«روز فراق تو که نبینم جمال تو / با من حکایت شب یلدا کند همی»
ادیب صابر در بیتی که خواندید روز فراق را همحکایت شب یلدا میداند؛ شبی که پایان آذر ماه پاییزی است و آغاز دی ماه زمستانی؛ شبی که بعد از آن روزها قد میکشند و شبهای بلند رو به کوتاهی میگذارند. شبی که حافظ از بلندای آن انتظار صبح را میکشد:
« صحبت حکام، ظلمت شب یلداست / نور زخوشید خواه ، بو که برآید»
این شب که یادگار پدران باستانی ما است- پدرانی که به تمثیل، شبهای تار و دراز را به امید نور و دمیدن صبح در کنار خانواده و عزیزان به صبح میرساندند- امسال هم به موعد خود رسیده، به وقت گرد هم نشستن و دانهدانه شدن انار و خواندن شاهنامه و حافظ. «موضوع ویژه» این هفته هم دستی به گیسوی دراز یلدا انداخته است.
● فلسفه یلدا
درباره فلسفه یلدا و جشن گرفتن آن توضیحات زیادی نقل شده است. اینکه ایرانیان عهد باستان تضاد طبیعت را خوب میفهمیدند؛ تضاد سرما و گرما، روشنی و تاریکی و نیکی و بدی.
آنها برای هر قطب، سالاری برگزیدند و یکی را اهریمن و دیگری را اورمزد نامیدند. در این میان، سرما زاده اهریمن بود و بنابراین، در طولانیترین شب از شبهای سرد سال، گرد هم تا صبح در کنار نور و روشنایی بیدار مینشستند تا از پلیدی اهریمن در امان باشند.
در قدیم که آتش روشناییبخش خانهها بود، همگی تا صبح در کنار آتش مینشستند و از خاموش شدن آن جلوگیری میکردند، چرا که معتقد بودند در خاموشی، ارواح زیانگر به خانه میتازند.
به باور پیشینیان، در پایان این شب دراز که آن را اهریمنی و نامبارک میدانستند، عاقبت تاریکی «شکست» میخورد و روشنایی «پیروز» میشود. «خورشید» زاده میشود و روزها رو به بلندی میروند.
این نقل از فلسفه شبنشینی هر چند با جشن گرفتن آن سازگار نیست، میتواند بیانگر توجیهی از لزوم شبنشینی و شبزندهداری در شب یلدا برای عوام باشد زیرا بدیهی است که ایرانیان با تاریخ درخشان تمدن و فرهنگ و اینکه بدون ابزارهای دقیق امروزی آغاز و پایان فصول را دقیق مشخص میکردند، نمیتوانستند براساس این خرافات سنتگذار باشند.
به طور کلی، نکات زیر را میتوان به عنوان عوامل موثر بر اهمیت دادن و جشن گرفتن شب یلدا در ایران باستان نام برد:مهربانی: ایرانیان باستان، یلدا را شب تولد میترا یا الهه مهر مینامیدند و آن را پاس میداشتند، از این رو در این شب هر کس سعی میکرد مهربان باشد و بر مهربانی دیگران ارج گذارد.شادی: شاد زیستن و بانشاط بودن بخشی از فرهنگ زیستی ایرانیان باستان بود که این رویکرد برگرفته از روح زیبا، طبع سلیم و ذوق سرشار آنان بود. از آنجا که شب یلدا طولانیترین و تاریکترین شب سال است و تاریکی مظهر اهریمن و پلیدی، میتوانست به خاستگاهی برای غمبار بودن و یأس تبدیل شود، اما ایرانیان با نگاه مثبت به این فرصت و شادی کردن در این شب، آن را مقهور روح لطیف و زیباپسند خود کردهاند و یلدا را به یکی از زیباترین شبهای سال تبدیل نمودهاند.امید به زندگی: سختکوشی و امید به زندگی از دیرباز در فرهنگ ایرانی جایگاهی ویژه داشت و بنابراین روح سرشار از نشاط ایرانیان همیشه به دنبال آن بود که از شرایط سخت زندگی به در آمده و به زندگی همراه با سلامت، تندرستی و شادی ادامه دهد و در شب یلدا که سیاهی، تباهی و ناراستی مستولی است، امید به روشنایی، بهزیستی و راستی که به زودی خواهد آمد، طلیعه آغاز دوباره زندگی است.
● جهانی شدن یلدا
همانگونه که اشاره شد، محاسبه دقیق روزهای سال و تعیین شب یلدا و جشن گرفتن آن برخاسته از نبوغ ایرانیان باستان و پیشرفت تمدن آنان بود.
این رونق فرهنگی که با عظمت سیاسی و جغرافیایی نیز همراه بود از همان زمان از سوی دیگر ملل دنیا تقلید یا اقتباس میشد و بنابراین بسیاری از سرزمینهای کهن در تقلید از جشن یلدا، به شگون و میمنت رهایی خورشید از چنگ شبهای اهریمنی و زایش خورشید، آغاز دی را شروع سال خود قرار دادهاند. به جز شب یلدا، نمادهای ایرانی آن نیز به آیین و مراسم مسیحیان در کریسمس راه یافت. مثلا به جای درخت سرو، درخت کاج را (که در آن سرزمین مقدستر بود) تزیین کرده و همچنان میکنند. همچنین گفته میشود لباس و کلاهی که در سال نو میلادی، افرادی به نام بابانوئل استفاده میکنند، نیز همان لباس و کلاه موبدان ایرانی است.
درباره درخت کریسمس و ستاره بالای آن از منابع رومی نقل شده که موبدان و پاکان در این شب با لباس نو به تپهای رفته و در نیایشی رو به آسمان از خدا میخواستند که آن «رهبر بزرگ» (ابرمرد) را برای رستگاری آدمیان گسیل دارد و باور داشتند که نشانه زایش آن ناجی، ستارهای است که بالای کوهی به نام کوه فیروزی- با درختانی بسیار زیبا- پدیدار خواهد شد که این باور ایرانیان، امروزه در تزیین کاجهای کریسمس با ستاره به کار میرود.
با مروری کوتاه بر یکی از آیینهای کهن نیاکانمان، درمییابیم که در قدیم، ایرانیان از هر فرصتی برای شادی و شاد زیستن بهره میبردند و یلدا – که به ظاهر سرما و ظلمت بود- نیز از دید آنان فرصتی بود برای شاد زیستن. این نگرش به زندگی و فرهنگسازی آنان، آیینی به وجود آورد که امروزه پس از گذشت نزدیک به دو هزار سال، هر سال مایه شادی قلبهای بسیاری از انسانها در سراسر گیتی میشود.
● یلدا از کجا آمد
یلدا واژهای سریانی به معنای میلاد و از نظر معنی معادل با کلمه نوئل از ریشه ناتالیس رومی به معنی ولادت است. منظور از میلاد، تولد خورشید است و در فرهنگ ایرانیان باستان، یلدا زادروز ایزد مهر یا میترا است. مسیحیان تا سده چهارم میلادی همانند ایرانیان در شب اول دی ماه جشن میگرفتند، اما بر اثر اشتباهی که دانشمندان آنان در محاسبه کبیسهها مرتکب شدند، روز ۲۵ دسامبر به جای ۲۱ دسامبر تولد حضرت عیسیمسیح (ع) دانسته شده و این روز جشن گرفته شده و آغاز سال میلادی قرار گرفت.
یلدا، درازترین شب سال، آخرین شب پاییز، پایان قوس (آذرماه) و آغاز جدی (دی) است. قدما آن را نامبارک میانگاشتند و در شعر و ادبیات، زلف یار و روز هجران را از حیث سیاهی و درازی به آن تشبیه میکردند:
روز رویش چو برانداخت نقاب از سر زلف/ گویی از روز قیامت شب یلدا برخاست (سعدی)
در زمان ابوریحان بیرونی به دی ماه، خور ماه (خورشید ماه) نیز میگفتند. دی، ماهی بود که آیینهای بسیاری در آن برگزار میشد و نخستین روز آن خرم روز نام داشت. ایرانیان باستان به اهمیت شادی در زندگی آگاه بودند و به همین دلیل مناسبتهای بسیاری را برای جشن و شادی کردن برمیگزیدند. آنها در ذهن کنجکاو خود حکایتهایی برای شب یلدا ساختهاند و به این زمان به ظاهر سرد و ظلمانی، با دیدهای امیدبخش نگریستهاند و با این نگرش، یلدا در اسطورهها و افسانههای ایران باستان، حدیث میلاد عشق است که هر سال در «خرم روز» تکرار میشود.
این شب به جز یلدا، نامهای دیگری هم دارد که از جمله ابوریحان بیرونی از نام «۹۰ روز» یاد میکند که کنایه از ۹۰ روز فاصله تا نوروز و بهار است. اما دیگر نام معروف این شب «شبچله» است که اشاره به چله زمستان دارد. زمستان (همانند تابستان) دربردارنده دو چله است: چله بزرگ و چله کوچک.
این نام را از این نظر نهادهاند که چله بزرگ (۴۰ روز یعنی اول دی تا دهم بهمن) و چله کوچک (۲۰ روز از دهم تا پایان بهمن) است. برخی نیز هر کدام از دو چله را ۴۰ روز: چله بزرگ از اول دی تا دهم بهمن و چله کوچک را از دهم بهمن تا بیستم اسفند میدانند. عدهای نیز چله بزرگ و کوچک را از نظر «میزان سرما»ی آن توضیح دادهاند؛ یعنی چله بزرگ که از اول دی تا دهم بهمن ادامه دارد، چهل روزی است که شدت سرما در آن زیاد است و چله کوچک که از دهم بهمن تا بیستم اسفند ادامه دارد، از آن جهت کوچک خوانده میشود که سرما در آن کمتر است.
● آیینهای یلدا
هر جشن آیینی دارد. یلدا و جشنهای آن، سنتی دیرین در ایران است و به عنوان یک جشن آریایی از هزاران سال قبل رواج داشته است و هنوز هم در بین مردم جایگاهی ویژه دارد. این آیینها که تا چند دهه قبل فراگیر و اکنون در برخی مناطق هنوز پا برجاست، عبارتاند از:
▪ گردهمایی خانوادگی: آیین و جشن شب یلدا در واقع جشن گردهمایی و آیینی خانوادگی است و گردهمایی به قشرها و خانوادهها محدود میشود.
▪ کرسی: در زمستان، استفاده از کرسی برای گرم کردن خانه و دور کرسینشینی معمولا از شب یلدا شروع میشد و تا پایان چله بزرگ و در برخی خانوادهها تا پایان چله کوچک ادامه داشت. اعضای خانواده از کوچک و بزرگ دور کرسی که روی آن میوه و آجیل چیده شده بود، مینشستند.
▪ خوردنیهای مفید: همانگونه که اشاره شد، امید به زندگی از عوامل موثر در جشن گرفتن شب یلدا بود که این امید باید با بدنی سالم به بار بنشیند، بنابراین گردهمایی خانوادگی با خوردن میوههای مفید (هندوانه، به، انگور، انار، سیب، خیار و ...) و تنقلات مقوی (آجیل) تا نیمه شب ادامه مییافت.
▪ سروآرایی: جشن اغلب با نمادی همراه است و ایرانیان قدیم درخت سرو را که سرما و ظلمت یارای غلبه بر آن را نداشت، به عنوان نماد ایستادگی در برابر سرما برگزیده و در شب چله درخت سروی را با دو رشته نوار نقرهای و طلایی میآراستند.شعرخوانی و قصهگویی: گردهم بودن در عصری که تنها رسانه شایع، «سخن» بود، قصهگویی و شعرخوانی را ناگزیر میساخت، بنابراین قصهگویی بزرگان خانواده دور کرسی برای دیگر اعضا، از آیینهای شب یلدا از سدههای قبل است و با توجه به گسترش شعر به ویژه در دوران اسلامی، شاهنامهخوانی، حافظخوانی و خواندن اشعار شعرای دیگر که حکایتهای اخلاقی و حماسی را دربرداشتند، به آیینی از آیینهای شب یلدا تبدیل شد. از سوی دیگر، شاعران نیز یلدا را دستمایه شعر خود کرده چنان که حافظ میفرماید:
«صحبت حکام ظلمت شب یلداست/ نور ز خورشید خواه، بو که برآید»
▪ فال حافظ: اگر رسمها و آیینهای دیگر یلدا را میراثی از فرهنگ چند هزار ساله ایرانیان بدانیم، فال حافظ گرفتن در این شب، در سدههای اخیر به آیینهای شب یلدا افزوده شده است.
● صله رحم در آیات و روایات
جشنها و مراسم ملی و مذهبی و حتی آدابی که برای عزاداری برپا میشود همگی به جز حفظ سنت و فرهنگ دیرین و انتقال آن به نسلهای بعدی، رویه دیگری هم دارند: دیدار خویشاوندان و اقوام، سادهتر بگوییم «صلهرحم» که بسیار در دین و آیین ما به آن تاکید شده است. به مناسبت شبیلدا نگاهی داشتهایم به سفارشهای اکید ائمه (ع) درباره همین موضوع:
در حدیثی از حضرت رسول (ص) منقول است که دو طرف صراط امانت و صله رحم است. پس کسی که در امانت مردم خیانت نکرده است و با خویشان خود نیکی کرده، از صراط به آسانی میگذرد [و] زود به بهشت میرود و کسی که خیانت در امانتها کرده و قطع صله رحم کرده است، عمل دیگر او را نفع نمیدهد و صراط، او را در آتش میافکند و در جایی دیگر میفرماید: «هیچ عملی ثوابش زودتر از صله رحم نمیرسد.» از رسول اکرم (ص) همچنین روایت است: «هر که به پای خود برود به خانه خویشان به دیدن ایشان یا برای آنکه مالی به ایشان برساند، حق تعالی ثواب صد شهید او را کرامت فرماید به عدد هر گامی که بردارد، چهل هزار حسنه در نامه اعمالش نوشته شود و چهل هزار گناه محو شود و چهل هزار درجه برای او در بهشتبلند شود و چنان باشد که صد سال عبادت خدا به اخلاص کرده باشد.»
و در حدیث دیگر: «سه کساند که داخل بهشت نمیشوند: کسی که همیشه شراب بخورد یا همیشه سحر کند، یا قطع صله رحم کند.» فرمود: «هر که رعایتحق خویشان کند، حق تعالی در بهشت به او هزار درجه کرامت کند، که از هر درجهای تا درجه دیگر صد سال راه باشد: یک درجه از نقره، دیگری از طلا، دیگری از مروارید، دیگری از زمرد، دیگری از زبرجد، دیگری از مشک، دیگری از عنبر و دیگری از کافور و همچنین از سایر چیزهایی که خدای تعالی در بهشتخلق کرده است.»
و باز هم نقل است: «وصیت میکنم حاضران امت خود را و غایبان ایشان را و کسانی را که در صلب پدران و رحم مادران هستند که تا روز قیامت صله رحم به جا بیاورند، اگرچه بین آنها به اندازه راه یک ساله باشد.»
حضرت صادق (ع) هم فرمود: «صله رحم کردن و با همسایگان نیکو سلوک کردن خانهها را آباد میکند و عمرها را زیاد میکند.» و در حدیثی دیگر از ایشان منقول است که ما چیزی را نمیدانیم که عمر را زیاد کند مانند صله رحم تا آنگاه که شخصی سه سال از عمرش مانده است، به سبب صله رحم سی و سه سال میشود، گاه هست که کسی از عمرش سی و سه سال مانده است، به سبب قطع صله رحم سه سال میشود.»
و در جایی دیگر میخوانیم: شخصی از آن حضرت سؤال کرد خویشانی دارم که شیعه نیستند، آیا ایشان را بر من حقی هست؟ فرمود: «بلی، حق رحم را هیچ چیز قطع نمیکند.» اگر شیعه باشند دو حق دارند: یکی رحم و یکی حق اسلام.» و فرمود: «صله رحم و نیکی با برادران مومن حساب قیامت را آسان میکند، از گناهان نگاه میدارد، پس صله رحم و نیکی با برادران را ترک مکنید، اگر چه به سلام کردن و نیکو جواب سلام دادن باشد.»
حضرت امیرالمومنین علیهالسلام هم در این باره میفرماید: «هر گاه خویشان با یکدیگر بدی کنند، مالشان به دستبدکاران میافتد.»
حدیثی هم از حضرت امام محمد باقر (ع) منقول است که سه چیز است هر که مرتکب آنها شود پیش از مردن عقوبت آنها را مییابد: «ظلم و قطع رحم و قسم دروغ. و بسیار است که جماعتی بدکردارند، به سبب صله رحم مال و فرزندان ایشان بسیار میشود. قسم دروغ و قطع صله رحم خانهها را از اهلش خالی میکند، نسل را منقطع میکند.» منظور از صله رحم، فقط دیدار اقوام نیست، بلکه مفهوم گستردهتری را در بردارد. مهمترینشان این است که در حد توان و امکان، به یاری رساندن و رفع نیاز بستگان خود بپردازد اگرچه برخی از آنها عقیده و مشرب فکری یکسانی با ما نداشته باشند و نکته مهم این است که این رابطه و پیوند همواره حفظ شود.