مردم اوکراین یکشنبه دوهفته پیش پای صندوق های رای رفتند تا برای اولین بار پس از انقلاب نارنجی سال ۲۰۰۴ رئیس جمهور جدید را انتخاب کنند. همان طور که انتظار می رفت هیچ یک از ۱۸ کاندیداها در دور اول نتوانستند حائز اکثریت مطلق آرا شوند، از این رو دور دوم انتخابات اوکراین هفتم فوریه میان ویکتور یانوکوویچ رهبر مخالفان و یولیا تیموشنکو نخست وزیر برگزار خواهد شد. در این میان، ویکتور یوشچنکو رئیس جمهور فعلی نیز- به دلیل نا امیدی و سرخوردگی مردم از مدیریت وی در اقتصاد و سیاست خارجی- در تلاش برای پیروز شدن در انتخابات با ناکامی مواجه شد. در این میان سرهی یتهیچکو از سرمایه داران اوکراین نیز با کسب ۱۳ درصد آرا می تواند در دور بعدی انتخابات نقش بسزایی در پیروزی هر یک از دو کاندیدای راه یافته به دور دوم داشته باشد.
اگرچه یانوکوویچ در دور اول آرای بیشتری به دست آورد اما به نظر می رسد بیشتر کاندیداهای شکست خورده در مرحله اول در دور بعد از تیموشنکو حمایت کنند. در واقع تیموشنکو خود را به عنوان پرچمدار و رهبر اصلی ایجاد فضای باز سیاسی و گرایش به غرب مطرح کرده است، هر چند وی با روسیه نیز همکاری و تعامل مناسبی دارد. به باور بسیاری از سیاستمداران، این انتخابات در بسیاری از جهات به مثابه یک رفراندوم در مورد انقلاب نارنجی اوکراین است. برای بسیاری از مردم اوکراین وعده های داده شده در مورد یک زندگی بهتر برای آنها -که موجب شکل گیری انقلاب نارنجی شد- تاکنون تحقق پیدا نکرده، از این رو عکس العمل های متفاوت و بعضاً منفی در مورد آن به وجود آمده است.
درگیری و رقابت فشرده و سخت در درون ائتلاف نارنجی در اوکراین به خصوص میان یوشچنکو و تیموشنکو موجب شده مقامات اوکراین نتوانند برای کنترل رکود اقتصادی این کشور تصمیمات مناسبی اتخاذ کنند. در این میان تنها کسی که از این وضعیت سود برده کسی نیست جز یانوکوویچ. پیروزی همراه با تقلب وی در دور دوم انتخابات سال ۲۰۰۴ موجب تسریع شروع انقلاب نارنجی اوکراین شد. اگر چه چهره های اصلی این انتخابات تقریباً همان هایی هستند که در انتخابات سال ۲۰۰۴ نیز شرکت داشتند، اما موضوع مهم و اصلی در آن انتخابات که ایجاد توازن میان روابط اوکراین با روسیه و غرب بود هم اکنون تا حدود زیادی فروکش کرده است.
یانوکوویچ که در سال ۲۰۰۴ از مداخله مستقیم کرملین به نفع خود بهره مند شد و دشمنانش وی را به عنوان آلت دست روسیه محکوم کردند، این بار در مواضع و صحبت های خود محتاط تر عمل کرده است تا بتواند توازن میان روابط همسایگان غربی و شرقی خود را حفظ کند. تیموشنکو نیز که هم اکنون سعی می کند از آن چهره ملی گرای قبلی خود فاصله بگیرد در صحبت های خود هیچ اشاره یی به سیاست خارجی نمی کند. یوشچنکو اما به سیاست های خود در محکوم کردن اهداف سلطه جویانه روسیه ادامه داد اما آرای پایین وی نشان می دهد چنین ادعاهایی دیگر برای مردم اوکراین جذابیت خاصی ندارد. به نظر می رسد کرملین نیز از شکست سنگین خود در سال ۲۰۰۴ درس های گرانبهایی آموخته باشد. به غیر از یک نامه سرگشاده و پیام ویدئویی که در آگوست ۲۰۰۹ در وبلاگ دیمیتری مدودوف رئیس جمهور روسیه منتشر شد، کرملین تاکنون از هیچ یک از کاندیداها حمایت نکرده است.
این امر نشان می دهد مسکو هم اکنون آماده همکاری با هر یک از کاندیداهای پیروز در دور دوم انتخابات است. مسکو حتی با وجود اینکه اوکراین برای پرداخت به موقع بهای گاز وارداتی خود با مشکل مواجه است نیز از ایجاد تنش و درگیری با اوکراین بر سر موضوع انرژی اجتناب می کند. ذکر این نکته نیز ضروری است که وام صندوق بین المللی پول به اوکراین برای بازپرداخت بدهی های خود به خاطر اختلافات موجود میان یوشچنکو و تیموشنکو با مشکل روبه رو شده است. موضوع عضویت اوکراین در سازمان ناتو نیز در این انتخابات اهمیت و جایگاه محوری خود را از دست داده است. عضویت نهایی اوکراین در این سازمان از برنامه های اصلی و مهم یوشچنکو در انتخابات سال ۲۰۰۴ بود که در آن زمان با مخالفت قاطع یانوکوویچ مواجه شد. یانوکوویچ همچنان بر این باور است که اوکراین نباید به سازمان ناتو ملحق شود. این در حالی است که تیموشنکو اعلام کرده است در صورت حمایت اکثریت قاطع مردم اوکراین در یک رفراندوم، با الحاق این کشور به سازمان ناتو موافق است.
البته نظرسنجی های انجام شده نشان می دهد کمتر از یک چهارم مردم اوکراین با عضویت این کشور در ناتو موافق هستند. هر دو کاندیدا از برقراری روابط نزدیک تر با اتحادیه اروپا در موضوعاتی همچون انعقاد موافقتنامه تجارت آزاد و ایجاد تسهیلات لازم برای سفر اتباع این کشور بدون نیاز به روادید اشتراک نظر دارند. این دو همچنین خواستار رفع مشکلات و اختلافات موجود میان کی یف با مسکو هستند و معتقدند اوکراین باید در نهایت به عضویت کامل اتحادیه اروپا درآید.
البته این خواسته هم اکنون تا حد زیادی بعید به نظر می رسد که بخشی از آن به خاطر مشکلات موجود بر سر گسترش این اتحادیه و بخش عمده آن به خاطر عملکرد نا مطلوب و نا کارآمد ساختار سیاسی کشور اوکراین است. این عملکرد نامطلوب بیشتر به خاطر اختلافات و مشاجرات دائمی میان یوشچنکو و تیموشنکو متحدان اسبق، فساد عظیم موجود در لایه ها و ساختار سیاسی، مناقشه بر سر موضوع انرژی با کشورهای همسایه و سقوط ۱۵ درصدی اقتصاد اوکراین بر اثر بروز بحران اقتصاد جهانی به وجود آمده است. این عملکرد نامناسب همچنین موجب نا امیدی و سرخوردگی بسیاری از مردم اوکراین به انقلاب نارنجی و احیای مجدد و بازیابی قدرت یانوکوویچ شده است. کاهش حمایت از انقلاب نارنجی ناشی از این امر است که تغییر حکومت کمک چندانی به بهبود سطح زندگی مردم اوکراین نکرده است. این در حالی است که شرایط و فضای باز سیاسی که بر اثر انقلاب نارنجی در اوکراین به وجود آمده این فرصت را در اختیار گروه های مختلف الیگارشی قرار داده است تا بتوانند خواسته ها و منافع خود را محقق کنند.
این گروه های الیگارشی هم اکنون در لایه های مختلف نظام سیاسی اوکراین حضور دارند و به عنوان منبع اصلی تامین کننده مالی انتخابات در حال فعالیت هستند. شخصیت های مهم و صاحبان صنایع شرق اوکراین هسته اصلی حامیان یانوکوویچ را تشکیل می دهند، در حالی که تیموشنکو که خود از مدیران اسبق صنعت گاز به شمار می رود روابط مستحکمی با صاحبان صنعت انرژی و گروه های الیگارشی اوکراین دارد. فساد، فضای سیاسی کاملاً قطبی شده و حکومتی که در آستانه ورشکستگی قرار دارد، شرایطی را به وجود آورده است که حتی وفادار ترین حامیان اوکراین نیز در روابط خود با این کشور جانب احتیاط را رعایت می کنند.
در ماه دسامبر نیز صندوق بین المللی پول مجبور شد پرداخت وام ۸/۱۶ میلیارد دلاری را که برای ترمیم بودجه این کشور در نظر گرفته بود به حالت تعلیق درآورد، چرا که یوشچنکو، تیموشنکو و یانوکوویچ همگی در آن زمان به مردم اوکراین وعده ارائه یارانه و افزایش دستمزد ها را از خزانه دولتی می دادند. در آن زمان همچنین کی یف درصدد پرداخت بدهی های گاز وارداتی خود از مسکو بود. از سوی دیگر منابع مالی و پولی اوکراین در شرایط بسیار نا مناسبی قرار دارد و تورم در این کشور نیز با سرعت سرسام آوری در حال افزایش است،در حالی که این دو کاندیدا هیچ طرح کارآمد و عملی برای ترمیم اقتصاد اوکراین ارائه نکرده اند.اولویت های سیاست داخلی آنها در واقع بیانگر و منعکس کننده اختلافات و شکاف منطقه یی در جامعه اوکراین و خواسته های اقتصادی حامیان آنهاست.
حامیان یانوکوویچ تقریباً از میان روس زبانان شرق و جنوب اوکراین هستند. حامیان تیموشنکو نیز در بخش غربی اوکراین متمرکز هستند؛ جایی که در آن زبان اوکراینی زبان غالب مردم است. «حزب مناطق» یانوکوویچ از تمرکززدایی بیشتر قدرت در جهت حمایت از حقوق روس زبانان پشتیبانی می کند و خواستار تفویض قدرت در موضوعات حساسی همانند زبان و فرهنگ به سطوح منطقه یی است. به همین دلیل نیز وی توانسته در مناطقی که در آنها تمرکز اقلیت های قومی و نژادی وجود دارد آرای آنها را به دست آورد. اما در مقابل تیموشنکو از تمرکز بیشتر قدرت در کی یف، افزایش اختیارات رئیس جمهور و نقش پررنگ تر زبان اوکراینی در تمام سطوح حکومت و رسانه یی حمایت می کند. در موضوعات اقتصادی، طرح ها و برنامه های تیموشنکو به سمت نوعی پوپولیسم گرایش پیدا کرده است چرا که وی خواستار اخذ مالیات بیشتر از صاحبان مشاغل و صنایع بزرگ و همچنین صرف منابع پولی بیشتر در امور و مسائل اجتماعی است. یانوکوویچ نیز در راستای سیاست های حامیان الیگارشی خود از کاهش مالیات بر صاحبان مشاغل و صنایع بزرگ حمایت می کند. هر دو کاندیدا دیگری را به فساد متهم می کنند و احتمالاً هر دو آنها نیز درست می گویند.
در این انتخابات برخلاف انتخابات سال ۲۰۰۴، ایالات متحده و متحدانش منافع مشخصی در پیروزی این کاندیدا ها ندارند چرا که در این انتخابات مبارزه بر سر این نیست که اوکراین در آینده به سمت غرب یا شرق گرایش پیدا کند. آنچه در این انتخابات حائز اهمیت است این موضوع است که انتخابات در فضایی نسبتاً آزاد برگزار شود و نتایج آن از سوی هر دو کاندیدا مورد پذیرش واقع شود. پس از پایان انتخابات نیز موضوع اصلی توانمندی رئیس جمهور جدید برای برطرف کردن شرایط آشفته سیاسی و اقتصادی کشور است. اما متاسفانه به نظر می رسد هیچ یک از این دو کاندیدا در آینده نتوانند به این مهم دست پیدا کنند. اوکراین جامعه یی است که فضای سیاسی آن عمیقاً قطبی شده است و بسیاری از مردم آن به خاطر فساد موجود، افول سطح زندگی و عدم تحقق وعده های انقلاب نارنجی مبنی بر ایجاد آینده یی بهتر آزرده خاطر و ناراحت هستند.
از سوی دیگر اوکراین از یک دموکراسی قدرتمند - هرچند دارای اشکالاتی است -برخوردار است که نوید روزهای بهتر را می دهد. غرب باید تمام سعی و تلاش خود را انجام دهد تا نسبت به استمرار حاکمیت دموکراسی در اوکراین مطمئن شود و از این موضوع اطمینان پیدا کند که این انتخابات در مقایسه با انتخابات پیشین ریاست جمهوری از مشروعیت بیشتری برخوردار است. اخیراً نامزدی، نامزد دیگر را به تقلب در انتخابات متهم کرده است. به وجود آمدن احساس برگزاری یک انتخابات نا مشروع حتی می تواند در مقایسه با انتخابات سال ۲۰۰۴ وضعیت بی ثبات تری را در اوکراین به وجود بیاورد. از این رو غرب باید نسبت به شفافیت هر چه بیشتر فرآیند برگزاری انتخابات اوکراین تمرکز بیشتری کند، موارد تخلف را به اطلاع مردم برساند و نسبت به بررسی و قضاوت عادلانه در مورد تمامی اتهامات تقلب اطمینان حاصل پیدا کند. پاداش و جایزه این کار این نیست که اوکراین به غرب روبیاورد و به روسیه پشت کند بلکه پاداش و جایزه اصلی این است که اوکراین برای مردم و توسط مردم آن اداره شود.