در سال ۱۲۷۹ هجری شمسی میرزا ابراهیم خان عکاس باشی که در آن زمان نوجوان بود، همراه پدر عکاسش به بلژیک سفر میکند و با وسایل فیلمبرداری که در ایران به آن " اسباب سینماتوگراف " اطلاق میشد، به طور کامل آشنا شد و همراه پدرش این وسایل و ابزار را به ایران آورد. به همین خاطر آغاز کار سینمای ایران را از شهریور ماه ۱۲۷۹ میدانند. هر چند که درباره روز آن (۲۱ یا ۲۲ شهریور ماه) اختلاف نظر وجوددارد. البته ابراهیم خان در سال ۱۳۱۳ ه.ق از سوی مظفرالدین شاه به لقب عکاس باشی دربار منصوب شد و چون مظفرالدین شاه علاقه بسیار زیادی به سینما و ثبت تصویر خود داشت، امکان ورود ابزار تولید و ساخت فیلم را در کشور فراهم ساخت.
پس از ورود امکانات و ابزار تولید - به خصوص دوربین فیلمبرداری - آوانس اوگانیانس به همراه عدهای دیگر از دوستان خود نخستین پایههای سینمای ایران را بنا نهاد و با تشکیل گروهی در خیابان علاءالدوله (فردوسی کنونی) اقدام به تولید فیلم کرد. نخستین فیلم داستانی سینمایی ایرانی "آبی و رابی" نام داشت که فیلمی صامت و کوتاه بود و در سال ۱۳۰۹ تولید شد. این فیلم به عرصه اکران و پخش عمومی راهنیافت. اما دومین تلاش اوگانیانس برای ساخت فیلم به ارایه یک اثر سینمایی با عنوان " حاجی آقا آکتور سینما " در سال ۱۳۱۱ منجرشد که امکان اکران یافت. این فیلم که سیاه و سفید و صامت بود با سرمایهگذاری کارگردان به مبلغ ۲۰۰ تومان و سرهنگ مقاصدزاده فروزین ساختهشد. اما این فیلم تنها ۴ روز در سینما مایاک تهران بر پردهبود و با توجه به اینکه ۶ تومان در اصفهان، ۳۵ تومان در رشت و ۴۵ تومان در شیراز فروشکرد، شکست تجاری سنگینی برای سازندگان آن به همراهآورد. چنانکه سرهنگ فروزین به عنوان سرمایهگذار اصلی فیلم، وسایل فیلمبرداری استودیو "پرس فیلم" که محل فعالیت اوگانیانس بود را به عنوان پول از میانرفته برای خود برداشت.
نخستین فیلم سینمایی ناطق ایرانی که در سال ۱۳۱۲ ساختهشد، "دخترلر" به کارگردانی اردشیر ایرانی بود. این فیلم که در هندوستان به همت عبدالحسین سپنتا تهیه شدهبود، از ۳۰ آبان ۱۳۱۲ در سینما مایاک و سپه بر پردهرفت و به علت استقبال مخاطبین ایرانی در سال ۱۳۱۳ و ۱۳۱۵ دومین و سومین نمایش عمومی خود را پشتسر گذاشت، اما از همان زمان تولید فیلم در ایران با مشکل مواجهبود و وارد کنندگان فیلمهای خارجی (به طور عمده هندی و اروپایی) در برابر این تولید موضع گرفتند و آن را برنتافتند. سپنتا در جایی گفتهبود: "روزی که من اولین فیلم ناطق فارسی را دست خالی و بدون هیچ کمک مالی و معنوی ایران در کوش بیگانه تهیه و به ایران آوردم، نه فقط نمایندگان کمپانیهای خارجی که مبتذلترین فیلمهای تجاری را از بغداد و لبنان به طور دست سوم به ایران میآوردند و ارز کشور را خارج میکردند باتمام قوا و به دستیاری مقاماتی که مسوول امور فیلم بودند برای زمین زدن اولین فیلم ناطق فارسی و فراریکردن من از ایران کمر بستند."
سینما از نخستین سالها یکی از جذابترین اَشکال روایی را در ملودرام بازیافت، چرا که گستردگی طیف مخاطب، جذابیت مضمونی، سادگی ساختاری و به دست دادن امکان انتقاد اجتماعی از جمله امکانات و توانمندیهای این ژانر به حساب میآید.
فیلم سازان ملودرام سنگ بنای اولیه این نوع سینما را فیلمهایی گذاشتند که به رغم خام بودن در شیوه ساخت و پرداخت سینمایی، درخور توجه و ارضای تمایلات عاطفی تماشاگران خود موفق بودند.
این فیلمها از نمونههای هندی، مصری و آمریکایی الگو برداری شدهبود و در واقع ملودرامهایی بودند که به تناسب ذوق و پسند تماشاگر ایرانی و از لحاظ اقتصادی امکانات و شرایط فیلمسازی در آن دوران به شمار میآید.
بنابراین این فیلمها بیش از سه دهه با کامیابی روز افزون در عرصه سینمای ایران یک تاز بودند و هر کوششی برای ایجاد موقعیتی متفاوت در حیطه فیلمسازی، در مقابل این جریان مهجور می ماند.
پس از این زمان تولید فیلم در ایران شکل جدی تری به خود می گیرد. هر چند که رقیب بسیار قدرتمندی به نام فیلم خارجی همواره فیلم های ایرانی را مورد تهدید شکست و تهیه کنندگان را در معرض ورشکستگی کامل قرار می دهد، اما جسته و گریخته آثاری تولید میشود. البته در برخی مواقع تهیهکنندگان خارجی هم اقدام به تولید فیلم کردهاند. از جمله شخصی به نام سردار ساکر که یک هندی بود و در ایران در کار واردات لاستیک فعالیت میکرد، چند فیلم ایرانی به سبک آثار هندی تولید کرده است. هر چند که از این نوع فیلمها آثار چندانی در دست نیست و آن معدود فیلمهای موجود نیز ارزش هنری ندارند. چون اصولاً در دهه ۲۰ و حتی تا دهه ۴۰ فیلمهای ایرانی کپی برداری ضعیفی از فیلم های اروپایی، آمریکایی و هندی بودهاست. در این مطلب کوتاه به برخی از فیلمهایی که در رشد و گسترش سینمای ایران تاثیرگذار بودهاند به اجمال اشارههایی میشود.
در آن زمان، دوران فیلمهای خارجی عناوین کلی خاصی میگرفتند. برای نمونه فیلمهای عاشقانه هندی، فیلمهای آمریکایی و... اما فیلمهای ایرانی عنوان خاصی نداشت، تا اینکه دکتر هوشنگ کاووسی که بنامترین منتقد و نویسنده سینمایی آن زمان به حساب میآمد به آثار ایرانی عنوان "فیلم فارسی" را اطلاق کرد و از آن پس فیلمهای ایرانی به این نام در محافل سینمایی گفتهشد.
هر چند که این عنوان با خود خصوصیاتی را میآورد که فیلمهای بدنه سینمای آن زمان کشور را تشکیل میدادند. اما دکتر کاووسی هم اقدام به تولید فیلمی با عنوان "هفده روز به اعدام" در سال ۱۳۳۵ کرد. این اثر هر چند که با وسواس کارگردان و بهکارگیری هر آنچه که از دیگران خرده میگرفت، تولید و بر روی پرده سینما قرارگرفت، اما با برخورد بسیار تند سینمایی نویسان و سینماگرانی مواجه شد که دکتر کاووسی با بیرحمی و بدون ملاحظه به آثارشان تاختهبود. اما همین مسایل باعثشد تا مساله نقدفیلم در کشور جدی گرفته شود و مطبوعات تخصصی سینما رو به افزایش برود.
دهه ۴۰ و ۵۰ از نظر تاریخ سینمای ایران دوران بسیار مهمی به شمار میرود. چون در این دوران سینماگران آرام آرام به بلوغ فکری میرسند و برای داشتن سینمایی بومی و محلی دست به تلاش گستردهای میزنند. در این دو دهه سینماگرانی پا به عرصه سینمای کشور میگذارند که حتی مطرح شدن در معتبرترین مجامع سینمایی جهان را با خود همراه میآورند.
فیلم سینمایی "خشت و آیینه" به کارگردانی ابراهیم گلستان در سال ۱۳۴۴ یکی از آثار متفاوت این دوران به شمار می رود. این دو ماه پس از "گنج قارون" ساخته سیامک یاسمی اکران میشود و از بازیگران تازهوارد و شناخته نشدهای همچون مهری مهرنیا، جلال مقدم، پرویز فنیزاده، محمدعلی کشاورز، جمشید مشایخی و پری صابری بهره میبرد که از تئاتر به سینما راهیافتهبودند. این فیلم در اکران عمومی با شکست مواجه میشود. اما گلستان که در اصل یک مستندساز بود به روند تولید خود ادامه میدهد و در سال ۱۳۵۳ فیلمی با عنوان "اسرار گنج دره جنی" را ارایه میکند که ارتباط بیشتری با مخاطب پیدا میکند.
منتقدان در این دوره با این استدلال که ملودرام در سینمای ایران از بیان واقعیتهای اجتماعی عاجز است و آسان پسندی و ساده انگاری را در بین تماشاگران ترویج میکند به تحقیر آن میپرداختند و با اصطلاحاتی در فیلم فارسی، با نامهای سینمای آبگوشتی و حتی گاهی با اطلاق عنوان ملودرام آنها را مورد سرزنش قرارمیدادند، اما هیچ کس به صراحت در تحلیلهای اجتماعی خود به موفقیت این سینما در بین مردم اشارهای نمیکرد.
سینمای ایران پس از سالها با توجه به شرایط جامعه به راه خود ادامهداد و همچنان این راه را میپیماید، اما شاید جالب توجه باشد که بیشتر آثار تولید شده در دهه ۶۰ هر چند که از نظر کمیت بسیار کمتر از تولیدات دهه ۷۰ و ۸۰ است، اما به جهت کیفیت و ایجاد جریانهای سینمایی آثار قابل تامل و راهگشا بودهاند.
هم اکنون میتوان به فیلم سراسر ملودرام تحت عنوان "میم مثل مادر" اشاره نمود که این فیلم با هنرمندی خاصی ساخته شده و از دید مخاطب فیلم موفقی نشان دادهاست.
در خصوص ملودرام در سینمای ایران باید کوشش فراوانی شود، تا این عرصه هنری دوباره به یاد تماشاگران بیاید و آنها را در این موضوع صاحب نظر بداند.