اگر نیم نگاهی به رتبهبندیهای موجود از دانشکدههای اقتصاد جهان بیاندازیم، معدود دانشگاهی غیرآمریکایی در زمره ۲۰ دانشگاه اول و حتی ۵۰ دانشگاه اول مشاهده میکنیم.
این به معنی آن است که کیفیت ارائه آموزش اقتصاد در دانشگاههای آمریکا فاصله قابل ملاحظه و چشمگیری با دیگر دانشگاههای دنیا دارد. تدبیری که دانشگاههای اروپایی برای مقابله با این وضعیت اندیشیدهاند، شبکهسازی میان دانشکدههای هم رتبه است. به یک معنا میتوان گفت که اکثر صنایع آمریکا از بزرگ بودن سرزمین و جمعیت این کشور از طریق اقتصاد مقیاس استفاده کردند و توانستند در بلندمدت مزیتی نسبت به دیگر رقبای جهانی خود کسب کنند.
در جهت مقابله با این وضع، کشورهای اروپایی نیز به این فکر افتادند که با تشکیل اتحادیه واحد اروپایی اقتصادی بزرگ و قابل مقایسه با اقتصاد آمریکا ایجاد کنند. اندیشهای که در پس راه اندازی این اتحادیه وجود داشت این بود که به جای تداوم رقابتهای بیحاصل تاریخی میان کشورهای مدعی اروپا، بهتر است که آنها تا جای ممکن منابع خود را با هم یک کاسه کرده و آنها نیز از مزیت اقتصاد مقیاس بهره مند شوند. این فرهنگ یکپارچهسازی در دانشگاههای اروپا نیز رسوخ کرده است.
هم اکنون دانشگاههای اروپایی (دانشکدههای اقتصاد خصوصا) به طور روزافزونی به فکر تشکیل شبکههایی افتادهاند تا از طریق آن به جای رقابت به همکاری با یکدیگر بپردازند.
در این شبکههای دانشگاهی، دانشجویان میتوانند حداقل یک سال از دوره کلاسها یا دوره تز خود را در یکی از دانشگاههای عضو شبکه سپری کنند. معمولا همکاریهای موجود میان این شبکهها به حدی است که اگر دانشجویی تمایل به کار در حوزهای از علم اقتصاد داشت که آن دانشکده خاص فاقد هیات علمی لازم بود، آنگاه به او اجازه داده میشود تا با هماهنگی به دانشگاه دیگری که در آن زمینه علمی قوی است و جزو شبکه نیز به شمار میرود، رفته و در آنجا زمینه تحقیقی مورد نظر خود را دنبال کند. به این ترتیب گویی منابع چندین دانشکده رویهم ریخته شده و با این کار دورههای دکترای اروپا میتوانند قدرت رقابت با دانشکدههای برتر آمریکا پیدا کنند. به عبارت دیگر همان گونه که تک تک اقتصادهای کشورهای اروپایی در مقایسه با اقتصاد آمریکا ضعیف قلمداد میشد؛ اما با تشکیل اتحادیه اروپا توان رقابت و امکان مقایسهای میان اروپا و آمریکا پدیدار شد، اینک با تشکیل شبکههای دانشگاهی در دورههای دکترا قدرت رقابتی میان دکتراهای دانشگاههای اروپا و دکتراهای اقتصاد دانشگاههای برتر آمریکا ایجاد شده است. برای تقریب به ذهن در ادامه چند شبکه از شبکههای دانشگاهی موجود معرفی میشود.
۱ ) شبکه اروپایی آموزش اقتصاد و تحقیق ( ENTERا۱): در این شبکه دانشگاه معروف بارسلون، دانشگاه آزاد بروکسل، دانشگاه کالج لندن، دانشگاه کارلوس ۳ در مادرید، دانشگاه تیلبورگ، مدرسه اقتصادی استکهلم، دانشگاه تولوز عضو هستند۲.
۲ ) برنامه اروپایی دکترای اقتصاد کمی۳ (EDP): در این شبکه، دانشگاه کاتولیک لوون از بلژیک، مدرسه مطالعات علوم اجتماعی از فرانسه، دانشکده اقتصاد بن از آلمان، دانشگاه موسسه اروپایی ایتالیا، دانشگاه پومپا فابرا از اسپانیا، مدرسه اقتصادی لندن، دانشگاه تل آویو عضو هستند۴.
۳ ) گروه اروپایی دکترای اقتصاد (Edge ۵) که دانشگاه مدیترانه در مارسی فرانسه، دانشگاه کمبریج، دانشگاه کپنهاگ، دانشگاه کالج دوبلین، دانشگاه بوکونی در ایتالیا و دانشگاه اقتصاد مونیخ در آن عضو هستند۶.
۴ ) دکترای اقتصاد کمی برنامه سقراط اراسموس۷ (Qed): در این شبکه دانشگاهی، دانشگاه آلیکانت از اسپانیا، دانشگاه آمستردام از هلند، دانشگاه بیلفلد از آلمان، دانشگاه کپنهاگ از دانمارک، دانشگاه نوآ از پرتغال، دانشگاه ونیز از ایتالیا و دانشگاه وین از اطریش عضو هستند۸.
از این دست شبکهسازیها در سطح اروپا باز هم وجود دارد و در حال گسترش است۹.
هم اکنون اگر به وبسایت بسیاری از دانشگاههای اروپایی نگاه کنید، گزینه همکاریهای بینالمللی۱۰
دیده میشود که حکایت از همکاری آن دانشگاهها با دیگر دانشگاههای اروپایی و حتی آمریکایی دارد. شایان ذکر است که این دانشگاهها برای اینکه قادر به انجام این کار باشند، به طور روزافزونی درسهای خود را به زبان انگلیسی ارائه میکنند. این امر حکایت از این دارد که این دانشگاهها رویکرد برونگرایی در جذب دانشجو اتخاذ کردهاند و میخواهند با جذب دانشجویان نخبه کشورهای مختلف سطح علمی خود را ارتقا دهند؛ در حالی که در گذشته، تعصبات نژادپرستانه و اصرار بیمعنا بر زبانهای ملی مانع از جذب دانشجویان خوب کشورهای مختلف میشد و عملا دانشگاههای آمریکا از این فرصت نهایت بهره برداری را میکردند.
نکته جالبی که در شبکههای فوق دیده میشود این است که دانشگاههای ممتاز اسرائیلی تلاش وافری کردهاند تا به هر نحو ممکن خود را به یکی از این شبکههای اروپایی متصل کنند و به رغم اینکه در اروپا قرار ندارند، جزو شبکههای اروپایی به شمار روند. این نکته این پیام را به ما میرساند که عضویت در این شبکهها فوقالعاده ارزشمند است و باید تلاش کرد که دانشگاههای ممتاز اقتصاد ایران نیز به شبکههایی از این دست بپیوندند. به عنوان مثال دانشگاههای ممتاز درشرق آسیا در کشورهایی چون هند، چین، سنگاپور و مالزی و دانشگاههای آمریکایی موجود در خاورمیانه (لبنان، مصر، امارات، ترکیه) دانشگاههایی نسبتا متوسط و خوبی هستند که دانشکدههای خوب ایران میتواند با آنها تشکیل یک شبکه دانشگاهی را بدهند. شرط تشکیل چنین شبکههایی این است که دانشگاهها در مقاطع عالی بپذیرند که زبان علم در حال حاضر انگلیسی است و دروس خود را به زبان انگلیسی ارائه کنند و آمادگی پذیرش دانشجو از کشورهای دیگر را داشته باشند. برونگرایی در نظام دانشگاهی شرط موفقیت در این عرصه به شمار میآید.
سنت شبکهسازی در کشورهای اروپا منحصر به شبکههای فراکشوری نیست بلکه دانشکدههای اقتصاد داخل یک کشور نیز تلاش میکنند تا با همکاری با هم برنامههای تحصیلات تکمیلی خوبی را عرضه کنند. در ادامه به نمونههایی از این شبکههای داخل کشوری اشاره میشود:
۱)شبکهای از دانشگاههای ممتاز کشور بلژیک که شامل دانشگاه آزاد بروکسل، دانشگاه نامور، دانشگاه کاتولیک لوون و دانشگاه لوون کاتولیک میشود۱۱.
۲) شبکه از دانشگاههای ممتاز ایتالیا که شامل دانشگاه میلان، دانشگاه میلان در بی کوکو، دانشگاه برگامو، دانشگاه برشیا، دانشگاه کاتانیو میشود۱۲.
۳) شبکهای از دانشگاههای ممتاز آلمان که شامل شعب مختلف موسسه تحقیقاتی ماکس پلانگ و دانشگاه فردریش شیلر به همراه دو دانشگاه خارجی ایندیانا و دانشگاه هبرو میشود۱۳.
۴) شبکهای دانشگاههای هلند که شامل دانشگاه اراسموس، دانشگاه آمستردام و دانشگاه وریجی در آمستردام میشود۱۴.
وجود این شبکههای درون کشوری میتواند به ما امکان تشکیل چنین شبکههایی را در داخل کشور نشان دهد. در حال حاضر رقابت توام با عداوت میان برخی دانشکدههای اقتصاد موجود در تهران برقرار است؛ در حالی که آنها میتوانند با هم شبکهای را تشکیل داده و از پتانسیل پراکنده موجود در دانشگاهها استفاده کرده و یک دوره دکترای با کیفیت ارائه کنند. به جای تعصبهای بیجا مبنی بر اینکه نباید از استادان دانشگاههای دیگر استفاده کرد، میتوان این فرهنگ را به وجود آورد که دانشجویان دوره دکترا به راحتی بتوانند از استادان ممتاز دانشگاههای دیگر که عضو شبکه مذکور هستند، استفاده کنند. دانشکدههای اقتصاد شهرستانها نیز میتوانند با هم شبکهای ملی را تشکیل داده و به این ترتیب توان محدود موجود خود را روی هم انباشت نمایند.