امروز یکشنبه 11 مرداد 1405

Sunday 02 August 2026

عروسی- مراسم عروسی


1401/08/01
کد خبر : 39203
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 58 نفر
● مقدمه بدون تردید ازدواج بزرگترین ومهم ترین حادثه ی زندگی هر انسانی است . ازدواج در دین اسلام از محبوبترین تکالیف وشادترین وظایف خوشایند بین خالق و مخلوق است ، شاید این ادعا درست باشد که هیچ واجب یا مستحبی تا این اندازه مورد رضایت خالق و مخلوق نیست چنانکه دین اسلام نیز قدر و ارزش والایی برای آن قائل شده است . هنگامی که عروس و داماد با همدیگر ازدواج می کنند، خاطره های شیرین آن دو شروع می گردد و با عشق و محبت و جشن و سرور همراه می شود ، این پیوند راگرامی می دارند و به همگان اعلام می دارند که دختر و پسری از حالت تجرد به کانون عشق و تأهل قدم گذاشته ، وزندگی زناشوئی را آغاز کرده اند . بنابراین این جشن باید هر چه بهتر و پسندیده تر برگزار گردد تا خاطره ی خوش آن تا آخر عمر زوج را همراهی کند . ● مقدمات قبل از عروسی خانواده عروس و داماد همراه عروس و داماد دور هم جمع می شوند و توافقاتی را برای عروسی (زمان ، مکان، نوع برگزاری ، مدعوین) انجام می دهند. که تذکر و یادآوری مباحث زیر در هر چه بهتر برگزار کردن این مراسم به یاد ماندنی موثر خواهد بود. ▪ زمان امام صادق علیه السلام ، در رابطه با زمان برگزاری مراسم عروسی سفارش می کنند که مراسم شب برگزار شود و اطعام آن در روز باشد [۱]. اما این سفارش تقریبا اصلا اجرا نمی شود یا بسیار کم اجرامی شود ، درحال حاضر مراسم همان شب واطعام آن نیز شب برگزار می شود اما از نظر اسلام وشاید از لحاظ مختلف اگر مراسم اطعام (نهار باشد) و بعد از آن مراسم شادی طوری برنامه ریزی شود تا این که عروس و داماد شب از ابتدا درکنار هم زندگی خود را آغاز نمایند بسیار پسندیده تر است از مراسمی که تا نیمه های شب طول می کشد . ▪ مکان مکان عروسی به طور کلی باید دارای شرایطی باشد تا جوابگوی مراسم عروسی باشد ، باید با تعداد مدعوین متناسب باشد و جداسازی خانمها و آقایان برای راحتی آنها امکان پذیر باشد و همچنین در انتخاب مکان باید مراعات همسایگان بشود. مکان می تواند منزل ، تالار، باغ و یا باشگاهها و هتل ها باشد که همگی دارای مزایا و معایبی هستند . مراسم در منزل از صفا و صمیمیت و سادگی بیشتری برخوردار است و سنتی تر خواهد بود . همچنین مهمانان به دلیل شناخت ، راحت تر به مراسم می رسند ، هزینه کمتری در برخواهد داشت و آزادی عمل صاحبان مجلس نیز بیشتر خواهد بود ، اما غالبا جای پارک اتومبیل ها ، باعث ایجاد زحمت خواهد شد و برای مجزا کردن خانمها و آقایان به دو منزل مجزا نیاز است و در آخر شاید پذیرایی برای صاحبان مجلس زحمت بیشتری داشته باشد . اما با تحمل کمی زحمت و تلاش و همکاری افراد فامیل ، آیا اگر منزل ما قابلیت برگزاری مراسم متناسب با مهمانان را دارد بهتر نیست از هزینه های اضافی جلوگیری کنیم و مراسم را با صفا و سادگی در منزلمان اجرا کنیم ؟ امروزه تالارها و سالن های کوچک و بزرگ ، کم هزینه ، پرهزینه ، در سطح شهر وجود دارد که به دلیل کوچکی خانه ها و تعداد زیاد مدعوین برخی به این مراکز مراجعه می کنند تا مراسم خود را در آنجا برگزار کنند. ابتدا باید در نظر داشته باشیم که درانتخاب این نوع سالنها دچار تجمل زدگی و تشریفات بیهوده نشویم و بهترین مکان در دسترس را انتخاب و هزینه های گزاف نپردازیم و با استفاده از تالار مناسب و هزینه مناسب اگر چه وضعیت اقتصادی عالی هم داریم این هزینه گزاف را صرف امور ازدواج دیگر جوانان کنیم آیا بهتر نیست؟! باغها که تنها در فصول گرم سال قابل استفاده هستند و عموما هیچگونه نظارت و مقرراتی ندارد و شاید برای مراسم مناسب نباشد . همچنین استفاده از هتل های آنچنانی در شرایطی که جوانان زیادی به دلیل موانع اقتصادی در صف انتظار برای متأهل شدن مانده اند شاید اگر اغراق نکرده باشیم در حقیقت خودخواهی و بی رحمی است . ارگانهای مربوطه و نیز مردم خیر و توانا می توانند با همکاری یکدیگر در ایجاد و استفاده از مکانهایی مناسب جهت مراسم ازدواج جوانان به صورت کم خرج موثر باشند و در ترویج هر چه بیشتر سنت حسنه ازدوج یاری رسانند. ▪ مدعوین پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) مراسم عروسی را که بر سر سفره آن فقط اغنیاء دعوت شده باشند را زشت می دانند[۲] و در مورد کسانی که دعوت می شوند سفارش شده که دعوت مراسم عروسی را بپذیرند[۳]. میزبان عزیر سعی کند با برنامه ریزی و مدیریت درست ، مراسمی به دور از گناه و معصیت داشته باشد و شرایطی را برای آسایش و آرامش مدعوین فراهم و به همه میهمانان توجهی یکسان ( به دور از موقعیت اجتماعی و اقتصادی افراد) داشته باشد . دعوت کردن میهمانان ، امروز با هزینه زیادی که شاید نیاز به این هزینه هم نباشد انجام می گیرد . می توانیم میهمانان خود را با یک تلفن محترمانه، یا دعوت حضوری و صمیمانه و یا حتی ایمیل و یا پیام کوتاه دعوت نماییم و از تهیه کارتهای آنچنانی با نوع چاپ های طلاکوب و تصاویر پر هزینه جلوگیری کنیم و یا حداقل یک کارت ساده با متنی مناسب و پر معنا انتخاب کنیم . آیا سادگی و صمیمیت بد است؟! میهمان هم باید اگر در عروسی شرایط بر طبق میل و انتظار نبود ، از عیب جویی و شکوه چه در رو و چه در پشت سر که باعث کدورت و فاصله ها می شود دوری کند. همه دست به دست هم باید بدهیم و با همکاری یکدیگر در برگزار هر چه بهتر یک مراسم عروسی تلاش کنیم و نه این که با خرده گیری تلخ کامی را به جای نهیم . ▪ نوع برگزاری مراسم عروسی باید با هدف شکرانه ی پیوند دختر و پسر و تشکیل نهاد مقدس خانواده انجام شود که شرکت همگان مهر تأیید و حضور در این جشن مقدس است ، البته کیفیت انجام مراسم عروسی بنا به موقعیت افراد، شرایط، سلیقه، و نوع برگزاری مراسم عقد متفاوت است . و ممکن است به صورت مسافرت ، مهمانی، مراسم کامل، مسافرت همراه مهمانی و یا بدون مراسم باشد . همگی این روشها دارای مزایا و معایب خاص خود است ، مسافرت باعث کسب تجربه برای زندگی زوج ، ایجاد استقلال و سنجش کاستیها و تواناییها ، آغاز زندگی با معنویت در سفر زیارتی و فرصتی مناسب برای شناخت یکدیگر و مهر و محبت بیشتر می باشد. البته ممکن است که اخلاق های نهفته بروز کند و باعث دلزدگی شود . اما باید در مسافرتی که به عنوان آغاز کردن زندگی در زیر یک سقف انجام می شود سعی شود تا احساسات خوب و خوشایند نمایان گردد. مهمانی ، دور هم جمع شدن اقوام نزدیک عروس و داماد به بهانه بدرقه زوج و تازه شدن دیدارها و اجرای ولیمه عروسی به صورت مختصر و با هزینه کم می باشد که باعث صفا و صمیمیت می گردد و اصولا در منازل برگزار می گردد. این مهمانی ساده با این اهداف مقدس را نباید به یک میدان مفصل و تشریفاتی از نمایش غذاها و اسراف و تبذیر تبدیل کرد . مراسم کامل با دور هم جمع شدن افراد بیشتری از اقوام و آشنایان عروس و داماد، افزایش هزینه های جانبی (لباس عروس، آرایش ، ماشین، فیلمبرداری و عکاسی و ...) که البته با تفکرات غلط به یک مسابقه تجملات و تشریفات همراه با نمایش غذاهای رنگارنگ که برخی نام بعضی از آنها را نمی دانند ، تالارها و هتل های آنچنانی، لباسها و فخرفروشی های چنین و چنان و ... تبدیل می گردد که با کمی دقت نظر و روشنی فکری می توان به تهیه غذای مناسب و به اندازه ی نیاز و تشریفات کم کفایت نمود و به جای آن از افراد بیشتری دعوت کرد، و یا هزینه ی آن را صرف امور دیگر نمود. مسافرت همراه با مهمانی ، بعد از سفر عروس و داماد یک مهمانی کوچک و ساده که هم ولیمه ی سفر و هم عروسی محسوب می شود را برگزار می کنند، اگر شرایط و امکان پذیرایی از اقوام در یک مهمانی وجود نداشت می توانیم در چند جلسه برگزار کنیم . این روش از موفق ترین و محبوب ترین روشهای برگزاری عروسی بوده است به شرط این که باز هم به مسابقه تجملات و تشریفات و اسراف و تبذیر تبدیل نشود. توجه داشته باشیم که ولیمه ی ازدواج مستحب مؤکد است و بهتر است هر چند مختصر و ساده برگزار گردد و حداقل تا جایی که ممکن است عروس و داماد بدون مراسم ، زندگی خود را آغاز نکنند. لذا خانواده ها و دخترها و پسرها از تفکرات و توقعات تجملی چشم پوشی کنند وبه دنبال سادگی و صفا باشند سعی کنیم سادگی و صفای قدیم را به جامعه و خانواده ها برگردانیم فقط باکمی فکر که این شیرینی و عسل ، این جشن و اطعام زودگذر است، بهانه است ، به فکر حداقل ۵۰ سال زندگی پاک و ساده باشیم اگر از ابتدا وارد تجمل گرایی شدیم تا آخر باید این مسیر را ادامه دهیم . چه بخواهیم و چه نخواهیم پس آغاز خود را درست انتخاب و اجرا کنیم تا پایانی خوب رقم زده شود. ● عروسی ▪ اجازه گرفتن از پیامبر برای عروسی در این زمینه به دو قول اشاره می کنیم. قول اول این که نزدیک به یک ماه از زمان عقد می گذشت و در این مدت حضرت علی با پیامبر نماز می خواند ولی درخواست خود را در مورد بردن حضرت زهرا به خانه­اش به پیامبر عرضه نمی کرد چرا که آن حضرت از پیامبر شرم می کرد تا آن که روزی همسران پیامبر نزد حضرت علی رفتند و گفتند: چرا در زفاف فاطمه تأخیر می کنی؟ اگر شرم داری اجازه بده ما با پیغمبر صحبت کنیم و اجازه­ی عروسی را بگیریم. حضرت فرمودند تا ایشان درخواست را با پیامبر در میان گذارند وقتی به حضور پیامبر رسیدند ام سلمه عرض کرد: یا رسول الله اگر خدیجه زنده بود به زفاف فاطمه مسرور می شد و چشم فاطمه به دیدار شوهر روشن می گشت؛ علی خواستار زن خویش است و ما همه در انتظار این شادمانی هستیم. وقتی پیامبر نام خدیجه را شنید اشک در چشمانش حلقه زد و فرمود: مانند خدیجه کیست؟ او بانویی بود که مرا تصدیق می کرد موقعی که همه مرا تکذیب می کردند؛ او به مال خود مرا در دین حق یاری کرد. خداوند به وسیله به خدیجه بشارت داد که در بهشت قصری از زمرد دارد که از همه ی بلایا مصون است . زنان عرض کردند ما نام خدیجه را به نیکویی بردیم برای تأثر شما نبود. حضرت فرمود: چرا علی از خود من نخواسته است؟ گفتند: حیا و شرم مانع او بود. سپس حضرت به ام سلمه دستور فرمود تا مراسم عروسی و زفاف حضرت زهرا را فراهم کند.[۱] اما قول دوم که از زبان خود حضرت علی نقل شده به این شرح است که آن حضرت می­فرماید: وقتی یک ماه از عقد گذشت، برادرم عقیل (و به روایتی جعفر و عقیل) به نزد من آمد و گفت: ای برادر به هیچ چیز شاد نشدم آن قدر که به ازدواج تو با فاطمه شاد شدم؛ ای برادر چرا از آن حضرت (پیامبر) نمی­خواهی که فاطمه را به خانه تو بفرستد ودیده­ی ما را به زفاف تو روشن کند؟ حضرت علی می­فرماید که گفتم: به خدا سوگند که من نیز می­خواهم ولی حیا مانع من شده است تا خواسته­ام را به پیامبر عرض کنم. سپس عقیل از من خواست که با او بروم تا مطلب را با پیامبر در میان بگذاریم. در بین راه ام ایمن را ملاقات کردیم. ام ایمن گفت: بگذارید من با حضرت در این مورد سخن بگویم هم سخن زنان در این مورد مؤثرتر است. ام ایمن به نزد ام سلمه رفت و موضوع را با او در میان گذاشت و ام سلمه همه زنان را جمع کرد و با هم به نزد پیامبر رفتند. وقتی زنان به نزد پیامبر رسیدند ام سلمه جریان را با پیامبر در میان گذاشت. پیامبر فرمود: ام ایمن برو و علی را نزد من بیاور. حضرت علی در ادامه چنین می­فرماید: وقتی ام ایمن از من خواست تا به حضور پیامبر بروم. به سمت منزل پیامبر حرکت کردم و به خدمت آن حضرت رسیدم در حالی که از شرم سر به زیر افکنده بودم در حضورش نشستم. پیامبر فرمود: می­خواهی همسرت را به خانه ببری؟ من که از شرم سر به زیر افکنده بودم، گفتم: بله، فدای تو شود پدر و مادرم. حضرت فرمود: امشب یا فردا شب ان­شاءالله فاطمه را به تو خواهم داد.[۲] ● تهیه­ی جهیزیه همانطور که قبلا گفتیم مهریه دخترش را زره حضرت علی قرار داد و آن را به چهارصد و هشتاد درهم و یا کمتر و یا بیشتر فروختند. حضرت برای تهیه­ی جهیزیه­ از همین پول استفاده نمودند و در روایات و اقوال، این عمل با کمی اختلاف در شکل بیان آن ذکر شده است اما آنچه مسلم است این که جهیزیه­ی حضرت زهرا از پول مهریه تهیه شده است به همین مناسبت ما به ذکر چگونگی فراهم آوردن آن اشاره می­کنیم. پیامبر وقتی پول زره را از حضرت علی دریافت نمود بی آن که از مبلغ آن بپرسد یک کف از آن را به بلال دادند فرمود: برای فاطمه عطر خوشبویی تهیه کند. سپس دو کف دیگر از آنها برداشته به ابوبکر داد و فرمود: به بازار برو و برای فاطمه آنچه را که از اثاث منزل و لباس لازم است تهیه کن، عمار یاسر و جمعی از صحابه را همراه او فرستاد و همگی به بازار رفتند. هر یک از آنها چیزی را در نظر می­گرفتند و در مورد آن با ابوبکر مشورت می­نمود و به صلاح دید او هر چه لازم بود می­خریدند.[۳] جهیزیه­ای فراهم شد با این اقلام: پیراهنی به بهای هفت درهم، روسری به یک درهم، یک قطیفه مشکی خیبری، یک تخت عربی از چوب و لیف خرما، دو عدد تشک با روکش کتان مصری که یکی را از پشم گوسفند و دیگری را از لیف خرما پر کرده بودند، حصیر بافت هجر، آسیای دستی، چهار بالش چرمی که از اذخر[۴] و پشم پر شده بود، پرده­ای مویین، طشت بزرگ، مشگ آب، کاسه­ی چوبی برای شیر، ظرفی از پوست برای آب، ابریق (آفتابه)، چند ظرف مسی، چند کوزه­ی سفالین، دستبندی از نقره،[۵] (لازم به ذکر است که در بعضی از کتابها دستبند نقره ذکر نشده است، اما ادامه سخن، وقتی وسایل خریداری شده را نزد پیامبر آوردند حضرت آنها را وارسی نمود و فرمود: خداوندا مبارک گردان این را بر اهل بیت من؛ به روایت دیگر اشک از دیده­ی مبارکش می­ریخت و در این حال سر به آسمان بلند کرده و فرمود: خداوندا برکت ده زندگی کسانی را که بیشتر ظروفشان ، سفالین است.[۶] نکته دیگر که به نظر می­رسد ذکر آن لازم است این است که در تمام کتابهایی که برای تحقیق بررسی شدند، زمان تهیه­ی جهیزیه را قبل از عقد آورده­اند. ● تهیه­ی ولیمه­ی عروسی یکی از رسومات پسندیده در عروسی، دعوت مهمان و پذیرایی است که حضرت علی نیز به آن عمل نمود. وقتی درخواست اجازه­ی عروسی مطرح شد و پیامبر با آن موافقت فرمود به دستور پیامبر به تهیه و تدارک مراسم عروسی اقدام شد. حضرت رو به حضرت علی کرده و فرمود: یا علی ، عروسی بدون مهمانی نمی­شود. یکی از بزرگان انصار به نام سعد گفت: من گوسفندی هدیه می کنم و جمعی از انصار هم چند صاع ذرت آوردند . مقداری کشک و روغن و خرما هم از بازار خریداری شد. گوشت را پختند و پیامبر خود آشپز این عروسی بود و با دستان مبارکش همه را با هم مخلوط کرد و به تهیه نوعی غذای مطبوع که در عرب به نام «حبیص» یا «حیس» معروف است، پرداخت.[۷] اما در جای دیگر آمده که پیامبر فرمود: یا علی غذایی برای عروسی حاضر کن. ما نان و گوشت می­آوریم تو نیز خرما و کشک (و به روایت مجلسی خرما و روغن) فراهم کن. حضرت علی آنچه را پیامبر فرموده بود، تهیه کرد . پیامبر آستین بالا زد و روغن و کشک و خرما را با هم مخلوط کرد و غذایی به نام «هریصه» آماده نمود و با نان و گوشت به نزد حضرت علی فرستاد.[۸] در روایتی از حضرت علی آمده است که آن جناب فرمود: پیامبر ده درهم از پول زره را که به ام سلمه سپرده بود، به من داد و فرمود: یا علی خرما و روغن و کشک بخر.[۹] ● دعوت مردم به عروسی بعد از آن که غذای عروسی حاضر شد پیامبر به حضرت علی فرمود: هر کس را می­خواهی به عروسی دعوت کن. حضرت علی به مسجد رفت و چون شرم داشت از این که عده­ای را دعوت کند و عده­ای را دعوت ننماید بر بالای بلندی مسجد رفت و ندا کرد: ای جماعت مهاجر و انصار برای ولیمه­ی عروسی فاطمه حاضر شوید. همه­ی اهل مدینه از مهاجر و انصار برای صرف شام به منزل حضرت علی رفتند. حضرت نگران بود، چرا که شام کم و مدعوین بسیار بودند. پیامبر فرمود: نگران نباش، من دعا می­کنم خداوند آن را برکت دهد و همه سیر شوند و این غذا کافی باشد. حضرت علی، خود می­فرماید: مردم مدینه دسته دسته می­آمدند وا ز غذا خوردند و برای ما دعا کردند و برگشتند در حالی که سیر بودند و به برکت دعای پیامبر از غذا هیچ کم نشد در حالی که جمعیت مردم بیش از چهار هزار نفر بود. سپس پیامبر فرمود: کاسه های بزرگ بیاورید . و پیامبر آن کاسه را پر کرد و به خانه­ی همسران خود می­فرستاد. کاسه ی بزرگ دیگری طلبید و در آن کاسه هم مقداری غذا ریخت و برای عروس و داماد کنار گذاشت.[۱۰]در جای دیگری تعداد مهمانان هفتصد نفر ذکر شده است . به روایت دیگری ندای حضرت علی به وسیله معجزه به گوش همه­ی مردم مدینه و اطراف آن رسید و مردم از نخلستان ها به سوی خانه­ی آن حرکت رفتند و برای ایشان سفره ها در مسجد پهن شد، همه ی آنها از غذا خوردند و سیر شدند. تعداد آنها چهار هزار نفر بود که تا سه روز برای خوردن غذای عروسی می آمدند.[۱۱] ● آراستن عروس پیامبر به همسرانش دستور داد تا فاطمه را برای رفتن به خانه داماد، آرایش و زینت نمایند. ام سلمه می­گوید: از فاطمه پرسیدم آیا چیزی از عطریات داری تا خود را با آن خوشبو کنی؟ حضرت فرمود: شیشه ای از عطر مخصوصی ذخیره کرده­ام. آن عطر را آورد و به ام سلمه داد. او می گوید: بوی خوشی استشمام کردم که تا آن زمان نظیرش را استشمام نکرده بودم. از فاطمه پرسیدم: این عطر را از کجا آورده­ای؟ فاطمه پاسخ داد: دحیه­ی کلبی به خدمت پدرم می­آمد . حضرت به من می فرمود: ای فاطمه بالشی برای عموی خود بینداز. من برای او بالش می انداختم و دحیه بر روی آن می نشست ، وقتی برمی خاست از میان لباسهای او چیزی می ریخت و پدرم به من می فرمود که آنها را جمع کنم. [۱۲] حضرت علی از جریان عطر از پیامبر سوال فرمود و آن حضرت پاسخ داد که آن شخص، جبرئیل بودکه به صورت دحیه می آمد و این عنبری است که از میان بالهای جبرئیل می ریخت.[۱۳] به هر حال ، همسران پیامبر، حضرت زهرا را برای عروسی آراستند و او را به بوی خوش معطر کردند و زیورها بر او آویختند. یکی از آنان موی حضرت را شانه می زد و دیگری او را می آراست تا آن که عروس آماده شد برای رفتن به خانه­ی داماد. ● هدیه­ی آسمانی برای حضرت زهرا موقع ولیمه­ی حضرت زهرا، جبرئیل سبدی از آسمان آورد که هدیه­ی آسمانی بود برای عروس و داماد و در آن سبد نان و انگور بهشتی بود و همچنین یک به از میوه های بهشت . پیامبر به دست خود آن را به دو نیم کرد و نصف ان را به حضرت علی و نصف دیگر را به حضرت زهرا داد و فرمود: این هدیه ای است از بهشت برای شما. در روایت دیگری نیز آمده است که جبرئیل از آسمان لباسی برای حضرت زهرا آورد که قیمت آن برابر تمام دنیا بود، وقتی حضرت آن لباس را پوشید زنان قریش متحیر شدند چرا که مثل آن را ندیده بودند.[۱۴] ● حضرت زهرا در حضور پیامبر وقتی غروب آفتاب سر رسید پیامبر به ام سلمه فرمود: فاطمه را به نزد من بیاور. ام سلمه، حضرت را به نزد پدر گرامیش برد در حالی که دامان او بر زمین می کشید و از شرم سرش را به پایین افکنده بود و عرق بر صورت گلگونش نشسته بود. به طوری که در هر قدم از حیا پایش می لغزید به شکلی که نزدیک بود چند بار به زمین افتد و ام سلمه زیر بغل او را گرفته بود. در آن لحظات حالت غریبی پدیدار بود. آن شب بر پیامبر سخت گذشت چرا که پیامبر در حقیقت بین مردم مدینه غریب بود و فاطمه زهرا مادر نداشت . اکنون وقت آن بود که مادر آن هم مادری همچون خدیجه سلام الله علیها زنده باشد و عروسی یگانه دختر خود را ببیند.[۱۵] بگذریم، پیامبر که می دید لحظات رفتن دخترش به خانه شوهر فرا رسیده نصایحی به آن حضرت فرمود از جمله این که فرمود: دخترم به سخنان مردم گوش مده! مبادا نگران باشی که شوهرت فقیر است، فقر برای دیگران سرشکستی است اما برای پیامبر و خاندان او مایه­ی افتخار است. دخترم، پدرت اگر میخواست می توانست گنج های زمین را مالک شود؛ اما رضایت و خشنودی خدا را اختیار کرد. دخترم اگر آنچه را که پدرت می داند، می­دانستی دنیا در دیده­ات زشت می نمود. من درباره ی تو کوتاهی نکردم؛ تو را به بهترین فرد خاندان خود شوهر داده ام؛ شوهر تو بزرگ دنیا و آخرت است.[۱۶] وقتی حضرت زهرا پیش روی پیامبر قرار گرفت؛ پیامبر نقاب را از روی منورش برداشت تا حضرت علی خورشید جمالش را مشاهده کند؛ سپس دست فاطمه را گرفته به دست علی داد و فرمود: خداوند مبارک گرداند وصلت دختر رسول خدا را با تو؛ یا علی نیکو همسری است فاطمه، یا فاطمه نیکو شوهری است علی؛ بروید به سوی منزل خود و کاری نکنید تا من نزد شما بیایم.[۱۷] ● رفتن عروس به خانه­ی داماد. پس از صرف شام عروسی و ملاقات عروس و داماد؛ پیامبر به زنان مهاجر و انصار و به دختران عبدالمطلب امر فرمود: برای بردن عروس به خانه داماد آماده شوید و شادی و سرور نمائید. زنان پیامبر و دختران عبدالمطلب هلهله و تکبیر سر دادند و حضرت زهرا را در میان گرفتند؛ سپس پیامبر فرمود تا ناقه­ی شهبای آن حضرت را بیاورند آنگاه به دست مبارک خود حضرت زهرا را بر ناقه سوار کرده به نقل شیعه زمام ناقه را خود پیامبر به دست گرفت و به نقل عامه افسار بر دوش جبرئیل بود. حورالعین و ملائکه با زنان و انصار و مهاجر در کنار حضرت زهرا بودند. پیامبر لباسهای بهشتی حضرت فاطمه را بالا گرفت و زیر پای آن حضرت را صاف کرد. صدای تهلیل و تکبیر فضای خانه و محله را گرفته بود؛ چند قدمی که رفتند افسار ناقه را به دست سلمان داد. حمزه، عقیل و جعفر و اهل بیت پشت سر ناقه حرکت می کردند. جوانان بنی هاشم و اولاد عبدالمطلب با شمشیرهای کشیده که از آداب و سنن سواری رسمی آن زمان در مکه و مدینه بود، پشت سر ناقه حرکت می­کردند و رجز می خواندند. همچنین همسران پیامبر و دختران عبدالمطلب در اطراف ناقه شعرها و رجزهایی می خواندند و دست می زدند و هلهله می کردند.[۱۸]در مورد این که مرکب حضرت زهرا چه بوده و نام آن چه بوده، همچنین در مورد این که افسار مرکب در دست چه کسی بوده روایات دیگری نیز آمده که به بعضی از آنها اشاره ای کوتاه می کنیم. شیخ طوسی از امام کاظم نقل می کند؛ وقتی شب زفاف فاطمه رسید، پیامبر استر شهبای خود را حاضر کرد و قطیفه­ای بر روی آن انداخت و فاطمه را بر آن سوار کرد و به سلمان امر فرمود که سر استر را بکشد و پیامبر به دنبال استر می رفت. در بین راه در میان هوا صداهای بسیاری شنیدند، ناگهان جبرئیل فرود آمد با هفتاد هزار ملک و میکائیل فرود آمد با هفتاد هزار ملک، پیامبر از ایشان پرسید: برای چه به زمین آمده­اید؟ گفتند: آمده­ایم برای زفاف فاطمه و علی. سپس جبرئیل و میکائیل تکبیر گفتند و ملائکه نیز تکبیر گفتند، حضرت رسول هم تکبیر گفت و از آن زمان تکبیر گفتن در عروسی رسم شد. همچنین از جابربن عبدالله انصاری روایت شده است که وقتی شب زفاف حضرت فاطمه شد پیامبر در جلو مرکب حرکت می­کردند، جبرئیل از سمت راست و میکائیل از سمت چپ و هفتاد هزار ملک از پشت سر مرکب حرکت می کردند. در روایت دیگری آمده است که وقتی شب عروسی رسید، جبرئیل و میکائیل و اسرافیل با هفتاد هزار ملک به زیر آمدند (به زمین آمدند) و «دلدل» را برای فاطمه آوردند، جبرئیل افسار را گرفت و اسرافیل رکاب را و میکائیل در کنار دلدل ایستاده بود و پیامبر لباس فاطمه را درست می کرد.[۱۹]همانطور که گفتیم در بین راه رجزهای بسیاری خواندند که به دو مورد آن اشاره می کنیم: عایشه چنین می سرود: «ای زنان خود را پوشیده بدارید و جز سخنان نیکو بر زبان میاورید به زبان آرید نام پروردگار جهان که به دین خود، گرامی داشت ما را و همه­ی بندگان سپاس خدای بخشنده را پروردگار بزرگ و تواننده را ببرید این دختر را که خدایش کرده محبوب به داشتن شوی پاکیزه و خوب.» و حفصه می­سرود: «تو فاطمه، ای بهترین زنان که رخساری داری چون ماه تابان خدایت برتری داد بر جهانیان با پدری که مخصوص ساخت او را به آیات قران شوی تو ساخت رادمردی را جوان علی که بهتر است از همگان هووهای من ببرید او را که بزرگوار است و از خاندان بزرگ.»[۲۰] در میان هلهله­ی زنان و تکبیر مردان، عروس به خانه داماد رسید و داخل اتاق شد. حضرت علی در مورد مسائلی که بعد از آمدن عروس به خانه­ی داماد صورت گرفته چنین می­فرماید: فاطمه را به خانه­ی خود بردم او در یک طرف نشست و من در طرف دیگر اتاق نشستم؛ هر دو از شرمندگی سر به زیر افکنده بودیم. پیامبر تشریف آورد و فرمود: کیست دراینجا؟ گفتم: داخل شو یا رسول الله مرحبا به تو ای زیارت کننده و ای داخل شونده؛ حضرت داخل شد و فاطمه را کنار خود نشاند و فرمود: ای فاطمه آبی بیاور. فاطمه برخاست کاسه ای را پر از آب کرد و به نزد آن حضرت آورد، پس حضرت جرعه ای از آب را به دهان مبارک خود برد و مضمضه فرود و باز در آن ظرف ریخت. سپس مقداری از آب را بر سر فاطمه ریخت و فرمود: روی خود را به سوی من کن و قدری از آب را در میان سینه­اش پاشید و باز فرمود: برگرد و پشت سرت را به سوی من کن و مقداری از آب را در میان دو کتف آن حضرت پاشید. سپس فرمود: خداوندا این دختر من است و محبوترین خلق به سوی من؛ خداوند این برادر من است و محبوبترین خلق به سوی من؛ خداوندا او را ولی خود گردان و اطاعت کننده و فرمان بردار خود و اهل او را برای او مبارک گردان. بعد از آن فرمود: ای علی نزدیک شو به اهل خود، خدا برکت دهد برای تو و رحمت خدا و برکات او بر شما باد ای اهل بیت من ، به درستی که خدا مستحق حمد است.[۲۱] در جای دیگر آمده که پیامبر قدری از آب را به سینه فاطمه پاشید و فرمود: با بقیه­ی آن وضو بگیر و دهانت را بشوی، قدری آب هم به علی پاشید و فرمود: با آن آب باقیمانده وضو بگیر و دهانت را بشوی و بعد از دعا به آنها فرمود: خداوند شما و نسلتان را پاک گرداند. من با دوستان شما دوستم و با دشمنان شما دشمن و بعد با آنها خداحافظی فرمود و رفت.[۲۲] ● وصیت حضرت خدیجه حضرت خدیجه به هنگام وفات؛ در مورد حضرت زهرا به یکی از زنان وصیتی فرمود که به بیان آن می­پردازیم. پس از آن که عروس را به خانه داماد بردند؛ پیامبر امر فرمود که همه­ی زنان از منزل خارج شوند. همه رفتند و فقط اسماء بنت عمیس در آنجا ماند. وقتی پیامبر می خواست از منزل بیرون رود متوجه حضور اسماء شد و به او فرمود: مگر نگفتم خارج شوید؟ اسماء گفت: پدر و مادرم فدای شما باد قصد سرپیچی از دستور شما را نداشتم بلکه قصد داشتم به وصیت حضرت خدیجه عمل کرده باشم. سپس چنین ادامه داد که حضرت خدیجه به هنگام وفات گریه می کرد. عرض کردم: شما که بانوی بانوان جهان و همسر پیامبر هستید و آن حضرت شما را به بهشت بشارت داده است، چرا گریه می­کنید؟ حضرت خدیجه پاسخ فرمود: من به خاطر مرگ گریه نمی­کنم، بلکه گریه­ی من برای فاطمه است او هنوز کوچک است و از آن می­ترسم که در شب زفافش کسی نباشد که او را کمک کند و کارهایش را انجام دهد و متکفل زحمات و مشکلات او باشد. من گفتم: بانوی من، به شما قول می دهم که اگر تا آن روز زنده ماندم به جای شما این کار را انجام دهم. پیامبر از شنیدن این جریان غمگین شد و گریست و فرمود: تو را به خدا سوگند؛ آیا به همین منظور اینجا مانده­ای؟ اسماء گفت: به خدا سوگند، برای همین کار اینجا مانده­ام. سپس حضرت در حق اسماء دعا فرمود.[۲۳] (در اینجا بحثی پیش می­آید که با توجه به این که اسماء بنت عمیس همسر جعفر بن ابیطالب بوده و جعفر همراه عده­ای از مسلمانان قبل از هجرت پیامبر، به حبشه هجرت کرده بود آیا آن زن ، اسماء بنت عمیس بوده یا زن دیگری؟ در این مورد نظرات مختلفی آمده که به بیان بعضی از آنها می­پردازیم. افرادی مثل ابونعیم آن زن را همان اسماء بنت عمیس معرفی کرده­اند. سید کاظم قزوینی نویسنده کتاب «فاطمه الزهرا من المهد الی اللحد» می گوید: راه معقول این است که بگوییم اسماء همان اسماء بنت عمیس است، لیکن او پس از رفتن به چند بار به مکه آمده است و چون مسافران بین دو نقطه باید تنها عرض دریای سرخ را بپیمایند، این کار چندان مشکل نیست. اما پذیرفتن هر دو نظریفه مشکل است . در مورد سخن ابونعیم باید بگوییم اسماء بنت عمیس جزء نخستین دسته­ی مهاجران به حبشه است و او همراه شوهرش ، جعفر در سال هفتم هجرت به هنگام فتح خیبر به مدینه بازگشت و حال آن که ازدواج حضرت زهرا در سال دوم هجرت صورت گرفته است . اما در مورد نظر آقای قزوینی باید بگوییم وقایع تاریخی نمی تواند تابع فرض و تصور باشد و باید برای بیان یک واقعه تاریخی، سند داشته باشیم و لو به صورت مختصر. با توجه به این که مسئله هجرت مسلمانان به حبشه در کتب تاریخی ذکر شده و حتی نام یک یک این مهاجران و تیره­ی آنان بیان شده است . اما در هیچ سندی کوچکترین اشاره­ای به رفت و آمد جعفر و همسرش اسماء نشده است . از آن بالاتر این که سندی از قرن دوم هجری در دست است که داستان هجرت اسماء، بنت عمیس را به تفصیل نوشته است. این سند، کتاب نسب قریش نوشته­ی ابوعبدالله مصعب بن عبدالله بن مصعب زبیری است. احتمالی که می­توان داد این است که منظور از اسماء اسماء ذات النطاقین دختر ابوبکر و همسر زبیر بن عوام باشد[۲۴]و در این زمینه می­توان به روایتی که در بحارالانوار آمده، استدلال کرد که از فاطمه دختر امام حسین نقل شده است. به نظر عده­ی دیگری ممکن است منظور از اسماء، اسماء بنت یزید باشد؛ اما این نظریه با آخر روایتی که بیان کننده­ی وصیت حضرت خدیجه است، منافات دارد چرا که در آنجا آمده است که اسماء در هنگام رحلت حضرت خدیجه حضور داشته است در حالی که اسماء بنت یزید از زنان انصار است. آنچه به نظر صحیح­تر می رسد سخن علامه اربلی است که می گوید: آن زن، سلمی بنت عمیس خثعمیه خواهر اسمائ است که همسر حمزه بن عبدالمطلب بوده است اما چون اسماء از او مشهورتر بوده راویان جریان را از زبان او نقل کرده­اند و یا این که یکی از راویان دچار اشتباه شده است.[۲۵] به این ترتیب مراسم عروسی به پایان رسید و فردا صبح پیامبر با ظرف شیری به نزد عروس و داماد آمد و آن شیر را به آنها نوشانید. پس از این ملاقات ، پیامبر به منزل خود برگشت و تا سه روز به دیدن آنها نرفت و روز چهارم با اشتیاق به دیدار آنها شتافت.[۲۶] ● ثمره­ی ازدواج حاصل ازدواج فرخنده آنها پنج فرزند بود به نامهای حسن، حسین، زینب و ام­کلثوم و نوزاد پسری به نام محسن که طبق روایات شیعه قبل از تولد سقط شد. فاطمه زهرا (سلام الله علیها) در تربیت فرزندانش سخت کوشا بود. در زیر این آسمان تنها فاطمه بود که توانست فرزندانی چون اما حسن قهرمان بزرگ صلح و امام حسین قهرمان بزرگ جهاد و شهادت و زینب قهرمان بزرگ صبر و استقامت را بپرورد.[۲۷] همانطور که سراسر زندگی حضرت زهرا و حضرت علی برای ما به عنوان الگو و سرمشق است ازدواج آن دو نیز دارای نکات آموزنده ای است که اگر به آن نکات توجه و عمل شود ازدواج همراه با موفقیت خواهد بود . برای نمونه به بعضی از این نکات اشاره می شود. ۱) یکی از نکات مهم کفو و همتا بودن زن وشوهر است زیرا اگر زوجی همتا و همشأن باشند درک متقابل آنها از یکدیگر امکان پذیر خواهد بود. البته منظور از کفو و همتایی، همانند بودن در مسائل مادی، رفاهی و زیبایی ظاهری نیست بلکه منظور همتایی در مسائل معنوی و روحی و تمایلات و خواسته­های شخصی و میزان آگاهی علمی و دینی و میزان تعهد عملی به مذهب و ارزش نهادن به ویژگیهای اخلاقی و فرهنگی است . ۲) مسئله بعدی در مورد چگونگی خواستگاری است. بهتر است که خواستگاری در نهایت سادگی و بدون تشریفات انجام شود. ۳) نکته دیگر صداقت در خواستگاری است . همانطور که حضرت علی با نهایت صداقت وضعیت مالی خود را برای پیامبر بیان می کند وهرگز در گفتن حقیقت تردید نمی ورزد. ۴) اجازه گرفتن از دختر و اهمیت دادن به نظر او یکی دیگر از نکات مهم در امر ازدواج است همان گونه که پیامبر در پاسخ حضرت علی شرط موافقت را رضایت حضرت زهرا قرار می دهد. ۵) میزان مهریه که امروزه به عنوان یکی از ملاکهای مهم در ازدواج معرفی می شود و از سوی دیگر یکی از مشکلات آن نیز هست در ازدواج حضرت زهرا نیز وجود دارد اما نه به عنوان یک ملاک و نه به عنوان یک مشکل بلکه پیامبر به مهریه کم برای دخترش رضایت می دهد و زره حضرت علی را به عنوان مهریه حضرت زهرا قبول می کند. مهریه ای که داماد در همان زمان خواستگاری می توانست ، بپردازد. ۶) مسئله دیگر چگونگی تهیه جهیزیه است . پیامبر برای تهیه آن از پول مهریه استفاده می کند و به ابتدائی ترین وسایل زندگی اکتفا می کند و هرگز به تجملات نمی پردازد. چه خوب است که امروز هم برای این کار به روش پیامبر عمل شود . چرا که بسیاری از خانواده­های کم درآمد و فقیر به علت این که نمی توانند جهیزیه ای برای دخترانشان تهیه کنند، نمی توانند آنها را به خانه بخت بفرستند و همین مسئله باعث به وجود آمدن مسائل روحی و روانی بسیاری برای آنها می شود. ۷) امروزه برای برپایی مراسم عروسی، مخارج و هزینه های زیادی صرف می شود و در این کار اسراف می گردد. گاهی در یک مراسم عروسی چندین نوع غذا و دسر داده می شود یا مراسم را در تالارهای گران قیمت برپا می کنند. به شکلی که هزینه یک عروسی، گاهی به میلیون ها تومان می رسد. البته منظور ما این نیست که بگوییم چرا جشن ازدواج گرفته می شود چرا که پیامبر ما هم برای برپایی عروسی دخترش به حضرت علی فرمود:یا علی عروسی بدون مهمانی نمی­شود. بلکه می خواهیم بگوییم که بهتر است مراسم عروسی با هزینه­ی کم برپا شود تا این کار موجب فشار آمدن به داماد و خانواده­ او نشود. ۸) نکته آخر این که کار خوبی است که در برپایی مراسم ، اطرافیان نیز کمک کنند و در صورتی که وضع مالی داماد خوب نیست مقداری از هزینه را بر عهده بگیرند همانطور که در مراسم ازدواج حضرت علی سعد برای تهیه ولیمه­ی عروسی، گوسفندی هدیه کرد و مقداری از هزینه را به این ترتیب به عهده گرفت . سخن را در اینجا به پایان می رسانم با امید این که قلب حضرت علی و حضرت زهرا از ما راضی و خشنود باشد و از شفاعت آنها و فرزندانشان بهره­مند شویم. ان شاءالله والسلام .
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/39203
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید