امروز یکشنبه 18 مرداد 1405

Sunday 09 August 2026

سیری در اندیشه‌های فقیه اندیشمند مرحوم حاج شیخ نعمت‌الله صالحی نجف آبادی


1401/08/01
کد خبر : 46781
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 27 نفر
▪ تولد : ۱۳۰۲ شمسی ـ نجف آباد ▪ شاگرد اساتیدی چون : آیه الله بروجردی ـ آیه الله سید محمد داماد ـ آیه الله حاج آقا رحیم ارباب ـ امام خمینی و علامه طباطبایی ▪ مجتهد متفکر و منتقد ▪ دارای کتب فراوان فقهی ـ تاریخی ـ تفسیری و پژوهشی نوین ▪ مبارز و سیاسی همرزم امام و آیه الله منتظری ▪ وفات : اردیبهشت ۱۳۸۵ شمسی ـ تهران الف) آیه الله حاج شیخ نعمت الله صالحی فقیه نواندیش و ژرف نگری بودند که می توان به بعض ویژگی های خاص ایشان چنین اشاره کرد : ۱) اصل در منابع اخذ احکام را قرآن می دانست که بایستی با توجه به عقل سلیم ( مشرف به علوم مربوطه ) تفسیر گردد . ۲) احادیث را با قرآن و سپس عقل سلیم می سنجید و اگر مغایر می یافت ؛ کنار می گذاشت . ۳) احادیث را به صرف اینکه راوی آن معتبر است معتبر نمی دانست ؛ چه بسا که غالیان ( صاحبان تفکر افراطی و غلوآمیز در مورذ ائمه (ع)) ، آنها را در بین احادیث مستند به اصحاب خاص ائمه (ع) وارد کرده و سپس نسل به نسل به ما رسیده است . ۴) به علما و فقهای پیشین ؛ بعنوان اندیشمندانی صاحب نظر نگاه می کرد نه به عنوان مراد و منقاد . ۵) پس از رسیدن به یک نظر قطعی ؛ در ارائه آن ملاحظه نظرهای مخالف متقدمین و معاصرین را نمی کرد . ۶) در ارائه نظر ؛ به تمام منابع سنی و شیعی و آرای تاریخی مورخان و محدثان و فقها و حتی فقه اهل سنت ، سرکشی و توجه عمیق داشت . ۷) در بررسی تاریخ و زندگی نامه بزرگان از پیامبران و امامان به تمام آرای مورخان از فرق و ادیان مربوطه و هم چنین سلسله وقایعی که منطقا می توانسته رخ داده باشد بدون دخالت دادن حب و بغض های قومی و تاریخی ؛ توجه دقیق می کرد . ۸) بشدت معتقد بود که بسیاری از آرائ علما و مورخین ( چه شیعی و چه سنی ) ناشی از غلو در محبت آنها به امامان و بزرگانشان بوده که بایستی در برخورد با آن آرا و یا احادیث به این امر دقت دو چندان شود . ۹) در ارائه نظر فقهی ؛ به عملی و منطقی بودن و سهولت آن و همچنین اعتبار و عزت و کرامت اسلام و قرآن توجه خاص داشت . ۱۰) سر لوحه تمام بحث ها ؛ نقدها و تحقیقات ایشان جمله معروف " حیات العلم بالنقد و الرد " بود . بگونه ایکه معتقد بود هر کس هر نظری در مورد مسائل فقهی ؛ اعتقادی ؛ سیاسی و فرهنگی دارد ؛ باید اظهار کند تا بدین وسیله یک نظر پا برجا بماند . در حقیقت انسان باید چیزی بنویسد که در جامعه موج ایجاد کند تا بدین صورت جامعه به پویایی و جنبش بیفتد . ب) ذیلا قطره ای از دریای عمیق تفقه و تحقیق و آرای ایشان آورده شده است: ۱) دین از نظر خداوند یکی است که دارای سه اصل نظری و عملی " اعتقاد به خدا " – " اعتقاد به معاد " و " عمل صالح " می باشد که همه پیامبران داعیه آن بوده اند و اگر کسی ( چه مسلمان – چه مسیحی – چه کلیمی و چه صائبی ) واجد اصول و شرایط فوق باشد در آخرت رستگار است . (ص ۱۸۲ کتاب مجموعه مقالات) ۲) برای پاک کردن یک چیز نجس ؛ امحائ عین نجاست کافیست ؛ در ضمن آب کر و قلیل یک حکم دارند. (ص ۱۲۸ و ۱۵۰ کتاب پژوهشی جدید در چند مبحث فقهی) ۳) کفار به صرف کافر بودن ؛ نجس نیستند . (ص ۱۹۸ به بعد کتاب پژوهشی جدید در چند مبحث فقهی) ۴) قرآن در شب قدر ؛ نمی توانسته به یکباره نازل شده باشد و اعتقاد به دو نزول دفعی و تدریجی صحیح نیست . (ص ۳۲۲ – ۳۳۳ – ۳۳۸ و ۳۴۵ کتاب حدیث های خیالی در مجمع البیان) ۵) امام علی (ع) در محراب بشهادت نرسیده ؛ بلکه در ورودی مسجد هنگام حضور برای نماز صبح ضربت می خورند. (ص ۱۲۲ کتاب مجموعه مقالات) ۶) جریان خرافه گویی و غلو پردازی به نام دین و مذهب در مراسم مذهبی ؛ توسط بسیاری از مداحان و یا تفاسیر افراطی بعض از علما با استفاده از روایات مسئله دار و ناصحیح ؛ ناشی از افراط در دلباختگی ( غلو ) به ائمه بوده که این گروه در تخریب شخصیت و اعتبارائمه کمتر از دشمنان آنها بی اثر نبوده که بیشتر هم اثر گذار بوده و هستند . ( و همچنین غالیان سنی در ارائه تفاسیر و تبلیغ افراطی از مذاهب و امامان خود). (کتاب غلو ـ درآمدی بر افکار و عقاید غالیان در دین) ۷) خطاب پیامبر(ص) در آیه مودت در قرآن کریم ؛ نیکی و محبت به ذوی القربی ( ۵ تن آل عبا ) نبوده ؛ بلکه خطاب به خویشان خود در قریش (در مکه) بوده است ؛ که " حرمت خویشاوندی را رعایت کرده و بگذارند ایشان رسالتش را انجام دهد " . (ص ۱۶۶ کتاب قضاوت زن در اسلام) ۸) حدیث کسایی که در مفاتیح و تاریخ روایی ما وجود دارد ، دارای دو نقل " اصل و صحیح " و دیگری " جعلی و بی اعتبار " می باشد . اصلی و صحیح ، آنست که متنی کوتاه داشته و خالی از عبارات غلوآمیز می باشد . جعلی و بی اعتبار ، آنست که در انتهای مفاتیح الجنان آورده شده و معمولا در مجالس خوانده می شود ، که از نظر روایی توسط یک فرد شیعی افراطی غالی مسلک و کم مایه جعل شده تا به خیال خود مقام اصحاب کسا را بالا ببرد . جالب اینجاست که مرحوم محدث قمی ( صاحب مفاتیح ) نیز در کتاب منتهی المال ( در هنگام نقل داستان جابر انصاری و اربعین امام حسین (ع)) این روایت را که در زمان ما شایع شده بی اعتبار می داند . و این در حالیست که برخلاف نظر ایشان ، آنرا در انتهای کتاب مفاتیح ، در چاپ های پس از او اضافه کرده اند . (ص ۹۴ و ۹۵ کتاب حدیث های خیالی در مجمع البیان) ۹) در رابطه با حکم مرتد ، از فقهایی که فتوا به قتل مرتد می دهند می پرسیم که : آیا مقصودشان از ارتداد ، تغییر عقیده است یا چیز دیگر ؟ اگر مقصود تغییر عقیده است می گوئیم : تغییر عقیده یک امر اختیاری نیست ، زیرا مقدمات آن که فراهم شد بطور قهری و بی اختیار ، عقیده تغییر می کند و این در اختیار انسان نیست و چیزی که در اختیار انسان نیست تکلیف به آن تعلق نمی گیرد . فرض که مسلمانی نوشته ای تاثیر گذار در باره انکار یکی از عقاید اسلامی بخواند و چون قدرت علمی بالایی ندارد پاسخی نمیابد و در نتیجه عقیده اش تغییر می کند و نمی تواند جلو آنرا بگیرد ، آیا می توان او را در مقابل این تغییر عقیده مستحق مجازات دانست آنهم اعدام ؟ در حالیکه در قرآن آمده است : لایکلف الله نفسا الا وسعها . با توجه به این توضیح ، مجازات چنین شخصی برخلاف عدالت و تکلیف مالایطاق و مخالف آیه مزبور است . ( ص ۱۱۳و ۱۱۴ کتاب حدیث های خیالی در مجمع البیان ) ۱۰) اگر شخصی ( چه سنی و چه شیعه ) مطابق مذهب خود و بر اسا س فتوای مجتهد خود عمل کند مجزی بوده و عتاب نخواهد شد . ( ص ۱۶۷ کتاب مجموعه مقالات ) ۱۱) باید تلاش همه جانبه و پیگیری برای تحرک بخشیدن به فقه شروع شود و فقه را باید بگونه ای بازسازی کرد که از حالت عدم توانایی اداره جامعه بیرون آید . لذا قبل از هر کار باید ابواب مختلف فقه ، تخصصی شود . از طرف دیگر اجتهاد در مسائل فقهی نباید بگونه ای انجام شود که نتیجه اش با اصول علمی قطعیت یافته ، در تضاد باشد و نباید به صورتی ارائه شود که دانشمندان حقیقت جو را از هر فرقه و دینی نسبت به فقه اسلام و نهایتا اصل اسلام بی رغبت کند . (کتاب پژوهشی جدید در چند مبحث فقهی - فصل چهارم) ۱۲) امام حسین برای تشکیل حکومت اسلامی و اصلاح جامعه قیام کرد ؛ نه برای شهادت خود و یا به اسارت رفتن خانواده ؛ ولی وقتی در کربلا در محاصره قرار گرفت ؛ نبرد تا آخرین قطره خون را به ذلت تسلیم در برابر خواسته های یزید ترجیح داد و شهادت را پذیرفت . (کتاب شهید جاوید یا قیام امام حسین (ع)) ۱۳) امام معصوم و حتی شخص پیامبر هرگز از همه غیب آگاه نبوده بلکه علم امام اندازه معینی دارد که بیش از آن نمی داند ؛ آنهم به لطف و اجازه خدا . (ص ۲۴۴ و ۲۸۴ کتاب قضاوت زن در اسلام) ۱۴) هیچ دلیلی وجود ندارد که فقها به طور عموم و یا فقیه خاصی از طرف خدا به ولایت منصوب شده و مردم حق انتخاب ندارند . ولی فقیه نایب مردم است نه نایب امام زمان (عج) و به نمایندگی از مردم مدیریت جامعه را به عهده می گیرد . (کتاب ولایت فقیه حکومت صالحان) ۱۵) عبارت " اکثر الناس لایعلمون " در قرآن مربوط به مسائل غیبی و ماورائ طبیعی و عبارت " اکثرهم لایعقلون " مربوط به کارهای ضد فضیلت است و هیچکدام مربوط به رای اکثریت در مسائل اجتماعی نیست . (کتاب ولایت فقیه حکومت صالحان) ۱۶) امام علی (ع) در دوره ۲۵ سال بعد از رحلت پیامبر (ص) که ابوبکر و عمر و عثمان در مصدر حکومت بودند ، جزو اپوزیسیون بوده و می خواهد راهنمایی کند و جلو اشتباهات را بگیرد . به حکومت معترض است ولی نه اعتراض خصمانه ، بلکه اعتراض خیرخواهانه و مصلحانه ، برای اینکه به حرکت تکاملی جامعه کمک کند . در آن دوران که ۳ خلیفه اول حاکم بودند ، علی (ع) منزوی بود . ولی انزوا به معنای خانه نشینی و قهر نبوده ، بلکه به معنای این بود که حکومت در دستش نبود ، اما در عین حال برخوردش با حکومت که مدیریت جامعه در دستش است بگونه ای بود که بایستی مورد بازبینی دقیق قرار گیرد . (کتاب قضاوت زن در فقه اسلامی ـ مقاله اپوزیسیون در صدر اسلام) ۱۷) در سوره یوسف (ع) عبارت " لقد همت به و هم بها .. " ؛ بدین منظور نبوده که ؛ زلیخا برای یوسف اظهار تمایل و آمادگی کرده و یوسف نیز تمایل به زلیخا پیدا کردند ؛ بلکه منظور این است که وقتی زلیخا (در قسمت قبل آیه) اعلام آمادگی کرد و یوسف نپذیرفت ؛ چنان خشمگین شد که به یوسف حمله کرد و اگر خداوند ایشان را حفظ نمی کرد او نیز به زلیخا حمله می نمود . (ص ۶۶ کتاب جما ل انسا نیت یا تفسیر سوره یوسف (ع))
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/46781
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید