● مقدمه
در دنیای کنونی تعییرات مداومی در زمینه اقتصادی در حال روی دادن است . اقتصاد اغلب کشورهای صنعتی از اقتصاد انرژی محور با عوامل سنتی به اقتصادهای دانش و دانائی محور با تکیه بیشتر بر دارائی های فکری ، در حال دگرگونی است . پیشرفت و تکامل در زمینه دانش عمومی جامعه و در نتیجه توسعه و رشد در اقتصاد ملی به تبیین شرایط اجتماعی ، فرهنگ ملی و توسعه انسانی بستگی دارد . برای تحقیق و توسعه ، ایجاد و تعریف بنیانهای نظری و عملی برای مدیریت ساختارهای جامعه و سنجش دارائی ها و سرمایه های دانش و دانائی ، لازم است تا در ذهن مدیران سازمانها و بنگاههای اقتصادی و اجتماعی جامعه ، دیدگاهی کلی در زمینه رشد و توسعه بوجود آید .
در کشورهای پیشگام در اقتصاد ، توازن بین دانش و منابع در حال برقراری است و شاید در اقتصاد دنیای آینده ، مهم ترین عامل در تعیین استاندارد زندگی ، دیگر زمین ، ابزار و نیروی کار نخواهد بود بلکه دانش ، دانائی و دارائی های فکری جوامع ، نقش مهمی در تعیین استانداردهای کاری و زندگی خواهند داشت .
دارائی ها و سرمایه دانش و دانائی منبعی سرشار برای ایجاد قابلیتها و توانائی های ملی است که این منابع لازمه رشد اقتصادی ، مزیت رقابتی ، توسعه انسانی و کیفیت زندگی نیز می باشند . اغلب کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه در مسیر تغییرات بنیادی در چگونگی کسب ، ذخیره ، ابداع و خلق و کاربرد دانش و دانائی قرار گرفته اند . در سایر کشورها نیز برای تحقق این تغییرات بنیادی و شناخت روابط بین دارائی های دانش ملی و رشد اقتصادی و به همان نسبت در باره توسعه انسانی ، اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی در سطح ملی نیز باید فهم و درک درستی داشت .
● ارزش دارائی دانش و دانائی ملی
مدیریت و ارزیابی دارائی های دانش و دانائی ملی به شناخت ارزش ، توسعه و مدیریت دارائی های نامشهود در سطح ملی و پایش آنها بستگی دارد . اینگونه دارائی های نامشهود شامل ساختار مواردی چون ؛ اطلاعات ، دانش ، آرا و عقاید ، نوآوری و خلاقیت و سایر استنتاجات علمی می باشد . قابل توجه است که در حسابداری استاندارد و سنتی موجود ، این موارد و ساختارها به عنوان دارائی و سرمایه شناسائی نشده و به حساب نمی آیند .
منافع و مزیت دارائی های دانش و دانائی ناشی از تفاوت اساسی بین ارزش سهام یک شرکت در بازار و ارزش رسمی و ثبت شده آن است که این ارزش رسمی برمبنای دارارئی های مشهود و فیزیکی محاسبه می گردد .
با مقایسه تطبیقی نرخ توسعه و رشد ملی کشورهای مختلف توسعه یافته و در حال توسعه ، مشخص شده است که رشد اقتصادی یک کشور را نمی توان فقط با معیار دارائی های فیزیکی و مشهود ، سنجید و توضیح داد .
در تعدادی از موارد و بررسی ها معلوم گردیده است که اغلب بر اثر سرمایه گذاری در شرکتها و ساختارهای دانش محور و اطلاعات بنیان برای تولید کالا و خدمات ، برای کشورها رشد ملی بالای محقق شده است . در این ارتباط دارائی های دانش و دانائی محور ، ویژگیهای خاصی از وضعیت ملت ها را ارائه میدهند ، زیرا می توان دارائی های نامشهود را به عنوان نوعی ارزش افزوده اضافی در نظر گرفت .
تمرکز اولیه بر ملاکهای توسعه ملی مرتبط با دارائی های دانش محور و اطلاعات بنیان است که همراه خود سرمایه گذاری مشهود با قابلیت دستیابی به لوازم و ابزار های کسب اطلاعات و دانش مانند ؛ رایانه ، حافظه های ذخیره و بازیابی اطلاعات و سایر عوامل ساختاری را دارند .
بهر حال در دوران حاضر در باره این موضوع و ماهیت غیر شفاف چنین عواملی ، مراحل شناخت و درک مشترک در حال تکامل و شکل گیری است . این شناخت و درک در باره مدیریت و کاربرد عوامل است که موضوعی ارجح تر از صرفا مالکیت آنها می باشد . به عبارت دیگر ، معمولا و تقریبا همه کارکنان و اکثر شرکتها و بنگاههای اقتصادی ، همیشه یا حداقل اغلب آنها به اینگونه ابزارهای و تکنولوژی های نوین به نوعی دسترسی دارند یا تامین آنها بدون دشواری خاصی برایشان میسر است ، ولی واقعیت آن است که در اقتصاد شتابان و متغیر دنیا ، بعضی شرکتها و بنگاههای اقتصادی ، این ابزارها و فنآوری ها به صورت کاراتر و کارآمدتر بکار گرفته و از آنها سود های سرشاری برده اند.
شاید فهم و درک فرایندهای انسانی و اجتماعی هر کشوری کلید شناخت فاصله عقب ماندگی مالی و مشگلات سیستم های اطلاعاتی باشد که در مرحله عبور از مراحل توسعه و پیشرفت به سوی اقتصاد دانائی محور ، باید بر ابهامات و مشکلات آن غلبه کرد . اصلاح دیدگاه ، برداشت و شناخت ابعاد رفتاری و اجتماعی عوامل در سیستم های اطلاعاتی ، دانش و دانائی محور ، ضرورت دارد و بکارگیری شناخت صحیح برای ایجاد ارزش اجتماعی و ملی می تواند به طراحان و تنظیم کنندگان خط مشی های ملی ، حکومتی و صنعتی ، آگاهی و دیدگاه درست تری بدهد .
در حالی که اهمیت دارائی های دانش مدار در حال افزایش است ، با توجه به اطلاع کم در باره آن ، درک فهم و اقتصاد دانائی در پیله و حجاب قرار گرفته است زیرا تاکنون اغلب افراد آنرا مانند چیز اضافی و پسماند در نظر می گرفته اند . موضوعی که نمی تواند با مواردی چون دارائی های مشهود ، صنعت و کشاورزی مورد مقایسه و سنجش همسنگ قرار گیرد .
به نظر میرسد تفکر و گرایش به سمت و سوی سنجش رشد اقتصادی بر مبنای عوامل متعدد مادی و فیزیکی تولید ، بر تشدید درک نادرست در باره اندازه گیری های اقتصادی در اقتصاد خرد و کلان ، تاثیر داشته است .
ابزارهای تولید دانش و اطلاعات به راحتی و بدون صرف هزینه های زیاد ، قابل تولید است بنابراین نسبت به ابزارهای تولید کالا و لوازم فیزیکی ، نیاز به روش ارزشیابی متفاوتی دارد . صرف دستیابی به اطلاعات یا دانش به صورت خودکار منتج به خلق ارزش نمی گردد . مگر آنکه با کاربرد و استفاده از این دارائی ها ، ارزش افزوده از طریق فعالیت های انسانی و جمعی حاصل شود . متعاقبا ، ارزش دارائی های دانش و دانائی ، مسائل عمده نظری و عملی را مطرح می نماید که لازم است ب صورت شفاف مشخص و درک شود .
در دنیای امروز ، رشد اقتصادی به دارائی های نامشهود و غیر مادی بستگی زیادی پیدا کرده است ، و اجبارا برای تعیین چهار چوب های نظری آن ، بررسی ها و مطالعات در این زمینه می تواند در تشکیل فضای مناسب پیشرفت و همچنین تامین مبنائی برای ظهور ابزارهای مناسب توسعه بخش عمومی ، کمک نماید .
● الگوی سنجش دارائی های دانش در سطح سازمانی
برای سنجش دارائی های دانش و دانائی در سطح سازمان ، محققین الگوهای متفاوتی را پیشنهاد می کنند ، اما یک از این الگوهای کاربردی برای سنجش دارائی های دانش و دانائی ، الگوئی ادراکی از ارزش و عملکرد سازمانی است . در این الگو سرمایه های و دارائی های فکری سازمانی به سه بخش بنیادی ؛ سرمایه انسانی ، سرمایه ساختاری و سرمایه مشتری تقسیم می گردد . سرمایه های انسانی شامل ؛ قابلیت های فردی و جمعی ، توانائی ، مهارت ها و تجارب کارکنان و مدیران ، همچنین خلاقیت و نوآوری است . سرمایه های ساختاری تشکیلات و بنیانهای حمایت کننده برای توسعه سرمایه انسانی و شامل ؛ فرایندهای سازمانی ، دستورالعمل ها ، فناوری ها ، منابع اطلاعاتی و حقوق ناشی از دارائی های فکری است . سرمایه مشتری شامل ارزش اضافی حاصل ار روابط سازمان با مشتری ، تامین کنندگان کالا و خدمات ، اتحادیه های صنعتی و کانال های روابط موجود با بازار است . مفاهیم اساسی این الگو بر بهبود در زمینه های : مالی ، مشتری ، فرایند ، بهبود سازمانی و سرمایه انسانی تمرکز دارد .
● الگوی سنجش دارائی های دانش و دانائی در سطح ملی
برای سنجش دارائی های دانش و دانائی کشورها که در بررسی های بین المللی و اندازه گیری توسعه اقتصادی – اجتماعی ملی کاربرد دارد الگوهای مختلفی مطرح شده است . الگوها و روش شناسی ها نه تنها سنجش را تسهیل می کنند بلکه موجب بهبود مدیریت بر اینگونه دارائی ها خواهند شد . بیشتر معیارهای سنجش عملکرد اقتصادی ، وابسته به ملاکهای اندازه گیری تولید ناخالص ملی ( GDP) و عوامل تولید- زمین ، نیروی کار و سرمایه – است . در سالهای اخیر گرایش بیشتری به سوی دیدگاه کلی تر رشد اقتصادی – اجتماعی ملی بوجود آمده است . الگوهای پیشنهادی بانک جهانی و سازمان همکاری های اقتصادی و توسعه ، کاربرد ی تر هستند .
سازمان همکاری های اقتصادی و توسعه در گزارش سال ۲۰۰۱ خود بر بهبود رفاه زندگی ملت ها ، تاکید دارد و مقرر می دارد که سیاست مداران و اقتصاددانان باید در ذهن خود بین کمیت و کیفیت رشد ، بین هزینه ها و بازگشت سرمایه ، و بین اهداف بلند مدت و کوتاه مدت برای رشد بیشتر ، تمایز قائل شوند و تفکری دقیق تر داشته باشند و لازم است با توجه به دیدگاههای کلان جامعه ، مشخص نمایند که رشد بیشتر در چه زمینه ای و برای چه هدف و منظوری ضرورت دارد .
اگر چه الگوسازی ، ابداع متدولوژی و سنجش دارائی های دانش و دانائی ملی در آغاز راه است ، ولی تلاشهائی برای سنجش اجزاء مرتبط با آنها در سطح کشوری و توسعه انسانی منطقه ای ، انجام گرفته است . برای سنجش دارائی های در سطح ملی چهار نوع سرمایه فکری ؛ سرمایه بازار ( سرمایه مشتری هم نامیده می شود ) ، سرمایه فرایند ، سرمایه انسانی و سرمایه توسعه و بهبود مد نظر کارشناسان قرار می گیرد .
در حالی که سرمایه های مالی ، منعکس کننده پیشینه تاریخی و ملی و دستاوردهای گذشته یک جامعه یا ملت است ، ولی سرمایه های فکری ارائه کننده توان نامشهود و بالقوه رشد آینده است . ارتباط بین اجزاء و بخش های مختلف سرمایه های فکری به روش زیر تعیین می گردد :
ارزش بازار = سرمایه مالی + سرمایه فکری
در حالی که ،
سرمایه فکری = سرمایه انسانی + سرمایه ساختاری
▪ سرمایه انسانی : این سرمایه ترکیبی ازدانش ، مهارت ، نوآوری ، و توانائی افراد ملت برای انجام وظایف و تعهدات شامل : ارزشها ، فرهنگ . فلسفه فکری می باشد . این سرمایه در برگیرنده مواردی چون ؛ دانائی ، خرد ، تخصص ، بینش و قابلیت افراد در ایجاد تعهدات و اهداف می گردد . انسان موجودی چند بعدی است و اغلب انسانها در باره حقایق ، قوانین و اصول اطلاعات و دانش زمینه ای دارند و به همین نسبت دارای دانائی های نوینی چون تخصص ، کار گروهی و مهارت های ارتباطی نیز هستند .
▪ سرمایه ساختاری : سرمایه ساختاری ، دارائی های دانش شامل دارائی های دانائی جدا از سرمایه انسانی است که در جامعه باقی می ماند . این سرمایه شامل سرمایه سازمانی و سرمایه بازار است. برخلاف سرمایه انسانی که قابل تبادل نیست ، کشورهای می توانند مالک سرمایه ساختاری باشند و در باره آن با دیگران مبادله تجاری انجام دهند .
سرمایه ساختاری = سرمایه بازار + سرمایه سازمانی
▪ سرمایه بازار : در مفاهیم خرد ، این بخش مربوط به سرمایه مشتری می شود که ارائه کننده ارزش ایجاد شده در رابطه بین سازمان و مشتری های است . در مفاهیم کلان ، این سرمایه در برگیرنده بازار و روابط تجاری ملی در بازارهای جهانی است . روابط تجاری بین کشورها می تواند حامل ابداع ، خلق ارزش و انتقال در زمینه دانائی و دانش هم باشد .
▪ سرمایه سازمانی : سرمایه سازمانی شامل ؛ ساختار سازمانی ، سخت افزار ، نرم افزار ، بانک های اطلاعتی ، حق فنی ، علامت یا نشان تجاری و هر چیز دیگری که از نوآوری و بهره وری از طریق مشارکت و انتقال دانش را به جریان اندازد و حمایت کند .
خود سرمایه سازمانی از دو جزء کلی دیگر شامل ؛ سرمایه فرایند و سرمایه بهبود و توسعه تشکیل می گردد :
سرمایه سازمانی = سرمایه فرایند + سرمایه بهبود و توسعه
▪ سرمایه فرایند : فرایند ها ، فعالیت ها و زیربناهای مربوط به ابداع ، مشارکت ، انتقال و توزیع دانائی برای مشارکت و بهبود بهره وری گارگران ماهر و متخصص ، عوامل این سرمایه را شکل میدهند . این سرمایه به عنوان دارائی های دانائی ملی غیر از نقش انسان و برمبنای فن آوری، اطلاعات و نظامهای ارتباطی تعریف میگردد که شامل سخت افزار ، نرم افزار ، بانک های اطلاعاتی ، آزمایشگاهها و تشکیلات سازمانی است که بازده سرمایه سازمانی را تامین می کند و نتیجه کار و فعالیت آنها را به صورت خروجی سازمان در می آورد .
▪ سرمایه بهبود و توسعه : این سرمایه تشکیل شده از سرمایه فکری که منعکس کننده قابلیت ها و سرمایه گذاری واقعی برای رشد است و مواردی چون ؛ تحقیق و توسعه ، حق فنی ، علائم تجاری و تاسیس شرکتها برای رقابت در آینده را شامل می گردد .
● نتیجه گیری
الگوهای اندازه گیری پیش گفته ، حاصل تجربیات مللی است که برای ارزیابی ملی دارائی های دانش و دانائی و سرمایه های فکری اقداماتی را انجام داده اند . سرمایه های فکری ملی که شامل دانش و دانائی افراد ، سازمانها ، بنگاههای اقتصادی ، موسسات ، انجمن های تخصصی و تشکیلات حکومتی است ، منابع مهم خلق ثروت و بهبود کیفیت زندگی را رقم می زنند .
در دنیای کنونی که دانش و دانائی در حال رشد مستمر و حتی در بعضی موضوعات و برهه های زمانی ، دارای جهش بوده و هست . توجه حکومتها و دولت ها برای شناخت شیوهای موثر تولید ، گسترش بهره وری مناسب در باره دارائی های دانش و دانائی را جلب شده زیرا این موارد تاثیر و نقش اساسی در رشد و توسعه اقتصادی ، رفاه اجتماعی ، رضایت عمومی داشته و توجه به آنها یک ضرروت و نیاز واقعی است . برای تکامل بهتر مفاهیم بنیادی ، اندازه گیری و ارزشیابی دارائی های دانش ملی باید مطالعات و بررسی های وسیع و کاربردی انجام گیرد تا تصمیم گیرندگان صنعتی و سیاست گذاران در سطح مملکتی ، بادیدگاهی روشن بتوانند نسبت به اتخاذ تصمیمات صحیح کلان ، اقدام نمایند . به طور کلی این امر پذیرفته شده است که کشورهائی که در زمینه دارائی های دانش ، دانائی و سرمایه های فکری ، غنی تر هستند به همان نسبت از رشد و توسعه اقتصادی و رفاه اجتماعی بیشتری برخوردارند . همچنین محققین قبول دارند که طراحی قالبهائی برای تعیین اعتبار روشهای سنجش و کاربرد الگوها ، دیدگاه بهتری برای ایجاد فهم و درک نظری ، مفهومی و عملی در باره اقتصاد دانائی ، بوجود می آورد .
ابزارهای اندازه گیری دانش و دانائی و متدولوژی های آن ، به سیاست گذاران و برنامه ریزان کشورها ، برای تجزیه و تحلیل مسائل و ایجاد نقاط مرجع برای سنجش قابلیت ها و توانائی های آنها در اقتصاد دانش محور ، کمک زیادی می کند . چنین ارزیابی ها می تواند تطبیق خط مشی های مناسب با واقعیت های اجرائی را تسهیل نموده و به همان نسبت به رشد نظام های دانائی ملی و ساختارهای زیربنائی درکاربرد کارا ، مشارکت جوئی همه افراد جامعه ، خلاقیت و نوسازی در دانش و دانائی برای رشد اقتصادی – اجتماعی در سطح ملی ، کمک موثری بنماید.