انسان در ادوار گوناگون زندگی، چه در دورهی خردسالی و نوجوانی و چه بزرگسالی و پیری (اعم از زن و مرد) در معرض ارتکاب فساد و شر و بدی قرار داشته و همواره خطر رفتارهای ناستودهی اخلاقی، وی را تهدید میکند.
موجودی چون انسان ـ که از لحاظ شرافت و کرامت در تارک همه مخلوقات و پدیده های متنوع هستی قرار دارد و مقامی در خور را احراز کرده ـ از کمال نسبی برخوردار است، لذا هرگز نمیتواند خویشتن را از صفات و افعال ناستوده، تبرئه کرده و به اصطلاح تزکیهی نفس نماید:
«من خویشتن را تبرئه نمی کنم زیرا آدمی، انسان را سخت به کار بد وا می دارد و بدان فرمان میدهد.» (سوره یوسف، آیه ۵۳)
پس بشر از لحاظ پاکی و ناپاکی و ارتکاب خیر و شر، در درجات نسبی و مراحل متفاوت کمال و نقص قرار دارد. در موضوعات مربوط به تربیت کودکان، تنبیه بدنی از مباحثی است که موجب اختلاف نظر بین طرفداران و مخالفان تنبیه بدنی در امر تربیت گردیده است. عدّه ای از علمای تعلیم و تربیت با تکیه بر علوم روان شناسی، تنبیه را روش های خشن و نامطلوب توصیف کرده و با توجّه به مشکلات و زیآنهای ناشی از این روش توصیه کردهاند تا هرگز به عنوان یک شیوهی آموزشی مورد استفاده قرار نگیرد زیرا:
۱) موقّتی بودن اثر تنبیه در کاهش رفتار نامطلوب
۲) ایجاد انزجار و نفرت در تنبیه شونده نسبت به تنبیه کننده
۳) ایجاد روحیهی پرخاشگری در تنبیه شونده
۴) کودکان را ترسو به بار می آورد و به وسیلهی تنبیه شخصیت کودک در هم شکسته می شود. (گنجی، ۱۳۷۱)
در برابر این گروه دستهی دیگری قرار دارند که تنبیه را برای رشد و یادگیری کودک امری واجب دانسته و آن را لازم و ضروری می دانند. واقعیت این است که هر کدام از نظرات ارائه شده از سوی موافقین و مخالفین چهره ای از حقیقت را داراست و نفی و اثبات مطلق هر یک به تنهایی، می تواند به انکار بدیهیات امور ملموس بیانجامد. با این همه، آشنایی با تعریف و مفهوم تنبیه از دیدگاه روان شناسی و علمای تعلیم و تربیت، بهتر است گفته شود که تنبیه عبارت است: از اعمال محرک آزار دهنده به دنبال یک رفتار نامطلوب برای کاهش خطرات آن رفتار. در نظام تربیتی اسلامی اصل تنبیه به معنی سازندگی و هدایت کنندهی کودکان یعنی دادن آگاهی های لازم و روشنگری و وعظ با تکیه بر فطرت است. (رضایی، ۱۳۷۴)
لذا با درک این مطلب و احساس مشکل فوق الذکر، این سؤال مطرح می شود که با توجّه به سفارشات دینی و نتایج تحقیقاتی علمای تعلیم و تربیت و همچنین داشتن منع قانونی، چگونه است که این روش خشن همچنان در خانه ها و مدارس ادامه دارد. این تحقیق در جستوجوی یافتن پاسخ معقول برای سؤال مذکور میباشد.
● بیان مسئله:
معلّم می کوشد تا با اتخاذ روش ها و تدابیر خاص معلّمی، رفتارهای کودکان را در جهت خاص شکل دهد. برای این منظور به اتخاذ شیوه های متعددی نیازمند است از جملهی این شیوه ها ارائهی الگوی پند و موعظه، تشویق، تنبیه و غیره می باشد. روش های تربیتی که در مورد کودکان اتخاذ می شود از اهمیت خاصی برخوردارند.
روش های نادرست تربیتی از قبیل:
ـ توهین، سرزنش، عدم ابراز محبت و اعمال تنبیه بدنی موجب عدم ارضای نیازهای اساسی کودک از قبیل احساس امنیت، احساس ارزشمند بودن، احساس اعتماد به نفس و احساس استقلال خواهد شد.
در مقابل، عدم ارضای این گونه نیازهای اساسی، موجب عدم تعادل در وجود او شده و رشد همه جانبه، به خصوص رشد روانی و معنوی او را مختل می کند و از او انسانی با رفتارهای نامتعادل و ناهنجار می سازد که هم در زندگی فردی مشکلات فراوان دارد و هم در زندگی اجتماعی ناموفّق است. چنین افرادی در جامعه دست به انواع بزهکاری ها می زنند و علاوه بر ایجاد هزینه های مختلف که صرف رسیدگی به امور آنان می شود امنیت و آرامش و آسایش را از جامعه سلب میکنند.
عواقب تنبیه بدنی:
▪ کودک عادت می کند در برابر زور و قلدری بدون چون و چرا تسلیم شود و با این منطق خو بگیر که قلدری پیروز است. (هر وقت عصبانی شدی بزن و باکی نداشته باش.)
▪ تنبیه بدنی احیاناً ممکن است در کودک نسبت به اولیا و مربیان عقده ایجاد کند و در برابر آنها حالت طغیان و سرکشی پیداکند.
▪ کودک را ترسو می کند. به وسیلهی کتک شخصیت کودک درهم شکسته می شود و تعادل روحی او برهم می خورد و احتمالاً به بیماری روانی مبتلا میگردد.
▪ بچّه ها را دروغگو بار می آورد.
▪ بچّه ها را به حیله گری و ریاکاری سوق میدهد.
▪ برای بچّه ها رنج و تحقیر به بار می آورد.
▪ در کودک افسردگی و بیماری های عصبی ایجاد می کند.
▪ کودک را به سمت خود آزاری می کشاند.
▪ کودک را به سوی دیگر آزاری می کشاند.
▪ کودک را به لجبازی وا می دارد.
▪ کودک را گوشه گیر می کند.
▪ کودک را کند ذهن می کند.
▪ کودک را بی اراده و نسبت به دیگران بی تفاوت می کند.
▪ اطمینان و اعتماد به نفس را در بچّهها از بین می برد.
▪ حس کنجکاوی و ابتکار عمل را در بچّه ها می کشد.
▪ کودک را کینه توز می کند.
● نظر قرآن در مورد تنبیه:
«و جَزا و سیئهٌ سیئهٌ مِثلها، فَمَن عَفا و اَصلَحَ فَاَجرُهُ عَلَی الله انّهُ لایُحسِبُّ الظالمین»
«پاسخ و مجازات بدی، بدی مانند آن است. پس آنکه عفو کند و اصلاح نماید اجر و مزد او با خداست که او ستمکاران را دوست ندارد.»
یعنی عدالت در تعالیم اسلامی اقتضا می کند که باید تعدی و تجاوز را رفع کرد و جرم ها را با مجازات متناسب پاسخ داد و عفو و گذشت حالت بالاتر از عدالت است. (سورهی شورا، آیهی ۴۰)
● نظر اسلام در مورد تنبیه:
از دیدگاه اسلام تشویق مقدم بر تنبیه است و تنبیه با رعایت موازین اسلامی کار بسیار دشواری است و هر کس از عهدهی آن برنمیآید. در اسلام معمولاً از تنبیه تنها در آن هنگام که دیگر شیوه های سازنده و هدایت کننده مؤثر واقع نشود و در حد ضرورت و همانند دارویی به همان میزان می توان بهره گرفت. (رضایی، ۱۳۷۴)
ـ رسول اکرم (ص) می فرماید:
«کودکان را دوست بدارید و با آنها رحیم و مهربان باشید» در جای دیگر می فرماید: «نسبت به کسی که به او تعلیم می دهید و نسبت به کسی که از او علم و ادب می آموزید. نرم و ملایم و مهربان باشید.» (حجتی، ۱۳۷۳)
از آن حضرت نقل شده است: «در تعلیم تربیت مدارا کنید و سخت گیری ننمایید زیرا معلّم دانشمند بهتر از سخت گیر می باشد.»
از حضرت علی (ع) نقل شده است که فرموده: «پند پذیری انسان به وسیلهی ادب و تربیت است چهار پیشنهادات:
- پیشنهاد میشود: جهت پیشبرد اهداف آموزشی باید به خانواده مخصوصاً مادران در زمینهی اصول تعلیم و تربیت آموزش ویژه ارائه گردد.
- والدین و معلّمان و کسانی که به کار تعلیم و تربیت کودکان می پردازند از تنبیه به عنوان آخرین حربه استفاده کنند و در انجام تنبیه، شرایط سنی، عاطفی، اجتماعی کودکان را مدّنظر قرار دهند.
- محیط مدارس با توجّه به ذوق و علاقه به همکاری و همفکری دانش آموزان طراحی شود.
- معلمان سعی کنند محیط آموزشی را طوری طراحی کنند که کودکان احساس آرامش کرده و با همدیگر همکاری و همیاری نمایند و اعتماد به نفس در آنها ایجاد گردد.
- پیشنهاد آخر اینکه، والدین و معلّمان سعی کنند از تنبیه به ویژه تنبیه بدنی جز در موارد استثنایی آن هم به صورت جزئی استفاده کنند تا موجب بروز اختلال رفتاری کودکان نشوند.