امروز شنبه 07 شهریور 1405

Saturday 29 August 2026

دیوید ممت مستحکم


1401/08/01
کد خبر : 71873
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 62 نفر
نویسنده در این تابستان با ممت ملاقاتی داشته و او را مردی کوچک ولی با ساختاری مقتدر یافته است، که جدیتی را به شکل ثابت و مشخص تحمیل می‌کند، تا جایی که «اد کورن» به او نشان «ممت مستحکم» را می‌دهد. ممت نویسنده یک‌سری از آثار معروف دراماتیک همچون «انحراف جنسی در شیکاگو»، «سریع شخم بزن»، «گلن‌گری، گلن‌راس» (برنده جایزه پولیتزر)، «نوشته رمزی»، «بوفالوی آمریکایی» است. همچنین او فیلمنامه بسیاری از فیلم‌های اصلی را نوشته، مثل «لمس‌ناپذیر»، «هیات منصفه» و «پستچی همیشه دوبار زنگ می‌زند». او ۲۲ نمایشنامه، شش مجموعه مقاله، دو رمان و ۱۴ فیلمنامه-که پنج‌ فیلمنامه را خودش کارگردانی کرده بود- نوشته است. او به معبد خدایان دراماتیست این قرن تعلق دارد؛ هیچ نمایشنامه‌نویس آمریکایی دیگری، جز «تنسی ویلیامز»، با این وسعت به جلو نرفته است. او تجربه شخصی خودش را پیرامون روابط معلول خانوادگی و جهان جنایت زیرزمینی آمریکایی می‌نویسد تا بتواند درام‌های بسیاری خلق کند. او متولد ۳۰ نوامبر ۱۹۴۷ است، فرزند «لئونور (لی)» و «برنی» ممت، دو روشنفکر، از نسل‌اول‌های مترقی و متحرک آمریکایی، که خانواده آنها یهودی‌های اشکنازی از روسیه و لهستان بودند. ممت و خواهرش«لین» در محیطی بزرگ شدند که از نظر لفظی بددهنی رواج داشت و دیوید یاد گرفت که یک شریک زیرک بخشیده شده به خانواده‌اش باشد. در ۱۹۵۸، پدر و مادر ممت از هم جدا شدند و پس از آن بچه‌ها با مادرشان و پدرخوانده جدیدشان زندگی کردند. این یک برنامه‌ریزی خوشحال‌کننده نبود. ممت در مقاله‌ «چنگال»‌اش، از یک اتفاق مشخص ناگوار در بچگی‌اش می‌گوید، که در خانه، دیوید با یک چنگال به صورت لین می‌زند و مادرشان، که خشمگین بوده که هیچ‌کدام از بچه‌ها به او درست نمی‌گویند که چه اتفاقی افتاده، باعث شد که لین تا بعد از شام همان‌طور بماند و بعد او را به بیمارستان برد. خیلی زود دیوید به شیکاگو پیش پدرش رفت، اما رابطه او با پدرش هم بسیار پیچیده و دشوار بود. ممت از دانشگاه «گدار» در سال ۱۹۶۹ فارغ‌‍‌التحصیل شد؛ او سال اول را حذف کرد تا بتواند در کلاس‌های بازیگری «سنفورد مایسنر»، کسی که بازی بازگویی کلمات را راه‌انداخته بود و تاثیر بسیار زیادی روی ریتم دیالوگ‌های متون ابتدایی ممت داشته است، در نیویورک شرکت کند. در ۱۹۷۱، ممت شروع کرد به درس دادن بازیگری در دانشگاه «گدار». یکی از صمیمی‌ترین دوستانش، «ویلیام. اچ. میسی» که شاگرد کلاسش بود، به یاد دارد که روزی ممت قدم در کلاس گذاشت در حالی که اولین نسخه‌ «انحراف جنسی در شیکاگو» را در دست داشته است. در ۱۹۷۲ ممت شرکت «سنت. نیکولاس» را با «میسی» راه انداخت و یک سال بعد شرکت را به شیکاگو آورد. ممت شروع کرد به کشف دنیای ناهموار زیرین در شهر؛ و بیرون از این فضا بود که ممت توانست اولین شاهکارش، «بوفالوی آمریکایی» را خلق کند، که در سال ۱۹۷۷در برادوی تولید شده است. استفاده مینیمال ممت از زبان، کلید اصلی نمایشنامه‌هایش است؛ او از عبارت‌بندی موجز، انقطاع‌ها، مکث‌ها، توقف‌های میان‌جمله‌ای و شتاب ناگهانی در بیرون‌ریزی خصوصیات شخصیت، در متونش استفاده می‌کند. با اینکه ممت همیشه در دید هنری‌اش نگاهی فراگیر و گسترده داشته است، اما بعضی وقت‌ها او خود را در قالب یک انسان محافظه‌کار و ترسوی کنترل‌کننده نیز نشان می‌دهد. در سال ۱۹۷۶، ممت به نیویورک آمد و با «لیندسی کورس» ازدواج کرد، که این بخشی از آریستوکراسی تئاتری نیویورک بود. او نمایشنامه‌نویسی‌اش را با فیلمنامه‌نوشتن ادامه داد. تمامی فیلمنامه‌های ممت و بیشتر نمایشنامه‌های اصلی‌اش درباره خیانت و فاش کردن اسرار است؛ بسیاری از آنها حول موضوعی علیه هنرمندان می‌چرخند. سه تا از فیلم‌های او— «لبه»، «سگ را بجنبان» و «زندانی اسپانیایی» -که همچنین خودش نیز کارگردانی کرده است نشان از همین دارند. ممت با همسر دومش «ربکا پیدئون» که به نظر او را آرام کرد، به همراه فرزندانش مدت‌ها در ورمانت زندگی می‌کرده‌اند.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/71873
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید