امروز شنبه 24 مرداد 1405

Saturday 15 August 2026

عنصر اندیشه ؛ بر رواق شعر وطن!


1401/08/01
کد خبر : 53874
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 80 نفر
۱) شاعر یعنی ذهنی جستجو گر تا تجلّی اندیشه اش در شعر نشان دهد به مانایی فکر می کند و در همجواری با عاطفه و خیال پا را فراتر می نهد تا صاحب اندیشه ای چون جوهر روشن خلاقیت شود و در عرصه ی نقد ادبی معاصر به این روزنه کمتر پرداخته شد و سردر گمی شعر همین بس که نتواند هنرمندی شاعر را پیش رو گذارد و « اندیشه » از عناصر معنوی شعر است که با تلفیق حضور شاعرانه خط های پیام را « نسخ » می نویسد تا « نستعلیق » نشود زیرا شکستگی اندیشه را تداعی می کند و این شاهد مثال ها دلیلی روشن تر: گرت هواست به هر نیک و بد ، بسر بردن دلی چو آینه باید به دست آوردن - « فیاض لاهیجی » - اندیشه: باید دلی چون آینه صاف و زلال داشت نشان ماه و مهر آسمان ، دریای ابهام است که کس رازی از این اسرار پنهانی نمی داند - « شهدی لنگرودی » - اندیشه : از اسرار خلقت کسی بدرستی آگاه نیست. و امّا : استاد بهمن صالحی از شاعران توانا و سرآمد معاصر در مجموعه » خنجر و گل سرخ- نشر فصل پنجم- » ؛ دفتری در راستای ادبیات پایداری که « اندیشه » را دوست تر می دارد و نشان داد از « افق سیاه تر-۱۳۴۵» تا « باغ کاغذی - ۱۳۸۷ » - صالحی - به ماندگاری می اندیشد ، صاحب اندیشه است و عمیق تر می سراید تا « خودش » باشد ؛ شاعری با تفکری زلال ، زبانی صمیمی و از همه مهم تر دارای آرمان های میهنی ( وطنی ) مذهبی و عرفانی چونان آرمانی اثر گذار و به دور از لحظه های گذرا و مقطعی! ۲) « شهید » به عنوان یک کلمه ی واحد در اشعار صالحی حضوری اندیشمند دارد و« فکری » را به تصویرمی نشیند با خط هایی چون : سرفرازی ، ایثار ، وطن ، حق طلبی ، عاشورا و.. ▪ عاشورا زان شد نصیب فیض شهادت مرا که بود عشق حسین ( ع ) همسفر کربلای من شعر نامه ای از بهشت - ص ۸۲ ... و پرندگان واژه های من / که جسد کوچک تو را / - شهیدک نازنین ! / دوباره ی اصغر ! - / بر تابوتی از دستان مادر/ تا ابدیت / تشییع می کنند شعر دوباره اصغر - ص ۲۰ در جنگ چو با حضم بد آهنگ شدیم / وارسته ز قید و سازش و ننگ شدیم / بی واهمه از شکست و بی ترس ز مرگ / » ما مثل حسین وارد جنگ شدیم » شعر جوانه های جنگ - ص ۱۱ - اندیشه : شعر پایداری ، شعر دفاع مقدس یعنی تلفیقی روشن و مؤ منانه با لحظه های ماندگار عاشورایی ▪ وطن سلام ما به شهیدان خاک خوب وطن به گورهای غریبانه در جنوب وطن .... سلام ما به تو ای میهن مقدس نور سلام ما به تو ای زادگاه شعر و شعور شعر سلام نامه - ص ۴۲ ای دل بنگر جنوب میهن را / هنگامه ی تازیان ریمن را / آن شنعت روبهان صحرایی / در بیشه ی شیرهای موطن را شعر جنوب خونین - ص ۵۸ ایران دیار مردم آزاد و جنگجوست ایران از دفاع وطن بر کنار نیست شعر حجم جنایت - ص ۶۴ - اندیشه : وطن یعنی سرزمینی که همیشه مقدس است. ▪ ایثار ز رزمتان شده دشمن ز خاک میهن دور درود ما به شما ای سپاهیان غیور هزار تهنیت ای عاشقان راه حسین ( ع ) که تنگ ، عرصه به دشمن نموده اید چو گور شعر نماز شکر گزاریم - ص ۷۳ بنگر ، بنگر به صحنه ناورد / مردان غیور و شیر اوژن را / با شور حماسه آفرینی ها /بس سینه به رنگ خون مزین را شعر جنوب خونین - ص ۶۰ ای به آغوش صحنه های نبرد / دست امداد غیب یاورتان / لاله های کوچک سرود مرا / چه قیاسی به زخم پیکرتان شعر با رزمندگان - ص ۳۵ سرباز تو نخل وادی ایمانی هم عهد تفنگ و همدم قرآنی با قامت سرخ فام تاریخی خویش مقیاس فرازمندی ایرانی شعر جوانه های جنگ - ص ۹ - اندیشه : رزمندگان با ایثار ، جوانمردی و از جان گذشتگی نشان دادند سرشار از حماسه ی حسینی بودند ۳) « صالحی » در آغاز مجموعه » خنجر و گل سرخ » با عنوان » سخن شاعر » و خطاب به هموطن! اینگونه نوشت:با امید به اینکه به عنوان یک حضور عاشقانه در جبهه ی فرهنگی این جهاد ملی و دینی مورد رضای حق قرار گیرد. شاعر در فراسوی نگاهش به پنجره احساس ؛ آرزومند رضایت پروردگار است و اینکه تبیین » ادبیات پایداری » روز به روز حضور فرهنگی عاشقانه و صمیمانه را می طلبد آن هم با یاری و همت دلسوختگان عرصه ی دفاع مقدس ! « بهمن صالحی » همراه با خنجر و گل سرخ ؛ جنگ را اینگونه می آراید: کشتار مردمان مسلمان و بی گناه حجم جنایتی است که در روزگار نیست بنگر چه مایه دشمنیت هست با بشر کز قتل صد هزارت از این خلق عار نیست شعر حجم جنایت - ص ۶۳ افکندن بمب های ویرانگر / ویرانی شهر و کوی و برزن را تا راندن خلقی از دیار خود / فرسودن مرد و کشتن زن را بازیدن پنجه های جسارت ها / بس دخترکان پاکدامن را شعر جنوب خونین - ص ۵۹ باری از فرط صدمت صدام / هر چه آباد و سبزش ، ویران بود هیچ کافر نکرد با کافر / آنچه مقدور این مسلمان بود راست گویم بدین قساوت و عذر / بالله انسان نبود ، حیوان بود شعر رنجنامه آبادان - ص ۵۰ همه کارم به عمر دلتنگی ست همه حرفم ز جنگ بیزاری غافل از اینکه در مقام جهاد نیست این رسم مردی و یاری شعر با رزمندگان - ص ۳۴ - اندیشه : جنگ چیز خوبی نیست ، خرابی پشت خرابی ، امّا جنگ ما نمونه ای از جهاد معاصر بود جهادی سرشار از ماندگاری و جاودانه شدن ها و با عطر خوش « یا حسین ها ...» ۴) اندیشه در اشعار حماسی و میهنی و دینی « خنجر و گل سرخ » حضور ملموس عاشورا و انتظار را از جان و دل به تکرار می نشیند تا راوی شقایق های پرپری باشد که آوای شان بهشتی هست و یادشان جاوید. خلاقیت اندیشمند در شعر یعنی همین: خنجر و گل سرخ را به بازخوانی و مرور بنشینی با جوهر اندیشه ای از این دست: ۱) خنجر و گل سرخ یعنی شعری برای شهیدان ؛ مبادا رنگ فراموشی بگیرند. ۲) خنجر و گل سرخ یعنی شعری با بهاری های عاشورا و انتظار ۳) خنجر و گل سرخ یعنی شعری با عطر و رایحه ی خوش وطن ، وطنی مقدس و پاک. ۴) خنجر و گل سرخ یعنی شعری تا بی قراری مادر شهید. ۵) خنجر و گل سرخ یعنی شعری با سلام به روزان آفتابی عشق. ۶) خنجر و گل سرخ یعنی : صالحی هنوز با غزل نفس می کشد / سبک عراقی رد ّپای روشن و زیبایی دارد / در مقایسه با سایر قالب های شعر ، صالحی هنوز همسایه غزل است / شعر دیروز را خوب می شناسد و در بکار گیری واژه های دیروزی و تلفیق با نو آوری ها توانایی خاصی دارد / ادای دینش را به ادبیات پایداری مؤ منانه و عاشقانه نشان داده است / در اشعار حماسی خود را از طبیعت رها نمی کند و به جغرافیای بومی توجه دارد. عنصر اندیشه ؛ بر رواق شع« خنجر و گل سرخ » چون آینه می درخشد و این جاودانگی را تاریخ معاصر مرز و بوم ایران سرفرازانه در سینه دارد.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/53874
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید