امروز سه‌شنبه 10 شهریور 1405

Tuesday 01 September 2026

رابطه سینما و سیاست چرا و چگونه؟


1401/08/01
کد خبر : 77780
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 42 نفر
رابطه سینما و سیاست، رابطه مطلوبی است یا رابطه‌ای نامطلوب؟ این سوال اگر چه سوال مهمی است اما به همان اندازه گنگ است. وقتی از رابطه سینما و سیاست سخن می‌گوییم اول باید مشخص کنیم که از کدام سینما سخن می‌گوییم؟ از کدام سیاست؟ و از کدام رابطه؟ ۱- سینما؛ کدام سینما؟ هر تعریفی از سینما داشته باشیم می‌توان این نکته را در آن یافت که سینما، هنر است. مشکل هم از همین جا آغاز می‌شود. فلسفه هنر چیست؟ هنر چرا شکل می‌گیرد؟ چه هدفی دارد؟ انبوه حرف‌ها و حدیث‌ها درباره هنر هم در پاسخ به این سوالات است: هنر متعهد، هنر برای هنر، فرمالیسم، هنر گریزی است از آنچه هست و... سینما را هم می‌توان این گونه نگاه کرد و پرسید که واقعا سینما چیست؟ قرار است چه کند؟ چرا شکل گرفته و کجای زندگی انسان جای گرفته است؟ هدفش آموزش است یا تفریح یا آفرینش یا بیان زیبایی‌ها یا ارائه فرم خاصی از نگاه به زندگی یا چیزی در حد هیچ؟! سینماگر از سینما چه می‌تواند کسب کند؟ لذت خلق هنر یا ارضای خودشیفتگی یا قدرت معنوی یا موفقیت مادی یا کسب شهرت یا...؟ ۲- سیاست؛ کدام سیاست؟ سیاست هم واژه عجیب و غریبی است که از علم شریف سیاست تا انواع رفتار غیرانسانی برای کسب قدرت را در بر می‌گیرد. هم آموزه‌های ماکیاولی، سیاست نام دارد و هم رفتار مهاتما گاندی. همانقدر که نلسون ماندلا در دنیای سیاست نام‌آور است، هیتلر و موسیلینی هم مشهورند! سیاست علم مملکت‌داری و تامین امنیت و آزادی و رفاه مردم است یا رفتاری برای کسب قدرت و حفظ آن؟ آدم‌های سیاسی خادم ملت خود هستند یا آنهایی که بر گرده‌ توده‌ها سوار شده‌اند و حاضر نیستند پایین بیایند؟ کسی که در دنیای سیاست نفس می‌کشد، اکسیژن به ریه‌هایش می‌رساند یا سم وارد خون می‌کند؟ وقتی از سیاست حرف می‌زنیم باید مشخص کنیم که دقیقا از چه چیزی سخن می‌گوییم و الا گویی به نامفهوم‌ترین زبان دنیا تکلم می‌کنیم! ۳- رابطه؛ کدام رابطه؟ حتی اگر تعریفمان از سیاست و سینما دقیق و کاملا شفاف باشد باز هم برای سخن گفتن از رابطه سیاست و سینما دچار مشکل خواهیم شد. اگر منظور از رابطه سینما و سیاست، این است که «سینمای سیاسی» شکل بگیرد، طبیعی است که این رابطه وجود داشته و دارد و خواهد داشت! سینما، هنری اجتماعی است که نمی‌تواند از کنار سیاست، بی‌تفاوت بگذرد. سینماگران بسیاری هستند که دغدغه سیاسی دارند و برای بیان همین دغدغه‌ها رو به سینما آورده‌اند. سینمای سیاسی همانقدر ارزش دارد و مورد توجه است که شعر سیاسی و ادبیات سیاسی، تاثیرگذار و ارزشمند است. سینماگرانی که در زمره هنرمندان متعهد و مسوول قرار می‌گیرند و در قبال تغییرات اجتماعی، وظیفه موضع‌گیری را بر دوش خود می‌دانند کم نیستند و البته عموما در قبال این موضع‌گیری، ضرر مادی هم دیده‌اند. چنین رابطه‌ای بین سینما و سیاست اگر نفی شود یا نباشد، حتما سینما چیزی کم خواهد داشت. نوع دیگری از رابطه سینما و سیاست هم وجود دارد که هدف عمده آن خدمتگزاری سینما به سیاست است. سینمای هالیوود سال‌هاست که بخشی از تولیدات خود را به این مهم اختصاص داده و سعی کرده وزن سیاسی آمریکا را در معادلات سیاسی دنیا چنان بالا و پرعظمت نشان دهد که دست هیچ ملتی به آن نمی‌رسد! فیلم‌هایی سیاسی از نوع «راکی» دم دست‌ترین مثالی است که می‌توان در این‌باره زد؛ یک آمریکایی که نمونه اعلای بشر یا فوق بشر است و می‌تواند در هر تاریخ و جغرافیایی، آمریکایی‌ها را سربلند و پیروز کند. در ده- بیست سال اخیر تا دلتان بخواهد از این فیلم‌ها در هالیوود تولید و به عموم ملت‌های دنیا خورانده شده است. واضح و مبرهن است که این موضوع فقط اختصاص به آمریکایی‌ها و هالیوود ندارد. دولت نازی هیلتر هم در زمان حیات خود از صنعت سینما استفاده‌ای این چنینی داشت و پس از شکست این کشور و هم پیمانهایش در پایان جنگ جهانی دوم، تا زمان ما فیلم‌های ضد نازی ساخته می‌شود که بیشتر از آنکه ضدنازی باشد، برای مظلوم‌نمایی صهیونیست‌ها ساخته و پرداخته می‌‌شود. با این همه یک فیلم ضدنازی وجود دارد که در ارزشمندی و شرافت آن شکی نیست. فیلم «دیکتاتور بزرگ» چارلی‌چاپلین. این فیلم نمونه اعلای سینمای سیاسی به معنای اول است و هیچ ربطی به«خدمتگزاری سینما به سیاست» ندارد. شاید همین یک نمونه کافی باشد که برای«سینمای سیاسی» کلاه از سر برداریم و ادای احترام کنیم، اما دریغ و افسوس که در مقابل چنین نمونه‌هایی، انبوه فیلم‌هایی که وظیفه خدمت به سیاست و خیانت به حقیقت را بر عهده دارند، قرار دارند که رابطه سینما و سیاست را رابطه‌ای نه چندان زیبا و پسندیده نشان می‌دهد. رابطه سینما و سیاست را از یک زاویه دیگر نیز می‌توان بررسی کرد: زمانی که سیاست در خدمت سینما قرار می‌گیرد! البته معلوم است که چنین امری درباره«سینما» به معنای«هنر» اتفاق نمی‌افتد. گاهی«سینما» ابزاری است برای قدرت، شهرت و ثروت. در این حال، برای اینکه سینما قدرت و شهرت و ثروت بیشتری کسب کند لازم است که از سیاست کمک بگیرد که این کمک به شکل‌های مختلفی صورت می‌پذیرد: گاهی سیاست نقش پشتیبانی‌کننده را دارد، همه امکانات و ابزار و توان نهادهای سیاسی به کار گرفته‌ می‌شود تا فیلمی شکل بگیرد و به خورد افکار عمومی داده شود و هم کار اهالی سیاست راه بیفتد و هم کار اهالی سینما. البته عموما فیلم‌های سفارشی، نتیجه مورد نظر سیاسیون را تامین نمی‌کند اما تاجران سینما معمولا در این معامله، پیروزند. شکل دیگر کمک گرفتن سینما از سیاست، این است که بر سر فیلمی، جنجال‌سازی تصنعی صورت گیرد، گروهی مخالف و گروهی موافق شوند و در دو جبهه ظاهرا روبروی هم هدف واحدی را پیگیری کنند و نهایتا بتوانند افکار عمومی را تحریک و تشویق کنند تا برای تماشای فیلم به سینما بروند و فروش فیلم تضمین شود. این نوع یاری گرفتن از سیاست را فقط کسانی می‌توانند اجرا کنند که هم سیاست را بشناسند و هم ظرفیت‌های سینما را برای کسب قدرت، ثروت و شهرت؛ اگر کسانی چنین ویژگی‌ای را داشته باشند، می‌توانند آینده‌ای روشن در سیاست و سینما برای خود رقم بزنند و خوشبخت شوند!
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/77780
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید