امروز پنج‌شنبه 22 مرداد 1405

Thursday 13 August 2026

سفره تک غذای سینما و تلویزیون ایران


1401/08/01
کد خبر : 49987
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 71 نفر
● دزد عروسک‌هایی که بی‌دنباله ماند! «دزد عروسک‌ها» محصول ۱۳۶۸ و به کارگردانی محمدرضا هنرمند، محتملاً تنها اثری است در سینمای کودک و نوجوان ایران که توانست به درستی به «اختلاط» در این ژانر دست یابد. انیمیشن عروسکی، کمدی و ژانر تخیلی [فانتزی]، در «یک اجتماع خوشایند» مخاطبان بسیاری را برای این فیلم چه در ایران و چه در کشورهای دیگر تدارک دیدند. البته این موفقیت پس از سه دهه، هنوز تکرار نشده و این پرسش را در ذهن ما بیدار می‌کند که «موفقیت در سینمای ایران، ناگهانی، جرقه‌وار و بی‌هیچ برنامه‌ریزی مدون به انجام می‌رسد و به دنباله نیز نمی‌انجامد؟» آیا گروهی که دست‌اندرکار ساخت این فیلم بودند، برای رسیدن به «یک تداوم پیشنهاد دهنده»، نمی‌توانستند لااقل به ساخت دنباله‌هایی بر همین فیلم [و نه آثار تقلیدی] اقدام کنند؟ مشکل چه بوده؟ جایی که هم مخاطبان، هم منتقدان، هم گیشه به شما جواب مساعد می‌دهند، اشکال در کجاست؟ ● تهییج عمومی و تخریب دشمن «اخراجی‌ها»ی مسعود ده‌نمکی هم به لحاظ اختلاط کمدی با ژانر جنگی [که پیش از آن، در «لیلی با من است»، هم از منتقدان هم از مخاطبان جواب مساعد گرفته بود] و گرفتن پاسخ فوق انتظار از گیشه، هم به لحاظ آغازگری «دنباله‌سازی» در سینمای پس از انقلاب [و در سینمای بزرگسال؛ چرا که در سینمای کودک و نوجوان، یک مورد را در این زمینه از ایرج طهماسب شاهد بودیم] اثری است واجد مشخصه‌های «آثار مبدأ». سینمای جنگ البته خیلی دیر به سراغ اختلاط ژانری با کمدی رفت. در کشورهایی که دارای صنعت سینما بوده‌اند و هستند، به طور معمول، هنگام وقوع هر جنگ [اگر آنقدر طولانی باشد که پروژه ساخت یک فیلم را پوشش دهد] به سراغ ساخت «کمدی – جنگی» می‌روند چرا که چنین پروژه‌هایی غیر از واجد بودن خصوصیت «استقبال عامه» از خصوصیت تهییهج عمومی و تخریب دشمن هم برخوردارند. «دوش فنگ» و «دیکتاتور بزرگ» چاپلین، نمونه‌‌های خوبی از چنین کاربردی‌اند. ● خواب و بیدار در تقاطع ملودرام و تریلر ۱) فیلمنامه‌نویسان خاص ژانر اکشن را کی قرار است در آثار سینمایی و تلویزیونی‌مان به روی صحنه دعوت کنیم؟ ۲) آیا کلاس‌ها یا کارگاه‌هایی ویژه «اکشن‌نویسی» در ایران دایر است؟ ۳) اختلاط ژانری در «اکشن» قابلیتی منحصر به فرد است که به یکی از تخصص‌های مورد علاقه صنعت سینما در نیم قرن اخیر بدل شده است. ۴) «مزد ترس» حمید تمجیدی که در زمان خود، اثری موفق قلمداد می‌شد آیا اکنون هم در بازنگری مجدد، توان برابری با مجموعه‌های اکشن خارجی را که در تلویزیون ایران به نمایش درمی‌آیند، داراست؟ ۵) همه می‌دانیم مخاطبان مجموعه «خواب و بیدار» مهدی فخیم‌زاده، نه دلخوشی از جلوه‌های ویژه پرده آبی آن داشتند نه صحنه‌های اکشن‌اش را چندان دلچسب می‌یافتند، آنها مجذوب شخصیت‌پردازی تازه‌ای شده بودند که در تقاطع «ملودرام و تریلر» و در قالب شخصیت متفاوت یک نقش منفی زن، به تلویزیون ایران راه یافته بود. ● یک: مشخصه نیم قرنی صنعتی به نام سینما اختلاط ژانری، تقریباً در نیم قرن اخیر، امری مشخص و متداول در «صنعت سینما» است و وقتی خیلی کم چنین اختلاطی را در سینمایی شاهدیم یعنی میزان صنعت شدن‌اش، مورد ایراد است حتی «بالیوود» هم که آثارش به لحاظ کیفی، مورد ایرادات مکرر منتقدان است، به دلیل بازاریابی درست و کنکاش در مکانیزم‌های گیشه، به این نتیجه رسیده که «سفره تک غذایه» نمی‌تواند مخاطبان «صنعت سینمای هند» را راضی نگه دارد. [گاهی اوقات این اختلاط ژانری به مرزی می‌رسد که کارشناسان این صنعت هم در مشخص کردن «ژانر اصلی» دچار مشکل می‌شوند. «روح» ساخته «جرزی زوکر» در سه شناسنامه مستقل از هم، در یکی به عنوان «کمدی»، در بعدی به عنوان «تخیلی» و در سومی به عنوان «تریلر» ثبت شده و این در حالی است که «روح» واجد هر سه این ژانرهاست. البته در ایران، هنوز اهمیت این اختلاط به‌درستی درک نشده. در «روز فرشته» که نسخه‌ای ایرانی از «روح» محسوب می‌شود، تنها همان «کمدی» غالب است و حضور «تخیل» حتی در حد آثار اولیه «ژرژ مه‌لیس» هم حس نمی‌شود [منظور ماهیت «تخیل» در حوزه «خلاقیت متنی» است نه جلوه‌های ویژه!] و در حالی که ملودرام‌های «صنعت سینما» در هر کشوری که دارای این صنعت باشد، آمیزه‌ای از کمدی، تریلر، سینمای جنگ و حتی فیلم سیاسی است، ما در ایران هنوز گرفتار مدل‌های ابتدایی این ژانر و سخنان محبانه و اشک‌انگیز میان ستارگان جوان آنیم، در «سینمای کودک و نوجوان» [سینمایی که در دهه شصت، به عنوان ژانری مشخص و بسیار موفق در گیشه، آن قدر جلوه داشت که سینماهایی صرفاً متعلق به خود را، در تهران به ثبت رساند اما اکنون بخش مفقوده سینمای ملی است] ما حتی در دوران شکوهمندی و حضور مستدام‌اش، در سبد مخارج هفتگی خانواده‌های ایرانی [در دوران جنگ] شاهد این اختلاط ژانری نبودیم و این در حالی است که یک دهه پیش از آن، شاپور قریب با فیلم درخشان «هفت‌تیرهای چوبی»، چنین اختلاطی را آزموده بود. شاید در آن دهه، فقط بتوان اشاره‌ای داشت به «دزد عروسک‌ها»ی محمدرضا هنرمند؛ فیلمی که هنوز پس از گذشت بیست و اندی سال از زمان ساخت آن، موفقیت‌اش که در تقاطع کمدی، انیمیشن عروسکی و سینمای تخیلی، شکل گرفته بود در سینمای ما تکرار نشده است. ● دو: کمدی در جنگ آنچه فیلمسازان را سراغ «ژانر جنگی» می‌فرستد اقبال عامه از آن است حتی «خندیدن» در این ژانر، لذت‌بخش‌تر از دیگر ژانرها به نظر می‌رسد. تصور کنید دو فیلم پرفروش «اخراجی‌ها ۱» و «اخراجی‌ها۲»، در ژانری دیگر رقم می‌خوردند آیا حاصل اقتصادی کار و استقبال مخاطبان از آنها، به همین میزان بود؟ البته سینمای جنگ ما خیلی دیر به سراغ حیطه کمدی رفت که بخشی از این دیرکرد متوجه باور عرفی درباره حد و حدود حماسه بود و بخشی دیگر متوجه دست‌اندرکاران مالی سینمای ایران که گمان می‌کردند کمدی در این سینما جواب نمی دهد. در سینمای جنگ اروپا و امریکا، ژانر مختلط «جنگی- کمدی» واجد عنصر «در زمانی» بود که در جنگ اول جهانی می توان به مشهورترین گزینه یعنی «دوش‌فنگ» چاپلین و آثار متأثر از آن با حضور هری لنگدون، هارولد لوید و حتی لورل و هاردی اشاره کرد. در جنگ دوم، باز هم چاپلین پیش‌قدم بود با «دیکتاتور بزرگ». عجیب است که در دوران جنگ هشت ساله ایران و عراق که لقب طولانی‌ترین جنگ قرن بیستم را به خود اختصاص داد در حالی که از سه ژانر غالب سینمای دهه شصت، یکی هم کمدی بود، کسی به فکر نیفتاد «دیکتاتور بزرگ» را برای سینمای جنگ ما آداپته کند [در حالی که امریکایی‌ها پس از حمله نخست‌شان به عراق، با ارائه یک نسخه کمیک از شخصیت «رمبو» با بازی «چارلی شین»، ابهت «صدام‌حسین» را در سینماهای امریکا و اروپا مورد حمله قرار دادند.] ساخت چنین اثری می‌توانست هم به فروش و پرمخاطب‌تر شدن سینمای دفاع مقدس ما در آن دهه کمک کند هم از لحاظ شکستن چارچوب‌هایی که جنگ روانی حاصل از جنگ شهرها ایجاد کرده بود،‌مؤثر افتد. در آن سالها، تنها چند تلاش کم رمق را در «نمایش‌های صابونی» تلویزیون شاهد بودیم که صدام حسین را به تمسخر گرفته بودند و از خلاقیت کافی هم برخوردار نبودند. به هرحال، این خلأ حضورکمدی در آثار دفاع مقدس، با شوخی‌های گهگاهی که از زبان بچه‌های جنگ در فیلم‌های حماسی شنیده می‌شد، جبران نشد و به گمان من، حتی تاحدی سر ناسازگاری با ساختار آن آثار داشت. شاید آن شوخی معروف که زنده‌یاد ملاقلی‌پور در فیلم «افق» گنجانده بود [درباره انعکاس خبری وقایع جبهه و حضور خبرنگاران جنگ ندیده در پشت جبهه] آن هنگام، جالب توجه می‌نمود اما اکنون در بازنگری آن اثر، می‌توان به این نتیجه رسید که این شوخی هم، مانند دیگر عناصر متضادی که در این فیلم جمع آمده بودند، کمکی به بالا بردن کیفیت این اثر نکردند و فقط اثری کمابیش موفق در گیشه را رقم زدند [بیشتر به دلیل تلاش فیلمساز در پیوند زدن «سینمای آئینی جنگ» با «سینمای اکشن جنگ»، در سکانس‌هایی که یادآور «رمبوی۲» ساخته جیمز کامرون بودند]. ● سه: سینمای اکشن یعنی اختلاط! بسیاری در ایران بر این باورند که چون ما نمی‌توانیم در یک فیلم، شصت تا اتومبیل را مثل سریال آلمانی «کبرا ۱۱» به هم بکوبیم «سینمای اکشن ما» مقابل سینمای پرهزینه «هالیوود» کم آورده و بازار را واگذار کرده! واقعاً همین طور است؟ واقعیت امر این است که ما دارای فیلمنامه نویسان خاص این «ژانر» نیستیم که قدرت ادغام «ملودرام»، «کمدی»، «تریلر» و حتی فیلم سیاسی را با هم داشته باشند؛ وگرنه مشکل سینمای ایران در این حوزه، فقط مشکل نرم افزاری یا سخت‌افزاری نیست. مجموعه‌های تلویزیونی ما که با داعیه چنین رویکردی، به میدان آمدند اغلب، هم از پوشش مالی مناسب [با توجه به پائین بودن هزینه‌های ساخت فیلم در ایران] برخوردار بوده‌اند و هم از امکانات نرم‌افزاری و سخت افزاری کافی [اگر کسی گمان می‌کند که تلویزیون ایران، از امکانات جلوه‌های کامپیوتری مثلاً در حد مجموعه‌های تلویزیونی مشهوری مثل قهرمانان، فرار از زندان یا ۲۴ برخوردار نیست باید اطلاعات خود از امکانات داخل کشور را مورد بازیابی قرار دهد!] با این همه، هر بار مخاطبان مشتاق‌شان را ناامیدتر از قبل، به سوی تماشای آثار اکشن خارجی که در شبکه‌های دیگر سیما در حال پخش بوده، سوق داده‌اند. غیبت «اختلاط ژانری مناسب» حتی در حد مجموعه‌های رده B و C آلمانی [مثل «گشت دریایی» یا «هلیکوپتر پلیس»]، طی دو دهه، اکشن‌های تلویزیونی ما را که از امکانات بیشتری نسبت به آثار سینمایی برخوردار بوده‌اند، زمین‌گیر کرده. در این میان شاید فقط بتوان «مزدترس» حمید تمجیدی و «خواب وبیدار» مهدی فخیم‌زاده را به عنوان استثنا ذکر کرد؛ مجموعه‌هایی که اکنون دیگر در صحنه رقابت تنگاتنگ جهانی چندان جذاب به نظر نمی‌رسند.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/49987
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید