امروز یکشنبه 11 مرداد 1405

Sunday 02 August 2026

رویارویی با بدعت و بدعتگذاران


1401/08/01
کد خبر : 39362
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 58 نفر
بدعت در نظام عقیدتی و دستوری دین، یکی از نمودهای بارز انحراف از مسیر وحی می‏باشد، که عوامل و انگیزه‏های مختلفی در پیدایش و شکلگیری آن مؤثر است، از آن جمله: الف) غرض ورزی و تدابیر حیله گرانه عناصر ضد دین کسانی که در باطن و اعماق ضمیر خویش با پیام وحی بیگانه‏اند، و با شریعت تضاد دارند، زمانی که قادر به مبارزه صریح و علنی با آن نباشند، می‏کوشند تا با نفوذ دادن ایده‏های غیر دینی و برنامه‏های غیر الهی در مجموعه باورها و دستورهای‏مکتبی، به گونه‏ای خزنده، ماهیت و خاصیت اصلی دین را تضعیف کرده، آن را به انحراف بکشانند. این حرکت، حرکتی منافقانه است که نسبت به ادیان قبل از اسلام نیز از سوی عناصر مغرض و نا سالم اعمال می‏شده است، تا راه ایمان را بر رهروان دین مخدوش سازند. خداوند در افشای چهره این گروه و نیز تهدید آنان فرموده است: فَوَیْلٌ لِّلَّذِینَ یَکْتُبُونَ الْکِتَابَ بِأَیْدِیهِمْ ثُمَّ یَقُولُونَ هَـذَا مِنْ عِندِ اللّهِ لِیَشْتَرُواْ بِهِ ثَمَناً قَلِیلاً فَوَیْلٌ لَّهُم مِّمَّا کَتَبَتْ أَیْدِیهِمْ وَوَیْلٌ لَّهُمْ مِّمَّا یَکْسِبُونَ ۱ وای بر آنان که با دست خویش مطالبی را نوشته و به دروغ می‏گویند: این از نزد خداست.هدفشان از این کار دستیابی به پولی اندک است.وای بر آنان از آنچه نوشتند و وای بر آنان از آنچه به دست آوردند! ب) جهل و نارسایی علمی نسبت به مبانی و معارف اصیل دین پیرایه‏ها و باورهای خرافی که گاه در محیطهای مذهبی رخ می‏نماید و به عنوان دین و باور دینی تلقی می‏شود، معمولا ناشی از بی‏اطلاعی توده‏ها از مبانی اصیل مکتبی است. زمانی که نا آگاهان در مصدر قانونگذاری و یا اجرا قرار گیرند، چون از یک سو ناگزیرند کارها را سامان داده، پاسخی برای حل مشکلات و رخدادها بیابند، و از سوی دیگر آشنایی عمیق با روح دین ندارند، با صلاحدید و تشخیص بشری خویش یا بر اساس منافع مورد نظر خود، به وضع قوانین و ترویج اندیشه‏های غیر دینی پرداخته، آنها را به نام دین قلمداد می‏کنند . این گونه بدعتها به هر دو انگیزه، پس از رحلت رسول خدا (ص) در اسلام رخ نمود، و یکی از رسالتهای عمده اهل بیت (ع) پیراستن پیرایه‏ها از دامان معرفت اسلامی و مبارزه با بدعتهایی بود که با انگیزه‏های مختلف صورت می‏گرفت. علی (ع) به وجود این بدعتها هشدار می‏داد و مردم را از پیروی آنها نهی می‏کردو می‏فرمود : ما احدثت بدعة الا ترک بها سنة، فاتقوا البدع و الزموا المهیع ۲ هیچ بدعتی گذاشته نشده، مگر آن که به وسیله آن سنت و روشی از پیامبر (ص) به فراموشی گراییده است، از بدعتها بپرهیزید و به راه روشن و ندای رسای ارزشهای اصیل دین پایبند باشید. وای بر آنان که با دست خویش مطالبی را نوشته و به دروغ می‏گویند: این از نزد خداست. هدفشان از این کار دستیابی به پولی اندک است. وای بر آنان از آنچه نوشتند و وای بر آنان از آنچه به دست آوردند! امام باقر (ع) در ارائه این مسؤولیت الهی به تبیین مبانی اصیل و سنتهای محمدی (ص) پرداخته، نفی و طرد بدعتها را در محدوده رسالت علمی و عملی خود قرار داده بود. برای دور داشتن مردم و عالمان و قضات از بدعت در دین، گاه خود به استدلال می‏پرداخت و زمانی به روایات معصومان قبل از خود استشهاد می‏کرد و این خطبه را از علی بن ابی طالب (ع) یادآور می‏شد: ایها الناس إنما بدء وقوع الفتن اهواء تتبع، و احکام تبتدع، یخالف فیها کتاب الله، یقلد فیها رجال رجالا... ۳ هان ای مردم، سرآغاز شکلگیری فتنه‏ها و انحرافها، هواها و هوسهایی است که مورد پیروی قرار می‏گیرد و احکامی است که در شریعت بدعت گذارده می‏شود.در این هوا پرستیها و بدعتگذاریها، با کتاب خدا مخالفت می‏شود و مردم (به جای تبعیت از وحی) از یکدیگر پیروی می‏کنند! امام باقر (ع) می‏فرمود: کسی که به فرمان انسان گنهکار گردن نهد دین ندارد. کسی که به بدعت و سخنان باطلی که به دروغ بر خدا بسته شده گردن نهد و پایبند باشد، دین ندارد. کسی که چیزی از آیات الهی را انکار نماید، بی‏بهره از دین است.۴ در حقیقت این هر سه عنوان بر کسی که بدعتی را بپذیرد، منطبق شده و صدق‏می‏کند، زیرا بدعتگذار، معصیتکار و افترا زننده به خداست و کسی که سخنان او را بپذیرد بی‏شک با حکم واقعی الهی که در قرآن و سنت یاد شده، مخالفت کرده است. امام باقر (ع) در تفسیر آیه: هل ننبئکم بالاخسرین اعمالا... می‏فرمود: این گروه که زیانکارترین مردمند و سعی و تلاش خویش را در زندگی دنیا به هدر داده و گم کرده‏اند و جاهلانه می‏پندارند که راه درستی را در پیش گرفته‏اند، نصارا، کشیشان، رهبانان و نیز آن دسته از مسلمانانند که در شبهات و هواهای نفسانی فرو رفته‏اند و گروههایی چون خوارج و اهل بدعت، در زمره ایشان جای دارند.۵ امام باقر (ع) در بیانی دیگر فرموده است: کسی که با گناه و ارتکاب کبائر، به مبارزه با خدا برخاسته و از خود جرأت نشان دهد، کافر است.کسی که روش و دینی غیر از دین خدا پی نهد، مشرک است. ۶ کسی که با گناه و ارتکاب کبائر، به مبارزه با خدا برخاسته و از خود جرأت نشان دهد، کافر است.کسی که روش و دینی غیر از دین خدا پی نهد، مشرک است.گرایش مردم به بدعتها، دارای عوامل و انگیزه‏های متفاوتی است.گاه بدعتها به منظور تحریف دین صورت می‏گیرد، و گاه ناشی از جهل به مبانی و معارف مکتب است، و زمانی هم معلول تعصبها و رسوم غلط اجتماعی و یا محاسبه‏های شخصی است. یکی از مسایلی که در عصر پیامبر اسلام (ص) مشروع بوده، ولی در عصر عمر بن خطاب ممنوع و حرام اعلام گردید، متعه (ازدواج موقت) است. عمر بن خطاب بر اساس باورها و صلاح اندیشی شخصی خود، اعلام کرد: متعتان کانا علی عهد رسول الله (ص) آنهی عنهما و اعاقب علیهما: متعة النساء و متعة الحج . ۷ دو تمتع در روزگار رسول خدا (ص) وجود داشت و جایز بود، ولی من آن دو را ممنوع کرده، کسانی را که مرتکب آن شوند مجازات می‏کنم.آن دو عبارتند از: متعه زنان و متعه حج. بی‏شک، عمر در صدور این حکم، از نظر خود دلایلی داشته است، ولی آیا دلایل او و قدرت فهم و تشخیص او می‏توانسته با حکم الهی و سنت پیامبر (ص) همسطح قرار گیرد، و آیا او چنین حقی را داشته یا خیر؟ موضوعی است که در کتب فقهی بتفصیل مورد بررسی قرار گرفته است. از نظر شیعه، این دستور مخالف قرآن و سنت پیامبر (ص) است، و بر فرض که شرایط خاص جامعه در مقطعی از زمان، سبب صدور چنین حکمی شده باشد، با تغییر شرایط، باز حکم اولی الهی جاری است.شیعه که خود را بر اساس منابع متقن دینی، موظف به تبعیت از علی (ع) و ائمه معصومین (ع) پس از رسول خدا (ص) می‏داند به پیروی از معصومین (ع) این حکم را مخالف مصالح جامعه اسلامی می‏شمارد. در همان منبع حدیثی که سخن فوق از عمر بن خطاب نقل شده، این روایت نیز آمده است که علی (ع) فرمود: «لو لا ما سبق من رأی عمر بن الخطاب لامرت بالمتعة، ثم ما زنی الا شقی» ۸ اگر نبود که عمر بن خطاب ازدواج موقت را ممنوع ساخته است، من فرمان می‏دادم که ازدواج موقت صورت گیرد و جایز باشد، زیرا با تجویز ازدواج موقت، گرایش به زنا و فحشاء کاهش می‏یافت و جز انسانهای شقی و دونمایه به زنا روی نمی‏آورند. ۹ در این روایت، فلسفه جواز ازدواج موقت مطرح شده، با بیان آن، اندیشه و باور عمر و نیز حکم او به ممنوعیت ازدواج موقت، از اساس زیر سؤال رفته است، و چون عمر به عنوان خلیفه و حاکم مسلمانان چنین دستوری را داده است و مخالفت رسمی علی (ع) در چنین مسأله‏ای، مشکلات بزرگتری را در آن عصربحرانی برای جامعه اسلامی پدید می‏آورده، آن حضرت سخن خود را با بیانی که نقل شده به توده‏ها رسانده است. این گونه احکام که توسط شخص عمر بنیان نهاده شد، در نسلهای بعد به عنوان سنت قطعی و احکام تلقی شد و استمرار یافت.چنان که در زمان امام باقر (ع) برخی از رهروان راه خلفا بر امام (ع) خرده می‏گرفتند که چرا فرمان عمر را قبول ندارد و مشروع نمی‏داند. عبد الله معمر لیثی از جمله کسانی است که در این زمینه، با امام باقر (ع) به بحث نشسته است. او به امام باقر (ع) عرض کرد: شنیده‏ام شما در مورد ازدواج موقت (متعه) فتوا به جواز داده‏اید! امام فرمود: بلی، خداوند آن را جایز شمرده و سنت رسول خدا بر آن بوده و اصحاب پیامبر (ص) به آن عمل کرده‏اند. عبد الله معمر گفت: ولی عمر بن خطاب آن را ممنوع ساخته است! امام فرمود: بنابر این تو بر سخن رفیقت پایدار باش و من هم بر سخن و رأی رسول خدا استوار خواهم بود! امام باقر (ع) به عبد الله معمر تفهیم کرد که: درستی و نادرستی احکام دین و حلال بودن و حرام بودن امور، با ذوق و سلیقه شخصی مردم و یا آداب و رسوم و تعصبهای قومی قابل سنجش و محاسبه نیست.(عبد الله که خود را در میدان بحث به بن بست رسیده یافت، سعی کرد تا با فلسفه بافی و استحسانهای شخصی و تمسک به ذهنیتها و تعصبهای قومی راهی بجوید، از این رو) عبد الله گفت: آیا شما خشنود می‏شوی که ببینی شخصی با زنی از بستگان و خانواده شما چنین عملی را انجام دهد! امام فرمود: ای بی‏خرد! چرا سخن از زنان به میان می‏آوری (ما درباره حکم خدا سخن می‏گوییم) آن خدایی که ازدواج موقت را حلال ساخته از تو و از همه کسانی که به تکلف و اجبار متعه را حرام شمرده‏اند، غیرتمندتر است. آن گاه امام (ع) برای این که به او بفهماند، شیوه شناخت حلال و حرام الهی، اتکا به ذوق و سلیقه و تعصبهای شخصی نیست، فرمود: آیا تو دوست داری که زنی از خانواده تو به همسری مردی درآید که جولا و تهیدست است، و در جامعه جایگاهی بس پایین دارد. عبد الله معمر گفت: خیر. امام فرمود: چرا تو حلال خدا را حرام می‏شماری! (خداوند ازدواج با تهیدستان را ممنوع نکرده است) . عبد الله گفت: من حلال خدا را حرام نمی‏دانم، بلکه معتقدم مرد جولا و بافنده تهیدست کفو و هم سطح ما نیست، از این رو خویشاوندی او را دوست ندارم. امام فرمود: ولی برنامه خدا جز این است، زیرا خداوند، اعمال نیک همین مرد جولای تهیدست را می‏پذیرد، و حوران بهشتی را به ازدواج او در می‏آورد، اما تو از روی کبر و نخوت، از خویشاوندی با مؤمنی که شایسته همسری حوران بهشتی است ناخشنود و ناراحتی. عبد الله از سر تسلیم خندید و گفت: براستی که سینه‏های شما رویشگاه درختان تناور دانش است، میوه‏های درخت دانش از آن شماست و برگهای آن در اختیار مردم. ۱۰ با این بیان، امام باقر (ع) به عبد الله معمر تفهیم کرد که: درستی و نادرستی احکام دین و حلال بودن و حرام بودن امور، با ذوق و سلیقه شخصی مردم و یا آداب و رسوم و تعصبهای قومی قابل سنجش و محاسبه نیست.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/39362
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید