«دین» در کشور ما مسئله دیروز و امروز نیست.از دیرباز تاکنون، ریشه در فرهنگ، تمدن، سنن، باورها،آیین،اعتقادات و حتی خرافههای مردم این سرزمین داشته است.تجلی دین را در تمام افکار و امور زندگی خصوصی و اجتماعی و ادب و هنر ایرانیان میتوان مشاهده کرد. با این همه،در میان عام و خاص،هنوز نوعی چنددستگی و تفاوت سلیقه در تعریف دین وجود دارد که سبب ارائه تصاویر و تعابیر گوناگون از این موضوع شده است.همین نگاه در فیلمهای سینمای ایران نیز حاکم است؛ سینمایی که پیش از انقلاب اسلامی به دلیل فضای طاغوتی و بیبند و بار آن،خالی از گرایشات دینی بود اما با بروز انقلاب،سراسر کشور را جو اعتقادی- اسلامی فرا گرفت و به سرعت مسئله دین در تمام رشتهها رسوخ کرد.گرچه با وجود گذشت ۳۳ سال از انقلاب،سینماگران ما هنوز به تعریف واحد و مشخصی از دین در آثارشان نرسیدهاند و هر کسی از ظن خود،یار آن میشود.در این فرصت کوتاه، نگاهی داریم به دیدگاهها و تعاریف موجود از «دین» در قاب سینما و برخی از مهمترین فیلمهای این ژانر.
وقتی میگوییم سینمای دینی،اغلب بیدرنگ فیلمهایی را که در رابطه با زندگی معصومین(ع) و سیره پیامبران ساخته میشوند به خاطر میآوریم.این نوع فیلمها در بیشتر کشورهای جهان ساخته و البته از آنها بیشتر با عنوان فیلمهای تاریخی یاد میشود،نه فیلمهای دینی. با این همه، سینمای دینی در دیدگاه صاحبنظران فقط به اینگونه فیلمها اطلاق نمیشود و امروز این ژانر سینمایی،ابعاد گوناگونی را در برگرفته.یکی از زیرمجموعههای سینمای دینی،مسئله روحانیت،مبلغان مذهبی و مراجع تقلید در فیلمهاست.در این بخش،هرچه سینمای پیش از انقلاب تصاویری اغراقآمیز و مغرضانه از روحانیون به نمایش گذاشت،سینماگران پس از انقلاب درصدد جبران برآمدند و فیلمهای بسیاری در این خصوص و با محوریت جامعه روحانیت تولید و اکران کردند.شاید بتوان «رضا میرکریمی» را رکورددار چنین فیلمهایی دانست.
او در بیشتر ساختههای سینمایی خود از شخصیتی روحانی بهره برده و تصاویری مردمپسند ارائه داده است.این در حالی است که بسیاری از منتقدین سینما و سینماگران،نه فیلم «زیر نور ماه» میرکریمی را که به طور مستقیم راوی زندگی و حال و روز طلاب است،که از قضا فیلم «خیلی دور،خیلی نزدیک» را دینیترین ساخته سینمایی او میدانند.در واقع از آنجا که دین در جامعه ما،پیوندی دیرینه با روحانیت به عنوان متولی آن خورده، ناخواسته هر فیلمی که ارتباط مستقیم با زندگی علمای دینی داشته باشد،در این دسته جای میگیرد.
با این همه،برای مثال فیلمی مانند «لطفاً مزاحم نشوید»، بیشتر فیلمی در ژانر اجتماعی به نظر میآید تا دینی.آنچه مسلم است اینکه بنابه خواست و تغییر ذائقه مخاطبان،طی یک دهه اخیر،فیلمهای دینی از آثار روحانیمحور و همچنین تاریخی و قرآنی به سوی فیلمهای دینی با داستانهای معاصر و در لفافه پیش رفته است.
از اینرو،سینماروهای حرفهای و منتقدین، بیشترین ساختههای «مجید مجیدی» را جزو فیلمهای دینی میدانند.«رنگ خدا»،«بچههای آسمان»،«بید مجنون» و «آواز گنجشکها» برخی از فیلمهای اویند که میتوان مضامین مذهبی را در آنها ردگیری کرد.این روزها نیز او در حال ساخت پرسروصداترین فیلم دینی خود،«محمد»(ص) است.«تولد یک پروانه»(مجتبی راعی) و فیلمهای «بوی کافور،عطر یاس» و «خانهای روی آب»(بهمن فرمانآرا) را نیز میتوان جزو فیلمهای دینی قلمداد کرد. بخصوص «خانهای...» که رابطه معنوی و الهامپذیر پزشکی فاسد را در جریان تصادف با یک فرشته و آشنایی با یک قاری قرآن روایت میکند.
به نظر میرسد امروز جامعه سینمایی ما و مخاطبینش به این باور رسیدهاند فیلم دینی آن نیست که به طور قطع،تصویر نمازخواندن کسی در آن دیده شود یا تنها بیانگر اندیشهها و زندگی پیامبران باشد.هرچند در سینمای ایران هنوز فیلمی که در آن شاهد صحنه درست و کاملی از اقامه نماز باشیم،نداریم و این نشانه عرفانی دین در فیلمهای ما،همیشه گذرا و کوتاه بوده است.از طرفی گاهی فیلمهایی در سینمای ایران تولید میشوند که با استناد به یکی از فرامین دین اسلام و کتاب آسمانی،مفهومی کلی را بازگو میکند و دست بر قضا این قصههای متمایل به دستورات دین، بیش از فیلمهایی که دینگرایی را به صورت اگزجره و مستقیم تبلیغ و تشویق میکنند، به مذاق تماشاگران خوش میآید.
این شیوهای است که بهترین شکل آن را «کیشلوفسکی» فقید با مجموعهفیلمهای «دهفرمان» پیش گرفت و مورد اقبال عموم جهانیان واقع شد یا همینطور «دیوید فینچر» با فیلم«هفت.» در سینمای ایران نیز «رسول صدرعاملی» با ساخت سهگانهای در مورد زیارت بارگاه امام رضا(ع)، تلاشی را شروع کرد که جز شکست نتیجهای نداشت؛فیلمهایی بیخاصیت و دور از نگاه دینی.در عوض فیلم «جدایی نادر از سیمین» بهزعم معدودی از منتقدین،فیلمی کامل و حاوی پیام دینی تعریف شد.اصغر فرهادی در این فیلم،مخاطب را از «دروغ» که در دین ما از آن با عنوان «امالفساد» و ریشه تمام مشکلات انسان نام برده میشود، بر حذر داشت.«رامتین شهبازی» (منتقد فیلم) در مورد افرادی که فیلم آخر «اصغر فرهادی» را جزو فیلمهای دینی میدانند،معتقد است: «بستگی دارد در چه سطحی به دین نگاه کنیم.اطلاق فیلم دینی به «جدایی...»، در واقع خوانشهای مدرن و پستمدرن از دین است،چراکه دین در کشور ما یک مسئله سنتی است.هیچ حکومتی تا امروز نتوانسته تعریفی مدرن از دین ارائه کند.»در همین رابطه،«سحر عصرآزاد»(منتقد فیلم)با بیان اینکه دین و اخلاق رابطه تنگاتنگی با یکدیگر دارند، به «تهرانامروز» میگوید: «نمیتوان فیلمهایی را که در آنها به مضامین اخلاقی میپردازند،از آثار دینی جدا کرد.اگر دقت کنید،اخلاق به عنوان یکی از دروس حوزه علمیه تدریس میشود.ضمن اینکه در تمام فیلمهایی که به صورت غیرمستقیم،موضوعات دینی را مطرح میکنند،مفاهیم انسانی نیز متجلی است.از اینرو،فیلمهایی را در ژانر سینمای دینی میپسندم که به شکل غیرمستقیم مفاهیم دینی را در خود گنجانده باشند.»
مخاطبان سینما نیز فیلمهایی را بیشتر میپسندند که دین در آنها بازتابی کنایی دارد تا آثاری که در قالب شعاری و سطحی به آنها عرضه و آموخته میشود.نمونه بیش از حد ضعیف آن،«سیب و سلما»(حبیبالله بهمنی) که گرچه با الهام از یک ماجرای واقعی ساخته شده بود،ولی از فرط سادهانگاری و بیان مستقیم مسئله،که به پند و نصیحت(و نه قصه)تعبیر میشد،تماشاگر آن را پس زد و در گیشه شکست سختی خورد اما یک نکته عجیب در این میان وجود دارد که شاید کسی به آن توجه نکرده و لازم است به آن پاسخ داده شود و آن، اینکه،چرا با وجود علاقهای که تماشاگران ایرانی به فیلمهای زندگی پیامبران و قصص قرآنی دارند،چنین تولیداتی در سینمای ایران با برخورد سرد آنها مواجه میشود و به زحمت حتی خرج تولیدشان را درمیآورند؟گرچه این موضوع،درباره فیلمهای خارجی نتیجه عکس دارد و تماشاگران ایرانی به شدت از فیلمهای دینی(یا تاریخی)خارجی استقبال میکنند.«محمد رسولالله»،«مصائب مسیح»، «آخرین وسوسههای مسیح» و «عیسیبن مریم» برخی از فیلمهای خارجی در مورد شخصیتهای دینی هستند که میان تماشاگران ایرانی به محبوبیت بالایی دست یافتند و دست به دست چرخیدهاند،ولی مشابه همین فیلمها در سینمای ایران، بازار بیرونقی دارد.
«ملک سلیمان»،«یوسف پیامبر»،«مریم مقدس» و «راه بهشت» از فیلمهاییاند که نتوانستند مخاطب را به سالن سینما بکشانند.آیا مشکل این نوع تولیدات،فقط کیفیت ساختاری آنهاست؟ اگر چنین است،چرا همین فیلمها وقتی در قالب سریال پخش میشوند،تماشاگران را پای جعبه جادویی مینشانند؟ سریالهای «امام علی»(ع)،«مختارنامه»،«تنهاترین سردار»،«مردان آنجلس»،«یوسف پیامبر» و «ولایت عشق»،از مجموعههای موفق تلویزیون در سالهای گذشته بودند. به نظر میرسد تماشاگر ایرانی در سالن سینما چیزی بیش از پند و نصیحت و قصه میجوید.او در اکرانهای سینمایی، سرگرمیهای گمشده یا رویاهای رنگباختهاش در جامعه معاصر را جستوجو میکند.
تکرر کلیشهها در فیلمها و ارائه تصاویر غلط و خرافی،از دیگر ویژگیهای سینمای دینی ایران است. در شماری از این فیلمها،کارگردان دوربین را به فضای روستا میبرد و اصالت معنوی و پایبندی به دین را میان اهالی آبادی میجوید.گویا شهریها به خاطر اعتیاد به زندگی صنعتی و ماشینی،از توجه به نیازهای معنوی و مذهبی خود غافل مانده و نیاز به خداوند و انجام فرایض دینی و مستحبات و واجبات را از یاد بردهاند.از سویی در روستاهایی که فیلمسازان به تصویر میکشند،هنوز امکان وقوع معجزه وجود دارد،ولی در شهرها خبری از معجزه نیست.
برای این گروه میتوان از فیلمهای «پسر مریم»(حمید جبلی)،«اسب»(بابک احمدیاملش)و«وقتی همه خواب بودند»(فریدون حسنپور) نام برد؛فیلمهایی که مکان وقوع آنها در روستاهاست و در همه آنها نوعی اخلاص انسانی، بارزه مشخص تعلق خاطر شخصیتها به دین است.معجزه،ایثار و خوبی افراطی افراد و حضور شخصی شیرینعقل در چنین فیلمهایی،ویژگی ثابت و مشترک آنهاست.بهترین فیلم در دسته فیلمهای روستایی و با رویکرد اعتقادات ماورایی،«قدمگاه» به کارگردانی «محمدمهدی عسگرپور» بود که از سوی مخاطب خاص و عام و حتی منتقدین پسندیده و تحسین شد؛فیلمی که برای نخستینبار و به صراحت،مسئله امام زمان(عج) را مطرح میکرد.
با این همه و با وجود بستری که برای تولید،پخش و تماشای فیلمهای دینی در سینما موجود است، گویا چنانکه لازم است به آثار دینی توجه کافی نمیشود و متولیان فرهنگ و هنر این آب و خاک، برای بهبود سینمای موسوم به «دینی»، به شعار و وعدههای توخالی بسنده میکنند.انگار دیگر کسی رغبتی برای ساخت فیلم دینی ندارد.تهیهکنندگان خصوصی بودجه و انگیزه کافی برای این کار ندارند و برای تولید فیلم،بیش از هر چیز نگران بازگشت سرمایهاند و تهیهکنندگان دولتی،فیلمهای دینی را در روندی شتابزده،بدون پژوهش محتوایی و هزینههای لازم برای ساختار کیفی و اغلب با رویکردی سفارشی و مناسبتی پیش میبرند اینگونه است که فیلمسازان به تناقضگویی در فیلمهای دینی میافتند و بهانه دست بیگانگان میدهند تا در فیلمهای سخیف و بیارزشی مانند «ثریا میم» و از این دست،تصاویر غیرحقیقی از دین اسلام و شیعیان ارائه بدهند. بیشک آنچه امروز با برچسب سینمای دینی در اختیار ماست، برداشتی آزاد و گاهی دور و گاهی نزدیک از دین است.