امروز شنبه 10 مرداد 1405

Saturday 01 August 2026

شهرت؛ چه رسد به عشق!


1401/08/01
کد خبر : 37948
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 89 نفر
▪ آقای مطیع شاید بد نباشد این‌جوری شروع کنیم که شما از نوجوانی با تئاتر وارد عرصه هنر شدید. نگاه‌تان به هنر یک نگاه شغلی بود یا نه؟ ـ ما یک سری جوان بدیم که آن دوره، عاشق تئاتر و هنر بودیم. اصلاً به تنها چیزی که فکر نمی‌کردیم مسائل مادی بود. من و یک از رفقا به اسم آقای خادم‌زاده، کار نداشتیم. می‌رفتیم کارخانه قند شیرین کار می‌کردیم. در عین حالی که در شهر مشهد شناخته شده بودیم ولی آنجا کار بدنی می‌کردیم. یک برهه‌ای از زمان آقای شهرستانی، شهردار وقت مشهد به سبب علاقه‌ای که به تئاتر داشت، می‌امد کارهای ما را می‌دید. دوره‌ای من به سبب ایشان در اداره برق کار می‌کردم. اما عوایدش را در تئاتر خرج می‌کردم. ما به تنها چیزی که فکر نمی‌کردیم قضیه مادی تئاتر بود.. آمدن من به هم به تئاتر برای مادیات نبود. اوایل که به تهران آمدم، ماهی ۱۵۰ تک تومانی حقوق داشتم. از تلویزیون که پول نمی‌گرفتیم به هر بازیگری صد تومان می‌رسید یا نمی‌رسید! هنوز فکر نکردم به خاطر مادیات این کار را شروع کردم. این بود ماجرای ما! عشق بود، عشق بود و فقط عشق!
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/37948
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید