امروز سه‌شنبه 20 مرداد 1405

Tuesday 11 August 2026

شیدای آسمان بندگی و فقاهت


1401/08/01
کد خبر : 47385
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 70 نفر
در اواخر سال۱۳۳۴ هجری قمری، شهر فومن آماده میزبانی از مولودی شد که بعدها این مولود از مفاخر فقاهت و عرفان جهان اسلام شد. کربلایی محمود بهجت، که از معتمدین و دینداران فومن است و ذائقه شعرسرایی برای اهل بیت هم دارد، پنجمین فرزند خود را «محمد تقی» می‌نامد. هنوز چند ماهی از ولادت «محمد تقی» نگذشته بود که مادر پاکدامنش از دنیا می‌رود و «محمدتقی» با تلخی یتیمی آشنا می‌گردد. «محمد تقی» فراگیری علوم دینی را در شهر فومن آغاز نموده و در سال۱۳۴۸ هجری قمری به عتبات عالیات سفر نموده و در کربلای معلی ساکن می‌شود و به تحصیل فقه و اصول و فلسفه و عرفان می‌پردازد. پس از چهار سال به نجف اشرف عزیمت نموده و دروس پایانی سطح را در محضر اساتید متضلعی مانند آیت‌الله آقا شیخ مرتضی طالقانی به ثمر می‌رساند. دروس خارج فقه و اصول را از محضر بزرگانی مانند آیات عظام سیدابوالحسن اصفهانی و آقا ضیاء عراقی و میرزای نائینی خاصه حاج شیخ محمد حسین غروی اصفهانی فرا می‌گیرد و اشارات ابن سینا و اسفار ملاصدرا را نزد آیت‌الله سیدحسین بادکوبه‌ای تلمذ می فرماید و روح بلند و ذهن روشن ایشان در شعاع مطهر و نورانی این اساتید بزرگ شکلی شگرف می‌گیرد. بعد از تکمیل دروس، در سال۱۳۶۳ ه.ق موافق با ۱۳۲۴ ه.ش، به ایران مراجعت کرده و چند ماهی در موطن خود فومن اقامت گزید و بعداً در حالی که آماده بازگشت به حوزه علمیه نجف اشرف بود قصد زیارت حرم مطهر حضرت معصومه علیهاالاسلام و اطلاع یافتن از وضعیت حوزه قم را کرد ولی در طول چند ماهی که در قم توقف کرده بود خبر رحلت استادان بزرگ نجف یکی پس از دیگری شنیده می‌شد لذا ایشان تصمیم گرفت که در شهر مقدس قم اقامت کند. در قم از محضر آیت‌الله العظمی حجت کوه کمره‌ای استفاده کرده و در بین شاگردان آن فقید سعید درخشید. چند ماهی از اقامت حضرت آیت‌الله العظمی بروجردی در قم نگذشته بود که به درس فقید سعید مرحوم بروجردی حاضر شد. مرحوم آیت‌الله بهجت فومنی در کنار پرواز فکر در آسمان فقاهت وعلم به تکامل جان و روح هم می‌پرداختند. آیت‌الله مصباح می‌فرماید: پیدا بود که از نظر رفتار هم خیلی تحت تأثیر مرحوم آقا شیخ محمد حسین اصفهانی بودند چون گاهی مطالبی را از ایشان با اعجاب خاصی نقل می‌کردند و بعد نمونه‌هایش را ما در رفتار خود ایشان می‌دیدیم. پیدا بود که این استاد در شکل گرفتن شخصیت معنوی ایشان تأثیر بسزایی داشته است. همچنین در درس‌های اخلاقی آقا سید عبدالغفار در نجف اشرف شرکت جسته و از آن استفاده می‌نموده تا اینکه در سلک شاگردان آیت حق، عالم ربانی، عارف نامی، نادره روزگار، مربی نفوس مستعده، حضرت آیت‌الله، سیدعلی قاضی- رضوان الله تعالی علیه- درآمده و درصدد کسب معرفت از ایشان برمی‌آید و در سن ۱۸ سالگی به محضر پرفیض عارف کامل حضرت آیت‌الله سیدعلی آقای قاضی قدس سره بار می‌یابد و مورد ملاطفت و عنایات ویژه آن استاد معظم قرار می‌گیرد و در عنفوان جوانی چندان مراحل عرفان را سپری می‌کند که غبطه دیگران را برمی‌انگیزد. آیت‌الله مصباح می‌فرماید: ایشان از مرحوم حاج میرزا علی آقای قاضی مستقیماً در جهت اخلاقی و معنوی بهره برده و سال‌ها شاگردی ایشان را کرده بودند. آیت‌الله قاضی از کسانی بودند که ممحض در تربیت افراد از جهات معنوی و عرفانی بودند. آیت‌الله بهجت از اشخاص دیگری نیز گهگاه نکاتی نقل می‌کردند مثل مرحوم ‌آیت‌الله آقا شیخ مرتضی طالقانی و دیگران... و این امر بر همگان روشن بود تا آنجا که مرحوم علامه تهرانی در کتاب نور ملکوت قرآن می‌نویسد: حضرت آیت‌الله حاج شیخ محمدتقی از شاگردان معروف آیت‌الحق و سند عرفان، عارف بی‌بدیل مرحوم آقای حاج میرزاعلی آقای قاضی تبریزی رضوان‌الله علیه، در نجف اشرف بوده‌اند و در زمان آن مرحوم دارای حالات و ارادات و مکاشفات غیبیه الهیه بوده و در سکوت و مراقبه به حد اعلایی از مراتب را حائز بوده‌اند. حضرت آیت‌الله حاج شیخ عباس قوچانی مدظله: وصی مرحوم قاضی که فعلاً در نجف اشرف اقامت دارند می فرمودند: حاج شیخ محمدتقی بهجت در فقه و اصول به درس مرحوم آیت‌الله حاج شیخ محمدحسین اصفهانی معروف به کمپانی حاضر می‌شد و چون به حجره خود در مدرسه مرحوم سید بازمی‌گشت بعضی از طلابی که در درس برای آنها اشکالی باقی مانده بود به حجره ایشان می‌رفتند و رفع اشکال‌شان را می‌نمودند. و چه بسا ایشان در حجره خواب بودند و در حال خواب از ایشان می‌پرسیدند و ایشان هم مانند بیداری جواب می‌دادند جواب کافی و شافی. چون از خواب برمی‌خاستند و از قضایا و پرسش‌های در حال خواب با ایشان سخن به میان می‌آمد ابداً اطلاع نداشتند و می‌گفتند: هیچ به نظرم نمی‌رسد از آنچه می‌گویید در خاطرم چیزی نیست! همچنین ‌ آیت‌الله حاج شیخ عباس مدظله می‌فرمودند: آیت‌الله بهجت بسیار به مدرسه سهله می‌رفت و شبها تا به صبح تنها بیتوته می‌نمود. یک شب که بسیار تاریک بود و چراغی هم در مسجد روشن نمی‌کردند ایشان در میانه شب احتیاج به تجدید وضو پیدا کرد و برای تطهیر و وضو به ناچار باید از مسجد بیرون رود و در محل وضوخانه که بیرون مسجد و در سمت شرقی آن واقع است وضو بسازد. ناگهان مختصر خوفی در ایشان پیدا شد در اثر عبور این مسافت در ظلمت محض و تنهایی. به مجرد این خوف یک مرتبه نوری همچون چراغ در پیشاپیش ایشان پدیدار شد که با ایشان حرکت می‌کرد. ایشان با آن نور خارج شدند و تطهیر کرده وضو گرفتند و سپس به جای خود برگشتند در همه این احوال آن نور در برابرشان حرکت داشت تا وقتی که به محل خود رسیدند آن نور از بین رفت. در شیدایی ایشان در بحث بندگی و تهجد همین بس که ایشان فرمودند: اگر سلاطین عالم می‌دانستند که انسان در حال عبادت چه لذت‌هایی می‌برد هیچگاه دنبال مسائل مادی نمی‌رفتند. ● عمق دانش و بینش ایشان در درس کفایه یکی از شاگردان مرحوم آخوند خراسانی به نحوه تقریر مطالب آخوند خراسانی توسط استاد اعتراض می‌کند ولی با توجه به اینکه از همه طلاب شرکت کننده در درس کم سن و سال‌تر بوده در جلسه بعدی پیش از حضور استاد مورد اعتراض و انتقاد شدید شاگردان دیگر قرار می‌گیرد ولی در آن هنگام ناگهان استاد وارد می‌شود و متوجه اعتراض شاگردان به ایشان می‌گردد. سپس خطاب به آنان می‌فرماید: «با آقای بهجت کاری نداشته باشید.» همه ساکت می‌شوند آنگاه استاد ادامه می‌دهد: «دیشب که تقریرات درس مرحوم آخوند را مطالعه می‌کردم متوجه شدم که حق با ایشان است.» و پس از این سخن از جدیت و نبوغ آیت‌الله بهجت تمجید می‌نماید. یکی از دانشمندان نجف می‌گوید: ایشان در درس به مرحوم آیت‌الله کمپانی امان نمی‌داد و پیوسته بحث‌ها را مورد نقد قرار می‌داد. مرحوم آیت‌الله حاج شیخ مرتضی حائری نیز می‌گوید: ایشان با اظهارنظرهای دقیق و اشکالات مهم چنان نظر استاد را جلب کرده بود که چند روزی مجلس درس از حالت درس خارج شده بود آن ایرادها برای ما هم مفید بود ولی آقای بهجت برای گریز از شهرت دیگر به انتقاد نپرداختند و اگر ادامه می‌دادند معلوم می‌شد اگر بالاتر از دیگران نباشند بی‌شک کمتر از آنان نیستند. مرحوم علامه محمدتقی جعفری می‌گوید: آن هنگام که در خدمت آقاشیخ کاظم شیرازی مکاسب می‌خواندیم آیت‌الله بهجت نیز که اینک در قم اقامت دارند در درس ایشان شرکت می‌نمودند. خوب یادم هست که وقتی ایشان اشکال می‌کردند آقاشیخ‌کاظم با تمام قوا متوجه می‌شد یعنی خیلی دقیق و عمیق به اشکالات آقای بهجت توجه می‌کرد و همان موقع ایشان در نجف به فضل و عرفان شناخته شده بود. (۱) آیت‌الله مصباح می‌فرماید: اولین چیزی که ما را جذب کرد آن جاذبه معنوی و روحانی ایشان بود. ولی تدریجاً متوجه شدیم که ایشان از لحاظ مقامات علمی و فقاهت هم در درجه بسیار عالی قرار دارد. این بود که سعی کردیم خدمت ایشان درسی داشته باشیم تا وسیله‌ای باشد هم از معلومات ایشان بهره‌ای ببریم و هم بهانه‌ای باشد که هر روز خدمت ایشان برسیم و از کمالات روحی و معنوی آقا بهره‌مند شویم. کتاب طهارت را در خدمت ایشان شروع کردیم، ابتدا در یکی از حجرات مدرسه فیضیه چندنفر از دوستان شرکت می‌کردند و بعد از گذشت یک سال یکی دو سالی هم در حجره‌ای در مدرسه خان (مدرسه مرحوم آیت‌الله بروجردی)‌خدمت ایشان درس داشتیم و بعدها که ضعف مزاج ایشان بیشتر شد از آن به بعد در منزل، خدمتشان می‌رفتیم که یک دوره طهارت را خدمت ایشان خواندیم و بعد یک دوره هم مکاسب و خیارات را که تقریباً حدود ۱۵ سال ادامه پیدا کرد. ما در درس ایشان استفاده‌هایی می‌بردیم که در بسیاری از درسها کمتر یافت می‌شد. شهید بزرگوار استاد مطهری نیز به درس ایشان عنایت خاصی داشتند. آیت‌الله محمدحسین احمدی یزدی در این رابطه می‌گوید: «آیت‌الله شهید مطهری درباره درس آیت‌الله بهجت به ما خیلی سفارش می‌کرد و می‌فرمود: حتماً در درس ایشان شرکت کنید مخصوصاً در اصول، چون آقای بهجت درس آقا شیخ محمدحسین اصفهانی معروف به کمپانی را دیده حتماً در درس ایشان شرکت کنید.» ● سبک تدریس حضرت آیت‌الله مصباح یزدی در توضیح سبک تدریس مرحوم آیت‌الله بهجت فومنی فرمودند: ایشان در بیان مطالب سعی می‌کردند ابتدا مسئله را از روی کتاب شیخ انصاری قدس سره مطرح کنند و بعد هرکجا مطلب قابل توجهی از دیگران مخصوصاً از صاحب جواهر قدس سره در طهارت و از مرحوم آقارضا همدانی و دیگران مطالب برجسته‌ای داشتند آن را نقل می‌کردند و بعد هر جا خود ایشان نظر خاصی داشتند آن را بیان می‌کردند. این شیوه از یک طرف باعث این می‌شد که انسان از نظر استادان بزرگ در یک موضوع آگاه بشود و در عین حال صرفه‌جویی در وقت می‌شد. استادان دیگر هم برای تدریس شیوه‌های جالبی داشتند که شاید برای مبتدی مفیدتر بود که هر مطلب را از هر استاد جداگانه طرح می‌کردند ولی خب این باعث می‌شد که وقت بیشتری گرفته بشود و احیاناً مطالبی تکرار بشود. در ضمن تدریس، در میان نکته‌هایی که از خود ایشان ما استفاده می کردیم و طبعاً بعضی از این نکته‌ها چیزهایی بود که ایشان از استادانشان شفاهاً دریافت کرده بودند. به مطالب بسیار ارزنده و عمیق و دارای دقت‌های کم‌نظیری برمی‌خوردیم. ۱) مجله قبسات، سال دوم، شماره دوم، تابستان ۷۶. گاهی داستانی را یا حدیثی را نقل می‌کردند که برای ما تعجب‌آور بود ایشان چه اصراری دارند که بر مطالب معلوم و روشن تکیه می‌کنند از جمله مطالبی که ایشان در تذکرات پیش از درس اصرار می‌کردند امامت امیرالمؤمنین(ع) بود ما تعجب می‌کردیم که ما مگر در آن حضرت شک داریم که ایشان این قدر اصرار دارند که دلایل امامت حضرت علی(ع) را برای ما بیان کنند. یک خرده ته دلمان گله‌مند بودیم که چرا به جای این مطالب یک چیزهایی که بیشتر حاجت ماست (در امور اخلاقی و معنوی) مطالبی را نمی‌گویند. اما بعد از این که به پنجاه ـ شصت سالگی رسیدیم، در بسیاری از مباحث دیدیم که آن نکته‌هایی که ایشان چهل سال پیش‌تر در درسشان درباره امام علی(ع) می‌فرمودند به دردمان می‌خورد. گویا ایشان آن روز می‌دید که یک مسائلی بناست در آینده مورد غفلت و تشکیک قرار بگیرد. شاید اگر توجه‌های ایشان نبود ما انگیزه‌ای نداشتیم درباره این مسائل مطالعه‌ای داشته باشیم حتی از نکته‌هایی که ایشان چهل سال پیش بیان می‌کردند امروزه بنده در نوشته‌هایم در مورد مسائل اعتقادی یا جاهای دیگر استفاده کرده‌ام. اضلاع حیات با برکت آن فقیه عارف را می‌توان در پرهیزگاری و خدامحوری، دنیاگریزی و تعبد، توسل و ارادت به اهل البیت و تفقه و تعلیم و تعلم و تألیف و نظم و اندیشه خلاصه کرد. در مسئله ترویج جایگاه اهل بیت خصوصاً تاریخ صحیح سیره و سنت معصومین علیهم‌السلام حضرت ایشان توسط حضرت آیت‌الله محفوظی دام ظله و دوستان دیگر در بیت معظم‌له به اینجانب پیشنهاد فرمودند بیتی را در قم در اختیار من قرار می‌دهند که در آن به تبلیغ و خطابه بپردازم تا طلاب معزز شجاعت و رشاقت و وثاقت در بیان مطالب مربوط به اهل بیت را الگو بگیرند و به یاد دارم وقتی در منزل یکی از فضلای قم جناب حجت‌الاسلام متقی‌زاده، اینجانب منبر رفتم و در مصائب حضرت زهرا مطالب مستند و محکمی را تبیین نمودم حضرت آیت‌الله محفوظی از لسان مبارک حضرت آیت‌الله بهجت خطاب به اینجانب فرمودند خلأ هفتاد سال منبر شیعه را پر نمودند همیشه همین طور شجاعانه حقایق مربوط به اهل بیت را بیان فرمایید و همه اینها نشان از شدت اتصال ایشان به ذوات مقدسه معصومین علیهم السلام دارد. خداوند او را در سایه آل الله و اقیانوس غفران و رحمتش میزبانی فرماید.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/47385
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید