امروز سه‌شنبه 10 شهریور 1405

Tuesday 01 September 2026

طبیب و ناجی بشریت


1401/08/01
کد خبر : 76457
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 57 نفر
دوری از دشمنی و پراکندن مهر و خوبی، اصلی است که ادیان الهی جهان بخصوص اسلام بارها درباره آن تاکید کرده‌اند. این اصل باعث قوام زندگی شده و امید به روزگاری بهتر را نوید می‌دهد. دنیای عاری از قهر و خشونت دنیایی است که آمال بسیاری از بزرگان جهان بوده است؛ دنیایی که همه مردمان بتوانند با شادمانی و رضایت در کنار هم زندگی کنند و در آن از درد و رنج خبری نباشد. دنیایی که مردمان در آن: «شادمانی و خوشی را خواهند یافت و غم و ناله فرار خواهد کرد.» [صحیفه اشعیاء نبی، ۳۵:۱۰] وعده چنین دنیایی در اسلام نیز به مومنان داده شده است و آن زمان، روزگاری است که با ظهور مهدی(ع) محقق می‌شود. چراکه او که به ارث‌برنده زمین است، نجات‌دهنده نوع بشر از خشونت و بی‌عدالتی است: «و در حقیقت در زبور پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد.» [سوره: ۲۱ , آیه: ۱۰۵] پرواضح است که چنین دنیایی با رعایت اصول اخلاقی و اصولی که ادیان الهی بر آن تاکید داشته‌اند، حاصل می‌شود. یکی از این اصول که پیامبر اسلام(ص) نیز بارها به آن تاکید کرده‌اند، رعایت خوش‌خلقی و داشتن اخلاق پسندیده است: «نیکخویی، دوستی را استوار می‌کند.» اخلاق نیکو در رواج دوستی و پراکندن دشمنی نقش بسزایی دارد. با وجود تاکید زیادی که ادیان الهی در حفظ و رواج اخلاق و سیرت پسندیده داشته‌اند، کمتر شاهد رواج این امر در بین انسان‌ها و جوامع هستیم. نیکی و نیکخویی صرفا به زمان زندگی بزرگان دین محدود می‌شود. چراکه با رحلت این بزرگان، آدمی همه چیز را به بوته فراموشی سپرده و به زندگی پیشین خود روی می‌آورد. در اینجاست که حضور امر به معروف احساس می‌شود تا آدمی را به آن مهمی دعوت کند که موقتا از آن مهجور مانده است. این امر در دورانی که زمان زیادی از رحلت پیامبر نمی‌گذشت نیز اتفاق افتاد؛ در آن زمان که خلافت به دست معاویه و اخلافش بود. در آن دوران که زمان زیادی از رحلت پیامبر(ص) نمی‌گذشت، سلوک و شیوه پیامبر(ص) و تمام ارزش‌هایی که پیامبر(ص) تلاش زیادی برای برپایی آن داشت، فراموش شده بودند. اینچنین زمامداران مسلمان به شیوه اخلاقیات اعقاب خود، قریشیان، بازگشت نمودند. آنچنان که وقتی معاویه به خلافت رسید، بصراحت اعلام کرد قصد او از خلیفه‌گری فقط حکومت بر مردم است و نه رواج اسلام. سلوک معاویه ـ چه در حکومت و چه در زندگی خویش ـ با خلفای راشدین کاملا متفاوت بود. او از همان زمانی که به حکومت شام رسید، از شیوه ساده و بی‌آلایش حکومت اسلامی که پیامبر آن را مدون ساخته بود، دوری کرد و روش حکومت امپراتوران روم را به کار گرفت. این امر نشان می‌دهد او و پدرش ابوسفیان و پسرش یزید ظاهرا مسلمان شده بودند و از اسلام واقعی بسیار دور بودند. در واقع، اسلام در نظر آنها وسیله‌ای بود که با آن می‌توانستند به آمال و آرزوهای دنیوی خود برسند و همین بی‌عدالتی و ستمگری و بی‌اخلاقی معاویه و یزید بود که مانع بیعت امام حسین با یزید شد. معاویه در انتخاب یزید به عنوان خلیفه بعد از خود نیز شیوه جاهلی قریش را در پیش گرفت و جانشین خود را پسر خود انتخاب کرد؛ رسمی که دیگر منسوخ شده بود، چراکه خلفای راشدین هیچ‌کدام به سفارش خلیفه قبلی به ریاست نرسیده بودند. نکته: رفتار و گفتار امام حسین(ع)‌ همانند جد بزرگوارش، اشاعه‌دهنده حسنات و فضائل اخلاقی بود. آنچنان که برای نجات اسلام راستین که در کوچه‌های بن‌بست روزگار بنی‌امیه گم شده بود، جان خود و خانواده‌اش را فدا کرد یزید که حکومتش مدیون تلاش‌های پدرش در بیعت گرفتن برای او بود، از امام حسین(ع) وحشت داشت. چراکه او می‌دانست حسین‌بن‌علی(ع) تنها کسی است که نزد مردم به داشتن اخلاقی نیکو و حسنات شهره است و هرگز با او بیعت نمی‌کند. (شهیدی، جعفر، تاریخ تحلیلی اسلام) اینچنین او تصمیم گرفت امام حسین را به شهادت برساند تا به این وسیله از حکومتی بدون دغدغه برخوردار شود. یزید که مردی فاسد بود، همانند بیشتر اعراب دشمنی‌های گذشته را فراموش نکرده بود. دشمنی و کینه یزید و پدرانش نسبت به اولاد پیامبر(ص) به دوران پیش‌تر و به زمانی باز‌می‌گردد که جد بزرگ او امیه با جد بزرگ پیامبر هاشم دشمن بود. (مسعودی، ابوالحسن علی بن حسین، مروج الذهب) کینه امیه به اخلافش رسید تا آن‌که باعث شهادت فرزندان رسول خدا گردید. پیامبر(ص) با شناختی که از اعراب داشت، فرموده بود: «دوستی را به ارث می‌برند و دشمنی را به ارث می‌برند.» پیامبر(ص) و امامان کسانی بودند که همواره جانب اخلاقیات را رعایت می‌نمودند و در رواج و اشاعه آن می‌کوشیدند. اگر انسان‌ها ذره‌ای می‌توانستند در برپا کردن حسنات دنباله‌رو آنان باشند، به مدینه فاضله‌ای دست می‌یافتند که هرگز نابود نمی‌شد، اما حرص و طمع به دنیا لحظه‌ای آدمی را به خود وا نمی‌گذارد تا با خود بیندیشد برای چه زنده است. از این‌روست که امامان بزرگوار ما به منزله کشتی نجاتی هستند که آدمی با پیروی از آنها قادر است به قرب الهی نائل شود؛ همان نهایتی که غایت و هدف زندگی است. امامان، حکیمان الهی‌ هستند که آدمی را از غم می‌رهانند و او را در رسیدن به کمال مطلوب خود که همان قرب الهی است، رهنمون می‌سازند. آنها زنده‌کننده روح آدمی و مصداق کامل این شعر مولانا هستند: حکیمیم، طبیبیم ز بغداد رسیدیم / بسی علتیان را ز غم باز خریدیم رفتار و گفتار امام حسین نیز همانند جد بزرگوارش اشاعه‌دهنده حسنات و فضائل اخلاقی بود. آنچنان که برای نجات اسلام راستین که در کوچه‌های بن‌بست روزگار بنی‌امیه گم شده بود، جان خود و خانواده‌اش را فدا کرد. از این‌روست که شیعیان در روزهای مغموم و گرفته محرم بر سر و سینه خود می‌زنند و سراغ آن عاشقان واصل را می‌گیرند تا بلکه با شفاعت آن شهیدان آنان نیز به رهایی دست یابند: کجایید ای شهیدان خدایی / بلاجویان دشت کربلایی کجایید ای سبک روحان عاشق/ پرنده‌تر ز مرغان هوایی کجایید ای در زندان شکسته بداده وامداران را رهایی(مولانا)‌
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/76457
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید