امروز دوشنبه 09 شهریور 1405

Monday 31 August 2026

سیمای حج در آینه ادب و عرفان‌


1401/08/01
کد خبر : 75052
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 56 نفر
عطف توجه به مسأله حج و زیارت کعبه از جمله مضامین دینی است که در نوشته‌ها و سروده‌های بسیاری از نام‌آوران عرصه ادب پارسی جلوه می‌کند. با اطمینان می‌توان اذعان کرد، قریب به اتفاق پارسی‌سرایان نامی در جهت بیان اندیشه خویش، واژگانی چون حج و کلمات همبسته با آن چون احرام، کعبه، عرفات، مشعر و... را به فزونی مورد کاربرد قرار داده‌اند. نیازمند یادکرد است در آثار پارسی، مسأله حج و مفاهیم مرتبط با آن را در یک تقسیم‌بندی نسبی، به دو صورت جداگانه، رخنمون می‌توان یافت. نخست، شیوه‌ای که بیشتر متوجه بیان ظاهر قضیه و شرح مراتب حج است و چه بسا با توجیهات تفسیری ـ فلسفی درباره چرایی و چگونگی مناسک حج نیز همراه باشد. در اشعار شاعران بسیاری می‌توان نشانه‌‌هایی از این شیوه جست از جمله در شعر ناصرخسرو، حکیم پرآوازه سده پنجم هجری: حاجیان آمدند با تعظیم‌‌/‌ ‌شاکر از رحمت خدای رحیم‌‌/ ‌‌... مر مرا در میان قافله بود‌‌/‌ ‌دوستی مخلص و عزیز و کریم‌‌/‌ ‌گفتم او را بگو که چون رستی‌‌/‌ ‌زین سفر کردن به رنج و به بیم‌‌/‌ ‌... باز گو تا چگونه داشته‌ای‌‌/‌ ‌حرمت آن بزرگوار حریم‌‌/‌ ‌چون همی خواستی گرفت احرام‌‌/‌ ‌چه نیت کردی اندر آن تحریم‌‌/‌ ‌جمله برخود حرام کرده بدی‌‌/‌ ‌هرچه مادون کردگار قدیم‌‌/‌ ‌...گفت نی گفتمش چو در عرفات‌‌/‌ ‌ایستادی و یافتی تقدیم‌‌/‌ ‌عارف حق شدی و منکر خویش‌‌/‌ ‌به تو از معرفت رسید نسیم‌‌/‌ ‌... گفت نی گفتمش به وقت طواف‌‌/‌ ‌که دویدی به هروله چو ظلیم‌‌/‌ ‌از طواف همه ملائکتان‌‌/‌ ‌یاد کردی به گرد عرش عظیم‌‌/‌ ‌گفت نی گفتمش چو کردی سعی‌‌/‌ ‌از صفا سوی مروه بر تقسیم‌‌/‌ ‌دیدی اندر صفای خود کونین‌‌/‌ ‌شد دلت فارغ از جحیم و نعیم‌‌/‌ ‌...گفت از این باب هر چه گفتی تو‌‌/‌ ‌من ندانسته‌ام صحیح و سقیم‌‌/‌ ‌گفتم ای دوست پس نکردی حج‌‌/‌ ‌نشدی در مقام محو مقیم... سروده‌‌های خاقانی، شاعرفاضل سده ششم هجری نمونه‌ای دیگر از این گونه شعرهاست: آیی به حواله گاه احرام‌‌‌/‌ ‌میقاتگه خواص اسلام‌‌/‌ ‌...ز آنجا که عنان دل بپیچی‌‌/‌ ‌راه عرفات را بسیجی‌‌/‌ ‌...ز آنجا چو شروط شد تمامت‌‌/‌ ‌راهست به مشعر الحرامت‌‌/‌ ‌... سنگی که ز دست‌ها بجسته‌‌/‌ ‌پیشانی اهر من شکسته‌‌/‌ ‌هر سنگ در آن مبارک اوطان‌‌/‌ ‌چون نجم شهاب و رجم شیطان‌‌/‌ ‌... از سنگ صفا صفا پذیری‌‌/‌ ‌مُرو از جمال مروه‌ گیری... اما روش دوم، بیشتر بر وصف تاویلی ـ عرفانی حج و استفاده از معانی باطنی واژه‌های وابسته به حج متکی است. این شیوه بیشتر مورد استفاده عارفان بوده و البته بیشترین و زیباترین مطالب مرتبط با موضوع حج را در آثار منظوم و منثور آنان می‌توان یافت. گفتنی است از منظر عرفا، حج، خود بر دو گونه است. در نوع اول، عزم و اراده فرد تنها برای زیارت کعبه و خانه خداست، اما در شکل دوم قصد و آهنگ شخص، دیدار پروردگار با چشم دل است. به دیگر سخن، پیروان طریقت برای خداوند سبحان دو خانه قائل بودند: بیت ظاهر و بیت باطن. بیت ظاهر، همان مسجدالحرام یا کعبه گل است. بیت باطن، قلب انسان یا کعبه دل است. هجویری، عارف سده چهارم هجری و نویسنده کتاب کشف‌المحجوب، این مهم را چنین توصیف داشته است: «حج دوگونه است: در غیبت و در حضور. آن‌که از خدا غایب است در مکه نیز همچنان‌ است که در خانه خویش و آن‌که با خداست، در خانه خود چنان است که در خانه کعبه و مقصود از حج نه دیدن خانه خدا، که دیدن خدای خانه است.» ملاحسین واعظ کاشفی، عالم مشهور روزگار تیموری نیز پیرو این باور بوده است. او گونه نخست حج را مخصوص عوام و دومین گونه آن را ویژه خواص دانسته است. «حج دو نوع است: یکی قصد کوی دوست و آن حج عوام است و یکی میل روی دوست و آن حج خاص انام است.» در شعر بیشتر شاعران بزرگ تاریخ ایران هم این مضمون عیان و آشکار است. به عنوان نمونه، مولانا جلال‌الدین محمد بلخی که بیش از هر شخصیت دیگر، چه در زمان حیات و چه پس از مرگ، بر عرفان ایرانی اثر نهاده، پیرو چنین نگرشی بود: ای قوم به حج رفته کجایید کجایید‌‌/‌ ‌معشوق همین جاست بیایید بیایید‌‌/‌ ‌معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار‌‌/‌ ‌در بادیه سرگشته شما در چه هوایید‌‌/‌ ‌گر صورت بی‌صورت معشوق ببینید‌‌/‌ ‌هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید‌‌/‌ ‌ده بار از آن راه بدان خانه برفتید‌‌/‌ ‌یک بار از این خانه بر این بام برآیید‌ اندیشه جامی، عارف و شاعر برجسته سده نهم هجری نیز همخوانی و سازگاری بسیار با تفکر مولوی دارد. در شعر وی، جای جای مکه، مسجدالحرام و کعبه رهنمون طریقی هستند که جمال معشوق یعنی خدای کعبه را بدو می‌نمایاند: به کعبه رفتم و زآنجا هوای کوی تو کردم‌‌‌/‌ ‌جمال کعبه تماشا به یاد روی تو کردم‌‌/‌ ‌نهاده خلق حرم سوی کعبه روی عبادت‌‌/‌ ‌‌من از میان همه روی دل به سوی تو کردم‌‌/‌ ‌مرا به هیچ مقامی نبود غیر تو نامی‌‌/‌ ‌‌طواف و سعی که کردم به جستجوی تو کردم‌‌/‌ ‌به موقف عرفات ایستاده خلق دعاخوان‌‌‌/‌ ‌من از دعا لب خود بسته گفت‌وگوی تو کردم‌ در اشعار شیخ بهایی، دانشمند جامع العلوم روزگار صفوی نیز نمودی چنین را به روشنی می‌توان دریافت: من یار طلب کردم و او جلوه‌گه یار‌‌/‌ ‌حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار‌‌/‌ ‌او خانه همی جوید و من صاحب خانه‌‌/‌ ‌هر در که زنم صاحب آن خانه تویی تو‌‌/‌ ‌هر جا که روم پرتو کاشانه تویی تو‌‌/‌ ‌ در میکده و دیر که جانانه تویی تو... به عنوان پایانی بر این کوتاه جستار می‌توان گفت به باور عارفان نام آور زیارت خانه خدا امری ستوده است، اما بدان شرط که جان و دل انسان نیز مصفا باشد. انسان باید کعبه دل را پاک گرداند تا شایستگی تشرف به کعبه گل را بیابد و همان‌گونه که پیامبر اکرم(ص) کعبه گل را از بتان پاک نمود، اصنام هوا و هوس را از کعبه دل باید زدود.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/75052
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید