آنچه سالهاست ذهن نخبگان و اندیشمندان اسلامی را به خود واداشته است، رسیدن به جامعه دینی حقیقی یا مدینه فاضله اسلامی است. جامعه دینی ، جامعه ای است که در آن مقتضیات رشد، موجود باشد و مانع آن مفقود.
پر پیداست که چنانچه در جامعه ای سلامت روانی موجود نباشد، مقتضیات رشد، موجود نیست. سلامت روانی جامعه آن هنگام تامین می شود که افراد از اضطراب ، اندوه، ناکامی ، تعارض و بی عدالتی مصون باشند؛ از این رو امنیت روانی جامعه در گرو اجرای عدالت است. همان که رهبر معظم انقلاب بارها دستگاه قضایی را به اجرای کامل آن توصیه کردند. مثلا در حکم انتصاب دوره اول ریاست آیت الله سید محمود هاشمی شاهرودی تاکید کردند: قوهی قضائیه بازوی توانمند نظام اسلامی است که موظف است عدل و انصاف را گسترش دهد. (حکم انتصاب آیةالله حاج سید محمود هاشمی شاهرودی به ریاست قوه قضاییه، ۲۳/۵/۱۳۷۸ ، منبع: پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتاللهالعظمی سیدعلی خامنهای)
رسیدن به عدالت اجتماعی و جامعه منهای فقر، آرزویی دست نیافتنی نیست؛ بلکه می توان با سازوکارهایی که قرآن کریم و روایات معصومان (ع) و اندیشه عالمان دینی آن را ترسیم کرده اند به آن حقیقت شگرف دست یافت. قرآن کریم به صراحت به برپایی عدل فرمان می دهد و آن را واجب میداند:« اِنََّ الله یَامُرُ بِالعدلِ».۱
سخن این است که انقلاب اسلامی – که شعار محوری آن معرفته الله و برپایی عدالت بوده – تا چه حد توانسته به هدف خود نائل آید؛ دیگر آکه چه مقدار مسیر فراروی خود دراد که باید بپیماید؟!
انکار نمی کنیم که نظام مقدس جمهوری اسلامی تا کنون خدمات فراوانی را ارزانی مردم داشته و عدل و داد را در ابعاد گوناگون آن به منصه ظهور رسانه است؛ با این همه آنچه فراروی ماست و باید آن را بپیماییم، سبی فراوان است. اگر بر این گفته شاهد بخواهید، اینک شاهد:
۱) خداوند در قرآن کریم از اهداف مهم رسالت پیامبران خود را اجرای عدالت در جامعه بر می شمارد:« لَقد ارسَلنا رسلنا بالبیّناتِ و انزلنا مَعهُمُ الکِتابَ و المیزانَ لِیقومَ الناسُ بِالقسطِ...؛۲ ما پیامبران را با دلیل های روشن فرستادیم، وبه آنان کتاب و میزان دادیم، تا مردمان همه قسط را به پا دارند( و همه به بهره خود در زندگی برسند)...». نیز در سوره مائده فرموده است:« اِعِدلو هُو اقربُ لِلتقوی؛۳ عدالت را اجرا کنید که نزدیک ترین را ه دست یافتن به تقوی، اجرای عدالت است».
۲) امام باقر (ع) از زبان رسول خدا (ص) چنین نقل می کند:« ما آمَن بی مَن باتَ شبعانَ و جارُهُ جائِعٌ قال : و ما مِن اهلِ قََََََریَه یَبیتُ فیهم جائِعٌ ینظُر اللهُ الیهم یومَ القیامَه؛۴ آن کس که سیر بخوابد ، در حالی که همسایه اش گرسنه باشد، به من ایمان نیاورده است... خداوند در روز رستاخیز ، به مردم هر آبادی و شهری که کسی شب را در آن گرسنه به سر آورده باشد، به نظر رحمت، نگاه نخواهد کرد». نیز پیامبر گرامی اسلام (ص) فرموده است: «ان الله جعل ارزاق الفقراء فی اموال الاغنیاء فان جاعوا و عرو فبذنب الغنیاء ؛ خداوند – به طور قطع- روزی مستمندان را در میان اموال توانگران قرار داده است، پس اگر آنان گرسنه و برهنه بمانند( و کمبودهای آنها برطرف نشود) از گناهان توانگران است (که حق آنان را غضب کرده اند)».
۳) امام علی در بخشنامه ای ، خطاب به کارگزاران و حاکمان منصوب خود درباره استفاده از اموال عمومی چنین فرمان داده است: « قلم های خود را ریز سر کنید، از فاصله میان سطرها بکاهید، چیزهای نالازم را ننویسید، فقط اطل مطلب را ذکر کنید ، از زیاده روی به شدت بپرهیزید، که به اموال مسلمین به هیچ اندازه نمی توان زیان رسانید».۶
۴) امیرالمومنان (ع) ابو الاسود دئلی را که از شخصیت های بسیار بزرگ عالم اسلام و جهان تشیع بود و در جنگ صفین و جمل، در رکاب آن حضرت جهاد کرده بود، در بصره مقام قضاوت داد؛ و سپس او را عزل کرد. او نزد امام آمد و علت را پرسید و فگت: « چرا مرا عزل کردی، با اینکه نه خیانتی کرده بودم و نه جنایتی؟» امام (ع) در پاسخ فرمود:« درست است که نه خیانتی کردی و نه جنایتی ، لیکن به هنگام سخن گفتن با مراجعه کنندگان به دادگاه) من دیدم صدایت از صدای متهم بلند تر می شود (و اینگونه برخورد با متهم، مخالف کرامت انسان و جلالت اسلام و مقام قضاوت است)».
۵) در فرمان امیر المومنان علی (ع) به مالک اشتر آمده است :« ای مالک، حکمران، نزدیکان و خویشانی دارد که (به دلیل نزدیکی به منابع قدرت) همه چیز را برای خود می خواهند ، و به اموال مردم دست درازی می کنند. تو باید ریشه این جریان را در حاکمیت از بیخ برکنی و به دور افکنی. پس مبادا به احدی از این نور چشمان و خویشان و رفیقان ، قطعه زمینی بدهی؛ و مبادا یکی از آنان – به دلیل نزدیکی به تو- در این امر طمع بندد که مشارکتی (شرکتی) درست کند و دیگران را از نان خوردن بیندازد، و در هر امر اقتصادی دخالت کرده ، از دیگران کار بکشد، و خود سودهای کلان ببرد که اگر چنین کردی، بدان که سود گوارای این گونه فرصت ها را آنان می برند نه تو، و تنها ننگ آن در دنیا و آخرت برای تو می ماند».۸
۶) « کانت غله علی اربعین الف دینار فجعلها صدقه و انه باع سیفه و قال: لو کان عندی عشاء ما بعته؛۹ درآمد علی (ع) ( از نخلستان هایی که خود کاشته بود) به چهل هزار دینار رسید، و او همه را در راه خدا به نیازمندان داد و سپس شمشیرش را فروخت و گفت: اگر شام امشب را می داشتیم، شمشیرم را نمی فروختم».
۷) امام صادق (ع) فرمود:« از جمله عوامل بقای مسلمانان و اسلام، این است که اموال در اختیار کسانی باشد که حتی اموال و راه صحیح مصرف آن را بدانند و همواره اموال را در راه کارهای خیر مصرف کنند. همچنین از عوامل فنای اسلام و مسلمین این است که اموال و ... به دست عده ای بیفتد که نه وظایف خویش را در مورد اموال و امکانات می دانند ، ونه به نیازهای مختلف فردی و اجتماعی پاسخ می دهند»۱۰.
۸) امام رضا (ع) فرمود:« اذا جار السلطان هانت الدوله؛ ۱۱ هر گاه حکومت عدالت را اجرا نکند از چشم مردم می افتد.
۹) امام علی (ع) در نخستین سخنرانی خود پس از به دست گرفتن حکومت :« والله لو وجدته قد تزوج به النساء و ملک به الاماء لردوته فان فی العدل سعه و من ضاق علیه العدل فالجور علیه اضیق؛۱۲ به خدا اگر ببینم که چیزی از اموال بیت المال ، به مهر زنان یا بهای کنیزکان رفته باشد ، آن را باز می گردانم؛ زیرا که عدالت، فراگیر است؛ و هر کس که از عدالت به تنگ آید، از ستم بیشتر به تنگ خواهد آمد».
۱۰) امام علی (ع) در نامه ای به مصقله بن هبیره شیبانی- که کارگزار او در اردشیر خُرٌه بود نوشت : از تو به من خبری رسیده است که اگر چنان کرده باشی خدای خویش را نا خشنود کرده ای و امام خویش را خشمگین ساخته ای! گفته اند تو غنیمت مسلمانان را که با نیزه ها و اسبهای آنان به دست آمده و با ریختن خونها شان فراهم شده است ، در میان عرب هایی که خویشان و اطرافیان تواند پخش می کنی ! به خدایی که دانه را شکافته و جاندار را آفریده است ، اگر این سخن راست باشد ، نزد من فرو افتاده ای و منزلت خویش را از دست داده ای، پس حق پروردگار خود را کوچک مشمار، و دنیای خود را با نابود کردن و نیت آباد مگردان، که در این صورت از جمله زیان کاران باشی . آگاه باش که مسلمانانی که نزد تو و ما به سر می برند ، همه حقشان از این غنیمت یکسان است، می آیند ، و حق خود را می گیرند و باز می گردند».۱۳
۱۱) ابن هرمه ناظر بازار اهواز بود. خیانتی کرد و علی (ع) از آن خیانت آگاه گشت ، به رفاعه بن شداد بجلی – فرماندار خود در اهواز- چنین نوشت: هنگامی که نامه مرا خواندی ، ابن هرمه را از نظارت بازار بر کنار دار و او را به مردم معرفی کن ، و به زندانش بیفکن و رسوایش ساز، و به همه بخش های تابع اهواز بنویس که من این گونه عقوبتی (شدید) برای او معین کرده ام. مبادا در مجازات او غفلت یا کوتاهی کنی که نزد خدا خوار می شوی ، و من به زشت ترین صورت ممکن تو را برکنار می کنم- و خدا آن روز را نیاورد- و چون روز جمعه رسید ، او را از زندان در آور و ۳۵ تازیانه بزن و در بازارها بگردان ، و هر کس گواهی آورد( که ابن هرمه از او چیزی ستانده است) او را با گواه خود قسم ده و مبلغ مورد شهادت را از مال ابن هرمه بردار و به طلبکاربده. دوباره ابن هرمه را – خوار و سر افکنده و بی آبرو – به زندان باز گردان، و پاهایش را در بند گذار ، و تنها برای نماز باز کن؛ فقط اگر کسی برایش خوراک یا نوشابه یا پوشاک یا زیر انداز آورد به او برسان.
و مگذار ملاقاتی داشته باشد که راه پاسخ گویی به محاکمه را به او نشان دهد و به آزاد شدن از زندان امیدوارش سازد، و اگر دانستی که کسی چیزی (عذری) به او آموخته است که به مسلمانی زیانی می رساند ، او را نیز تازیانه بزن و به زندان انداز تا توبه کند. شبها زندانیان را به فضای باز بیاور تا تفریح کنند جز ابن هرمه ، مگر بترسی که بمیرد. در این صورت او را نیز با دیگران به حیاط زندان بیاور؛ و اگر دیدی هنوز طاقت تازیانه خوردن دارد، پس از ۳۰ روز ، ۳۵ تازیانه دیگر به اوبزن- پس از ۳۵ تازیانه اول . و برای من بنویس که درباره بازار چه کردی، و پس از این خائن ، چه کسی را برای نظارت برگزیدی. در ضمن حقوق ابن هرمه خائن را قطع کن.۱۴
هرچند دستگاه قضایی مجاهدتی برنامهریزی شده در راستای رسیدن به دادگستری مطلوب نظام اسلامی که در آن طبق رهنمود رهبر فرانه انقلاب اسلامی عدل و انصاف، قاطعیت و قانون، دانش و هوشمندی،اصلاح و تهذیب، سنجیدگی و سرعت، درستکاری و امانت، همه درهم تنیده و به هم آمیخته است، (منبع: حکم انتصاب مجدد آیةالله هاشمی شاهرودی به ریاست قوه قضائیه، ۲۲/۵/۱۳۸۳ ، پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتاللهالعظمی سیدعلی خامنهای) چقدر از این راه سترگ پیش رفته ایم و تا چه حدتوانسته ایم به سخنان امیر مومنان امام علی (ع) و فرزندان او و نیز تعالیم قرآن کریم و پیامبر اکرم (ص) درباره عدالت عمل کنیم؛ و ادای این رسالت سترگ بیش از همه بر عهده قوه قضاییه است. امید آن که چنین شود.