شیخ فرید الدین محمدبن ابراهیم، مشهور به عطار نیشابوری، در شمار نامدارترین و تأثیرگذارترین شعرا و عرفای بزرگ و ممتاز ادب پارسی است که آثار وی از دیر باز تاکنون همواره مورد رویکرد صاحبدلان و اصحاب خرد و اندیشه قرار داشته است.
عطار شاعری متفکر و دردمند است که دارای ذهنی نقاد و پرسشگر و جانی شیفته و ناآرام است. از این رو حیات او سرشار است از طلب و حرکت، از این رو همراهی با پیر فرزانهای چون او که به چندین و چند هنر آراسته است، گام نهادن در طریق سفری است سرشار از زیباترین جلوههای معنوی و عرفانی. چنانکه جناب استاد دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی عطار را شاعر سفرهای روحانی دانستهاند.
در خصوص زندگی و احوال عطار اطلاعات چندانی به آیندگان نرسیده است و آنچه که از او، از دروازههای زمان عبور کرده آمیزهای از واقعیت و افسانه است و به نظر میرسد دوستداران او گاه در ترسیم سیمای او به غلو متوسل شدهاند، بیآنکه عنایتی به این حقیقت داشته باشند که عطار آن قدر بزرگ است که به چنین ستایشها و مبالغهها بینیاز باشد.
" عطار، علوم زمان خود را فقه، حدیث، تفسیر، فنون ادبی، حکمت، کلام، طب و نجوم میدانست. و به اقتضای پیشه خود در گیاه شناسی بصیرت داشت و خواص داروها را میشناخت."
( جهان بینی عطار - ص ۲)
عطار، گاه در لابهلای آثار خویش، درباره زندگانی و احوال خود نیز سخن گفته است که به عنوان مثال میتوان به طبابت و میزان آگاهی او از علوم زمانهاش آگاهی یافت، چنانکه در " اسرارنامه" داستانی از طبابت خویش نقل میکند و یا در مقدمه "مصیبتنامه" پیشگفتاری در شرح
وظایفالاعضا دارد.
آنچه از چنین اشارتهایی استفاده میشود اینکه عطار در زمینه داروسازی و پزشکی بسیار مشهور بوده و مراجعات مردم برای معالجه، چنان فراوان بوده که خود در این باره گفته است:
به داروخانه پانصد شخص بودند
که در هر روز نبضم مینمودند
( اسرارنامه - ص ۱۷۰)
هر چند که برخی به کار بردن چنین رقمی را از سوی عطار اغراقآمیز دانستهاند، اما تردیدی وجود ندارد که عطار در زمانه خویش از عالمان تراز اول و مورد توجه و وثوق جامعه بوده است.
بیگمان عطار در زمره یکی از بزرگترین نوابغ بشریت قرار دارد که به جمیع علوم عصر خویش احاطه داشته و در این زمینه به صورت علمی و عملی فعالیتهای گسترده و مؤثری داشته است.
پیرامون آثار عطار تذکرهنویسان هر یک سخنی گفتهاند، چنانکه رضا قلیخان هدایت «۱۹۰» قاضی نورالله شوشتری «۱۱۴» و دولتشاه
«۴۰» کتاب به او نسبت دادهاند که استاد بدیعالزمان فروزانفر چنین اعداد و ارقامی را بیرون از تحقیق میدانند، هر چند که عطار بسیار پرکار بوده و خود نیز خود را " پرگوی" و"بسیارگوی" خوانده است.
( شرح احوال و نقد و تحلیل آثار عطار - ص ۷۴)
البته این نکته را نیز نباید از خاطر دور داشت که در نتیجه حمله ویرانگر و فاجعه آفرین مغولها به ایران - که بنا به قولی در این هجوم وحشیانه، عطار نیز به شهادت رسیده است- بسیاری از آثار مکتوب، از جمله آثار عطار نیز نابود و یا طی دوران دستخوش تاراج زمان شده است.
با این حال آنچه که از عطار برای آیندگان به یادگار مانده، بیانگر وسعت نظر، دانش کم نظیر و عمق اندیشهای است که به راستی شگفتانگیز و اثربخش بوده است.
اگر چه بیشتر عطار به عنوان شاعری عارف مسلک اشتهار یافته است. اما جایگاه و مرتبه این شخصیت بزرگ را تنها در این حد و حدود نباید محدود و منحصر دانست. زیرا عطار در تمامی علوم عصر خویش صاحبنظر بوده و به علاوه در زمینههای دیگر نیز اطلاعاتی را فراهم آورده که گاه چه بسا آنچه او گفته، یا به رشته تحریر درآورده یگانه منبع و ارزشمندترین سند پیرامون شخص، اشخاص، فرقهها و یا موضوعاتی است که به عصر او مربوط میباشد و یا اینکه به روزگار او نزدیک بوده و او به سبب مطالعه نسخههای نزدیکتر به زمان وقوع به آن وقوف داشته است و این نسخ بعدها از بین رفته است.
کتاب ارزنده " تذکره الاولیاء" یکی از آثار ارزنده عطار است که علاوه بر آنکه این اثر یک شاهکار ادبی در حوزه نثر پارسی است، در زمینه شرح حالنویسی و بیان دقایقی از اوضاع و احوال عرفای نامدار آن عصر مرجعی گرانبها و قابل استناد است.
علامه قزوینی " تذکره الاولیاء" را اثری دارای تأثیر بسیار قوی، بسیار عظیم و عدیم النظیر به لحاظ سادگی و شیرینی در بالاترین درجه بر شمرده است.
اثری که با ذکر قریب به یکصد تن از بزرگان، مشایخ و عرفای ایران و اسلام همراه است و با ذکر ابنمحمدجعفرالصادق(ع) آغاز و با ذکر امام محمدباقر(ع) به پایان میرسد.
( تذکره الاولیاء - ص ۱۴)
عطار، شاعری دین باور و پایبند به اخلاق است. او بسیاری از آثار و اشعار خود را با ذکر پروردگار یکتا آغاز کرده و به انجام میرساند. به علاوه بسیاری از اشعار او با الهام از آیات قرآن کریم سروده شده و یا از احادیث و روایات سرچشمه گرفته است.
بزرگترین و شاخصترین اثر ادبی عطار را " منطق الطیر" به شمار میآورند که اثری منظوم، رمزگونه و تمثیلی در ۴۶۰۰ بیت است و عطار آن را با توحید آغاز و در فنافیالله به پایان آورده است.
این اثر که به دیگر زبانهای جهان نیز برگردانده شده، اثری جذاب، عمیق و بسیار هوشمندانه است که به نحو اعجابانگیزی مخاطب را با خویش همسفر میسازد و به لحاظ بهرهگیری از سمبولیسم و نگاه ژرف شاعر، از دیر هنگام مورد تحسین و تمجید سخنوران و عطار پژوهان قرار داشته است.
پروفسور هلموت ریتر پژوهشگر و از عطار پژوهان نامدار غربی که به شدت علاقهمند به عطار بوده و به این سبب کتاب " دریای جان " را در شرح اندیشههای بلند این شاعر عارف به رشته نگارش در آورده است، یکی از ویژگیهای عطار را در آزاداندیشی او برمیشمارد و با اشاره به مطالعات خویش در آثار دیگر شاعران هم عصر عطار، نگاه تند و آتشین و ستم ستیز عطار را میستاید.
به این اعتبار میتوان گفت که علاوه بر همه محسنات، عطار شاعری حقجو، حقگو، منتقد و معترض نیز بوده است که با ارباب ثروت و قدرت سر سازش نداشته و در داستانهای اجتماعی خویش که گاه به عرصه طنز تلخ و گزنده نزدیک میشده، بر آنان میشوریده است. هر چند که زمانهای که عطار در آن میزیسته سعه صدر و ظرفیت درک اندیشهها و پرسشهای ذهن سوز و
توانفرسای او را نداشته و لذا عطار با کمال فراست و زیرکی برای بیان اعتراضها و یا سئوالهای فلسفی خویش به مجانین متوسل و حرفهای بزرگ خویش را از زبان دیوانگان بیان نموده، زیرا در شرع و عرف دیوانه را حرجی نباشد. در واقع میتوان گفت که عطار با بیان حقایق تلخ و دشوار زمانه خویش از زبان مجانین، کوشیده است تا به رسالت و تکلیف در برابر خدا و اجتماع عمل نموده و علاوه بر روشنفکری در جامعه، تصویر روشنی از روزگار خویش برای عصرها و نسلهای بعد به جا بگذارد.
برخلاف تلاشهای عدهای که کوشیدهاند تا عطار را به تصوف، گوشهگیری و رهبانیت بچسبانند و او را شاعری خلوت گزین و مردم گریز معرفی کنند، آنچه از آثار این شاعر آرمانگرا و ارزشمدار استفاده میشود، آنکه او سخن سرایی دانشمند، سخنوری معتقد و متعهد و دوستدار راستین انسانیت و عدالت است. به عبارت دیگر عطار را نمیتوان به عنوان شاعری برج عاجنشین محسوب کرد که با دردها و مشکلات آدمی بیگانه است.
عطار سعادت و رستگاری فرد را از جامعه جدا نمیداند و ستایشگر وحدت و یکپارچگی است آنچنان که ازسیمرغ " سیمرغ" میآفریند.
بسیار جای تعجب است که از میان این همه حکایات و اشارات نمادین جنبه اجتماعی و انتقادی موجود در آثار عطار مغفول مانده وعدهای با تاکیدهای مکرر بر این نکته که آثار عطار آثاری صرفا و عمدتا عرفانی و قابل فهم خواص است، تلاش دارند تا از راهیابی آثار و اندیشههای این شاعر درد آشنا و مردم نواز به میان تودههای جامعه خودداری کنند.عطار شاعری است که میبایست بازشناخته شود و پردههایی را که قرون و اعصار بین او و ما آویخته باید کنار زد تا چهره حقیقی و صمیمی او را بیهیچ نقاب و القایی به تماشا نشست.