● لیلیان هلمن۱
لیلیان هلمن نمایشنامهنویس امریکایی در نیواورلئان۲ به دنیا آمد.
در آغاز، خانوادهاش تا اندازهای به خاطر جهیزیه مادرش توانگر بودند. اما پس از کوچ کردن به نیویورک، ناگزیر بودند مدتی در کشمکش و جستوجو باشند تا اینکه پدرش در کار فروشندگی با موفقیت روبهرو شد.
هلمن پس از آن یک سال در دانشگاه نیویورک و کلمبیا به تحصیل پرداخت (۴ ـ ۱۹۲۳) پیش از آنکه به هوریس لیور لایت۳ به عنوان ناشر بپیوندد؛ در ۱۹۳۹ به هالیوود کوچید و در آنجا برای کمپانی متروگولدن به خواندن و یاد گرفتن فیلمنامه پرداخت.
نخستین نمایشنامه لیلیان ساعت کودکان۴ (۱۹۳۴) و این سه۵ (۱۹۳۶) با عنوان بلندترین نجواکننده (۱۹۲۶) از دیگر نمایشنامههای اوست که به دنبال آن نمایشنامه روزهایی که میآیند۶ (۱۹۳۶) به رشته تحریر درمیآید.
در این دوره نمایشنامه روباههای کوچک۷ که در ۱۹۴۱ آماده شده بود، به نمایش درمیآید.
نمایشنامه به راین بنگرید۸ به فیلمنامه بدل میشود (۱۹۴۳).
لیلیان هلمن تعدادی فیلمنامه نیز خود نوشت. کتاب کاندید موسیقیایی یکی از آنهاست (۱۹۵۶).
لیلیان هلمن یک اتوبیوگرافی (شرح حال خودنویسی) با عنوان یک زن ناتمام۹ (۱۹۶۹) نیز نوشته است.
آخرین اثر لیلیان بازیچهها در اتاق زیر شیروانی۱۰ نمایشنامه ساعت کودکان و روباههای کوچک برای او موفقیتی به بار آورد، اما با این وجود این آثار نتوانست او را به شهرت یک بانوی نویسنده امریکایی برتر برساند اما همین دو اثر او را در ردیف مهمترین زن نمایشنامهنویس آمریکایی جای داد.
نظرات او درباره دنیا و آدمی ناخوشایند و سنگدلانه است، با این وجود زیاده از حد زیانآور نیست.
انگیزههایی که هلمن در آثار خود در کار میگیرد ناخوشایند و سوزآور است، اما در عین حال کاملاً و تماماً یأسآور نیست. شخصیتها غالباً درون خالی و بهندرت زیبایند. بدخواه، کینهتوز، لجوج و حسودند. به عبارتی نسبت به احساسات دیگران بیتفاوت. مثلاً وقتی رئیس یکی از کارگران را آماده برای قتل کسی در شهر اعتصابشده (کتابی چون روزهای آینده) میکند، یک جنوبی را بر ضد یک شمالی برمیانگیزاند (نیروهای کوچک)۱۱
این تم کراراً در آثار او پدیدار میگردد. مثلاً در نمایشنامه ساعت کودکان فاجعه یا تراژدی یک کودک مونث بدخواه که مدیر مدرسه شبانهروزی خود را به همجنسبازی متهم میکند (۱۹۳۴) و یا در روزهایی که میآیند (۱۹۳۶) درباره یک اعتقاد بد متجلی میشود و یا در روباههای کوچک (۱۹۳۹) درباره بازتاب یک خانواده جنوبی است که میخواهد به ثروت و قدرت برسد. به رغم دشمنی خانوادگی و تشویق و ترغیب یک جامعه مدرن.
و در نمایشنامه راین را بنگرید (۱۹۴۱) درباره ضد نازیسم در امریکا (هیتلریسم) با همسر امریکایی خود که ناگزیر میشود بر ضد نازیسم هیتلری بجنگد.
نمایشنامه باد جستوجوگر۱۲ (۱۹۴۴) دربارة خانواده، سفیر آمریکایی سابق در واشنگتن و اروپای پیش از جنگ است.
باغ پاییزی۱۳ (۱۹۵۱) دربارة مردی میانسال است که میکوشد بار دیگر حس جوانی پیشین خود را به دست آورد.
بخش دیگر جنگل۱۴ را باید نام ببریم. بازیچهها در اتاق زیر شیروانی (۱۹۶۰) در نیواورلئان، دوباره ازدواج ناجور و مخلوطی از سیاه و سپید به شمار آمده است.
مادر و پدرم و خودم (۱۹۶۳) بر اساس رمانی چون چقدر۱۵ از برت بلچمن۱۶ است که لیلیان هلمن به یاری ریچارد۱۷ آن را در اپرای کمیک کاندید (۱۹۵۷) بر اساس اثری از ولتر۱۸ به نمایش درمیآورد.
وقتی هلمن در ۱۹۲۲ در فعالیتهای غیر امریکایی۱۹ حضور به هم رسانید (در زمان جوزف مک کارتی)۲۰ جمله معروفی را بر زبان آورد:
«نمیتوانم وجدانم را پاره کنم تا رسوم امسال را شایسته و زیبنده کنم» (۱۹۷۶)
هلمن در این دوره در کتاب زمان سفله۲۱ (۱۹۷۲) این مطلب را توضیح داده است.
از دیگر نمایشنامههای هلمن باید از بازیچهها در اتاق زیر شیروانی (۱۹۶۰) نام برد که جنجالبرانگیز بود.
آثار بیوگرافی او یک زن ناتمام یا یک زن فاقد رنگ (۱۹۶۹) و پنتی مونتو۲۲ (۱۹۷۳) را در بر میگیرد.
هلمن یک دست چپی فعال بود که بیعدالتیهای رنجران را در آثار نمایش خود به معرض تماشا مینهاد.
صدای لیلیان هلمن وادارگر و متقاعدکننده پرورش یافته بود. وقتی مری مکارتی۲۳ گفت که هلمن هر کلمهای را که مینویسد دروغ است و شامل And (و) و (The) که مراجعه و تصویری است در خاطراتش زمان سفله.
اما لیلیان هلمن پیش از آنکه به محکمه یا دادگاه برای رد سخنان مکارتی رجوع کند میمیرد.
فرهنگ دنیای نو اثر آرتر پولارد۲۴ درباره هلمن مینویسد:
«لیلیان هلمن پس از آثاری که به وجود درآورد، بسنده است که بگوییم او خود یکی از مهمترین درامنویسان امریکایی به شمار آمده است.»
نظر او درباره دنیا و رفتار بشری سوزآور و سنگدلانه است، و اگر چنین نباشد، به تمامی آثارش را یأسآور دانستهاند.
انگیزههایی که او در آثارش شکل میگیرند، اهمیتی چندان ندارد و بهندرت زیبا به نظر میآیند.
کینه و غرض، حسد، بدخواهی و بیتفاوتی ددمنشانه و احساسات دیگران را میتوان در آثار او لمس کرد.
گرچه تمهای اجتماعی کراراً در آثار او رجعت میکنند. برای مثال در نمایشنامه روباههای کوچک کمتر از جامعه حرف میزند تا تحلیل راهی که در آن افراد به خود اجازت میدهند تا خواسته یا ناخواسته را به صورت عمل درآورند.»
هلمن برای نیویورک هرالد تریبون به عنوان نظریهپرداز به کار گرفته شد و از ۱۹۲۵ تا ۱۹۲۸ در کمپانی سینمایی گلدن مییر۲۵ در هالیوود خواندن نمایشنامهها را به عهده گرفت. (۱۹۳۲ ـ ۱۹۲۷)
او سالها با نویسنده آثار جنایی چون داشیل همت۲۶ زندگی کرد که هلمن را به نوشتن نمایشنامه تشویق کرد. هلمن نخستین مرحله موفقیت را با نوشتن ساعت کودکان که در برادوی۲۷ هشتاد و شش هفته به نمایش درآمد، به دست آورد.
روزهایی که میآیند (۱۹۳۶) و روباههای کوچک (۱۹۳۹) که به سناریو درآمد، بت دیویس بازیگر معروف در آنها نقش آفرید.
هلمن در جنگ جهانی دوم نمایشنامههایی بر ضد فاشیستها چون راین را بنگرید (۱۹۴۱) نوشت که جایزه گروه منتقدان را از آن خود ساخت.
وقتی این جایزه را گرفت که در زمان جوزف مک کارتی بود، هلمن این سخن و ایده خود را بر زبان آورد: «من نمیتوانم وجدانم را پاره کنم و زیر پا بگذارم تا از رسوم چنین سالی که زمان فترت و ننگ۲۸ پیروی کنم.»
در آخر باید افزود:
نمایشنامههای لیلیان هلمن با وارسی، بررسی، کندوکاو، کاوش شخصیتهای ناخوشایند و بیهمتا، نابکار، اهریمنی و سفله به رشته تحریر درآمده است.
و فرهنگ آکسفورد تألیف فیلیس هارتنول۲۹ درباره آثار لیلیان هلمن مینویسد:
نمایشنامه ساعت کودکان (۱۹۳۴) و در لندن ۱۹۳۶، داستان یک دختر محصل روانرنجور به خاطر تهمتی که به آموزگاران خود میزند، مطالعهای است که جنجال عجیب و فوقالعادهای پدید میآورد.
نمایشنامه روباههای کوچک (۱۹۳۹) و در لندن ۱۹۴۲ به اجرا درآمد، مطالعهای است درباره یک خانواده غارتگر کارآفرین و مبتکر ضایع است.
نمایشنامه به راین بنگرید (۱۹۴۱) و در لندن ۱۹۴۳ به اجرا درآمد، از کشمکش یک سرکرده ضد نازیسم است که علیه یک اریستوکرات رومانیایی که نزدیک واشنگتن زندگی میکند قول داده است به وظیفه خود عمل کند. همانند نمایشنامه باد جستوجوگر (۱۹۴۴) که خطا و اشتباهات یک امریکایی سیاستمدار که تار و پود اخلاقی نیرومندتر از زندگی خصوصی خود عمل میکند در سعادت عمومی و فرو نشان دادن جنگ بیحاصل درست روی هم میگذارد.
در نمایشنامه بخش دیگر جنگل (۱۹۴۶) خانم لیلیان به تاریخ سابق در نمایشنامه روباههای کوچک با یک رند و مکار جانسونی۳۰ کمدی رندانه فاکسهای زرنگتر که دشمن یکدیگرند بازمیگردد.
نمایشنامه باغ پاییزی (۱۹۵۱) مطالعهای است گروهی که با ناکامی و سرخوردگی رو در رو میگردد.
نمایشنامه بازیچههای زیر اتاق شیروانی (نیویورک و لندن ۱۹۶۰) مطالعهای است پژمرده که به شکست یک تملکگرای و سلطهجوی سیاسی و انحصاری مواجه میشود. خانم لیلیان هلمن چند رمان را برای اجرا در صحنه تنظیم میکند که در میان آنها میتوان از کاندید۳۱ اثر ولتر نام برد (۱۹۵۶). رمان بلچمن به نام چقدر، مادر، پدر، و خودم (۱۹۶۳) نیز یکی دیگر از آثار تنظیمشده اوست.