. امسال اما در سی امین سالگرد تصرف سفارت امریکا، بار دیگر تسخیرکنندگان خبرساز شده اند؛ این بار نه به دلیل تکریم خلق انقلاب دوم که به اتهام تلاش برای انقلابی دیگر از جنس مخملی و رنگی و براندازانه.
محسن میردامادی و محسن امین زاده پشت دیوارهای اوین اند؛ سعید حجاریان که در محل سفارت برای دانشجویان کلاس برگزار می کرد به تازگی آزاد شده، ابراهیم اصغرزاده به نوشته واشنگتن پست «سال هاست که در یک کمای سیاسی فرو رفته»، از حبیب الله بیطرف و رحیم باطنی خبری نیست، معصومه ابتکار در شورای شهر تهران است و عباس عبدی در خانه و گهگاه مطلبی می نویسد. و باز واشنگتن پست که شرح درآوردن کت و شلوار از تن سیاستمداران اصلاح طلب و پوشاندن پیژامه و پیراهن راه راه زندان را فرجام تسخیرکنندگان دانسته، گفته های ویلیام داگرتی یکی از گروگان های سفارت را یادآوری می کند که سال ها پیش در گفت وگویی تلویزیونی درباره دانشجویان پیرو خط امام گفته بود؛ «تنفر آنان از امریکایی ها را هنوز به خوبی به یاد دارم. از هر روزنه بدن شان این تنفر در حال نشت کردن بود.» واشنگتن پست می افزاید اما حالا همان ضدامریکایی ها متهم به دریافت کمک از سوی امریکا برای ضربه زدن به انقلاب هستند؛ انقلابی که خود بیش از همه سیاستمداران نشسته روی صندلی های قدرت در شکل گیری آن نقش داشتند.
کسی دیگر در انتظار تکریم بالاروندگان از دیوارهای سفارت امریکا در ایران بسان به زیرکشندگان دیوار برلین در آلمان نیست؛ اما انتظار دیدن دیوار سفارتی که ۳۰ سال پیش از آن بالا رفته بودند، برای منتظران آن سوی دیوارهای اوین حق است.