امروز پنج‌شنبه 15 مرداد 1405

Thursday 06 August 2026

عوامل ماندگاری در جهل


1401/08/01
کد خبر : 43689
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 82 نفر
در این جا نگاهی به برخی از عواملی می‌شود که زمینه‌های جهل در انسان را فراهم می‌آورد و موجب می‌شود تا انسان نتواند از قوه عقلی و قلبی خویش برای تحلیل داده‌های شناختی استفاده نماید. بیان این عوامل جهل (و شاید به تعبیر درست موانع علم) که از قرآن استفاده می‌شود به معنای این نیست که تنها موارد بیان شده زمینه و بستر جهل را فراهم می‌آورد بلکه به این معناست که امور یاد شده مهم‌ترین و اصلی‌ترین موانع پیدایی دانش و عامل گرفتاری و بقای انسان در جهل می‌باشد. ۱) محیط زیست انسان در محیط زیست خود که شامل محیط اجتماعی و فرهنگی و سیاسی و امکانات و ظرفیت‌ها می‌شود رشد می‌کند و به بالندگی می‌رسد. صفا و صمیمیت روستایی و قوانین ساده و جرم و جنایت و نیرنگ آن به همان سادگی روستاست و قوه عاقله بشر نیازی نمی‌بیند تا نیرو و توان بسیاری را صرف کند تا به درک محیط و حل مسایل و مشکلات برسد. همین سادگی موجب می‌شود که رشد قوای عقلی نیز محدود و بسته به محیط زیستی شخص باشد. قرآن بادیه‌نشینی و دوری از فرهنگ پیشرفته مدنی و شهرنشینی را زمینه ناآگاهی به قوانین و احکام الهی برمی‌شمارد. (توبه آیه ۹۷) این بدان معنا خواهد بود که انسان تحت تأثیر محیط زیست خویش از دسترسی به عوامل دانش‌افزایی بی‌بهره می‌شود و عقل و هوش وی تحلیل می‌رود. شیطان و پیروی از گام‌ها و سنت و سیره وی موجب می‌شود که انسان، در علم را بر خود ببندد و در جهل و نادانی باقی بماند. برخی از اندیشمندان بر این باورند که اعراب بادیه‌نشین ناتوان بر دریافت امور کلی می‌باشند؛ زیرا امور محسوس و جزیی آنان را چنان محدود می‌سازد که از درک امور عقلانی ناتوان می‌باشند. از آن جایی که حدود و قوانین به شکل امورکلی می‌باشد بادیه‌نشینان گرفتار جهل و نادانی به این امور می‌شوند و از درک قوانین عاجز می‌مانند. با آن که قرآن کوشیده است در بیان قوانین از ساختار ساده‌تری بهره برد و با بهره‌گیری از تمثیل و بیان مصادیق امور کلی و صرف عقلی را به گونه‌ای ساده بیان کند. با این همه اعراب بادیه‌نشین و روستاییان دور از تمدن شهری از درک همین امور ساده شده نیز ناتوان و عاجز می‌باشند. بنابراین می‌توان گفت که بادیه‌نشینی و دوری از فرهنگ و تمدن شهری می‌تواند خود عاملی مهم در بقا و پایداری جهل و نادانی وی به شمار آید. ۲) بیماری عقلی و دل مردگی عقل و دل (قلب) به عنوان مهم‌ترین و اصلی‌ترین ابزار دانشی بشر از جایگاه ویژه و خاصی برخوردار می‌باشد. انسان اگر از ابزارهای کامل شناختی چون حواس بهره‌مند باشد، زمانی می‌تواند به دانش و دانایی دست یابد که بتواند به درستی از قوه عاقله و قلب خویش بهره گیرد. عدم بهره‌گیری از قلب و قوه عاقله به معنا و مفهوم بقا و پایداری در حالت جهالت و نادانی خواهد بود. قرآن بیماری عقلی و دل مردگی را عاملی مهم در جهل و بقای نادانی انسان برمی‌شمارد و هشدار می‌دهد که بیماری عقلی و دل مردگی خویش را درمان کند تا از جهل و نادانی رهایی یابد. قرآن از بیماری قوه عاقله بشر گاه به «اکنه» و پرده یاد می‌کند. (انعام آیه ۲۵) و توضیح می دهد که دل و قوه دانش و آگاهی بشر در پرده‌ای قرار می‌گیرد که امکان آن نیست تا شخص بتواند از ابزارهای شناختی خود به طور درست بهره‌مند شود. در آیه ۸۶ و نیز ۹۳ و ۱۲۷ سوره توبه از دل‌ها و قوای عاقله‌ای سخن می‌گوید که مهر خورده و از وضعیت طبیعی خود خارج شده و صرف گردیده‌اند. این دل‌ها نیز نمی‌تواند درک و فهمی داشته باشند و ایجاد دانشی بکنند. نکته جالب در این آیات آن است که گاه سخن از دانش ساده و علم می‌شود و گاه از دانش عمیق سخن به میان می‌آید. به این معنا که اشخاصی که دچار بیماردلی و دگرگونی در ساختار قالب و قوه عاقله و یا بسته شدن آن شده‌اند، گاه از درک عادی و دانش معمولی عاجز می‌شوند و گاه دیگر نمی‌توانند به فهم و دانش عمیق و ژرفی برسند. از این روست که گاه سخن از علم و گاه دیگر از فقه می‌شود. ۳) دوری از ذکر قرآن عدم بهره‌گیری از ذکر و یاد خدا و اعتراض و دوری از آیات الهی را عاملی مهم در مهر شدن دل‌ها و یا بسته شدن راه دانش و قفل شدن و بیماری آن برمی‌شمارد و بر این باور است که اشخاص با دوری از آیات الهی و انکار آن و از یاد بردن خداوند گرفتار دل مردگی می‌شوند و راه دانش واقعی بر آنان بسته می‌شود. این گونه است که شخص در جهل و نادانی خویش باقی می‌ماند و راهی برای دانش و علم ساده و یا فهم و علم ژرف برای وی باز و گشوده نمی‌ماند. (اسراء آیه ۴۶ و نیز کهف آیه ۵۷) حضرت آیت الله بهجت می‌فرماید که راه دانش و علم آن است که به علم و دانش خویش عمل کنید. هر دانشی را که یافته‌اید اگر بدان عمل کنید دانشی دیگر بر دانش شما افزوده می‌شود. ۴) شیطان و اعمال شیطانی قرآن شیطان را دشمن آشکار بشر می‌شناساند و از وی می‌خواهد که خود را از شر و زیان وی به خدا بسپارد و به او پناه برد. در تحلیل قرآنی میان جهل و بقای آن در انسان و شیطان ارتباط استواری را برقرار کرده است و می‌فرماید که شیطان و پیروی از گام‌ها و سنت و سیره وی موجب می‌شود که انسان، در علم را بر خود ببندد و در جهل و نادانی باقی بماند. شیطان برای دستیابی به هدف خویش و بستن راه دانش و علم بر انسان از راه‌ها و ساز و کارهای بسیاری بهره می‌گیرد. یکی از این راه‌ها ترغیب و تشویق انسان به رفتارهای ناشایست و گفتارهای زشت و کردارهای ناپسند است. این گونه است که انسان راه‌های درک و علم و دانش را بر خود می‌بندد و دچار جهل و نادانی می‌شود و بر پایه همان جهل خویش نسبت ناروایی را به خدا نسبت می‌دهد. (بقره آیه ۱۶۸ و ۱۶۹) در تحلیل قرآنی رفتار و کردار آدمی در بقای انسان در جهل و یا دانش افزایی وی موثر است. انسان هرچه بیشتر به دانش خویش عمل کند دانش ژرف‌تر بر وی گشوده می‌شود و راه عرفان و شناخت و دانش شهودی و عرفانی بر وی باز می‌شود. چنان که عمل به زشتی‌ها نه تنها راه عرفان و شهود را بر وی می‌بندد بلکه راه دانش‌های عادی را نیز بر وی سلب می‌کند. حضرت آیت الله بهجت می‌فرماید که راه دانش و علم آن است که به علم و دانش خویش عمل کنید. هر دانشی را که یافته‌اید اگر بدان عمل کنید دانشی دیگر بر دانش شما افزوده می‌شود. بنابراین عمل به معلومی معلومی دیگر را تولید و ایجاد می‌کند و ترک عمل به معلومی جهل را در شما می‌افزاید.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://mail.aftabir.com.168-119-213-99.cpanel.site/article/show/43689
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید