اوایل زندگی بسیار شیرین بود. اما کم کم حساسیت ها و شک و تردیدها رنگ شادی را از زندگی مشترک آن ها گرفت. همسرش به همه چیز مشکوک بود و حساسیت بیش از حدی درباره تلفن ها، رفت و آمدها و رفتارهای او نشان می داد. بعد از چند ماه دیگر کسی نمانده بود که جرأت کند به او سری بزند یا تلفنی احوالش را بپرسد. عذاب آورتر از همه این بود که شوهرش نمی پذیرفت که درباره او شک بی مورد دارد و به خود حق می داد او را محدود و محدودتر کند. شاید این داستان برای شما تازگی نداشته باشد. واقعیت هم این است که متاسفانه همه ما کمابیش افرادی را می شناسیم که از شک و تردید بی دلیل همسر و یا یکی از اعضای خانواده شان به ستوه آمده اند.
خوب است بدانید که این خصوصیت اگر به صورت یک اختلال دربیاید می تواند سلامت فرد و اطرافیان او را به خطر بیندازد و نیازمند مداواست. بنابراین بهتر است علایم این اختلال را شناسایی کنیم و اگر در اطرافیان کسانی را می شناسیم که به این اختلال مبتلا هستند به آن ها کمک کنیم.دکتر شهربانو قهاری، روان پزشک و عضو انستیتو روان پزشکی تهران درباره اختلال پارانوئید به خراسان توضیح می دهد: این اختلال جزو اختلالات شایع روان پزشکی است و متاسفانه در کشور ما نیز رواج دارد. نوعی از این بیماری، نوع هذیان گونه آن است که بسیار حاد است و به حدی است که فرد توهمات و افکار غیرواقعی خود را از محیط پیرامونش به زبان می آورد.
در بیماری پارانوئید فرد بسیار شکاک و بدبین است و به شدت سوءظن دارد و این بدبینی شدید را به زبان می آورد و در این موارد لازم است دارودرمانی انجام بگیرد و گاه فرد نیاز به بستری شدن دارد.فرد مبتلا به پارانوئید به شدت شکاک و بدبین است و بسیاری از زوج ها را می توان مشاهده کرد که در مراجعه به مشاور یا روان پزشک، شک و بدبینی طرف مقابل را دلیل به بن بست رسیدن زندگی مشترک خود ذکر می کنند. بنابراین شناسایی علایم این اختلال برای بسیاری از جوانان به هنگام انتخاب همسر می تواند به آن ها کمک کند تا انتخاب صحیحی داشته باشند و بتوانند از مشکلات عدیده ای که ممکن است بعدها در زندگی رخ دهد، پیش گیری کنند. این اختلال می تواند روابط فردی را به شدت مخدوش کند و به شبکه اجتماعی و ارتباطی فرد مبتلا به این اختلال و اطرافیان صدمه جدی بزند. موارد خفیف این اختلال زمانی قابل شناسایی است که فرد فقط در روابط زناشویی دائما نسبت به همسر خود مشکوک است و یا اگر ازدواج نکرده در روابط خانوادگی با پدر، مادر، خواهر یا برادر خود دچار مشکل جدی شده است.
مواردی هم مشاهده شده که پارانوئید پس از ازدواج آشکارتر شده و فرد در روابط زناشویی با همسر دائما به او مشکوک و بدبین است و تلاش های همسر برای رفع بدبینی او مثمرثمر واقع نمی شود. در موارد شدید فرد مبتلا به پارانوئید در روابط کاری و در حوزه اجتماع نیز دائما به دیگران سوءظن دارد و به همه مشکوک است و کمتر می تواند به کسی اعتماد کند از همه شکایت دارد و هیچ وقت از دیگران راضی نیست.دکتر قهاری درباره ریشه اصلی اختلال پارانوئید شخصیتی توضیح می دهد: مشکل اصلی این افراد نداشتن اعتماد است. به گفته روان شناسان اعتماد در یک سال اول زندگی تحت تاثیر رابطه تنگاتنگ مادر و فرزندی شکل می گیرد. هرگونه رفتار و تربیت نادرست کودک در سال اول می تواند به اعتماد کودک ضربات جبران ناپذیری بزند و حتی دیده شده والدینی که یاد نگرفته اند به دیگران و محیط پیرامونشان اعتماد کنند، بی اعتمادی را به فرزندانشان منتقل می کنند. از طرفی نباید مسائل ژنتیکی را فراموش کرد. اگر کسی مبتلا به پارانوئید باشد احتمال این که یکی دیگر از اعضای خانواده اش به این عارضه مبتلا شود، زیاد است.
روابط والدین با یکدیگر، شیوه تربیتی، الگوهای مدیریتی و ژنتیک نقش مهمی در ابتلا به این اختلال دارد. نکته ای که نباید فراموش کرد این است که متاسفانه اختلالات روانی به نحوی است که هر قدر بیماری شدیدتر باشد، بینش فرد کمتر می شود و پذیرش بیماری توسط او کمتر می شود. طبیعی است که فرآیند درمان هم دشوارتر خواهد شد. فردی را تصور کنید که اذعان می کند وسواس دارد او با پذیرش بیماری خود گام بزرگی برای درمان برداشته اما اگر نپذیرد که وسواس دارد، درمانگر باید راه طولانی را طی کند تا به بیمار بقبولاند که فرد به وسواس مبتلا شده است.برخی مواقع عوامل اجتماعی بر بروز این عارضه تاثیرگذار است. دیده شده در جوامعی که ناامنی وجود دارد و کلاهبرداری، ناهنجاری های اجتماعی، پارتی بازی، نبود مسئولیت و تعهد، پای بند نبودن به قانون رواج دارد، سطح بی اعتمادی مردم بالا می رود و فردی که زمینه ژنتیک داشته باشد و در یک سال اول زندگی اعتماد کامل پیدا نکرده باشد، در چنین شرایطی مستعد ابتلا به پارانوئید می شود.
دکتر قهاری درباره اصلی ترین ویژگی های شخصیت های پارانوئید می گوید: بیشتر شخصیت های پارانوئید به ظاهر سالم و کامل هستند و در جامعه کار می کنند و حتی بیماری خود را قبول ندارند و اغلب دیگران و اعضای خانواده یا همسر آن ها هستند که از دست آن ها به ستوه می آیند و در مراجعه به روان پزشک خواستار معالجه همسر، برادر یا خواهر خود می شوند. یکی از مهم ترین ویژگی های این افراد احساس تحقیر است و چنان چه عقاید و افکارشان مورد قبول دیگران واقع نشود، احساس کینه و عداوت با دیگران دارند. فرد در این اختلال قادر نیست از منطق خود کمک بگیرد بلکه به دلیل هنجارهای از پیش تعیین شده ذهنی خود همه چیز را رد می کند، در چنین شرایطی فرد در همه حال خود را محق می داند و سعی دیگران برای از بین بردن فکر و توهم باطل فرد پارانوئید به نتیجه نمی رسد.
خانمی را تصور کنید که از سوءظن همسرش به ستوه آمده و در مراجعه به روان پزشک اظهار می کند که از تلاش برای به دست آوردن اعتماد همسرش ناامید شده است. همسر پارانوئیدی نه فقط از اظهارات همسر خود احساس نارضایتی نمی کند بلکه حق خود می داند که به همسرش مشکوک باشد و دلیل افسردگی و ناامیدی همسرش از ادامه زندگی را نه اختلال پارانوئید بلکه رفتارهای خود او می داند!به این ترتیب بیمار مبتلا به این اختلال همه را مقصر می داند جز خودش و هرگز زیر بار تغییر رفتار یا دیدگاه خود درباره دیگرانی که نسبت به او مشکوکند نمی رود. ظاهر آرام فرد نباید حمل بر خونسردی و آرامش خیال گذاشته شود زیرا فرد پارانوئیدی خشمی پنهان در وجودش دارد که شناور و همیشگی است و هر بار متوجه یک نفر می شود، تحت کنترل گرفتن اوضاع و شرایط، تلاش برای نداشتن خطا و اشتباه، در افتادن با مراجع قدرت مثل کارفرما یا پدر و مادر، حساسیت نسبت به انتقادها، محدودیت در روابط اجتماعی، تنگ بودن دایره دوستان، از دیگر علایم شخصیت پارانوئیدی است.
برخورد با این اختلال بسته به نزدیکی و نسبت با فرد و شدت آن متفاوت است. در منزل همسران می توانند با شناسایی این اختلال در طرف مقابل از پیش روی اختلال جلوگیری کنند. کاهش تنش ها و جر و بحث، شناخت حساسیت ها و نقاط ضعف می تواند بسیار کمک کننده باشد. بهترین راه این است که از افراد قابل اعتماد در حوزه دوستان، همکاران یا خانواده کمک بگیریم. این افراد می توانند با جلب اعتماد شخصیت پارانوئیدی او را مجاب کنند که تحت درمان قرار گیرد. از دردهای جسمانی هم در مراجعه به پزشک می توان بهره برد. به عنوان مثال با اطلاع رسانی قبلی نسبت به این اختلال از سوی خانواده پزشک معالج می تواند به فرد پیشنهاد بدهد تا از یک روان پزشک کمک بگیرد.
این روان پزشک درباره شیوه های درمانی این اختلال می گوید: در موارد حاد که پارانوئید به نوع هذیان گونه رسیده، دارودرمانی بهترین راهکار است. بنابراین کنترل نکردن خشم و روآوردن به پرخاشگری به همراه علایمی که ذکر کردیم نشانه های پارانوئید حاد است و فرد حتما باید درمان شود والا ممکن است به خود یا یکی از اطرافیان خود صدمه برساند. در مواردی فرد نیاز به بستری شدن دارد. روان درمانی هم یک قدم مهم دیگر است اما زمان بر است و درمانگر باید واجد شرایط خاصی برای درمان این افراد باشد.
به عنوان مثال درمانگر این مبتلایان باید میانسال باشد نه جوان زیرا درمانگر جوان مورد پذیرش این بیماران قرار نمی گیرد درمانگر باید شنونده خوبی باشد تا اجازه دهد هیجانات درونی فرد بیرون بریزد. سپس سعی کند جنبه های مثبت شخصیت فرد را شناسایی و آن ها را تقویت کند. در برخی موارد افسردگی این افراد نیز باید همزمان درمان شود و حالاتی مانند پرخاشگری، خشم کنترل نشده و عواقب جسمی آن نظیر فشار خون درمان شود.
ابتلای یکی یا هر دو والد به این اختلال می تواند سلامت روانی کودک را به شدت به خطر اندازد و کودکان در چنین خانواده هایی همواره احساس حقارت می کنند، از خود متنفر هستند، احساس گناه دائمی دارند، اعتماد به نفس ندارند و همواره متهم هستند بنابراین شناسایی فرد پارانوئید، می تواند به سلامت روانی فرد، خانواده اش و جامعه کمک شایانی کند.