امروز جمعه 06 شهریور 1405

Friday 28 August 2026

سینمای پایداری!


1401/08/01
کد خبر : 71653
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 64 نفر
از سینمای مقاومت می توان تعریف ساده و روانی کرد: «گونه ای از سینما که روایتگر پایداری یک ملت در برابر یورش بیگانگان و بدخواهان است!» در قالب این تعریف، پایداری مردم ویتنام در برابر یورشگران و متجاوزان آمریکایی، پایداری مردم الجزایر در برابر استعمارگران فرانسوی، پایداری مردم لیبی در برابر چپاولگران ایتالیائی و... موضوع هایی برای سینمای مقاومت تلقی می شوند. تقویت سینمای مقاومت و بالندگی آن چند پیامد اساسی دارد: ۱- آشنایی مخاطب با تاریخ یک سرزمین و یک ملت ۲- آشنایی با شاخص های وجودی و رفتاری «متجاوز» ۳- تصویر چرایی تجاوز به یک هویت، باور و سرزمین ۴- شرح پایداری و الگوسازی در این عرصه مفهومی ۵- ایجاد و تقویت همبستگی میان یک ملت با تکیه بر افتخارات و حماسه ها روشن است که این پیامدها در قاب تحمل استکبار نمی گنجد! از این روست که دشمن با تمسک به ابزار فرهنگی و به طور مشخص سینما، در تقابل با سینمای مقاومت صف آرایی می کند! سینمای غرب و هالیوود با مأموریت القای ارزش های نظام اومانیستی و لیبرال، نقشی پررنگ در خنثی سازی سینمای مقاومت دارد. در این مسیر نوعی از سینمای مقاومت جعلی با دورویکرد اصلی در برابر مخاطب قرار می دهد: یک- قلب واقعیت و چرایی و غایت پایداری ملت ها دو- پنهان کردن ماهیت کلونی های استکباری در واقع سینمای غرب و هالیوود، تصویری واژگونه از پایداری در کشورهای هدف ارائه می دهند. در این نوع تصویر پردازی ملت هدف یورش با چنین نشانه هایی توصیف می شوند: - عقب ماندگی فرهنگی - خشونت - بی رحمی - دوری از پاکدامنی در ازای این گونه چهره پردازی از ملت هدف یورش، یورشگران با چنین نشانه هایی به میدان آورده می شوند: - فرهنگ مندی - احترام به عشق و عشق ورزی - جویای آشتی - پایدار و استوار - خلاق - و قهرمان... در فیلم «اولین خون» (ساخته و با بازی سیلوستر استالونه) می توان اغلب نشانه های برشمرده را در رویارویی قهرمان آمریکایی فیلم و جنگجویان ویتنامی مشاهده کرد. در فیلم «نقاب» با بازی آنجلینا جولی، کوشش شده است که مأموران دستگاه اطلاعاتی آمریکا علاوه بر فراست، برخوردار از عواطف خانوادگی و دگرخواه تصویر شوند، چنان که با فداکاری خود مسلمانان ایران و عربستان را از حمله اتمی روس های کمونیست نجات می دهند. از این رو است که می توان رویارویی با سینمای پایداری را استراتژی سیاسی سینمای غرب و هالیوود قلمداد کرد. در برابر این استراتژی. کشورهای هدف یا ملت های هدف یورش و صاحبان سرزمین های هدف تجاوز، چاره ای جز تقویت سینمای پایداری ندارند. این اتفاق هنگامی رخ می دهد که: یک- فیلم سازان سینمای پایداری، تاریخ پایداری کشور خود را به درستی بشناسند. دو- دولت ها و سازمان های فعال در حوزه هنر و پایداری از سینمای پایداری حمایتی جدی کنند. سه- در پرداخت داستان و فیلم نامه از اسناد و مشاوران خبره و متعهد به فرهنگ پایداری بهره گیرند. چهار- جذابیت ساختاری را فراموش نکنند. متأسفانه سینمای پایداری در کشور چندی است که نه از سوی هنرمندان و نه از سوی کارگزاران فرهنگی جدی انگاشته نمی شود. این در حالی است که- به گفته بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران- بنا به وجوه دینی و ملی، پایداری و فرهنگ پایداری مردم ایران، تفاوت و جلوه ای دیگر نسبت به پایداری و فرهنگ پایداری دیگر مردم دارد. فاصله گرفتن نهادها از سرمایه گذاری، کم حوصلگی و تنبلی فیلمسازان، دشواری سینمای پایداری از حیث نیازمندی به امکانات مادی و پژوهش عمقی و وفاداری به واقعیت و... همگی باعث افت سطح چندی و چونی سینمای پایداری شده است. سینمای پایداری در کشور ما نیاز به اذهان خلاق و «دلهای مشتاق» دارد. اگر در گذشته سینمای پایداری نوعی ادای دین به نگاهبانان استقلال و شرف یک ملت بود، امروز سینمای پایداری یعنی جنگ افزاری در برابر یورش نرم افزارانه بدخواهان درونی و بیرونی!
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/71653
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید