شیشه، کراک، ترامادول، اکستازی، حشیش، قرص های روان گردان و... نام هایی آشناست. متاسفانه موادمخدر و محرک سال هاست که میهمان ناخوانده بسیاری از خانواده های ایرانی است و هر سال بیش از پیش سلامت جسمی و روانی نسل جوان را تهدید می کند. برنامه ها، همایش ها، مقالات، کنگره ها و سمینارهای متعدد درباره راه های کنترل موادمخدر و محرک، پیش گیری، درمان و مقابله با آن برگزار شده اما هنوز این بختک شوم دست از سر جوانان این مرز و بوم برنداشته حتی مصرف کنندگان آن افزایش نیز یافته اند و با ورود موادمخدر صنعتی، تهدیدها جدی تر نیز شده است.
چندی پیش قائم مقام ستاد مبارزه با موادمخدر کشور از افزایش تعداد مصرف کنندگان شیشه در ایران خبر داد و به مهر گفت: با این که از ورود این ماده به بازار مدت زمان کمی می گذرد، تعداد مصرف کنندگان آن رو به افزایش است که یکی از علل آن افت شدید قیمت شیشه است که از کیلویی ۱۲۰ میلیون تومان در یک سال اخیر به ۲۵ میلیون تومان کاهش یافته است. کاهش سن مصرف کنندگان این مواد نیز هشدار دیگری است که از سوی لطف ا... محسنی مدیر کانون اصلاح و تربیت عنوان شد. وی به مهر گفت:سن مصرف کنندگان موادمخدر صنعتی به ۱۲ سال رسیده و این زنگ خطری جدی برای مسئولان امر است که با این پدیده شوم به طور جدی برخورد کنند. همچنین تحقیقات نشان داده است که کسب شادی کاذب و هیجانات زودگذر، داشتن تصور نادرست درباره اعتیادآور نبودن مواد محرک، شایعاتی مبنی بر رسیدن به تناسب اندام فوری در دختران و ناآگاهی درباره مضرات و خطرات مادام العمر این مواد به خصوص شیشه باعث افزایش گرایش جوانان به مصرف مواد محرک شده است. به این ترتیب پرواضح است که افزایش اطلاعات عموم مردم و به خصوص جوانان در مورد چنین موادی تا چه حد ضروری است تا نسل جوان را از خطرات آن مصون نگه داریم. به همین دلیل به سراغ حمید جمعه پور کارشناس ارشد روان شناسی بالینی و دبیر کمیته درمان اعتیاد خراسان رضوی رفتیم تا از زبان او درباره خطرات شیشه و سایر مواد محرک بشنویم.
وی درباره شیشه توضیح می دهد: شیشه از چند سال قبل وارد کشور شد و اسم علمی آن متامفتامین است. این ماده به این دلیل در کشور ما به شیشه معروف شده که شکل ظاهری آن شبیه شیشه است و پس از حرارت دیدن، بخاری از آن متصاعد می شود که فرد معتاد آن را استنشاق می کند. این ماده اغلب در آزمایشگاه های زیرزمینی یا کارگاه های مخفی تولید می شود و تولیدکنندگان موادمخدر پس از کشف فرمول شیمیایی آن به تولید آن در داخل کشور نیز پرداختند. این ماده محرک برخلاف تصور عموم مردم و حتی معتادان به موادمخدر اعتیادآور است. در واقع تولیدکنندگان موادمخدر هنگام ورود محصول خود به بازار شایعه کردند که این ماده بر خلاف تریاک، هروئین، حشیش و کریستال اعتیادآور نیست. در صورتی که اعتیاد به آن بسیار شدید است و فرد پس از چند بار مصرف به شدت برای مصرف دوباره وسوسه می شود. در باره این ماده محرک که نسل جوان گرایش بیشتری به مصرف آن دارند می توان افزود که نام آن جدید است و نسل جوان به راحتی به سمت آن گرایش پیدا کردند، با این تصور نادرست که این ماده مانند موادمخدر قدیمی به ظاهر آن ها صدمه ای نمی زند یا فقط کمی لذت و شادی کاذب به آن ها می دهد. در واقع تولیدکنندگان، موادمخدر جدید را با اسامی جذاب و با هدف قرار دادن نسل جوان روانه بازارها کردند و متاسفانه ترفندهای آن ها موثر واقع شد.
از سوی دیگر موادمخدر قدیمی مانند تریاک و هروئین فرد را تخدیر، اوراکند، گوشه گیر و منزوی می کرد و علائم ظاهری آن به سرعت در فرد هویدا می شد. اما شیشه و موادمحرک نظیر آن به عکس فرد را پرانرژی، پرتحرک، کم خواب و سرحال می کند، اما آیا این تمام ماجراست؟
جمعه پور درباره تبعات دردناک مصرف شیشه ادامه می دهد: مصرف کنندگان شیشه ۲ مرحله را سپری می کنند که اصطلاحا به آن سفر خوب و سفر بد می گویند. در سفر خوب حالاتی که ذکر شد به فرد دست می دهد اما بلافاصله پس از این مرحله و زمانی که اثر ماده در بدن فرد تمام می شود سفر بد شروع می شود که طی آن علائمی مثل افسردگی، پرخوابی، تحریک پذیری، بی قراری، درد و در نهایت وسوسه شدید برای مصرف دوباره آشکار می شود. اما عوارض شیشه به همین جا ختم نمی شود همچنان که جمعه پور توضیح می دهد: مواد محرک ماهیتا با موادمخدر سنتی متفاوت اند و به علت تاثیراتی که روی روان و سیستم اعصاب مرکزی آن ها می گذارند فرد را دچار توهمات بینایی و شنوایی و قدرت کاذب می کنند و در همین مرحله است که آن ها دست به هر کار خطرناکی از جمله پریدن از ارتفاع یا رانندگی خطرناک می زنند. تفاوت عمده دیگر این مواد با موادمخدر سنتی این است که برخلاف موادمخدر سنتی، این مواد فرد را به سمت جمع سوق می دهد و در میهمانی ها و پارتی ها مورد استفاده قرار می گیرد و برخی رفتارهای پرخطر جنسی در میان جوانان در واقع از این امر ناشی می شود.
نباید فراموش کرد که اعتیاد یک بیماری چندفاکتوری است و از ابعاد زیستی، روانی، اجتماعی و معنوی، زندگی فرد معتاد را تحت تاثیر قرار می دهد. اگر بخواهیم درباره دلایل گرایش جوانان به مصرف شیشه صحبت کنیم نمی توان تنها از یک زاویه به آن نگاه کرد. اما یکی از مهم ترین دلایل آن بدون شک تخلیه هیجانات جوانی و احساسات درونی است. جوانی سن هیجان و شور و نشاط است و جوان آموزش ندیده که کنترلی روی هیجانات خود ندارد، به سرعت به دام موادمحرک می افتد، بی قراری، علاقه مندی، اضطراب و هیجان خواهی ماهیت دوران نوجوانی و جوانی است و جوان باید توان مدیریت احساسات و هیجانات خود را داشته باشد. تجربه هیجان از راه صحیح و با مدیریت و نظارت خانواده و از طریق رفتارهای سالم و عاری از موادمخدر برای جوانان امکان پذیر است و ماهیت این دوران، دلیلی بر گرایش جوانان به این مواد نمی شود. خانواده نیز باید در انتخاب های سالم و سازنده به جوان کمک و او را ترغیب کند که به فعالیت های بدنی سالم، ورزش، پیشرفت تحصیلی و غیره روی آورد.
طبق آمارهای رسمی مراکز درمان اعتیاد کشور، نسبت مراجعه معتادان مرد به زن در کلینیک ها ۱۰ به یک است. به این ترتیب می توان گفت که اعتیاد به شیشه در پسران بیش از دختران است که شاید علت آن را در کنترل بیشتر دختران در خانواده ها، کنترل رفت و آمدها، کنترل هیجانات، آزادی بیشتر پسران، حضور بیشتر پسران در اجتماع و غیره بتوان جست وجو کرد. به هر ترتیب باید اذعان کرد که کنترل شدن بیشتر پسران از سوی خانواده ها امری ضروری است و بسیار اهمیت دارد. وی با اشاره به وفور این مواد در کشور توضیح می دهد: موادمخدر صنعتی هم اکنون در بسیاری از کشورهای آسیایی تبدیل به معضل اصلی شده است. در تایلند، چین و سنگاپور مصرف آمفتامین و متامفتامین ها به شکل هشداردهنده ای بالا رفته است و طبق آمارهای سازمان ملل حدود ۴۰میلیون نفر در سراسر جهان به مواد محرک معتادند و بی دلیل نیست که این مواد متاسفانه در کشور ما نیز پس از ورود از کشورهای اروپایی، طرفدارانی پیدا کرد و سپس با کشف فرمول آن در آزمایشگاه های زیرزمینی و کارگاه های مخفی در داخل تولید شد.همان طور که قبلا اشاره شد این مواد از نظر ماهیت با موادمخدر سنتی تفاوت دارند به همین دلیل روند درمانی آن ها نیز تفاوت چشمگیری دارد. جمعه پور با این مقدمه کوتاه درباره درمان معتادان به شیشه می گوید:
هنوز هیچ دارویی برای درمان اعتیاد به شیشه پیدا نشده است و فقط با داروهای ضد افسردگی حالات روانی معتاد کنترل می شود و سپس درمان روان شناختی برای فرد اعمال می شود. در کشور ما معدود کلینیک هایی هستند که به درمان این معتادان می پردازند. جلسات متعدد روان شناسی برای آموزش روش های کنترل علائم، وسوسه فرد، کنترل روابط فرد با گذشته اش، آموزش سبک زندگی عاری از مواد، خانواده درمانی و دخیل کردن خانواده در امر درمان برای حمایت روحی و روانی از معتاد مورد نیاز است که معتاد بتواند کمی به زندگی عادی برگردد.
نکته این جاست که وسوسه مصرف در بسیاری از مصرف کنندگان به حدی است که حتی ماه ها پس از ترک، به محض دیدن یک سری اجسام یا تصاویر یا قرارگرفتن در موقعیتی که هنگام اعتیاد در آن قرار داشته است، دوباره به مصرف آن گرایش پیدا می کند، علت این امر آن است که شیشه سیستم اعصاب مرکزی فرد را تحت تاثیر قرار می دهد. در واقع از جمله تفاوت های مواد محرکی مثل شیشه با موادمخدر سنتی این است که شیشه یک نوع انتقال دهنده عصبی در مغز به نام دوپامین را افزایش می دهد. افزایش ترشح این مواد خارج از حد طبیعی با مصرف شیشه رخ می دهد و این امر به ایجاد شادی کاذب در فرد می انجامد. ترشح مداوم دوپامین در مغز آرام آرام به تغییرات ساختاری و کارکردی در مغز می انجامد که متاسفانه ماندگار خواهد بود، زیرا سلول های مغز و گیرنده های مغز پس از تغییر به حالت اولیه خود بازنمی گردند. به همین علت مصرف کنندگان شیشه حتی پس از ترک تا آخر عمر دچار سردردهای شدید، تشنج و بی قراری خواهند بود.
این اعتیاد دردناک و مرگ آور که هم اکنون دامان بسیاری از جوانان ایرانی را گرفته است مانند اعتیاد به سایر موادمخدر، اعتیادی مزمن، پیش رونده و عودکننده است و تنها راه مبارزه با آن، پیش گیری و افزایش اطلاع رسانی به مردم و جوانان است.
جمعه پور تاکید می کند: متاسفانه تصویر کلیشه ای یک معتاد با چهره ای تکیده و سیاه هنوز پیش چشم بسیاری از خانواده هاست و آن ها از مواد محرک و صنعتی جدید که علائم ظاهری آن سال ها پس از اعتیاد در چهره فرد نمایان می شود، بی خبرند. خانواده ها بسیار هوشیار باشند، روابط جوان خود را با دوستان و اطرافیان، میهمانی ها و تماس های او را کنترل کنند و وظیفه نظارتی خود را هرگز ترک نکنند. هرگز فراموش نکنند پیش گیری بهتر از درمان است. درمان اعتیاد بسیار سخت و پرهزینه است و هزینه های بسیار سنگینی روی دوش خانواده و اجتماع می گذارد. بنابراین اطلاع رسانی، آگاه سازی و تابوسازی مصرف موادمحرک تنها راهکار مقابله با این مواد است.