از او پرسیدم همسرت را چه طور صدا میکنی؟ تعجب کرد و گفت: «منظورت را متوجه نمیشوم. معلومه! اگر خودمون دو نفر باشیم، «آقارضا» و اگر جلوی دیگران باشد «آقای سبحانی»؛ چهطور مگه؟» پرسیدم تا به حال نشده او را رضا یا رضا جون صدا کنی؟ حس نمیکنی اینطوری صمیمیتر میشوید؟ پاسخ داد: «مادرم همیشه میگفت اگر با همسرت خیلی صمیمی شوی، احترام بین شما از بین میرود. من باید به «آقامون» جلوی بقیه حرمت بگذارم. مادرم با پدر خدابیامرزم همینطوری رفتار میکرد.» حتما شما هم همسرانی را دیدهاید که در یک قالب رسمی و خشک با هم صحبت میکنند و در مقابلش، زوجهایی که با الفاظ زشت یکدیگر را خطاب میکنند و این شیوه کلامی غلط را به پای صمیمیت میگذراند! شما جزو کدام گروه هستید؟ آیا اصولا صمیمیت با همسر نیازمند تغییر شیوه کلامی و ادبیات متفاوت است؟ تغییرلحن چهطور؟ شاید بعضی از خانمها و آقایان را دیده باشید که مثل بچههایی که تازه زبان باز کردهاند با هم حرف میزنند و در حضور دیگران از این رفتار خود شاد هم هستند و میگویند ما صمیمی هستیم! ولی واقعا مرز این صمیمیت تا کجاست و آیا چنین صمیمیتی میتواند به روابط زناشویی همسران آسیب برساند؟ داستان این هفته ما به این موضوع میپردازد ونشستهایم پای حرفهای دکتر بدریالسادات بهرامی، روانشناس و مشاور خانواده.
● قصه از کجا شروع شد
خواهش میکنم کمی راجع به زوجین جوان صحبت کنید و به بزرگترها بگویید که نسل ما با آنها متفاوت است. مادرشوهرم انتظار دارد من هم همانند او رفتار کنم و حرف بزنم. میگوید: «هر چیزی آدابی دارد و آداب زندگی زناشویی بر پایه احترام استوار است. اگر شما با یکدیگر اینطوری که الان هستید، رفتار کنید احترامی بینتان نمیماند.» باور کنید ما طور خاصی رفتار نمیکنیم فقط من و سامسام (شوهرم را میگویم؛ اسمش سامان است و من اینطوری صداش میکنم) با هم راحتیم، شکلک در میآوریم و کلکل میکنیم و خودمان را معذب نمیکنیم که جلوی عموی بزرگتر یا دوست و همسایه بگوییم آقاسامان یا ماندانا خانم. او میگوید: «هی، مانی بپر لباساتو بپوش برویم.» من هم میگویم: «سامسام باید اول تا پنج بشماری، چاقالو!» به نظرم مادر شوهرم به صمیمیت ما حسودی میکند وگرنه چه لزومی دارد که بگوید: «این بچهبازیها را ببرید در زندگی خصوصیتان و جلوی مردم مثل آدم رفتار کنید.» منم از دستش قاطی کردم و به سامسام گفتم یا خودت حال مادرتو بگیر یا من این کار را میکنم! دخالت کردن، آن هم در میزان صمیمی بودن ما دو تا، واقعا برایم عذابآور است. مدتی است خانه آنها نمیروم. البته بعضی از افراد خانوادهشان از این مدل رفتار ما لذت میبرند ودایم ما را دعوت میکنند که دور هم خوش بگذرانیم و بخندیم. راستش را بخواهید فقط میخواهم بدانم آیا این صمیمی بودن به روابطمان آسیب میزند؟ آیا واقعا اینگونه صحبت کردن مختص اوقاتی است که ما تنها هستیم؟ زن و شوهرهای فراوانی را میشناسم که مرز شوخی و صمیمیت خودشان را به خارج از محیط خانه کشاندهاند. ما یک سال و دو ماه است که ازدواج کردهایم و اصلا دلم نمیخواهد کدورتهای ریز و درشت بین ما فاصله ایجاد کند. اگر ببینم این صمیمیت مضر است، همین حالا آن را کات میکنم. راهنماییام کنید، ماندانا.
● صمیمیت در زندگی زناشویی
صمیمیت در زندگی زناشویی به تقویت رابطه بین زوجین بسیار کمک میکند. دو نفر که با هم ازدواج میکنند باید بدانند که از این پس همسر آنها نزدیکترین فرد به آنهاست و میتوانند تمام عواطف، احساسات و نظرات و حتی عقاید شخصی خود را با همسرشان در میان بگذارند. در واقع همین در میان گذاشتن مسایل مختلف، به نزدیک شدن روابط آنها منجر شده و کم کم صمیمیت را بین زوجین به وجود میآورد. اما از آنجایی که هر کدام از ما تیپ شخصیتی خاصی داریم، میتوانیم برای ایجاد این صمیمیتها نوع خاصی ازگفتار و حرکات را که برای خودمان و طرف مقابلمان جذاب باشد، انتخاب کنیم. این صمیمی بودن باعث میشود فاصلهها بین آدمها کم و کمتر شود و اگر زن و شوهر درست عمل کنند و از نظر شخصیتی و روانی سالم باشند هرگز مشکلی بین آنها به خاطر این نزدیک شدنها پیش نمیآید. اتفاقا بسیار دیده شده که در حالت مقابل، یعنی وقتی این صمیمیت وجود ندارد، افراد به خاطر فاصلهای که با همسر خود پیدا کردهاند، برای درددل و ارضای نیازهای عاطفی خود به دیگران مراجعه میکنند و به جای همسرشان به افراد خانواده، دوستان و یا همکاران نزدیک میشوند که میتواند آسیبرسان باشد. آنچه قرار است بین او و همسرش باشد و در تلخی و شیرینی روزگار همانند یک راز در دل آنها بماند، بین همه پخش میشود و هرکس میتواند از آنها سوءاستفاده کند. پس در مورد اینکه شما و همسرتان باید با هم صمیمی باشید شکی نیست اما نکاتی وجود دارد که دانستن آن الزامی است.
● همه غریبهاند، حتی کودکان
به یاد بسپارید که تنها زمانی که با همسرتان خلوت کردهاید میتوانید کودک درون خود را بیدار کنید تا این دو کودک با هم ارتباط برقرار کنند و از قالب جدی روزمره خارج شوند. هیچ وقت نباید این نوع رابطه کودکانه که بین شما و همسرتان است به میان جمع بیاید. هیچ کس دیگری حتی فرزندان شما نباید در معرض رفتارهای کودکانه شما با همسرتان باشند.
انجام این گونه رفتار و گفتار کودکانه در حضور فرزندان، شاید در ابتدا برای آنها جالب باشد اما در صورت تکرار ومکرر شدن آن، یک هویت دیگر از والدین برای فرزندان شکل میدهد که این هویت جدید در جایگاه مدیریتی خانواده قرار ندارد. فرزندان با دیدن این رفتارهای کودکانه شما حرمتی برایتان قایل نخواهند شد و در موقعیتهای جدی جایگاه والد بودن شما آسیب خواهد دید.
همانطور که ماندانا اشاره کرد، چون آنها در حضور دیگران با این ادبیات خاص صحبت میکنند تمام جمعبندیها و نوع تفکر دیگران در موردشان براساس آن رفتارهای کودکانه شکل میگیرد. گویا دیگران از آنها فقط جهت سرگرمی و تفریح خود استفاده میکنند.
به هرحال در زندگی پر از استرس امروز شوخی و تفریح جزو نیازهای یک زندگی به حساب میآید. اینکه گاهی اوقات از قالب جدی روزمره خارج شویم، خیلی هم خوب است اما دقت کنید این قالب کودکانه و سرگرم کننده به یک عادت برایتان تبدیل نشود. شما باید بتوانید از لحظات تنهایی دو نفرهتان لذت ببرید و سپس از این قالب خارج شده و در موقعیتهای جدی زندگی رفتارهای سنجیده از خود بروز دهید. حتی توصیه میکنم تلاش کنید زمانی که قصد دارید با یکدیگر شوخی کرده و کودکی کنید، یک کودک بامزه و شیرین زبان باشید و نه یک کودک شرور و لجباز و بیادب.
● دو هشدار، کودکی کنید
۱) متاسفانه در بین مراجعان گاهی با زوجینی مواجه هستیم که چنان در قالب آن کودک لجباز شرور و بداخلاق خود فرو میروند که نه تنها هیچ جذابیتی برای همسرشان ندارند بلکه با رفتارها و گفتارهای خاص خود باعث رنجش طرف مقابل میشوند و کدورتهای جدی بینشان ایجاد میشود. فرو رفتن در قالب کودکانه میتواند شرایطی برای تفریح دو طرفه و فرار از قالب جدی و بالغ روزمرگی باشد اما به شرطی که آن کودکی بامزه و شیرین زبان در وجود زوجین بیدار شود.
۲) گاهی اوقات زوجین آن قدر در این رفتارها غرق میشوند که به آن عادت میکنند و بدون اینکه متوجه باشند، در حضور دیگران در مواجهه با همسر خود به همان قالب کودکانه فرو میروند، در حالی که با دیگران درست و شایسته رفتار میکنند و در توجیه رفتار خود میگویند که عادت کردهام!
اجازه ندهید که این تفریح کوتاه مدت و لذتبخش دونفره که باید در حریم شخصی شما کنترل شود برایتان به عادتی ناپسند تبدیل شود. این عادتها باعث مستأصل شدن شما و همسرتان شده و فرار از این قالب را برایتان بسیار سخت میکند. وقتی با این زوجین صحبت میکنیم، متوجه میشویم که نه تنها دیگر لذتی عاید آنها نمیشود بلکه در حقیقت به این نوع برقراری ارتباط با یکدیگر مبتلا شدهاند. رعایت حد تعادل نشانه سلامت عقلی و بلوغ ماست. هرگز نباید به خاطر ترس از طرد شدن و اینکه مبادا استفاده از شیوه رفتار و گفتار خاصی باعث از بین رفتن حرمتها و مرزهای احترام شود با برخی رفتارهای جدی و بالغانه بین خود و همسرتان فاصله ایجاد کنید. همه ما میتوانیم یک رابطه سالم با چارچوب صمیمیت، محبت، احترام به علاوه چاشنی شوخیهای کودکانه بنا کنیم و از زندگی مشترک خود لذت ببریم. به ماندانا و سامان هم توصیه میکنم این گونه صحبت کردن در جمع را کم و کمتر کنند تا بتوانند آن را محدود به اوقات دو نفرهشان کنند. به هر حال ترک این عادت زمان میبرد. احترام و ارزشگذاری به مقام مادرشوهرتان لازم است و بهتر است در این راه از نظر مشاور بهره بگیرند.
● مرز صمیمیت را بشناسید
شاید بعضیها مفهوم صمیمیت را ندانند. صمیمیت شما و همسرتان یعنی اینکه بتوانید بدون هیچ ترس و محدودیتی نظرات و عقاید خود را بیان کنید ویک رابطه عمیق عاطفی را البته با حس امنیت برقرار کنید. برای ایجاد این صمیت نوع الفاظ و واژگانی که افراد استفاده میکنند نقش مهمی دارد.
زوجین برای ایجاد صمیمیت از الفاظ محبتآمیز و خودمانی بیشتر استفاده میکنند اما باید بین صمیمی صحبت کردن و رها صحبت کردن تفاوت قایل شد. اینکه افراد به بهانه صمیمی بودن از هر لفظی که به زبانشان میآید بدون توجه و فکر استفاده کنند واقعا خطرناک است. ما همواره باید توان بازداری خود را حفظ کنیم. شما و همسرتان هرچهقدر هم با یکدیگر صمیمی باشید نباید حتی وقتی تنها هستید با یکدیگر خارج از حوزه ادب صحبت کنید. آنچه باعث میشود زوجین مرز بین صمیمیت و رها صحبت کردن را از بین ببرند، گاهی تنها با برخی شوخیهای روزمره و در اصطلاح کلکلکردنها شروع میشود. این شوخیها ادبیات محاورهای خاص خود را دارد که بین برخی از نوجوانان و دوستان درکوچه وخیابان رد و بدل شده و اغلب بیانگر شخصیت نازل اجتماعی است. استفاده از این الفاظ اصلا در شان و حرمت رابطه زناشویی نیست.
شاید دیده باشید در فیلم و سریالها نیز در گفتار شخصیتهای نازل داستان الفاظی مثل «بشین بابا» «برو بابا، حال نداری» و غیره در نظر گرفته میشود ولی هیچوقت نمیبینید یک استاد دانشگاه یا شخص موجه با این لحن و ادبیات صحبت کند. شاید زوجین در ابتدا به شوخی این کلام را به کار برده باشند اما با تکرار آن، چنان عنان کار از دست میرود که باورشان نمیشود.
به عقیده من مانعی ندارد که شما و همسرتان گاهی در رابطه سالم و توام با صمیمیت و محبت خود به خاطر تغییر فضا و به صورت سرگرمی و بامزگی، کودک درون خود را بیدار کنید و برای چند دقیقه اختیار خود را به او بدهید و با لحن بچگانه صحبت کنید اما باید توجه داشته باشید این نوع ادبیات و شوخیها نباید به صورت یک سنت دایمی در زندگی شما درآید. اگر این مساله در زندگی شما عادی شود خوب نیست چون وقتی دو فرد بالغ بخواهند با کودک نابالغ درونی خود، با هم رابطه داشته باشند، به صورت افسارگسیخته و با فکری نابالغ با هم صحبت میکنند. در صورتی که فرزندانی هم در این زندگی باشند، شدیدا تربیت فرزندان و نقش الگو بودن والدین به خطر میافتد.