امروز یکشنبه 18 مرداد 1405

Sunday 09 August 2026

سرنخ قصه‌های مجید در «هتل»!


1401/08/01
کد خبر : 46477
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 72 نفر
● یک: پوراحمدی که می‌شناسیم ما درباره کیومرث پوراحمد چه می‌دانیم؟ اگر جهت گیریهای غیر هنری اش را نادیده بگیریم، می‌دانیم که با «سینمای کودک» شروع کرده و در این حوزه، نه تنها شهرت دارد [یعنی تا آن موقعی که چنین سینمایی، به عنوان ژانری مستقل، در سینماهای کشور داشت به حیاتش ادامه می‌داد!] که صاحب سبک هم هست. او با فیلم‌های کوتاه و نیمه بلندی که در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ساخت، زمینه حضورش در سینمای حرفه‌ای را فراهم کرد. حضورش در سینمای حرفه‌ای، آن اوایل، چندان قابل توجه نشد چون یکسره وارد سینمای بزرگسال شد و یک فیلم حادثه‌ای بدون حادثه! را ساخت که هر جای قصه که قرار بود زد و خوردی بشود، کارگردان کات می‌داد! [منتقدان دهه شصت، این فیلم را تا مرحله بدل شدن به ضرب‌المثلی سینمایی پیرامون «نتوانستن»، پیش بردند!] وقتی هم خواست دوباره برگردد سراغ سینمای کودک و یک قصه خوب پیدا کرد امکانات محدود سینمای دهه شصت و پرهزینه بودن «صدابرداری سرصحنه» [که سرانجام منجر به دوبله فیلم شد]، ضربه نهایی را به اثر وارد آورد، جوری که هم منتقدان، هم مخاطبان خاص و هم مخاطبان عام، ناراضی از سالن‌های نمایش دهنده «بی‌بی‌چلچله» بیرون آمدند. سینمای حرفه‌ای کلاً برای پوراحمد خوش یمن نبود چون قادر نبود با موازین این سینما خودش را منطبق کند. مماشات می‌کرد و در نهایت، کار نه سینمای بدنه می‌شد نه سینمای پیشرو. هنوز هم بهترین آثار سینمایی‌اش، همان‌هایی هستند که در کانون پرورش فکری ساخته اما کیومرث پوراحمد اکنون سینماگری شناخته شده است برای مخاطبان عام. چرا؟ به خاطر دو مجموعه تلویزیونی پرطرفدار، پیشنهاددهنده و قابل توجه، که هر دو از «صدابرداری سرصحنه» بهره‌مند شدند. [واقعیت این است که اگر «صدابرداری سر صحنه» را از آثار پوراحمد حذف کنیم چیز زیادی به جا نمی‌ماند حتی اگر فیلمنامه خوبی هم پایش وسط باشد مثل «بی‌بی‌چلچله»] «سرنخ» آغاز کننده مجموعه‌های پلیسی پس از انقلاب بود و به دلیل فضای شدیداً ایرانی‌اش، پرداخت خوب قصه و کلاس بالای بازیگری‌اش، میان تماشاگران تلویزیون محبوبیت خاصی کسب کرد اما محبوبیت «قصه‌های مجید» بیشتر بود که این بار نه برای مخاطبان بزرگسال که برای نوجوانان ساخته شده بود و پشتوانه‌اش هم یک اثر ادبی غنی و پرطرفدار بود. «قصه‌های مجید» البته توانست همه گروه‌های سنی را [مگر شیرخوارگان را!] جلوی تلویزیون بنشاند؛ و پور احمد که از سینماگری پیشرو به حاشیه‌نشین «سینمای بدنه» بدل شده بود [سینماگری که مخاطبان عام هم شناختی از وی نداشتند] ناگهان به یک سوپراستار تلویزیونی بدل شد که نه‌تنها برای مجموعه‌سازان این رسانه که برای سینمای بدنه و حتی سینمای پیشرو، پیشنهادهای خوبی داشت. هنوز هم فکر می‌کنم «پوراحمد»ی که می‌شناسیم تنها می‌تواند سازنده همان آثار کانون پرورش فکری [که به هر حال، جزو سینمای حرفه‌ای نبود] و دو مجموعه یاد شده باشد یا لااقل، من در حافظه، چیز بیشتری ندارم. اکنون او با یک مجموعه تلویزیونی «اپیزودیک» [درست مثل «سرنخ» و «قصه‌های مجید» با شخصیت‌های مشترک اما قصه‌های متفاوت در هر قسمت] به تلویزیون بازگشته است. «پرانتز باز»؛ مجموعه‌ای که درواقع «تجمع» آن دو سریال به اضافه «هتل» برومند، در یک مجموعه است. ● دو: پرانتز باز، «هتل» پرانتز بسته! «پرانتز باز» حتی برای مخاطبی که تیتراژ جذاب آن را ندیده باشد یادآور «هتل» مرضیه برومند است نه فقط به این دلیل که قصه‌اش در یک «هتل» می‌گذرد بلکه به دلیل ساز و کار روایی، شباهت ورودی این «هتل» با آن «هتل» و نحوه قرار گرفتن اتاق‌ها و شباهت‌های ایده‌ای. [تیتراژ این مجموعه البته شباهتی ندارد به تیتراژ «هتل» اما در بخشی از آن، نام «هتل» می‌آید و پاک می‌شود و بعد نام مهمانسرای گلشن می‌آید و پاک می‌شود تا می رسد به «پرانتز باز»؛ یادمان باشد که لااقل دومجموعه تلویزیونی دیگر هم، با همین رویکرد مکانی و روایی در تلویزیون ساخته شده‌اند که در هر دو، کلمه «مهمانسرا» جزو نام مجموعه بوده!] همچنین «پرانتز باز» تقاطع «سرنخ» و «قصه‌های مجید» هم هست [از لحاظ مخاطب‌شناسی] و میان دو نوع مخاطب [بزرگسال و نوجوان] در نوسان است. [این آمیختگی را برومند در مجموعه‌هایش به خوبی به سرانجام رسانده ولی متأسفانه چنین نظری را درباره آثار پوراحمد نمی‌توان ابراز کرد!] قصه‌های «پرانتز باز» چندان تازه نیست و اجرای این ایده‌ها هم! می‌توان حکایت معروف «آشپزخانه در هفته‌ای که گذشت» را با تغییر کلمه «هفته» و بدل کردنش به زمانی طولانی‌تر، درباره این مجموعه این گونه به کار برد: «آشپزخانه در سی سالی که گذشت!» پوراحمد حتی از شگردهای خودش هم نگذشته و تکرارشان کرده است. او در رونویسی از روی دست خودش، متأسفانه نمره قابل قبولی از مخاطب نمی‌گیرد! طبیعتاً انتظار مخاطب، این بوده و هست که وقتی کیومرث پوراحمد می‌رود سراغ ایده‌ای قبلاً تکرار شده، آن را بهینه سازی کند اما این انتظار، چه از سوی «پوراحمد نویسنده» و چه از سوی «پوراحمد کارگردان» برآورده نمی‌شود. «پرانتز باز» در واقع یادآور همان آثار سینمایی بدنه این کارگردان‌اند که به هم قدمی با آثار کانونی او و دو مجموعه‌اش دست نیافتند. [حتی در آثاری که از «صدابرداری سرصحنه» برخوردار شدند بعدتر] «پرانتز باز» از «صدابرداری سرصحنه» هم برخوردار است با این همه مشکل جای دیگری است. دیگر از آن کارگردان «دائم در شهود و کشف» خبری نیست البته یک «تکنیسین» به جا مانده که بلد است چطور یک مجموعه تر و تمیز را بفرستد روی آنتن؛ ولی مشکل این است که دیگر حالا، این کمترین حدی است که می‌توان از یک مجموعه تلویزیونی متعلق به این کشور انتظار داشت. الان، همه «تر و تمیز» می‌سازند و بعد هم فراموش می‌شوند. در ۱۰ سال اخیر، لااقل ۱۰ مجموعه «تر و تمیز» آمیخته با «خلاقیت» اما کم‌بهره از «جهان‌نگری مستحکم» روی آنتن رفته‌اند که یک سر و گردن از باقی این دست آثار بلندتر بوده‌اند و البته از حافظه جمعی حذف شده‌اند. دیگر جای این پا و آن پا کردن و دست گرمی و «به هرحال سازی» گذشته. مخاطب از پوراحمدی که خودش ملاک‌های کیفیت را بالا برده انتظار بیشتری دارد انتظاری که نمی‌تواند منحصر بشود به حضور «کیانیان» در این مجموعه [که در آنونس، کاملاً چشمگیر است تا ببینیم بیشتر از یک قسمت است یا نه؟!] و در آخر متوجه بشویم خواسته حق دوستی را به جا آورد و یادی کند از آن حضور خاطره‌انگیزی که در «سرنخ» داشت در دو نقش. [نه به این دلیل که «متن» برایش جذاب بوده!]
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/46477
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید