سیدعلی ضیاء، مجری جوان این روزهای تلویزیون است که امسال بهدلیل حضورش در برنامه «ماه عسل» بیش از پیش مورد توجه بود و زیر ذرهبین بینندگان...
او با اجرای خوبش در برنامه «نیمروز» خود را مطرح کرد تا جایی که به جای «احسان علیخانی» اجرای برنامه ماه عسل به او سپرده شد. علی ضیاء اهل کاشان است و خانوادهاش در همان شهر زندگی میکنند. او اختراعی ثبتشده در انجمن مخترعان ایران دارد. ابتدا پایش به رادیو باز شد و لیسانس مهندسی مکانیک دارد. با او که این روزها مشغلهاش کمتر است و استراحت میکند و گاهی هم دست به قلم میشود و مینویسد، گفتوگو کردهایم.
▪ این روزها مشغول چه فعالیتی هستید؟
در حال حاضر استراحت میکنم و به دلیل کسالت پدرم، از ایشان مراقبت میکنم.
▪ مشکل پدرتان چیست؟
ایشان مشکل قلبی دارند و جراحی قلب انجام دادهاند. در حال حاضر هم استراحت میکنند.
▪ در زمانی که حال پدر مناسب نبود، برای پرستاری از ایشان چه شرایطی را فراهم کردید؟
به دلیل اینکه به استراحت مطلق نیاز داشتند، من و خواهرم نوبتی از ایشان مراقبت میکردیم، صبحها خواهرم و شبها من این کار را انجام میدادم. گاهی هم از این فرصت استفاده میکردم و به امور شخصی خودم میپرداختم. سعی میکردیم حتی در CCU هم خودمان از ایشان مراقبت کنیم.
▪ در ماه رمضان امسال اجرای برنامه «ماه عسل» را برعهده داشتید. اصولا اجرای برنامههای زنده استرسهای خاص خود را دارد، ضمن اینکه با وجود روزهداری، شرایط سختتر هم میشود. برای اینکه از نظر سلامت دچار مشکل نشوید، راهکار خاصی داشتید؟
کمک خداوند همیشه همراه من بوده است. امسال هم سعی کردم با کمک خداوند جلو بروم و این بزرگترین اتفاق زندگیام است. کاری که برای حفظ نشاط و سلامتم انجام دادم این بود که تقریبا تا قبل از برنامه میخوابیدم تا برای اجرا خوب انرژی داشته باشم. در این میان خواهرم که متخصص تغذیه است، یک رژیم غذایی مناسب برایم در نظر گرفت و از ویتامینهایی که او تجویز میکرد، استفاده میکردم.
▪ با توجه به کار و حرفهتان، رژیم غذایی چقدر میتواند در شادابی و طراوتتان موثر باشد؟
به دلیل اینکه یک مجری باید تناسب اندام داشته باشد و آن را حفظ کند، باید رژیم غذایی درست و منطقی داشته باشد؛ نه از این رژیمهای غذاییای که برای برخی ورزشکارها تجویز میکنند و اصلا درست نیست. یک رژیم غذایی درست و ورزش خیلی میتواند در این زمینه موثر باشد. تغذیه برای مجریها و بازیگران خیلی اهمیت دارد چرا که کار آنها پر استرس است و میتواند بخشی از استرسها را کم کند. حتی استرس کار ما از بازیگران نیز بیشتر است. ضمن اینکه من عرقیات گیاهی هم زیاد مصرف میکنم و با عرق بهار نارنج و گلگاوزبان سعی میکنم استرسهایم را کاهش دهم. به نظرم تا امروز هم خیلی خوب توانستهام این استرسها را در برنامههای زنده کنترل کنم.
▪ این تمایل به مصرف عرقیات از عادتهای مردم زادگاهتان، کاشان است؟
حتما همینطور است. من عرقیات شهر خودم را استفاده میکنم که به نظرم بهترین عرقیات گیاهی دنیا هستند.
▪ در رژیم غذاییتان، غذاهای چرب هم وجود دارد؟
من عاشق ته دیگ هستم. از این یک قلم نمیتوانم چشمپوشی کنم.
▪ خواهرتان آن را منع نکردهاند؟
در این مورد واقعا نتوانست حریفم شود، اما مدت زمانی طولانی است که کره، نوشابه و خوراکیهای پرکالری مصرف نمیکنم و شاید ۲ سال است که اینها را کنار گذاشتهام و از لذت خوردن خامه و لبنیات چرب هم محروم هستم ولی چیپس و تنقلات دیگر را کم میخورم. کلهپاچه هم دوست دارم ولی خیلی کم میخورم.
▪ حفظ ویژگی ظاهری یک مجری به چه عواملی بستگی دارد؟
مجری باید سعی کند خوشتیپ باشد. من نمیگویم خوشتیپ هستم، اما سعی میکنم تیپم خوب باشد و خیلی از مسایل را رعایت کنم. اگر مجری هم نبودم، سعی میکردم تناسب اندام داشته باشم و برای اینکه چاق نشوم، دائم ورزش کنم. البته از زمانی که وارد کار اجرا شدهام، مدت ورزشم به دلیل مشغلهکاری، کمتر از گذشته شده است و نمیتوانم خیلی در باشگاه حضور داشته باشم.
▪ فکر کنم والیبال بازی میکردید؟
بله، به صورت حرفهای والیبال بازی میکردم ولی به دلیل شکستگی پا و آرتروز، ورزش حرفهای را کنار گذاشتم.
▪ برای درمان چه کردید؟
مدتی بازی نکردم و مصرف امگا۳، گلوکوزامین و... را با تجویز پزشک در دستور کار قرار دادم تا شرایطم بهتر شد.
▪ مجریان علاوه بر خوشاندامی باید ظاهر مناسبی هم داشته باشند. آیا تا به حال به فکر جراحی پلاستیک افتادهاید؟ حاضرید این کار را انجام دهید؟
بههیچوجه! به نظرم هرچه طبیعیتر باشید، مردم بیشتر دوستتان دارند. من خودم هم آدمهای با ظاهر طبیعی را خیلی بیشتر دوست دارم. مهم این است که از این منظر نگاه کنید که خداوند چیزی برایتان کم نگذاشته است. سعی میکنم خودم باشم و در چهرهام چیزی اضافه نکنم، حتی سعی میکنم آرایش موهایم هم در طبیعیترین و مردمیترین حالت باشد و دنبال انجام کارهای غیرطبیعی نیستم.
▪ برای حفظ صدا هم رژیم خاصی دارید؟
واقعیت این است که هر کسی باید صدای خودش را بشناسد. من به تخمه، طالبی، نارنگی و انگور حساسیت دارم و با مصرف این مواد صدایم دچار خش میشود. البته مدتی قبل به لارنژیت حاد مبتلا شدم و با درمان ۲ هفتهای تلاش کردم بهبود یابم. در مجموع سعی میکنم مراقب باشم تا صدایم آسیب نبیند و کارهایی که برخی دوستان انجام میدهند و به صدایشان آسیب میرسانند، انجام ندهم.
▪ شما به کار نویسندگی هم مشغول هستید. زمانی که مینویسید باید چه شرایطی داشته باشید؟
نوشتن به تمرکز و آرامش نیاز دارد. سعی میکنم فضای آرامی را فراهم کنم که البته خانوادهام با من همکاری میکنند. هروقت در اتاقم را میبندم، میدانند که میخواهم کار مهمی انجام دهم و تلاش میکنند فضای لازم را برای من ایجاد کنند. همچنین برای نوشتن باید ذهن خلاقی داشت تا بتوان تصویرسازی کرد. من برای هر نوشتهای سعی میکنم این تصویرها را در ذهنم بسازم و حتی گاهی داستان را برای خودم تعریف و صدایم را ضبط میکنم. بعد جزییات را اضافه میکنم.
▪ چقدر آدم مثبتاندیشی هستید و برای به دست آوردن آن چه کارهایی انجام میدهید؟
وقتی به خداوند توکل کنیم، به منبع انرژیهای مثبت دنیا دست مییابیم. همیشه سعی کردهام برای هیچکس بد نخواهم، حتی برای کسانی که به من بدی کردهاند، دعا کردهام و خیر خواستهام. آرام بودن خود و اینکه محیط اطراف را هم آرام نگه داریم و دعا کنیم که دیگران هم در آرامش باشند، بسیارمهم است. فکر میکنم اگر دل آدم عاری از هر گونه بدخواهی، کینه و خصلت منفی و خالی از هر منیتی باشد، خداوند آرامش را در قلب ایجاد میکند.
▪ به دلیل پر استرس بودن کارتان، چقدر از روانشناسان مشاوره میگیرید؟
سعی میکنم تا جایی که میشود، خودم حواسم به خودم باشد تا این استرسها زیاد نشود. معمولا وقتی دچار اضطراب و استرس میشوم، خودم میدانم چه کارهایی انجام دهم.
▪ مثلا چه کارهایی؟
با خودم خلوت و گاهی پیادهروی میکنم و... قطعا هر کس برای خودش جایی دارد که پاتوق شخصیاش است. من هم سعی میکنم به آنجا بروم و آرامش را به خودم برگردانم.
▪ بیشتر خوددرمانی میکنید یا به پزشک مراجعه میکنید؟
اول با خواهرم مشورت و بعد به پزشک مراجعه میکنم. زیاد اهل خوددرمانی نیستم.
▪ حرف آخر؟
اتفاقی که برای پدرم افتاد، بسیار سخت بود. امیدوارم همه مراقب سلامت خود باشند، ورزش کنند و خیلی حواسشان به سلامتشان باشد. یک تشکر ویژه هم دارم از همه دوستانی که دغدغه سلامت پدرم را داشتند و در این مدت همراه ما بودند.