امروز جمعه 13 شهریور 1405

Friday 04 September 2026

عاقبت میان‌مایگی و بسازوبفروشی


1401/08/01
کد خبر : 79619
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 59 نفر
یک سال، دو سال و بیشتر از اینها صبر کردیم تا دومین سریال تاریخی «ضیاءالدین دری» را تماشا کنیم. اما حاصل این انتظار، خیلی بی‌رحمانه و بی‌مایه از آب درآمد. البته مطمئنا خود دری هم به محصولی که نهایی شده و از تلویزیون پخش می‌شود، ایمان راسخ ندارد و آن را در حد و اندازه «کیف انگلیسی» و سایر سریال‌های تاریخی گذشته نمی‌داند. مشکل اینجاست که یک نوع رفتار تلویزیون با سازندگان و نیز رفتار متقابل سازندگان با مدیران تلویزیون در حال رایج شدن است – که البته از رایج شدن نیز گذشته – و آن این است که هرچه از جانب سفارش‌دهنده گفته شده باشد، بی‌فاصله و بدون خلاقیت وارد سریال می‌شود تا کوچک‌ترین تردید و وقفه‌ای برای حمایت و تزریق بودجه از سوی آنها به‌وجود نیاید و احیانا پروژه متوقف نشود. پخش دو قسمت از سریال «کلاه پهلوی» کافی بود تا بینندگان صدبار از زبان شخصیت‌های سریال بشنوند که ما ایرانی‌ها چقدر گرانبها و بااهمیت هستیم و این غربی‌ها چقدر مزور و پست و سالوس و استعمارگرند و برای ما چه نقشه‌ها کشیده‌اند. اینکه بفهمیم غرب چقدر وحشی و خودخواه است و ایران چقدر اسیر غربزده‌ها و توطئه‌گران. اینکه غربی‌ها چه نقشه‌هایی برای فرهنگ و حجاب و ارزش‌های ما کشیده‌اند و امثال تقی‌زاده‌ها چه خیانت‌ها به مملکت و چه خوش‌خدمتی‌ها به غرب کرده‌اند...؛ اینها مضامینی است که با توجه به قرار گرفتن در دیالوگ‌های قسمت‌های اول و دوم، خط و سمت سریال را نشان می‌دهد و به ما می‌گوید که در قسمت‌های بعدی چه میزان با قضاوت و شعار و خطابه و نصیحت مواجه خواهیم شد. متاسفانه این مضمون نه در طول سریال پخش شده و نه قرار است با یک داستان‌گویی زیبا و خلاقانه پیش برود. دیگر همه بینندگان منتظرند تا از قسمت سوم ماموران اینتلیجنت سرویس سراغ شخصیت فرخ بروند و او را بفریبند و به ایران بکشانند و اهداف شوم و پلید خودشان را پیاده کنند و از او ابزاری بسازند در خدمت غرب و خاک ایران را به توبره بکشند و... در گذشته اگر قرار بود شعار یا شعارهایی در سریال‌های تاریخی نظیر «کیف انگلیسی» و «مدار صفر درجه» گنجانده شود، بیش از هر چیز به قصه و ساختار دراماتیک اثر توجه می‌شد ولی چندی است که نه مدیران، صبر و حوصله گذشته را برای ارایه تدریجی و غیرمستقیم شعارها دارند و نه سازندگان حوصله چک‌وچانه‌زدن و چالش با مسوولان صداوسیما را. گویی دو طرف راضی هستند که هرچه قرار است در سریال گفته شود، خیلی زود، بدون پرده‌پوشی و به‌صورت بیانیه و ابلاغیه گفته و قال قضیه کنده شود تا هم سازمان به منویاتش برسد و هم سازندگان به دستمزدشان. شاید بگویند بی‌انصافی است که با مشاهده دو قسمت از سریال «کلاه پهلوی» قلم انتقاد به‌دست گرفت اما باید گفت که هر سریال، فیلم و داستانی، برای اینکه به موفقیت دست یابد بیشترین تمرکز خود را روی نقطه شروع می‌گذارد تا آغازی کوبنده و گیرا داشته باشد و مخاطبش را تا پایان با خود همراه کند. اما وقتی رقابتی در میان نیست و جذابیت و قصه‌پردازی به حاشیه رانده می‌شود، جایی برای این حرف‌های هنری و ادبی هم باقی نمی‌ماند. زمانی که شروع سریال، تا این اندازه سطحی و کوته‌بینانه از کار درآمده، انتظار اوج‌گیری آن را در ادامه کار نمی‌توان داشت. به‌نظر می‌رسد ضیاءالدین دری در ساخت این پروژه همان راهی را رفته است که تقریبا داوود میرباقری در «مختارنامه» طی کرد یا ناگزیر به طی کردن آن شد. حرفه‌ای‌های سابق، حالا هیچ حوصله‌ای برای چالش با مدیران و سفارش‌دهندگان ندارند و هرچه آنها بگویند می‌سازند و هر نما یا سکانس نامربوط و کج‌وکوله‌ای را هم حاضرند وارد کارشان کنند. این به معنی پذیرفتن سود کوتاه‌مدت به جای یک منفعت حرفه‌ای و بلندمدت است. راستی «کلاه‌قرمزی و بچه‌ننه» هم چنگی به دل نزده و خیلی‌ها را نسبت به زوج ایرج طهماسب و حمید جبلی بدبین کرده و می‌گویند، آنها هم با استفاده از پشتوانه دیروز و درک فضای موجود، توانسته‌اند به فروش قابل‌توجهی برسند. این روند که در حال تبدیل شدن به یک اپیدمی در سینما و تلویزیون است، بیشتر دلایل اقتصادی دارد تا فرهنگی. نه ضیاءالدین دری همه بضاعتش همین است که در «کلاه پهلوی» می‌بینیم و نه طهماسب و جبلی در قواره «کلاه‌قرمزی و بچه‌ننه»‌اند. اما مشخص است که شرایط موجود با حرفه‌ای‌ها و خلاق‌هایی مثل اینها چه کرده و آنها را به چه کار واداشته است. پروژه‌های مختارنامه و کلاه پهلوی، سال‌ها طول کشیدند و چند بار دچار وقفه شدند و این نگرانی را در دل سازندگانشان انداختند که نکند پروژه مورد قبول کارفرما قرار نگیرد و قرارداد ملغی شود. مرضیه برومند، مریم سعادت که هفته پیش با روزنامه «شرق» گفت‌وگو کردند، به زبان ساده و صادق خودشان از همین بحران سخن گفتند؛ بحران کاسبکاری در حوزه فرهنگ؛ بحرانی که بی‌شک از درهم‌تنیدگی اقتصاد و بازار فرهنگ برمی‌خیزد و هنرمند جماعت را نیز به وادی‌های ناخواسته‌ای چون بسازوبفروشی کشانده است. به هرحال این مساله به شدت درحال فراگیر شدن است و باید منتظر باشیم و ببینیم نفرات بعدی چه کسانی هستند و چه سریال‌ها و آش‌های شله قلمکاری برایمان تدارک دیده می‌شود.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/79619
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید