امروز سه‌شنبه 20 مرداد 1405

Tuesday 11 August 2026

زمانی برای ندیدن تلویزیون !


1401/08/01
کد خبر : 47443
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 72 نفر
بر اساس تحقیقات صاحب نظران علوم ارتباطات و مطالعات تلویزیون همچنین تجربه های زیسته مردم نمی توان نقش تلویزیون را در شکل گیری افکار عمومی و البته پاسخ به نیاز سرگرمی آنان دست کم گرفت . حتی اگر مخاطبان این رسانه از محتوای برنامه های آن ناراضی باشند به طور ناخودآگاه و مستمر تحت تاثیر هژمونی این جعبه جادو قرار دارند و چه بسا بسیاری از افکار و عقاید و تصورات ذهنی ( غالبا کلیشه ای ) آنان تحت تاثر پیامهای است که از این جعبه ، ارسال می شود . شاید سخترین کار در دنیای رسانه ای شده امروز برای انسان مدرن ، دوری و پرهیز از این وسیله ارتباطی باشد . شاید ما بتوانیم به تلفن خود پاسخ ندهیم و، یا گوشی موبایل خود را خاموش کنیم و به سراغ کامپیوتر خود نرویم اما نمی توانیم به سادگی از کنار تلویزیون بگذریم و آن را برای مدت طولانی خاموش کنیم. اما گاهی عملکرد تلویزیون به عنوان یک نهاد و سازمان رسانه ای می تواند موجب قهر ما با تلویزیون شود . در این صورت مخاطبان این جعبه جادو به جای تکریم تلویزیون آنرا تحریم می کنند و نسبت به آن دافعه پیدا می کنند . البته این کنش قهر آمیز ممکن است صرفا با خاموش کردن تلویزیون و عدم تماشای برنامه های آن منجر نشود اما برنامه ها و آیتم های گوناگون تلویزیونی ، اثر و خاصیت خود را از دست بدهند و بینندگان نتوانند همچون گذشته با آن ارتباط برقرار کنند و از تماشای آن لذت ببرند. در واقع ارتباطی یکسویه و پرو پاگاندایی میان تلویزیون و مخاطب وجود ندارد و همیشه این تلویزیون نیز که افکار عمومی را شکل می دهد بلکه گاهی افکار عمومی تحت تاثیر برخی فاکتورهای اجتماعی ، با تلویزیون ارتباط برقرار می کند و به لحاظ حسی نسبت به آن دچار قبض و بسط می شود. یکی از آیتم های پر طرفدار تلویزیون مجموعه های کمدی و طنز است که در همه جای دنیا طرفداران زیادی دارد . در کشور ما نیز این ژانر هم در سینما و هم در تلویزیون بیشترن طیف مخاطب را به خود اختصاص می دهد . اگرچه این گرایش افراطی را می توان نشانه ای از خلاء و بیماری اجتماعی قلمداد کرد که از فقدان شادی در زندگی واقعی پرده برمی دارد . تا زمانی که در زیست- جهان مخاطبان نشانه هایی از شادی و دلخوشی وجود نداشته باشد، سینما صنعتی خیالی و وهم انگیز برای جبران خیالی و صوری این شادی ها باقی می ماند و طبیعی است در این سینما تنها ژانر طنز و کمدی است که می تواند هویت و موجودیت سینما را حفظ کند و چرخ های اقتصادی آن را بچرخاند. در حقیقت میل افراطی مخاطب عام به سینمای کمدی نشانه یک ضعف، کمبود و بیماری در نظام اجتماعی است. گویی نظام اجتماعی نمی تواند به نیازهای واقعی جامعه پاسخ دهد و سینما با فراهم کردن پاسخی نمادین و خیالی، جبران این ضعف را به عهده گرفته است. نارضایتی اجتماعی، سینما را در نقش و کارکرد سرگرم کننده خویش فربه می سازد و باعث رشد کاریکاتوری آن می شود، چرا که این موجود مجازی برای سرپا نگه داشتن خود مجبور است به خواسته های مخاطبان تن دهد، هرچند به ذلت وی منتهی شود. اما همیشه و در هر شرایطی مخاطبان این ترفند را نمی پذیرند و در برابر آن مقاومت می کنند. مصداق این سخنان را می توان در بحران مخاطب برنامه های تلویزونی در دو ماهه اخیر ردیابی کرد . درحال حاضر دو مجموعه طنز یکی سریال شمس العماره و دیگری مجموعه طنز مسافران روی آنتن است اما دیگر مثل گذشته تاثیر گذار نیست و نمی تواند مخاطبان زیادی را متوجه خود سازد . این بحران بیش از انکه به محتوایی این برنامه ها ارتباط داشته باشد به روحیه مخاطبان و شرایط اجتماعی جامعه بر می گردد به طور کی که بسیاری از بینندگان به هدف تولید چنین برنامه های با سوظن می نگرند و اعتماد ود را ه ان از دست داد ه اند . در اینجاست که روانشناسی و جامعه شناسی مخاطب ، خود را نشان می دهد و برجسته می شود . با توجه به اوضاع سیاسی کشور بسیاری از مخاطبان ، تلویزون را دیگر نه به عنوان یک ابزار سرگرمی یا اطلاع رسانی صرف که نماینده مدیریتی می دانند که نسبت به آن نقدها جدی دارد . نگارنده قصد ندارد به تحلیل سیاسی مسائل روز بپردازد و حتی نسبت به اوضاع اجتماهی موجود جبه گیری کند اما نمی توانیم برخورد سلبی و قهری مردم را نسبت به تلویزیون انکار کنیم همین مساله موجب شده است بسیاری از برنامه های تلویزون ، کارکرد خود را از دست بدهد و حتی برنامه های طنز و کمیک آن نیز مخاطب را نخنداند . اینکه دو مجموعه مسافران و شمس العماره ممکن است دچار نواقص فنی و ماهوی باشد بحث دیگری است در این شرایط حتی فیلمهای چارلی چاپین نیز نمی تواند مثل گذشته موجب خنده مخاطب شود . همین اتفاق به ظاهر ساده نشان می دهد میان مخاطب و تلویزون علاوه بر سطح کیفی و محتوای برنامه ها ، عناصر دیگری هم مداخله دارد که در صورت فقدان ان ، شادترین برنامه های کمدی نیز مفرح نخواهد بود . در حقیقت پیش از هر گونه برنامه سازی جذاب برای تلویزون این اعتماد عمومی به آن است که تامین مخاطب را برای این رسانه تضمین می کند. پیچیدگی مخاطب شناسی رسانه ها را به واسطه درک همین اتفاق می توان کشف کرد . مخاطب پیش از اینکه به خاطر خود برنامه یا سطح کیفی آن به پای تلویزیون بنشید به اعتمادی تکیه می کند که این رسانه به واسطه عملکرد و موقعیت اجتماعی خود به آن دست خواهد یافت. شاید این از کم شانسی کارگردانهای این دو اثر بوده است که در بدترین شرایط ممکن ، اثرشان روی آنتن رفته است . تا زمانی که صدا و سیما نتواند اعتماد خود را نسبت با مخاطبانش بدست بیاورد و آنرا ترمیم کند نه تنها سریالهای طنز و ملودرام که هیچ برنامه ای نمی تواند رضایت آنها را جلب کند. در واقع تلویزون در مقام یک مدیوم و رسانه ارتباطی زمانی می تواند اثر گذار باشد و منزلت خویش را حفظ نماید که استقلال خویش را از قدرت و سیاست حفظ کند و صداقتش را پشتوانه و تضمین خود و مخاطبانش قرار دهد.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/47443
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید