امروز سه‌شنبه 10 شهریور 1405

Tuesday 01 September 2026

زندگی؛ با یا بدون بچه؟


1401/08/01
کد خبر : 76674
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 54 نفر
«زندگی‌ام را با عشق شروع کردم و همیشه در رویاهایم می‌دیدم که زندگی خوبی با همسر و فرزندانم دارم. ۲۲ ساله بودم که عقد کردم. وقتی به مرز ۳۰ سالگی رسیدم و نگاهی به عقب انداختم، فکر کردم دیگر موقع آن است که بچه‌دار شویم. تا پیش از این سن اهمیتی به حرف‌ها و نصیحت‌های والدین که می‌گفتند زودتر بچه‌دار شوید، نمی‌دادم... دوست داشتم با همسرم هرازگاهی به مسافرت‌های طولانی بروم و از زندگی دو نفره‌مان لذت ببریم. بچه دست و پا گیرمان می‌کرد و با حضور او امکان ارتقای شغلی‌ام را از دست می‌دادم اما حالا حسی به من می‌گفت که باید بچه‌دار شدن را هم تجربه کنم تا در زندگی‌ام تغییری ایجاد شود. فکر می‌کردم همسرم هم با من موافق باشد. مساله را با او در میان گذاشتم اما در کمال ناباوری به من گفت که اصلا تمایلی به بچه‌دار شدن ندارد و با این وضع اقتصادی صلاح نمی‌داند بچه‌دار شویم. با او موافق نبودم و احساس می‌کردم به اندازه کافی در رفاه هستیم. گرچه خانه‌ای از خود نداشتیم اما خیلی‌ها مثل ما اجاره‌نشین بودند و این را بهانه خوبی برای بچه‌دار نشدن نمی‌دیدم. روابطمان کم‌کم سرد شد تا جایی که به طلاق فکر کردیم. نمی‌دانم این تصمیم تا چه حد درست است. می ترسم با رویای مادرشدن بمیرم اما هرچه باشد زندگی خوبی داشته‌ایم و حالا هم از سن باروری‌ام گذشته و حتی با گرفتن طلاق هم امکان ازدواج مجدد و بچه‌دارشدنم کم است. حتی از نظر قانونی هم حقی برای طلاق به من داده نمی‌شود...» ایمیل خانم سارا بهانه ای شد برای تولد این صفحه. در بسیاری موارد کسی که تمایلی به فرزندداشتن ندارد، مرد خانواده (شوهر) است، اما در برخی موارد زن علاقه‌ای به بچه‌دارشدن ندارد. علت اینکه چرا یک زن یا مرد علاقه‌ای به بچه‌دار شدن ندارد، پرسشی است که در «میزگرد سلامت»، آن را از کارشناسان پرسیده‌ایم: ● پرسش از روان شناس دکتر پروین ناظمی عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی چرا برخی آقایان از پدر شدن گریزانند؟ ▪ چرا برخی آقایان با وجود تمایل همسرشان به فرزنددارشدن اصلا تمایلی به این کار نشان نمی‌دهند تا جایی که حتی ممکن است کار به جدایی بکشد؟ اولین و مهم‌ترین نکته، طرحواره‌ای است که از پدر شدن در ذهن آنها وجود دارد، گاهی ویژگی‌های پدر فرد روی ذهن او اثر می‌گذارد و با توجه به کمبود‌های عاطفی مربوط به حضور پدر در زندگی، دیدگاهی از پدر بودن در او به وجود می‌آید که مانع از تمایل به پدرشدن می‌شود. البته این موضوع در مورد تمام افراد صدق نمی‌کند و برخی واقعا دوست دارند فرزندی داشته باشند و تمام کمبودهایی که داشته‌اند، برای او جبران کنند. ▪ آیا مسوولیت یک فرزند و تعهد به خانواده هم می‌تواند دلیل فرار از بچه‌دارشدن باشد؟ بله، ازدواج و فرزند‌دارشدن بعد از آن، مسوولیتی بر عهده مرد می‌گذارد و فرزنددارشدن مسوولیت بزرگ‌تری است. شاید اگر زن و مرد در زندگی مشترک با هم به توافق نرسند، بتوانند تصمیم جدیدی بگیرند اما فرزنددار شدن اتفاقی نیست که بتوان به سادگی آن را تغییر داد. فرزند به محبت نیاز دارد. احساس مسوولیت‌ در مورد فرزند باعث می‌شود مرد احساس کند باید به زندگی پایبند بماند و یکی از وحشت‌های مردان، همین پایبندی است. به هر حال مردی که فرزند دارد، باید وقت بیشتری برای زندگی‌اش بگذارد و این به‌خصوص برای آقایانی که دوست دارند زندگی آزادی داشته باشند، سخت است. درواقع پدرشدن به ویژگی‌های شخصیتی هر فرد بستگی دارد و قدرت و توانمندی بالایی می‌خواهد. ▪ از کجا متوجه شویم مردی که با او ازدواج می‌کنیم چنین توانمندی‌ای دارد یا نه؟ این موضوع به چارچوب فکری، دیدگاه‌ها، رفتارهای اجتماعی و... بازمی‌گردد. معمولا مردان لذت‌جو و غیرمتعهد علاقه چندانی به فرزنددارشدن ندارند. ▪ آیا مسایل اقتصادی مخصوصا در وضع فعلی جامعه ما نمی‌تواند عامل نداشتن تمایل به بچه‌دارشدن باشد؟ چرا، بحث اقتصادی را نباید نادیده گرفت. بسیاری از مردان می‌گویند تحت فشار هستند و از نظر مالی توانایی حمایت از فرزند را ندارند. گاهی هم مرد به دلایل اقتصادی تمایلی به داشتن فرزند دوم ندارد. گاهی هم خواسته‌ها و بلندپروازی‌ها مانع فرزنددارشدن می‌شود زیرا مرد می‌خواهد بهترین امکانات را برای فرزندش فراهم کند اما چون چنین توانایی‌ای ندارد، قید فرزنددارشدن را می‌زند. ▪ آیا ممکن است مرد دچار بیماری و ناباروری باشد و این مشکل را پنهان و بحث نداشتن تمایل به بچه‌دار شدن را مطرح کند؟ بله، گاهی مرد به بیماری‌ای مبتلاست اما از بیان آن خودداری می‌کند چون تصورش این است که پنهان کردن این موضوع اشکالی ندارد. برخی مردان فکر می‌کنند داشتن قدرت باروری، یک توانمندی است و اگر به نداشتن آن اعتراف کنند، در زندگی زناشویی‌شان دچار مشکل می‌شوند اما به هر حال بعد از مدتی این راز برملا می‌شود. چه بهتر که همان ابتدا صادقانه مشکل مطرح می‌شود تا بعدها از نظر قانونی مشکل ایجاد نشود. ▪ زنی که می‌خواهد فرزند داشته باشد اما همسرش موافق نیست، چه باید بکند؟ بچه‌دارشدن حق طبیعی هر مرد و زنی است. اگر تمایلی به بچه‌دارشدن نداریم بهتر است از همان ابتدا سر این مساله توافق و هنگام ازدواج هدف خود را از مشخص کنیم. معمولا قبل از ازدواج آقایان در مورد تمایل به فرزنددارشدن حقیقت را می‌گویند اما خانم‌ها باور نمی‌کنند و فکر می‌کنند بعد از ازدواج می‌توانند نظر او را تغییر دهند. اگر خانمی با وجود عدم تمایل همسرش دوست دارد بچه‌دار شود، باید مصرانه از حق خود دفاع کند. ▪ قانون در این زمینه چه راهی پیش پای خانم‌ها می‌گذارد؟ غریزه پدری در آقایان کمرنگ‌تر است و غریزه مادری در خانم‌ها رنگ و لعاب بیشتری دارد، اما متاسفانه از لحاظ فرهنگی در جامعه ما قانون در این زمینه ضعیف عمل می‌کند. توافق اول ازدواج، بهترین راه‌حل است. ● نگاه متخصص اورولوژی دکتر محمدرضا نوروزی رییس انجمن باروری و ناباروری عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران یکی از پرسش‌هایی که این روزها به‌دنبال افزایش نسبی سن ازدواج، زیاد از متخصصان می‌پرسند، این است که بهترین سن باروری برای آقایان چه سنی است؟ در پاسخ به این پرسش باید بگویم که مناسب‌ترین سن باروری در مردان بین ۲۸-۲۶ سالگی است. البته مردان از نظر زمان و توانایی باروری، مانند خانم‌ها محدودیت زمانی ندارند و از بعد از بلوغ و ایجاد نطفه تا سنین بالا، قابلیت باروری دارند اما کیفیت و تعداد نطفه بین ۲۸-۲۶ سالگی در بهترین حد است. تحقیقات نشان داده بعد از ۵۰ سالگی کیفیت اسپرم آقایان و شانس باروری‌شان کاهش می‌یابد و امکان ابتلای آنها به اختلال‌ها و بیماری‌هایی مانند بیماری‌های پروستات یا واریکوسل وجود دارد که می‌تواند شانس باروری را در آنها کاهش دهد. مساله دیگری که باید در نظر گرفت، ارتباط عاطفی بین پدر و فرزند است. امکان برقراری این ارتباط در سنین بالا پایین می‌آید و به همین دلیل بهتر است آقایان بعد از ازدواج تا زمانی که قدرت باروری بالایی دارند، بچه‌دار شوند. ● نگاه روان‌شناس دکتر حسین‌ ابراهیمی‌مقدم عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی انسان نیازهایی دارد که اگر برخی از آنها مثل غذا خوردن، آشامیدن و خوابیدن که فیزیولوژیک هستند، ارضا نشوند، توازن جسمی ‌فرد به مخاطره می‌افتد. برخی نیازها هم نیازهای روان‌شناختی هستند، مثل نیاز به پیشرفت، دوست‌داشتن، دوست داشته شدن و کمال‌گرایی. این نیازها در صورت ارضا نشدن، فرد را از لحاظ روانی دچار مشکل می‌کنند. پدر شدن یکی از نیازهای روانی مردان است. فردی که پدر می‌شود، احساس تکامل و بلوغ دارد و به سمت کمال حرکت می‌کند و همچنین به اوج محبت‌کردن، عشق ورزیدن، دوست داشتن و البته دوست داشته شدن می‌رسد. وقتی مردی فرزند خود، یعنی آینه تمام‌نمای خود را می‌بیند و مشاهده می‌کند که رفتارهایش به‌خصوص رفتارهای مثبتش، در شخص دیگری تجلی پیدا کرده، بسیار خوشحال می‌شود و این احساس که توانسته فرد دیگری را با رفتارهای مثبت خلق کند، برایش خوشایند است. علاوه بر اینها، حس اینکه می‌تواند فردی را تربیت کند و تحویل جامعه دهد که در آینده چرخ‌های اجتماع را به حرکت درمی‌آورد، باعث ایجاد غرور در او می‌شود. این فرزند اگر صالح و باایمان باشد، از نظر روانی و معنوی برای پدر و مادر منشأ خیرات است. وجود یک فرزند درنهایت به استحکام رابطه خانوادگی هم منجر می‌شود. وقتی فردی پدر می‌شود، احساس تعهد بیشتری به خانواده پیدا می‌کند و این حس که نقطه مشترک جدیدی با همسرش وجود دارد، روی احساسات قبلی هم تاثیر می‌گذارد. بسیاری از کسانی که صاحب فرزند می‌شوند، بیش از قبل به همسرشان مهر می‌ورزند و با او مهربان‌تر می‌شوند. وقتی مردی پدر می‌شود، حتی نسبت به فرزندان افراد دیگر هم احسا‌س‌های متفاوتی پیدا می‌کند. معلمی ‌که پدر می‌شود، نسبت به دانش‌آموزان دلسوزتر است. در فرهنگ ما این ذهنیت غلط یا درست وجود دارد که فرزند پسر اسم پدر را زنده نگه‌می‌دارد و این موضوع خود حس خوبی در مردان ایجاد می‌کند. گرچه در واقعیت بین دختر و پسر هیچ تفاوتی وجود ندارد و حتی دیده شده که پدرها، دخترهایشان را بیشتر دوست دارند. به هر حال وقتی مردی دارای فرزند می‌شود، احساس می‌کند توانسته نسل خود را حفظ کند و این حس مثبتی به او می‌دهد که در پیشرفتش در همه زمینه‌ها موثر است. معمولا کسانی که صاحب فرزند نمی‌شوند، احساس می‌کنند نتوانسته‌اند زایا باشند و از خود چیزی به یادگار بگذارند و این در آنها در دوران سالمندی ایجاد یأس می‌کند. بسیاری از این افراد به دنبال راه‌هایی می‌گردند تا نامشان را به یادگار بگذارند مثلا به دنبال ساخت بناهای معروف مثل پل، مدرسه یا مسجد می‌روند یا کتاب می‌نویسند اما باز هم راضی نمی‌شوند. ● پرسش از روان شناس دکتر مریم بختیاری عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی چرا برخی خانم ها از مادر شدن گریزانند؟ ▪ آیا ممکن است زن خانواده علاقه‌ای به فرزنددار شدن نداشته باشد؟ بله، اما زندگی مشترک بدون فرزند در بیشتر موارد خواسته مرد است و معمولا زنان در این موضوع تابع آنها هستند و برعکس این حالت بسیار کم اتفاق می‌افتد. ▪ چطور یک زن که همواره به عنوان سمبل احساسات و مهر مادری و عشق به فرزند شناخته می‌شود، ممکن است فرزند نخواهد؟ اینکه یک زن بتواند نقش خود را به عنوان یک مادر بپذیرد یا نه، به عوامل زیادی بستگی دارد و مسایل متعددی ممکن است در آن نقش داشته باشد. که از مهم‌ترین آنها همانندسازی و الگوبرداری از مادر است. اگر یک مادر نقش مادری خود را بد ایفا کند، دچار سوءرفتار باشد یا رابطه خوبی با دختر خود -که در آینده مادر خواهد شد- نداشته باشد، ممکن است باعث بی‌علاقگی آن دختر برای مادرشدن در آینده باشد حتی در مواردی مادر در انجام وظایف خود کوتاهی نکرده ولی ایفای این نقش را برای خود پست می‌دانسته است. حتی ابراز نارضایتی مادر از بچه‌داری به صورت کلامی نیز می‌تواند در آینده در پذیرش این وظیفه به‌وسیله دختر او تاثیر منفی بگذارد. ▪ آیا توانایی‌های زنان در این موضوع تاثیر دارد؟ دقیقا، علت نداشتن تمایل به مادرشدن در برخی افراد این است که احساس می‌کنند ممکن است نتوانند «مادر خوب»ی باشند. آنها به دلیل نداشتن اعتماد‌به‌نفس یا تجربه‌ها و مشاهده‌هایی که در سنین کودکی در مورد مادر خود داشته‌اند، همواره از این موضوع ترس دارند که نتوانند وظیفه و نقش مادر بودن را به خوبی انجام دهند. ▪ هر دو عاملی که به آنها اشاره کردید، تاثیر گرفته از کودکی افراد است. یعنی خود این افراد هیچ نقشی ندارند؟ تاثیرپذیری شخصیت زن از دوران کودکی و خاطرات آن به این معنی نیست که خود او نقشی در این احساس ندارد یا نمی‌تواند این مشکل را حل کند. ضمن اینکه موضوع?های دیگری نیز می‌توانند باعث بی‌علاقگی زنان به فرزندداشتن شوند و نمی‌توان ریشه تمام دلایل این عدم تمایل را به دوران کودکی ربط داد حتی ممکن است این احساس‌ها در دوران بزرگسالی زن شکل گرفته باشد. ▪ منظورتان از موضوع های دیگر چیست؟ نداشتن تمایل به مادرشدن در گروه دیگری از زن‌ها، به‌خصوص زنان تحصیلکرده، مشاهده می‌شود و به دلیل جایگزینی ارزش‌ها در فرهنگ عمومی جامعه اتفاق می‌افتد. یعنی وقتی نقش اشتغال و کارمند بودن در ذهن زن ارزشمندتر از نقش مادری جلوه می‌کند، وقتی زن مادر شدن و وجود فرزند را سدی در برابر موفقیت کاری یا تحصیلی خود می‌بیند و این موضوع به‌عنوان یک فرهنگ در جامعه پذیرفته می‌شود، تعجبی ندارد که مادری و صاحب فرزندبودن، جایگاه ارزشمند خود را به‌تدریج از دست دهد. البته نهادهای فرهنگ‌ساز اجتماعی نیز در این زمینه تاثیر دارند زیرا اگر فرهنگ‌سازی کاربردی‌تر باشد، کمتر شاهد شیوع این نوع تفکرات در جامعه خواهیم بود. ▪ آیا حسادت مادر به فرزند نیز می‌تواند عاملی برای این بی‌علاقگی باشد؟ در برخی گزارش‌ها به این نکته اشاره شده است که گاهی زن از احتمال توجه بیش‌ازحد شوهرش به فرزند و از مرکز توجه او خارج شدن، واهمه دارد و به همین دلیل رغبتی به داشتن فرزند نشان نمی‌دهد. البته این موارد بسیار محدود است. این حالت‌ها معمولا در افرادی که اختلال روانی دارند، ایجاد می‌شود و معمولا متداول نیست. البته هیچ‌یک از این عوامل نمی‌تواند به اندازه حس ناامنی در زن، فرزنددار شدن را برای او سخت کند. ▪ منظور از ناامنی چیست؟ آنچه بیش از هر موضوع دیگری می‌تواند در نداشتن رغبت زن برای فرزنددارشدن مطرح شود، احساس ناامنی اجتماعی و اقتصادی‌ است که معمولا در پی یک ازدواج متزلزل و بدون ثبات اتفاق می‌افتد. در موارد متعددی این جمله‌ها را از چنین خانم‌هایی می‌شنویم: «من از زندگی چی دیدم که بچه‌ام بخواد ببینه؟» این جمله و عبارت‌هایی شبیه به این می‌تواند نشانه نارضایتی زن از زندگی‌اش باشد و اینکه نمی‌خواهد فرزند او همین وضعیت را تجربه کند. ▪ پس نقش مردان خانواده هم باید مهم باشد! بله، رابطه خوب و گرم با همسر به‌طور مستقیم با میل فرد برای فرزندآوری ارتباط دارد. یک ارتباط زناشویی خوب می‌تواند مشوق زوج برای داشتن فرزند باشد. ▪ بحث اقتصادی هم در این موضوع اثر دارد؟ بله، بخشی از این احساس امنیت و آرامش در بعد اقتصادی مطرح می‌شود و زن در صورت اطمینان از تامین مالی فرزند در آینده، برای فرزندآوری تشویق می‌شود. البته نباید بعد مالی بیش آنچه که اهمیت دارد، جلوه کند. فرزنددار شدن بسیار مهم‌تر از تعداد اسباب‌بازی و ثبت‌نام در کلاس‌های آموزشی مختلف است و همه این مسایل باید در کنار هم در نظر گرفته شوند. ▪ آیا راهکارهای مناسبی برای حل این مشکل در زنان وجود دارد؟ اولین قدم، فرهنگ‌سازی است. فرهنگ‌سازی در یک جامعه باید به نحوی باشد که ازدواج و پدر و مادربودن نقشی ارزشمند در زندگی تلقی شود. قدم بعدی، مراجعه به مشاور و شرکت در دوره‌های گروهی برای رفع این نوع مشکلات است. در حال حاضر بسیاری از این نوع دوره‌های آموزشی گروهی برای زوج‌ها برگزار می‌شود. مزیت دوره‌های گروهی این است که افراد می‌توانند با یکدیگر تبادل اطلاعات داشته باشند.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/76674
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید