امروز سه‌شنبه 20 مرداد 1405

Tuesday 11 August 2026

سوژه‌هایی از ناکجاآباد


1401/08/01
کد خبر : 48365
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 74 نفر
فیلم سینمایی «کیفر» ساخته حسن فتحی کارگردان سینمای ایران تماشاگران و منتقدین سینما را دچار یأس می‌کند، فیلمی که انتظار نمی‌رفت کار ضعیفی از آب درآید. حسن فتحی که کارنامه‌ای موفق در ساخت سریال‌های تلویزیونی دارد با ساخت مجموعه «شب دهم» در سال‌های نه چندان دور این نوید را می‌داد که ممکن است کارگردانی بدون تجربه زیاد در حوزه ساخت مجموعه‌های تلویزیونی بتواند فیلمی به این خوبی و گیرایی بسازد. هنوز خاطره شب دهم در ذهن تماشاگران تلویزیون بود که این کارگردان سریال «مدار صفر درجه» (۱۳۸۶) را کلید زد و هرچند نکاتی از فیلم اغراق و غرض ورزانه بود اما در کل مجموعه‌ای موفق از فتحی به حساب می‌آید. اما فتحی به ساخت سریال‌های تلویزیونی اکتفا نکرد و ساخت فیلم‌های سینمایی را هم در برنامه خود قرار داد. ساخت «ازدواج به سبک ایرانی» و «پستچی سه بار در نمی‌زند» رگه‌هایی از امیدواری را که با ساخت سریال‌های تلویزیونی فتحی ایجاد شده بود به کل از بین برد، از آن بعد که انتظار می‌رفت این کارگردان بعد از ساخت دو مجموعه شب دهم و مدار صفر درجه فیلم‌هایی بهتر و موفق‌تر بسازد. اما این اتفاق نمی‌افتد و تمام امیدها بعد از ساخت فیلم سینمایی کیفر به یأس تبدیل می‌شود؛ یأس از این جهت که این فیلمساز به جای روندی رو به رشد، روندی نزولی طی می‌کند. سینماهای خالی از تماشاگر گویای این سخن است. «کیفر» حسن فتحی داستان قصه‌گویی است که فقط می‌تواند قصه‌های هزار و یک شب را تعریف کند و شگرد خاصی در بازگویی و بازنمایی داستان‌های بلند دارد. وی در بیان و به تصویر کشیدن داستان کوتاه که همان فیلم‌های سینمایی باشد ناتوان است یا حداقل تا به حال ناتوان مانده است. به قول یک نویسنده فرانسوی «همیشه یک جای کار من می‌لنگد» در طول ساخت سه فیلم سینمایی ازدواج به سبک ایرانی (۱۳۸۳)، پستچی سه بار در نمی‌زند (۱۳۸۷) و فیلم کیفر که در حال حاضر در حال اکران است یک جای کارش می‌لنگد. شاید کسی بپرسد خب کجای کارش می‌لنگد؟ در جواب باید گفت حسن فتحی نه نویسنده خوبی است و نه می‌تواند باشد او اصولاً باید یک قصه بلند را بازگو کند وگرنه کارش ضعیف و در خوشبینانه‌ترین حالت متوسط خواهد شد. کیفر فیلمی غیرمنطقی، غیرمعقول و غیرمعمول است. ظاهراً فیلم از ژانری اجتماعی تشکیل شده که ابتدا مخاطب را درگیر می‌کند. شروع فیلم کاملاً کدر است اما کارگردان با نگرش عمیق و زیرکی که دارد به سرعت صحنه را به پایان برده و وارد یک صحنه شاد می‌شود. یکی از نقاط قوت سناریو تعلیق بسیار بالای آن است. کیفر با تعلیقی که دارد از سناریوی قوی و پرکششی برخوردار است. ابتدا مخاطب فکر می‌کند با داستانی معمولی و تکراری روبه‌رو می‌شود که البته اگر تحمل داشته باشد و صبر کند تا بقیه ماجرا را ببیند فیلم هرچه جلوتر می‌رود گیرایی‌اش هم بیشتر می‌شود و چون پیچیدگی ماجرا بالا می‌رود؛ تماشاگر را برروی صندلی می‌نشاند. اما آیا به راستی تماشاگری هم وجود دارد! همانطور که اشاره شد شروع فیلم از سکانسی است که مفهومی کدر دارد. این فضای وهم آلود و کدر تا آخر فیلم ادامه پیدا می‌کند و در جای جای فیلم حضور آن حس می‌شود. در لابه‌لای این سناریوی پیچیده که در انتها به سادگی محض می‌گراید مسائلی مطرح می‌شود که اگر برای آن اغراقی صورت نمی‌گرفت اهمیت چندانی پیدا نمی‌کرد. برخی از سکانس‌های فیلم جلوه‌هایی کاذب و غیرواقعی از مسائل اجتماعی هستند بالاخص صحنه آخر فیلم که دو بازیگر (مصطفی زمانی و هانیه توسلی) رودرروی هم قرار می‌گیرند و با نگاه به همدیگر می‌فهمانند که رابطه بین آن دو تمام شده است. در این صحنه ناواقعی که به ندرت در جامعه ایران اتفاق می‌افتد تداعی‌گر ذهنیت تخیل‌گرای حسن فتحی و جامعه اتوپیایی او است که به نظر می‌رسد تنها در ذهن آدمها رخ می‌دهد. موضوع فیلم به یک اتفاق مضحک و تکراری در سینما برمی‌گردد که بسیاری از صحنه‌ها در سینمای ایران تکرار مکررات است مکرراتی که نه به درد سینما می‌خورد، نه اثر و ثمره‌ای برای جامعه دارد. حالت شعارگونه فیلم که در بطن شخصیت‌ها و دیالوگ‌های آنها وجود دارد فیلم را به ذهنیت گرایی محض می‌کشاند و فیلم در مضمونی انتزاعی غوطه‌ور است. تبلیغ‌های نابجا و نادرست برای شخصیت‌های خیابانی، تفکرات پول پرستانه و خیانت‌های ریز و درشت که در فیلم به تصویر می‌کشد از زیبایی‌های فیلم می‌کاهد و آن را قربانی نگرشی شعارگونه می‌کند. فیلم کیفر کلکسیونی از کلوزآپ‌های مداوم چهره بازیگران است؛ بازیگرانی که به جز یکی دو مورد موفق که شامل بازی جمشید هاشم‌پور و امیرجعفری می‌شود، بقیه مثل همیشه غرق در تکرار و بازی‌های لوس و غیرطبیعی هستند. بازی بازیگران شباهت زیادی به بازی‌های قبلی آنها دارد البته مریلا زارعی نقش یک شوهر مرده را که پر از استرس و عصبانیت و بدخلقی است به خوبی بازی می‌کند اما تا حدود زیادی بازی او تحت تأثیر سناریوی پیچیده فیلم است که به او همچنین وجهه موفقی می‌دهد. سکانسی که مصطفی زمانی (در نقش سیامک) گریه می‌کند شاید تنها لحظه موفق بازی این بازیگر به حساب آید اما امیر جعفری و جمشید هاشم‌پور از تمام پتانسیل‌های بدنی و بیانی در ایفای نقش بهره می‌برند و هرچند فیلم کیفر فیلم موفقی نیست اما بازی این دو بازیگر از خلاقیت‌هایی برخوردار است که می‌توان آن را موفق ارزیابی کرد. از حسن فتحی که یک کارگردانی خوش‌فکر است انتظارات بیش از ساخت فیلم کیفر می‌رود. از قدیم گفته‌اند: خواستن توانستن است اما ظاهراً خواستن‌های کارگردان سریال‌ساز ما نتوانستن بوده است. وی که به شدت از دوران اوج کارگردانی خود دور می‌شود؛ دوران نه افول کارهای هنری بلکه دوران ساخت و تولیدات هنری متوسط را در پیش گرفته است. این هنرمند با ساخت این فیلم باید بازنگری جدی و عمیقی در آثارش داشته باشد و تصمیمش را بگیرد که آیا سینمایی کم مخاطب و متوسط می‌خواهد یا سریال‌های تلویزیونی موفق و پرمخاطب؟
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/48365
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید