هفته پیوند ( ۲۴ تا ۳۰ مهرماه) به عنوان هفته نمادین ارتباط و پیوند اولیای دانش آموزان با مربیان مدرسه نامگذاری شده است تا فرصتی برای یاد آوری تجدید پیمان این دو کانون تاثیر گذار بر تعلیم و تربیت نسل آینده کشور باشد. به همین مناسبت مقاله زیر در اهمیت و ضرورت این همکاری و هماهنگی، به همه اولیای گرامی و همکاران عزیز تقدیم میشود تا ضمن تبریک به آنان به سهم خود در گرامیداشت این هفته سهیم باشیم؛
ما مسلمانان نگرشی بسیار مثبت وتوام با تقدس نسبت به " خانواده" داریم و آن را بهترین جایگاه و موقعیت برای زندگی ، تربیت و بالندگی نسل آینده جامعه میدانیم .این موضوع ریشه درتعالیم دینی وغنای فرهنگی ما دارد .
به همین دلیل خانواده یک کانون مقدس محسوب میشود که
می بایست حریم آن حفظ شود و برای استحکام، پایداری و صیانت ازحدود آن برنامه ریزی کردو جدیت به خرج داد. به همین دلیل است که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که برگرفته ازتعالیم اسلامی میباشد، در مورد خانواده و تکلیف دولت در قبال آن چنین مصوب شده است:
▪ اصل دهم: " ازآنجا که خانواده واحد بنیادی جامعه اسلامی است ، همه قوانین ومقررات وبرنامه ریزی های مربوطه باید در جهت آسان کردن تشکیل خانواده ، پاسداری از قداست آن و استواری روابط خانوادگی بر پایه حقوق و اخلاق اسلامی باشد".
بر اساس اصل فوق سه وظیفه مهم میبایستی در برنامه ریزیها و آن هم بر پایه حقوق و اخلاق اسلامی مورد توجه دولت به معنای عام (یعنی قوای سه گانه، نه فقط مجریه) قرار گیرد. که این سه وظیفه عبارتند از :
۱) آسان کردن تشکیل خانواده
۲) پاسداری از قداست خانواده
۳) استواری روابط خانواده.
بنابر این دولت موظف است ، علاوه بر آنکه برای " آسان کردن تشکیل خانواده" برنامه ریزی مناسب انجام میدهد عوامل تهدید کننده قوام و دوام خانواده را شناسایی و راهکارهای مقابله با این عوامل را در برنامه ریزی های خود لحاظ کند و شیوههای تقویت پایانی خانواده را با توجه به این موارد کاراتر نماید. تاکیدات فوق الذکر در قانون اساسی به دلیل موضوع بسیار با اهمیت استمرار نسلها، حیات ملت و حفظ هویت آن است.از سوی دیگر با توجه به اینکه دستگاه آموزش و پرورش متولی تعلیم و تربیت نسل آینده کشور است و اصلی ترین وظیفهاش نیز همین امر میباشد، مجلس شورای اسلامی در سال ۱۳۶۶ قانون اهداف و وظایف آموزش و پرورش را تصویب وچنین تکلیف کرد:
- ماده ۲ بند ۱۰: ایجاد روحیه پاسداری از قداست واستواری بنیان و روابط خانواده بر اساس تعالیم عالیه اسلام.
بنابراین آموزش و پرورش با عنایت و توجه مضاعف به کانون مقدس خانواده، نه تنها باید برای دوام و قوام آن برنامه ریزی کند بلکه به استناد ماده ۷ همین قانون که چنین تکلیف میکند: ماده ۷ : " به منظور تعمیم و توسعه آموزش و پرورش کشور ، زمینه های جلب مشارکت مردم در امر آموزش و پرورش از هر طریق ممکن فراهم آید".
موظف است ا زتمام ظرفیتهای مختلف جامعه بویژه خانوادهها برای تعمیم وتوسعه فعالیتهای مرتبط با تعلیم وتربیت نسل آینده مملکت حداکثر امکانات و شرایط را فراهم نماید. با بررسی مختصری در زندگی پیرامونی خود این حقیقت آشکار میشود که خانوادهها نقش بیبدیل و بسیار مهمی در تربیت فرزندان خود دارند و نخستین آموزشها ، ایجاد باورها و رفتارهایی که از افراد سر میزند در ابتدای امر از طریق خانواده اتفاق میافتد زیرا طفل در آغازین روزهای تولد با چهرههای دلنشین مادر و سایر اعضای خانواده روبه رو میشود و تمام دنیا و محیط پیرامونی او همان خانوادهای است که در آن رشد و نمو میکند و کم کم بر دایره محیط زندگی او افزوده میشود و متناسب با افزایش شعاع ارتباطات بر دایره علوم، دانستنی ها ، ارزشها ، باورها و تجارب او نیز افزوده میگردد:" خانواده " اولین کانون موثر در تربیت ، رشد و تکوین شخصیت فرزندان میباشد، همچنان که مدرسه نیز اولین و مهمترین سازمان رسمی و موثر درتعلیم و تربیت نسل آینده است ، برقراری هماهنگی دراهداف ، محتوا و روشهای تربیتی این دو نهاد مهم ، ضرورتی اجتناب ناپذیر و عقلانی است. از این رو یکی از راههای بسیار مناسب برای تحقق این امر ، ارتباط بین خانه و مدرسه و به تعبیر صحیح تر
ارتباط بین اولیا ومربیان میباشد. رسالت اساسی نهادهای آموزشی ، تربیت افراد در حیطهها و ابعاد مختلف میباشد، که در نظام تعلیم وتربیت جمهوری اسلامی میبایست با جهت گیری و رویکرد دینی همراه باشند.
اما واضح است که از جمله کانونهای بسیار مهم و اثر گذاری که میتواند بازوی توانمندی برای آموزش و پرورش در انجام رسالت بسیار مهم خویش باشد کانون مقدس خانواده است. با توجه به اینکه یکی از شاخصهای مهم رشد هرجامعه وسعت دامنه وظایفی ا ست که نظام آموزش و پرورش آن کشور به عهده گرفته است، بنابراین آموزش و پرورش برای انجام رسالت خود نیازمند همکاری وهمیاری خانوادهها میباشد تا بتوانند بدون محدود کردن وسعت وظایف ، نقش خطیر خود را در تربیت نسل آینده ایفا نماید. بررسی تاریخچه وتربیت در ایران وجهان ، نشان میدهد که در تمام این کره خاکی و از گذشتههای بسیار دور تعلیم وتربیت کودکان و نوجوانان برعهده خانواده و دین بوده است.
حتی در ایران دوره باستان نیز تربیت برعهده این دو نهاد بود و مشارکت مردم در امور آموزش و پرورش را میتوان در پیوند این دو نهاد در رسالت تعلیم و تربیت نونهالان ونوجوانان بررسی کرد. با توجه به اینکه در ایران باستان آموزشگاههای رسمی عموما به فرزندان طبقات فرادست جامعه اختصاص داشت، آحاد مردم به جای برخورداری از آموزشگاههای رسمی ، با همکاری نهادهای دینی نسبت به تحصیل و تربیت فرزندان خود اهتمام مینمودند. پس ازورود اسلام به ایران و پذیرش آگاهانه و اختیاری آن توسط ایرانیان و تاکیدات دین مبین اسلام به اولیا مبنی بر وجوب حق تربیت فرزندان بر پدر و مادر، به این موضوع اهتمام مضاعفی شد. درایران دوره اسلامی ، مساجد نخستین نهادهای آموزشی - عبادی بودند که ساخت آنها با مشارکت مردم بوده است، زیرا پیامبر اعظم (ص) پس از ورود به دارالهجره با همیاری مهاجرین وانصار، مسجد النبی را ساختند و سنت حسنه مشارکت آحاد جامعه در ساختن بناهای عبادی- آموزشی را به مسلمانان آموختند و نشان دادند که علم و دین ، آموزش و عبادت متضاد و نافی یکدیگر نمیباشند. اعضای خانواده از آن جهت که اولین افرادی هستند که کودک با آنها مواجه میشود ومدت زمان طولانیتری با کودک و نوجوان ارتباط دارند و همچنین تاثیر پذیری والگو گیری فرزندان از اعضای خانواده بیشتر است نقش مهمتری بر تربیت فرزندان دارند. مسلم است که کودک متاثر از تمام انگیزههای خانوادگی است و رفتار او از رفتارهای اعضای خانواده و محیط خانوادگی تاثیر میپذیرد.
اعضای خانواده بخصوص والدین به عنوان الگوهای اصلی زندگی کودک، احساسات، علایق ، ویژگیهای اخلاقی و شخصیتی و ارزشهای اعتقادی خود را به او منتقل میکنند. به همین دلیل است که امیر مومنان حضرت علی (ع) میفرمایند:" قلب نوجوان، همچون زمینی خالی است، هر بذری که در آن افکنده شود میپذیرد." واقعیت امر این است که کودکان ، نوجوانان و جوانان و به تعبیر نسل آینده ، امانت هایی هستند که در دست اولیا و سپس در اختیار دستگاههای تعلیم وتربیت کشور از جمله آموزش و پرورش میباشند، که اگر این نسل به سعادت برسد، در ثواب آن سهیم هستند و صلاح و فساد آنان خدمت و یا خیانت به سرمایه های آینده کشور است. زیرا بخش اعظم اوقات دانش آموزان در خانه و یا مدرسه سپری میشود بر این اساس هماهنگی بین این دو نهاد میتواند موجب تسهیل و ارتقای کمی وکیفی فعالیتهای حوزه تعلیم و تربیت شود و بدون هماهنگی و همراهی خانواده با مدرسه نمیتوان به ایجاد یک رفتارمتعالی دربین دانش آموزان امیدوار بود.
با توجه به آنچه درمورد نقش و اهمیت دو نهاد مهم یعنی "خانه و مدرسه" درامر تعلیم و تربیت گفته شد، چنانچه بین محتوا و شیوه های تربیتی که در مورد کودکان و نوجوانان در محیط خانه ، توسط والدین اعمال میشود با آنچه در محیط مدرسه ، توسط مربیان اعمال میشود ، هماهنگی باشد موجب تسهیل و تسریع در نیل به اهداف متعالی تعلیم وتربیت اسلامی میشود واگر خدای ناکرده بین آنها تضاد ، مغایرت و یا ناهماهنگی وجود داشته باشد،میتواند ویرانگر و مخرب باشد.
امیدوارم این تعامل و هماهنگی به عنوان یک ضرورت اجتناب ناپذیر بین خانواده ها و مدارس فراهم شود وعلاوه بر آنکه آموزش و پرورش بستر وزمینه آن را فراهم مینماید، اولیای دانش آموزان نیز به اهمیت آن واقف شوند وتمایل بیشتری نسبت به این همکاری وهمراهی از خود نشان دهند.