سالمند گنجینه ارزشمند نهاد خانواده است. او سرمایه یک عمر تجربه را همراه دارد. تجاربی تلخ و شیرین که همواره او را به مبارزه طلبیدهاند و او با آنها دست و پنجه نرم کرده و اکنون حاصل زحمات خود را به نظاره نشسته است.
دکتر حسین اعرابی، روانشناس، استاد دانشگاه و پژوهشگر مسائل سالمند انتخاب و پذیرش ۹مهرماه را به عنوان روز سالمند نشانه توجه جهان به مقوله رو به افزایش سالمندان و بیرون آمدن مسائل مربوط به آن از حوزه فردی و خانوادگی به حوزه اجتماعی میداند و معتقد است روشهای سنتی گذشته که مبتنی بر خانوادههای گسترده بود، اکنون دیگر کارساز نبوده و حل مسائل سالمندان همتی همگانی و جامع را میطلبد.
مطالعات نشان میدهد کیفیت زندگی و احساس سالمندان نسبت به زندگی دارای مؤلفههای متعددی است که از آن جمله میتوان به پنج مؤلفه کلیدی مقام و شأن، استقلال، مشارکت، رعایت مساوات و امنیت اشاره کرد. مؤلفههای یادشده با زندگی روزمره فرد سالمند در ارتباط بوده و باید در تعامل اطرافیان با او مورد توجه قرار گیرد تا وی از زحمات و مراقبت و همراهی مورد نیازش برخوردار شود.
● احترام اجتماعی
سالمند باید بدون توجه به موقعیت سنی و سلامت خود از احترام خاصی برخوردار باشد تا همواره عزت نفس را حفظ کند. علاوه بر این او دین خود را به جامعه ادا کرده و اکنون نوبت اوست که مورد تقدیر قرارگیرد. اطرافیان، دوستان و افراد جامعه باید نقش و مشارکت او را در میان خود حفظ کنند. در بسیاری از جوامع احترام خاصی به افراد سالمند گذاشته میشود در حالیکه در برخی جوامع دیگر سالمندان مورد بیمهری قرار میگیرند. دکتر اعرابی در این زمینه میگوید: در دنیا دو نوع تفکر و دیدگاه نسبت به انسان وجود دارد، دیدگاه مادی و دیدگاه انسانی. احترام اجتماعی نسبت به سالمندان نیز از همین دو دیدگاه پیروی میکند. دیدگاه مادی به موازات کاهش قدرت و موقعیت شغلی فرد از احترام اجتماعی او کم میکند، بنابراین منحنی احترام اجتماعی در این جوامع نسبت به سالمندان سیر نزولی دارد و افزایش سن که بطور طبیعی ضعف جسمی و ذهنی و کاهش مقام و موقعیت اقتصادی را به دنبال میآورد، موجب کاهش احترام اجتماعی نسبت به فرد سالمند میشود اما در جوامعی مثل ژاپن و تا اندازهای ایران به علت فرهنگ سنتی سالمندی پدیده ارزشمند و احترامبرانگیزی است که هنوز هم بهرغم نفوذ فرهنگهای بیگانه رعایت میشود.
حفظ و تقویت این روحیه بسیاری از مشکلات سالخوردگان را تخفیف میدهد. توجه به این حقیقت که از پنج میلیون سالمند بالای ۶۰ سال در ایران تنها کمتر از ۵ هزار نفر یعنی کمتر از یک هزارم در خانههای سالمندان اقامت دارند و بقیه یعنی ۹۹۹ نفر از هر هزار نفر در خانواده زندگی میکنند، نتایج امیدوارکنندهای را نشان میدهد و روشن میکند هنوز در جامعه ما نگاه انسانی به پدیده سالمندی حکومت میکند و این روحیهای است که باید همچنان حفظ و تقویت شود زیرا احترام به سالمندان و تلاش برای رفع مشکلات آنها، علاوه بر اینکه یک عمل ارزشمند انسانی است به جوانان و میانسالان، این اعتماد و امید را میبخشد که در دوره سالمندی و کهنسالی دارای احترام اجتماعی و زندگی آرام و آبرومندانه خواهند بود و این از بسیاری از مخاطرات برای تأمین آتیه به صورت فردی کم خواهد کرد بطور کلی در جوامع دارای فرهنگ و سنتی خردسالان و سالمندان دارای حق بیشتر و تکلیف کمتری هستند. در حالیکه جوانان، میانسالان و بزرگسالان داوطلبانه برای خود حق کمتر و تکلیف بیشتری در نظر میگیرند.
به گفته این کارشناس در آیندهای نه چندان دور در بسیاری از کشورها، تعداد بازنشستگان و سالمندان بیشتر خواهد شد و در چنین شرایطی این گروه به یک نیروی تعیینکننده و مؤثر اجتماعی تبدیل میشوند که نمیتوان خواستههای مادی و معنوی آنها را نادیده گرفت. به گفته دکتر اعرابی توجه به سالمندان از سه لحاظ حائز اهمیت است. نخست به لحاظ ملاحظات انسانی و دوم به دلایل جبرانی، زیرا به هر حال سالمندان، جوانی و میانسالی خود را برای خدمت به جامعه صرف کرده و اکنون توقع و انتظار جبران آن تلاشها را دارند. همچنین برای ایجاد امید به فرد در سایر اقشار جامعه این توجه لازم است و آنها متوجه خواهند شد در دوره سالمندی مورد حمایت قرار خواهند گرفت زیرا زندگی سالمندان آینه زندگی فردای جوانان و میانسالان در این زمان است.
به گفته دکتر رضا فدای وطن، رئیس مرکز تحقیقات سالمندی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی و عضو هیأت علمی این دانشگاه، سالمند انتظار دارد به عنوان یک عضو محترم پذیرفته شود و هرگونه کمتوجهی و یا توجه بیش از حد و یا به عبارتی ترحم برای او آزاردهنده است و اطرافیان باید سعی کنند توجه خود را حتی به صورت ارتباط چشمی به او نشان دهند. دکتر اعرابی معتقد است هرگونه رفتار و گفتار از روی بیمهری که نشان از طردشدن و کنار زدن فرد سالمند داشته باشد و یا به رخ کشیدن ضعف و ناتوانی او و جریحهدار کردن غرورش، رفتاری خشونتآمیز تلقی میشود که باید از آن پرهیز شود.
● استقلال فرد سالمند
کنترل کردن امور زندگی فردی، توانایی انجام کارهای شخصی، قدرت تصمیمگیری و برخورداری از آزادی عمل و همچنین حمایتهای لازم از جمله موارد استقلال فردی به حساب میآیند. اطرافیان فرد سالمند باید تمام تلاش خود را به کار گیرند تا استقلال او حفظ شود.
دکتر فدای وطن در این زمینه راهکارهایی را پیشنهاد میکند. او معتقد است سالمندان باید زندگی مستقلی داشته باشند و به جای ترحم، امکانات مناسب زندگی برای آنان فراهم شود. برای مثال به جای کمک کردن به آنها در انجام امور منزل باید برایشان واکر خریداری شود و یا به جای انجام خرید و مایحتاج روزانهشان باید امکانات ویژهای در اختیار آنها قرار داد. او میافزاید: اطرافیان باید به گونهای رفتار کنند که فرد سالمند احساس سربار بودن نکند. بدین منظور آموزش افراد خانواده اهمیت ویژهای دارد. آنها باید شأن سالمند را در نظر گرفته و علاوه بر حفظ استقلال فردی، وی را در انجام کارها مشارکت دهند. علاوه بر این سالمند باید در برنامهریزیهای مربوط به خود نیز دخیل باشد، برای مثال اگر قرار است سالمند را بستری کرده و یا برای مدت کوتاهی به خانه سالمندان بفرستیم باید علت این کار به او توضیح داده شود. به گفته این محقق بخشی از افسردگیهای سالمندی ناشی از کاهش بینایی و شنوایی است که با استفاده از سمعک و یا به کارگیری شیوههای دیگر درمانی تا حدی از میزان آنها کاسته میشود.
● رعایت مساوات
سالمندان نیز باید در تمام زمینههای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و ... از منابع و خدمات مساوی و برابر با سایرین برخوردار باشند و مسئله سن آنها نباید بهانهای برای تبعیض قائل شدن سایرین قرار بگیرد بلکه بالعکس نحوه برخورد با آنها باید به گونهای باشد که فرد سالمند به مشارکت بیشتر ترغیب شود.
● امنیت
سالمندان باید علاوه بر داشتن درآمد مناسب، امکان دسترسی و زندگی در محیط مناسب را داشته و به نیازهای آنها پاسخ داده شود. رفت و آمد داشتن با دوستان و افراد خانواده نیز به فرد سالمند احساس امنیت و حمایت میدهد.
حمایت و پشتیبانی از مهمترین مؤلفهها در ارتباط با سالمندان است زیرا هدف اصلی از آن توانبخشی، بالابردن استقلال و کیفیت زندگی فرد سالمند است.
دکتر اعرابی در این زمینه میگوید: سالمندان نیازمند رفتار قدرشناسانه و تکریمآمیز در خانه و اجتماع هستند. آنها نیازمند حمایتهای اجتماعی مانند ایجاد امکانات بروز خلاقیتهای متناسب و تخصص، استفاده از امکانات تفریحی، سیاحتی و زیارتی و گسترش خدمات عمومی رایگان، کارت منزلت و... و حتی مهمتر از آن ارائه آموزشهای لازم برای گذراندن دوران سالمندی و سازگاری با اعضای خانواده و دیگران هستند. در این میان دولت باید با رفع نیازهای سختافزاری مانند وضع قوانین، دادن امکانات و فرهنگسازی در حمایت از سالمندان نقشآفرین باشد. حال آنکه جامعه همراهی و ایجادکردن زمینه خلاقیت و احساس مفید واقعشدن و با شنیدن سخنان آنان در حمایت از سالمندان گام مؤثری را برخواهد داشت.
تجربه و تحقیقات انجام شده نشان میدهد سالمندان بیشتر نیازمند توجه عاطفی هستند.
رفع نیازهای عاطفی با برقراری ارتباط مؤثر امکانپذیر است و از این رو برقراری ارتباط مؤثر مهارتی حیاتی در تعامل با سالمندان محسوب میشود تا جایی که ارتباط ضعیف با سالمند حتی باعث افزایش میزان اضطراب و ناامیدی در او شده و در مجموع بر سلامت روانی او تأثیرات منفی و نامطلوبی را برجای خواهد گذاشت. برقراری ارتباط با سالمندان، تبادل اطلاعات و درک او را میطلبد و از این رو اطرافیان باید به او اجازه دهند تا افکار و احساساتش را بازگو کرده و اطلاعاتی راجع به او به دست آورند.
دکتر فربد فدایی روانپزشک در این زمینه میگوید: به دلیل گسترش خانوادههای هستهای شامل پدر، مادر و فرزند دیگر پدربزرگ و مادربزرگ در خانواده جایگاهی ندارند. از این رو نیاز توجه به سالمندان بیشتر احساس شده و بنابراین دانستن زبان آنها و برقراری ارتباط با آنها اهمیت پیدا میکند. سالمندان تمایل ندارند بطور مستقیم راجع به خواستهها، ناتوانیها و نیازهای خود صحبت کنند. در واقع شأن آنها بالاتر از آن است که بخواهند بطور مستقیم نیاز خود را بیان کنند اما از آنجایی که نسل جدید از این مسائل ناآگاهند، سالمندان ترجیح میدهند تا این مسائل را در دل خود نگهدارند و همین مشکلات است که به شکل بیماری جسمی و روانی تظاهر پیدا میکند بطوری که امروزه نشانههای بیماری افسردگی و روان تنی در بین سالمندان زیاد شده و این به نوعی زبان گفتوگوی سالمند با دیگران است. در واقع اعضای بدن سالمند در حال بیان گلایههای او هستند و درد کمر، سردرد و... نشانه فریاد فرد سالمند برای جلب توجه از سوی دیگران است.
خانواده باید ضرورت پیوند عاطفی با سالمند را درک کند. برای ارتباط با سالمند باید دانست که خیلی از اوقات توجه به ناتوانیهای سالمند برای برقراری ارتباط با او اهمیت دارد. برای نمونه چون بینایی و شنوایی آنها ضعیف است، آنها نیاز دارند تا با صدای بلند و یا با فاصله نزدیک با آنها صحبت شود. گاهی باید موضوع را برای سالمندان تکرار کرد تا او متوجه گفتههای دیگران بشود و این یکی از گلایههای اطرافیان است که میگویند «پدربزرگ یا مادربزرگ من یک حرف را چند بار میپرسد.» این رفتار سالمند نباید باعث عصبانیت اطرافیان شود. آنها باید با ملاطفت بدانند که سالمند به دلیل ضعف حافظه نمیتواند مطالب را به خوبی در ذهن حفظ کند و لازم است تا با پرسش چندباره، مطمئن شود. علاوه بر این ارتباط با سالمند مستلزم احترام گذاشتن به اوست. اگر سالمند احساس کند که با او بطور جدی برخورد نمی شود و یا علایق و ناتوانیهای او مورد تمسخر قرار میگیرد، ترجیح میدهد وارد گفتوگو با دیگران نشود. در این صورت اطرافیان فکر میکنند که او گوشهگیر است در حالی که اینطور نیست و او در حال نشاندادن رنجش خود است. همچنین بهتر است فرد سالمند در تصمیمگیریهای خانوادگی شرکت کند، زیرا ذخیره گرانبهای تجربه سالمند، راهنمای خوبی برای مسائل امروز خانواده است و آنها سنتهای ارزنده گذشته را از طریق بیان داستان و مثل به نوهها منتقل میکنند و با توجه ویژهای که به نوههای خود نشان میدهند، عواطف انسانی را در آنها پرورش داده و باعث افزایش اعتماد به نفس در آنها میشوند.
به گفته دکتر فدایی همدردی حسی است که در آن انسان با خود فکر میکند شخص دیگری مشکل دارد و از این رو کوشش میکند به او کمک کند. این حس شامل جانوران هم میشود اما همدلی یک درجه بالاتر از همدردی است یعنی انسان واقعاً خودش حالتها و رنج طرف مقابل را احساس میکند که نتیجه آن توجه بیشتر خواهد بود. برای همدردی اگر کسی در شرایط دشوار بود نیاز به کمک دارد اما در همدلی اینطور نیست. در جامعه گروههای سنی به دلایلی خاص مورد توجه هستند برای مثال کودکان به علت ناتوانی و نوجوانان به علت ظرفیت رو به رشدشان مورد توجه ویژهای قرار میگیرند اما همیشه در طول تاریخ ترس از سالمندی وجود دارد، زیرا افراد معمولاً سالمندی را همراه با ترس و ضعف تلقی میکنند و به همین دلیل است که افراد میانسال و جوان از سالمندشدن میترسند و سعی میکنند در برخورد با آن توجه خود را به جای دیگری معطوف کنند در حالی که اگر خود را به جای فرد سالمند بگذارند، همدلی نیز به دست میآید.