امروز دوشنبه 12 مرداد 1405

Monday 03 August 2026

عشق سرخ


1401/08/01
کد خبر : 41111
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 88 نفر
هنگامی که حضرت ابراهیم(ع) به حکم خداوندی که در رویا به او فرمان داده شده بود، فرزند خویش حضرت اسماعیل(ع) را به قربانگاه برد و تیغ بر گلوی نوجوانش نهاد، خداوند وی را در آیه ۱۰۵ سوره صافات به عنوان تصدیق کننده رویا می ستاید: زیرا در این نمایش فداکاری نشان داد که چگونه عشق سرخ را بر عقل سرخ مقدم می دارد و عشق خویش را به خداوند در همه وجودش نمایش می دهد. چنین نمایش کاملی از عشق سرخ را می توان در دشت کربلا از سوی حضرت ابی عبدالله امام حسین(ع) دید با این تفاوت که در این نمایش آن چه اتفاق می افتد تصدیق عینی و واقعی خواست الهی است که به صورت دشتی خونین از خون های عاشقان الهی به تصویر کشیده می شود این گونه است که حضرت پیامبرگرامی(ص) رویای خویش را که در آیه ۶۰ سوره اسراء بیان شده این گونه تصدیق می کند؛ زیرا زمانی که شجره ملعونه کفر می کوشد تا با نیرنگی، شجره طیبه ایمان را از ریشه برکند، عشق سرخ حسینیان است که همه کید و مکرشان را به خودشان باز می گرداند و مردانی صادق و صدیق، دنیا را از مصیبت ابلیسیان رهایی می بخشند. نویسنده در این مطلب بر آن است تا تحلیلی از حرکت خونین حسینی ارایه دهد که برگرفته از تحلیل و گزارش آن حضرت(ع) می باشد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم. ● تجلی تمام کمالیات در کربلا کربلا صحنه زندگی و محور همه هستی است؛ زیرا در این نقطه است که همه کمالیات اقتضایی بشر به تمامیت خود می رسد؛ چنان که در همین جا است که همه پلیدی ها در برابر این کمالیات می ایستد و تمامیت زشتی های خویش را نشان می دهد. از این رو نمی توان درباره واقعه طف یک بعدی نگریست و تحلیل کرد، زیرا همه ابعاد را می توان در این نقطه دید و تمام و کمال آن را شناسایی کرد. طف، محور همه خوبی ها و بدی های هستی است و تمام ایمان در برابر تمامی کفر خود را نشان می دهد. در آن جاست که عرفان در اوج، خود را می نمایاند و عشق و محبت در بهترین جلوه هایش تجسم می یابد. سیاست و نظامی گری و شقاوت و سعادت و امور بسیار دیگر را می توان در طف در اوج و حضیض آن دید و درس های بسیاری برای زندگی آموخت. کربلا را باید مسیری دانست که از کفر ابلیس و جنگ قابیل با هابیل آغاز می شود. در کربلا دو مسیر جداگانه در نبردی نابرابر در برابر هم قرار می گیرند، با این همه در اوج نومیدی برخی از مومنان، به سبب شکست ظاهری، ایمان واقعی در دل های مردمان همانند ققنوسی که از دل آتش برخیزد، روشن شد و زنده گشت. مومنان واقعی از درس کربلا آموختند تا در زمینه ای می توان الگوی برتری را داشت و زمینه و شرایط زمین برای بودن در مقام عرش و ربوبیت طولی انسان و خلافت وی از سوی خداوند فراهم است. کربلا هم میدان عشق بازی و اوج آن بود، هم میدان سیاست و کارزارنظامی و هم میدان مشق تعبد و هم عرصه تعقل بود. از این رو هر کسی می تواند از این کلاس درس، هر آن چه که نیاز کمالی اوست برگیرد و سرمشق هایی از انسان های واقعی داشته باشد. ● مردانی صادق در کربلا کربلا یکی از بزرگ ترین میادین صداقت بشری است . اگر حضرت ابراهیم (ع) و فرزندش اسماعیل به عنوان صادق الوعد ستوده می شوند و اگر حضرت پیامبر(ص) برترین و بالاترین نفس بشری در حوزه صدق و صداقت است و به حکم آیه مباهله نفس و جانش یعنی امیرمومنان علی بن ابی طالب (ع)، از نظر خداوند و رسولش (ص) صدیق اکبر است، دیگر انوار همین نفس یگانه پیامبر(ص) و امیرمومنان (ع) نیز این گونه اند. لذا در صحنه کربلا می توان اوج نمایش صداقت و صدق را دریافت و عرفان حقیقی را تجربه کرد و عشق سرخ و گلگون را به عنوان نشانه ای از این صداقت و صدق راستین به چشم یقین دید. همه مردانی که در کربلا گرد آمده بودند کسانی هستند که دردوره کوتاه آموزش های فشرده صداقت محض ،شرکت کرده و با رتبه و درجه عالی قبول شده اند. آنان نیز از امام صادق و صدیق خود آموخته اند که چگونه با خون خویش، صداقت ایمان را نسبت به خداوند و اولیای الهی به نمایش گذارند. همه انسان ها با خداوند درعالم ذر پیمان بسته اند و بر ربوبیت الهی شهادت داده اند، و آن گاه که روح الهی درایشان دمیده شد با ولایت پیمان خون بسته اند تا زمین و هرجای دیگر وفادار بدان باشند. دراین میان مومنان با خدای خویش با شهادتین، عهد و پیمانی دیگر می بندند تا درهمه امور زندگی خویش برپایه فرمان های الهی خدا و رسول و اولوالامر باشند. البته تنها شماری از ایشان هستند که به واقع به پیمان خویش به طور کامل وفادار می مانند و تا دم مرگ حتی با خون خویش از آن پاسداری می کنند. (احزاب آیه ۲۳) امام حسین (ع) درهشتم ذی الحجه درهمان جوش و خروشی که حجاج وارد مکه می شدند و درهمان روزی که باید به جانب منی درعرفات حرکت می کردند تا مراسم حج اکبر را به جا آورند، از مکه خارج می شوند. ایشان به جایی این که حج کعبه کند، حج صاحب کعبه و خدای آن می کند و به جای آیین نمادینی حج، به قربانگاه خدای خویش در دشت کربلا می رود. اگر درمکه و عرفات و منی می بایست به شناخت توحید می رسید و تقوایی دیگر را درکلاس حج تجربه می کرد و یا به مسلخ می رفت و چارپایی را به فدای خویش قربان می کرد تا تصدیق ایمان و توحید کند، اکنون خود سفر عشق را آغاز می کند تا خویشتن را به مسلخ عشق خونین برساند و بر سر نیزه هایی رود که اسلام واقعی وایمان حقیقی را از بیابانی با کاروانی به شهرهای کفر می برد و مکتب صدق و صداقت را درجهان پر آوازه می نماید. آن حضرت(ع) در رویایی می بیند که باید خود را قربانی خدا کند تا دین خدا جاودانه شود؛ زیرا خداوند اراده کرده است تا او را همراه یارانش کشته و خونین و گلگون ببیند که تن هایشان برخاک تفیده رها شده و لگد کوب سم اسبان قابیلان گشته است تا مظلومیت حق در فضای تاریک تاریخ چون آذرخشی خونین بدرخشد و به فریاد آید. می بایست درکربلا کاروانی از خاندان صدق و صداقت به اسارت رود تا مظلومیت دو چندان اسلام به گوش های بسته و چشم های خسته برسد و چشم ها و گوش ها به آذرخش وگلبانگ آن، باز شود و نادرستی مدعیان دین داری و ایمان آشکار شود. مردان خفته روزگار را فقط می شود با خون سرخ اهل بیت (ع) و اسارت مظلومانه ایشان بیدار کرد؛ زیرا هزاران بانگ و ندای آسمان علی (ع) و حسن (ع) آنان را بیدار نکرد. در زمانه متشابهات، کسانی را که محکمات را نادیده گرفته اند، تنها می توان با بانگی سهمگین و رعدی جانسوز بیدار کرد. خون علی(ع) در میان شبهات گم شد و جان حسن(ع) به تیرباران مدعیان مالکیت و ملکیت خانه رسول(ص) سوخت و پاره پاره شد. دراین وانفسای صداقت و صدق، تنها قربانی شدن محبوب دل پیامبر(ص) می توانست مردمان را بیدار کند و راه صداقت را درمیان شبهات نشان دهد و به عنوان آیه محکم الهی، راه هر شبهه و تردید را بربندد. شخص و شخصیت حضرت امام حسین(ع) خود آیه محکمی است که بر ایمان مؤمنان و کفر فاسقان و کافران و منافقان می افزاید. چنین شخصیتی است که خود را به قربانگاه می برد تا راه روشن را بر مردم آشکار سازد. اگر زمانی اسماعیل(ع) به قربانگاه می رود، به جای او، فدایی قرار می گیرد، اکنون زمانه به گونه ای شده است که نماد ونمادگرایی نمی تواند پاسخی به هزاران مسئله دهد. نمادگرایی نمی توانست شبهات امویان و سلطنت طلبان خلافت نما را برطرف کند. بنابراین می بایست با قربانی کردن خود، همه شبهات و تردیدها را در نادرستی راه امویان و خلافت سلطنتی به یکباره چون آذرخشی بسوزاند و ریشه اش را بخشکاند. این گونه است که خود از مسلخ حج خانه خدا به مسلخ حج خدا می رود و در طف خود را قربانی خدا می کند و ثارالله می شود. ● منتظران عشق خونین در اخبار و گزارش های معتبر- چنان که شهید مطهری نقل می کند- آمده است: حضرت امام حسین(ع) در خیمه نشسته و عده ای از اصحاب همراه ایشان بودند که دو نفر آمدند و عرض کردند: یا اباعبدالله! ما خبری داریم، اجازه می دهید آن را در همین مجلس به عرض شما برسانیم یا می خواهید درخلوت به شما عرض کنیم؟ فرمود: من از اصحاب خودم چیزی را مخفی نمی کنم، هرچه هست در حضور اصحاب من بگویید: یکی از آن دو نفر عرض کرد: یا ابن رسول الله! ما با آن مردی که دیروز با شما برخورد کرد ولی توقف نکرد، ملاقات کردیم، او مرد قابل اعتمادی بود، ما او را می شناسیم، هم قبیله ماست، از بنی اسد است. ما از او پرسیدیم درکوفه چه خبر است؟ خبر بدی داشت، خبر بدی داشت، گفت من از کوفه خارج نشدم مگر اینکه به چشم خود دیدم که مسلم و هانی را شهید کرده بودند و بدن مقدس آنها را در حالی که ریسمان به پاهایشان بسته بودند درمیان کوچه ها و بازارهای کوفه می کشیدند. اباعبدالله خبر مرگ مسلم را که شنید، چشمهایش پر از اشک شد، ولی فورا این آیه را تلاوت کرد: «من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدواالله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و مابدلوا تبدیلا» (احزاب، آیه ۲۳) در چنین موقعیتی اباعبدالله نمی گوید کوفه را که گرفتند، مسلم که کشته شد، هانی که کشته شد، پس ما کارمان تمام شد، ما شکست خوردیم، از همین جا برگردیم، جمله ای گفت که نشان می داد مطلب، چیز دیگری است. آیه فوق، ظاهرا درباره جنگ احزاب است، یعنی بعضی مؤمنین به پیمان خودشان با خدا وفا کردند و در راه حق شهید شدند، و بعضی دیگر انتظار می کشند که کی نوبت جانبازی آنها برسد. فرمود: مسلم وظیفه خودش را انجام داد، نوبت ماست. (حماسه حسینی، شهید مرتضی مطهری، ج۱، ص۲۰۳) این آیه بیانگر هدف حرکت امام حسین(ع) و دست کم بیانگر هدفی است که آن حضرت(ع) برای ادامه حرکت و قیام خود اتخاذ می کند. حضرت خود را در جایگاهی می بیند که تنها شهادت می تواند وی را در انجام مسئولیت و مأموریت الهی خویش کمک کند. از این رو با اشاره به شهادت حضرت مسلم(ع)، خود را در جایگاه منتظران آن قرار می دهد؛ زیرا مسیری که ایشان می پیماید نمی تواند جز به شهادت پایان یابد. سرانجام مخالفت با خلافت سلطنتی و تأکید بر بازگشت امت به مسیر خلافت ولایی نمی تواند چیزی جز شهادت باشد. این گونه است که آن حضرت(ع) با شهادت خونین خویش آیه محکم دیگری را برای امت نشان می دهد و راه را برای حرکت تاریخی مهدوی(عج) باز می کند و مردانی صادق را برای مهدی(عج) می سازد. تاریخ خونین کربلا، تاریخ عشق خونین مردانی الهی است که از مقام متالهین، به لقاء الله شتافتند و تاریکی را از پیش روی امت ها و ملت ها برداشتند. عشق عارفان مسلخ کربلا، سرشار از صداقت و وفای به پیمانی است که از روز الست بربکم با خداوند بسته بودند و در حقیقت تعبیر رویایی است که پیامبر(ص) دیده و خداوند در آیاتی چند گزارش کرده بود. بدین ترتیب با عشق سرخ خویش بوزینگان را از تخت خلافت به زیر کشید و حقیقت را بر تخت نشاند و شجره ملعونه را ریشه کن کرد و شجره طیبه را بر سراسر جهان حاکم گرداند.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/41111
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید